|

روایت یک عدد شرم‌آور

سهم فرهنگ از بودجه کشور، ۱.۷۴ درصد است. این فقط یک عدد نیست؛ اعتراف است؛ یک نشانه است. اعتراف و نشانه‌ای آرام اما سنگین از اینکه در سرزمینی با هزاران سال حافظه، فرهنگ هنوز در حاشیه ایستاده است.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

سهم فرهنگ از بودجه کشور، ۱.۷۴ درصد است. این فقط یک عدد نیست؛ اعتراف است؛ یک نشانه است. اعتراف و نشانه‌ای آرام اما سنگین از اینکه در سرزمینی با هزاران سال حافظه، فرهنگ هنوز در حاشیه ایستاده است. در کشوری با چنین تاریخ، زبان و سرمایه تمدنی، سهم فرهنگ از بودجه به ۱.۷۴ درصد رسیده است و این عدد بیش از آنکه یک گزارش مالی باشد، یک پرسش بنیادین است: ما دقیقا برای ساختن چه چیزی هزینه می‌کنیم، اگر نه برای معنا؟

در جهانی که کشورها برای تسخیر ذهن‌ها، برای روایت، برای تصویر و برای قدرت نرم سرمایه‌گذاری می‌کنند، ما هنوز در حال تردیدیم که آیا فرهنگ «هزینه» است یا «سرمایه».

فرهنگ را مثل شمعی در توفان رها کرده‌ایم و بعد از همان روشنایی لرزان، انتظار خورشید داریم. از چیزی که به‌سختی زنده نگه داشته‌ایم، انتظار روشن‌کردن یک ملت را داریم.

از درختی که ریشه‌اش را بریده‌اند، سایه می‌خواهیم. از چاهی که آبش را بسته‌اند، سیرابی یک جامعه را طلب می‌کنیم و از فرهنگی با سهم ۱.۷۴درصدی، انتظار داریم هویت بسازد، امید تولید کند، زبان مشترک ایجاد کند و در میدان جهانی، تصویر یک ملت را نگه دارد. این دیگر فقط مسئله بودجه نیست؛ نشانه یک سوءتفاهم عمیق است: سوءتفاهم درباره اینکه فرهنگ حاشیه نیست، بلکه زیرساخت است. حقیقت تلخ اما ساده است: هیچ تمدنی ناگهان فرو نمی‌ریزد. ابتدا حافظه‌اش فرسوده می‌شود، بعد روایتش از خودش کم‌رنگ می‌شود، سپس رؤیاهایش رنگ می‌بازد، بعد زبان مشترکش ترک برمی‌دارد و در نهایت جامعه‌ای باقی می‌ماند که ایستاده است، اما دیگر نمی‌داند برای چه.

۱.۷۴ درصد...

این فقط یک سهم از بودجه نیست؛ نوعی بیانیه است. بیانیه‌ای ناگفته اما روشن درباره جایگاه فرهنگ در اولویت‌های تصمیم‌گیری. بودجه‌ها معمولا توضیح نمی‌دهند، اما صادق‌ترین روایت را با عدد می‌نویسند. و این عدد بی‌رحمانه نشان می‌دهد فرهنگ هنوز در پایین‌ترین سطوح اهمیت ایستاده است. فرهنگ، در ساده‌ترین تعریف، حافظه زنده یک ملت است و هرگاه این حافظه تضعیف شود، هیچ پیشرفتی جای آن را پر نخواهد کرد. پیشرفت بدون حافظه، فقط سرعت است، نه جهت. شاید مسئله این نباشد که چقدر کم خرج می‌کنیم، مسئله این باشد که چه چیزی را جدی نمی‌گیریم. تمدن‌ها معمولا با فقر نمی‌میرند؛ با فراموشی روایت خودشان از پا می‌افتند. و خطرناک‌ترین لحظه، نه زمانی است که چیزی نداریم، بلکه زمانی است که دیگر نمی‌دانیم چه چیزی باید داشته باشیم.

شاید این عدد بیش از یک گزارش اقتصادی، یک آینه باشد. فرهنگ اگر در بودجه کوچک شود، در آینده دیگر قابل جبران نخواهد بود؛ چون هویت با عدد بازسازی نمی‌شود. آنجا که فرهنگ حذف می‌شود، تاریخ ادامه دارد اما دیگر کسی در آن زندگی نمی‌کند.

 

 

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.