اثرات ویرانگر انسداد تنگه هرمز بر امنیت غذایی در جهان
تهاجم گسترده آمریکا و اسرایئل به ایران همراه با افزایش تنشها و درگیریها در خاورمیانه بار دیگر نشان میدهد که بازارهای انرژی، زنجیرههای تأمین کود شیمیایی و نظامهای تولید و توزیع غذا تا چه اندازه مهم و به یکدیگر وابسته و درهمتنیده شدهاند.
تهاجم گسترده آمریکا و اسرائیل به ایران همراه با افزایش تنشها و درگیریها در خاورمیانه بار دیگر نشان میدهد که بازارهای انرژی، زنجیرههای تأمین کود شیمیایی و نظامهای تولید و توزیع غذا تا چه اندازه مهم و به یکدیگر وابسته و درهمتنیده شدهاند.
انسداد تنگه هرمز ــ که یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان و مسیر اتصال تولیدکنندگان خلیج فارس به بازارهای جهانی است ــ جریان صادرات جهانی را مختل کرده است. تنگه هرمزکه در شرایط عادی روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از آن عبور میکند؛ تقریباً یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان را شامل میشود. افزون بر این، حدود یکپنجم صادرات جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) و حداقل ۳۰ درصد از کودهای شیمیایی مورد معامله در بازارهای بینالمللی نیز از همین مسیر عبور میکنند.
در عرض چند روز، تردد نفتکشها بیش از ۹۰ درصد کاهش یافت و در نتیجه بین ۸ تا ۱۰ میلیون بشکه در روز از تولید نفت عملاً متوقف شد. بازارها به سرعت واکنش نشان دادند. قیمت نفت برنت بین ۲۰ تا ۳۵ درصد افزایش یافت و برای مدتی به حدود ۱۱۵ تا ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسید. قیمت گاز طبیعی در اروپا نیز ۵۰ تا ۷۵ درصد جهش کرد. همزمان بازار کودهای شیمیایی نیز با کمبود مواجه شد و قیمت اوره در اوایل ماه مارس نزدیک به ۲۰ درصد افزایش یافت.
این شوکها به سرعت به نظامهای کشاورزی و سیستم غذایی منتقل میشوند. افزایش قیمت انرژی و کود شیمیایی هزینههای تولید کشاورزی را بالا میبرد و ممکن است کشاورزان را مجبور کند مصرف کود را کاهش دهند. نتیجه چنین روندی کاهش عملکرد محصولات در ادامه سال و در نهایت افزایش قیمت مواد غذایی در بازارهای جهانی خواهد بود.
کشورهایی که به واردات وابستهاند بیش از همه در معرض آسیب قرار دارند. بسیاری از اقتصادهای آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین بخش مهمی از کود مورد نیاز خود را از تولیدکنندگان خلیج فارس تأمین میکنند. اختلال در عرضه، هم قیمتها را بالا میبرد و هم کمبود ایجاد میکند. حتی افزایشهای نسبتاً محدود قیمت میتواند کشاورزان خرد را وادار کند مصرف کود را بشدت کاهش دهند؛ مسئلهای که به کاهش تولید و تشدید خطر ناامنی غذایی در سطح جهان میانجامد.
شوکهای انرژی همچنین پیوند میان بازارهای سوخت و مواد غذایی را تقویت میکنند. افزایش قیمت نفت معمولاً تقاضا برای سوختهای زیستی را بالا میبرد و مصرف محصولاتی مانند ذرت، روغن سویا و روغن پالم را ــ که برای تولید اتانول و بیودیزل استفاده میشوند ــ افزایش میدهد. در بلندمدت این روند میتواند سطح زیرکشت محصولات انرژیبر را افزایش داده و نوسان قیمتها در بازار جهانی غذا را تشدید کند.
این بحران علاوه بر پیامدهای غذایی و انرژی، خطرات اقتصادی جهانی و گستردهتری نیز در پی دارد. از سوی دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس میزبان میلیونها کارگر مهاجر هستند که سالانه میلیاردها دلار برای خانوادههای خود حواله میکنند. تداوم اختلال در اقتصاد منطقه میتواند این جریانهای مالی را کاهش دهد و در نتیجه قدرت خرید خانوارها در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، همزمان با افزایش قیمت غذا و انرژی، تضعیف شود.
اما شرایط در ایران متفاوت است. توقف صدور کالاها و محصولات کشاورزی به خارج از کشور باعث کاهش قیمت محصولات در بازار داخلی شده است. این اقدام عملا باعثشده در ایام نوروز، که تقاضای بازار برای میوه و سبزیجات ب شدت افزایش می یابد، کماکان ثابت و در بسیاری از شهرها وبخصوص قطب های کشاورزی قیمتها نسبت به قبل و به نفع مصرف کنندگان کاهش یافته است. شاید این امر از نظر مدیران باعث ثبات قیمتها و کاهش تنش قیمتها در بازار و در شرایط جنگی شود اما شرایط برای تولید کنندگان ایرانی محصولات صادراتی و کشاورزان بسیار نامطلوب و همراه با زیان فراوان میباشد. این شوک میتواند ثبات و پایداری فرآیند تولید را به مخاطره بیاندازد. در چنین شرایطی، شاید تلاش برای بازگشایی تنگه هرمز از طریق راهحلهای دیپلماتیک همچنان مؤثرترین راه برای بازگرداندن ثبات به بازارهای جهانی باشد. اما تمام شواهد نشانگر آنست که در معادله جنگ کنونی طرف اصلی و حاکم در این مذاکرات دولت ایران میباشد. دولت ایران نیز قطعا از اهرم کنترل تنگه هرمز در این معادله و جنگ منطقه ای تا حصول موقعیتی پایدار و امنیت بلند مدت خود حداکثر استفاده را خواهد کرد.
در عین حال، اقدامات و توصیه های هماهنگ بینالمللی توسط دولتها و سازمان ملل برای کاهش پیامدهای بحران آغاز شده است، از جمله این اقدامات:
انسداد تنگه هرمز ــ که یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان و مسیر اتصال تولیدکنندگان خلیج فارس به بازارهای جهانی است ــ جریان صادرات جهانی را مختل کرده است. تنگه هرمزکه در شرایط عادی روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از آن عبور میکند؛ تقریباً یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان را شامل میشود. افزون بر این، حدود یکپنجم صادرات جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) و حداقل ۳۰ درصد از کودهای شیمیایی مورد معامله در بازارهای بینالمللی نیز از همین مسیر عبور میکنند.
در عرض چند روز، تردد نفتکشها بیش از ۹۰ درصد کاهش یافت و در نتیجه بین ۸ تا ۱۰ میلیون بشکه در روز از تولید نفت عملاً متوقف شد. بازارها به سرعت واکنش نشان دادند. قیمت نفت برنت بین ۲۰ تا ۳۵ درصد افزایش یافت و برای مدتی به حدود ۱۱۵ تا ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسید. قیمت گاز طبیعی در اروپا نیز ۵۰ تا ۷۵ درصد جهش کرد. همزمان بازار کودهای شیمیایی نیز با کمبود مواجه شد و قیمت اوره در اوایل ماه مارس نزدیک به ۲۰ درصد افزایش یافت.
این شوکها به سرعت به نظامهای کشاورزی و سیستم غذایی منتقل میشوند. افزایش قیمت انرژی و کود شیمیایی هزینههای تولید کشاورزی را بالا میبرد و ممکن است کشاورزان را مجبور کند مصرف کود را کاهش دهند. نتیجه چنین روندی کاهش عملکرد محصولات در ادامه سال و در نهایت افزایش قیمت مواد غذایی در بازارهای جهانی خواهد بود.
کشورهایی که به واردات وابستهاند بیش از همه در معرض آسیب قرار دارند. بسیاری از اقتصادهای آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین بخش مهمی از کود مورد نیاز خود را از تولیدکنندگان خلیج فارس تأمین میکنند. اختلال در عرضه، هم قیمتها را بالا میبرد و هم کمبود ایجاد میکند. حتی افزایشهای نسبتاً محدود قیمت میتواند کشاورزان خرد را وادار کند مصرف کود را بشدت کاهش دهند؛ مسئلهای که به کاهش تولید و تشدید خطر ناامنی غذایی در سطح جهان میانجامد.
شوکهای انرژی همچنین پیوند میان بازارهای سوخت و مواد غذایی را تقویت میکنند. افزایش قیمت نفت معمولاً تقاضا برای سوختهای زیستی را بالا میبرد و مصرف محصولاتی مانند ذرت، روغن سویا و روغن پالم را ــ که برای تولید اتانول و بیودیزل استفاده میشوند ــ افزایش میدهد. در بلندمدت این روند میتواند سطح زیرکشت محصولات انرژیبر را افزایش داده و نوسان قیمتها در بازار جهانی غذا را تشدید کند.
این بحران علاوه بر پیامدهای غذایی و انرژی، خطرات اقتصادی جهانی و گستردهتری نیز در پی دارد. از سوی دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس میزبان میلیونها کارگر مهاجر هستند که سالانه میلیاردها دلار برای خانوادههای خود حواله میکنند. تداوم اختلال در اقتصاد منطقه میتواند این جریانهای مالی را کاهش دهد و در نتیجه قدرت خرید خانوارها در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، همزمان با افزایش قیمت غذا و انرژی، تضعیف شود.
اما شرایط در ایران متفاوت است. توقف صدور کالاها و محصولات کشاورزی به خارج از کشور باعث کاهش قیمت محصولات در بازار داخلی شده است. این اقدام عملا باعثشده در ایام نوروز، که تقاضای بازار برای میوه و سبزیجات ب شدت افزایش می یابد، کماکان ثابت و در بسیاری از شهرها وبخصوص قطب های کشاورزی قیمتها نسبت به قبل و به نفع مصرف کنندگان کاهش یافته است. شاید این امر از نظر مدیران باعث ثبات قیمتها و کاهش تنش قیمتها در بازار و در شرایط جنگی شود اما شرایط برای تولید کنندگان ایرانی محصولات صادراتی و کشاورزان بسیار نامطلوب و همراه با زیان فراوان میباشد. این شوک میتواند ثبات و پایداری فرآیند تولید را به مخاطره بیاندازد. در چنین شرایطی، شاید تلاش برای بازگشایی تنگه هرمز از طریق راهحلهای دیپلماتیک همچنان مؤثرترین راه برای بازگرداندن ثبات به بازارهای جهانی باشد. اما تمام شواهد نشانگر آنست که در معادله جنگ کنونی طرف اصلی و حاکم در این مذاکرات دولت ایران میباشد. دولت ایران نیز قطعا از اهرم کنترل تنگه هرمز در این معادله و جنگ منطقه ای تا حصول موقعیتی پایدار و امنیت بلند مدت خود حداکثر استفاده را خواهد کرد.
در عین حال، اقدامات و توصیه های هماهنگ بینالمللی توسط دولتها و سازمان ملل برای کاهش پیامدهای بحران آغاز شده است، از جمله این اقدامات:
• توسعه مسیرهای جایگزین تجاری و لجستیکی
• تقویت نظامهای پایش بازار و آمادگی در برابر بحران
• حمایت از کشورهای وابسته به واردات و آسیبپذیر
• تأمین مالی کشاورزان و حفظ تداوم تولید کشاورزی و حمایت از کشاورزان در بلندمدت
حساسیت گلوگاههای ژئواستراتژیک بار دیگر به ابرقدرتها نشان داد که هنوز و علیرغم ظهور جنگهای هوشمند و فناورانه، جبر جغرافیا نقش تعیین کننده ای در منازعات بازی خواهد کرد. از سوی سازمانهای بین المللی نیز به کشورها توصیه شده که باید به سمت تنوعبخشی به منابع تأمین، سرمایهگذاری در تولید پایدار کودهای شیمیایی، تقویت بهرهوری کشاورزی داخلی و گسترش پروژه های انرژیهای تجدیدپذیر حرکت کنند تا وابستگی به گلوگاههای حساس جهانی کاهش یابد.