اعتماد یک ملت را ارزان نفروشیم
در عصر شبکههای اجتماعی، فاصله میان «دیدن» و «داوری کردن» گاهی به چند ثانیه فرو میکاهد. خبری منتشر میشود، جملهای جدا از زمینه اصلی دست به دست میگردد، یا روایتی ناقص در فضای مجازی میچرخد؛ و پیش از آنکه حقیقت مجال آشکار شدن پیدا کند، موجی از قضاوتها برمیخیزد. در چنین فضایی، آنچه پیش از هر چیز در معرض آسیب قرار میگیرد، نه فقط اعتبار افراد، بلکه تارهای ظریفی است که جامعه را به هم پیوند میدهد؛ تارهایی نامرئی که نام دیگرشان اعتماد عمومی است.
سعید خادمی*
در عصر شبکههای اجتماعی، فاصله میان «دیدن» و «داوری کردن» گاهی به چند ثانیه فرو میکاهد. خبری منتشر میشود، جملهای جدا از زمینه اصلی دست به دست میگردد، یا روایتی ناقص در فضای مجازی میچرخد؛ و پیش از آنکه حقیقت مجال آشکار شدن پیدا کند، موجی از قضاوتها برمیخیزد. در چنین فضایی، آنچه پیش از هر چیز در معرض آسیب قرار میگیرد، نه فقط اعتبار افراد، بلکه تارهای ظریفی است که جامعه را به هم پیوند میدهد؛ تارهایی نامرئی که نام دیگرشان اعتماد عمومی است.
جامعهشناسان از «سرمایه اجتماعی» بهعنوان یکی از ستونهای پایداری جوامع یاد میکنند. رابرت پاتنام و جیمز کلمن ــ دو اندیشمند برجسته آمریکایی در حوزه جامعهشناسی مدرن ــ نشان دادهاند که شبکههای اعتماد و همکاری چگونه میتوانند توان یک جامعه را برای عبور از بحرانها افزایش دهند. این سرمایه در طول سالها و از دل تجربههای مشترک ساخته میشود؛ گرههایی از اعتماد که میان مردم، نهادها و چهرههای اثرگذار شکل میگیرد و بهتدریج شبکهای از اعتبار اجتماعی را میسازد.
بخشی از این شبکه در نهادها شکل میگیرد و بخشی دیگر در چهرههایی که در طول سالها تلاش علمی، فرهنگی، اجتماعی یا حرفهای در حافظه جمعی مردم جای گرفتهاند. این چهرهها ــ خواه هنرمند باشند یا ورزشکار، دانشمند باشند یا نویسنده ــ بهتدریج به گرههایی مهم در این شبکه اعتماد تبدیل میشوند؛ گرههایی که اگر استوار بمانند، رشتههای پیوند اجتماعی نیز استوارتر خواهد ماند.
اما همانقدر که شکلگیری چنین سرمایهای زمان میبرد، گسستن آن میتواند بسیار سریع رخ دهد. فضای پرشتاب و هیجانی شبکههای اجتماعی گاه چنان عمل میکند که یک قضاوت عجولانه یا موجی احساسی، سالها اعتبار و اعتماد را در معرض آسیب قرار دهد. مسئله در اینجا صرفاً دفاع از یک فرد یا یک نام نیست؛ مسئله آن است که هر بار حرمت چهرهای که در حافظه عمومی نقش داشته بهسادگی شکسته میشود، در واقع رشتهای از این شبکه اعتماد نیز از هم گسسته میشود.
البته این سخن به معنای مصونیت هیچکس از نقد نیست. جامعه سالم، جامعهای است که در آن نقد وجود دارد و گفتوگو جریان دارد. چهرههای اثرگذار نیز، به دلیل جایگاه و تأثیری که دارند، طبیعی است بیش از دیگران در معرض داوری عمومی باشند. اما میان نقد مسئولانه و تخریب هیجانی فاصلهای جدی وجود دارد؛ فاصلهای که اگر نادیده گرفته شود، بهجای اصلاح، به فرسایش همان رشتههای اعتمادی میانجامد که جامعه برای ایستادن به آنها نیاز دارد.
از سوی دیگر، خود چهرههای اثرگذار نیز مسئولیتی مضاعف دارند. جایگاهی که در ذهن و اعتماد مردم شکل گرفته، تنها یک امتیاز اجتماعی نیست؛ بلکه تعهدی اخلاقی است. کسانی که به گرههای مهم این شبکه اعتماد تبدیل شدهاند، باید بیش از دیگران مراقب سخن و رفتار خود باشند. در روزهای حساس و لحظات دشوار، انتظار طبیعی جامعه آن است که این چهرهها در کنار منافع مردم و سربلندی کشور بایستند؛ چرا که هر لغزش آنها میتواند بخشی از این رشتههای اعتماد را سست کند.
خرد جمعی اقتضا میکند که جامعه از دام قضاوتهای شتابزده فاصله بگیرد. تجربههای تاریخی نشان میدهد ملتها زمانی توان عبور از بحرانها را پیدا میکنند که بتوانند دایره همدلی و همراهی را گسترش دهند. هنر تدبیر اجتماعی آن است که حتی در دل اختلافها نیز راهی برای نزدیکتر شدن پیدا کند؛ راهی که بتواند معاند را به مخالف، مخالف را به همراه، و همراه را به سرمایهای برای آینده تبدیل کند. چنین رویکردی در واقع کوششی است برای آنکه رشتههای گسسته دوباره به هم پیوند بخورند و شبکه اعتماد اجتماعی ترمیم شود.
در نهایت، آنچه یک جامعه را در برابر تلاطمها پایدار نگه میدارد، تنها امکانات مادی یا ساختارهای رسمی نیست؛ بلکه همان شبکه ظریف اعتماد، احترام متقابل و احساس تعلق مشترک است. این شبکه بهآسانی ساخته نمیشود و اگر گسسته شود، بازبافتن آن کاری زمانبر و دشوار خواهد بود.
و شاید در زمانهای که سرعت قضاوت از سرعت فهمیدن پیشی گرفته، باید این حقیقت را دوباره با صدای بلند گفت:
اعتماد، ریسمانی است که ملتها بر آن از بحرانها عبور میکنند و هیچ ملتی با ریسمان پاره، راه به جایی نمیبرد.
* مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور و راهبر روابط عمومی و امور بین الملل