دو عید
در ابتدای سال 1404 وقتی پایان سال را در تقویم مشاهده کردیم، خوشحال شدیم که در پایان سال و با طلوع سال 1405 با دو عید همزمان مواجه خواهیم شد، چراکه عید نوروز 1405 با عید فطر همزمان دیده میشد و طبعا خوشحالی مضاعفی برای مردم بود، عیدی ملی و باستانی و نوشدن طبیعت همراه با عید بزرگ مذهبی پایان ماه عبادت و بندگی؛ یعنی این تقارن برای همه بود، با هر سلیقه و با هر اندیشه.
در ابتدای سال 1404 وقتی پایان سال را در تقویم مشاهده کردیم، خوشحال شدیم که در پایان سال و با طلوع سال 1405 با دو عید همزمان مواجه خواهیم شد، چراکه عید نوروز 1405 با عید فطر همزمان دیده میشد و طبعا خوشحالی مضاعفی برای مردم بود، عیدی ملی و باستانی و نوشدن طبیعت همراه با عید بزرگ مذهبی پایان ماه عبادت و بندگی؛ یعنی این تقارن برای همه بود، با هر سلیقه و با هر اندیشه.
اما اینک در آستانه چهارمین هفته تجاوز ددمنشانه جهانخواران و نژادپرستان بر میهنمان، ما در آستانه آن دو عید لباس سوگواری بر تن داریم. سوگوار رهبر فرزانه، سوگوار بیش از 200 فرشته کوچک خندان در میناب و دیگر نقاط، سوگوار مادری که با سه پسر نوشکفته و زیبایش لباس شهادت پوشید و سوگوار همه انسانهای پاک و بیریایی که در دام حملات کفتارها گرفتار شدند و به فیض شهادت نائل آمدند.
سالهای دراز، کشور ما را مغربزمینیها متهم میکردند که عامل تروریسم دولتی است، درحالیکه همه میدانستند که رژیم کودککش اسرائیل مبدع و پیشبرنده تروریسم دولتی است و چهبسا بازماندههای نازی یا سیاستمداران عرب و فلسطینی از طریق تروریسم دولتی اسرائیلی ربوده یا به قتل رسانده شده بودند. امروز این تروریسم دولتی به اندازهای وقیح شده که هیچ باکی از ترور افراد در داخل خاکشان و سپس افتخار به این امر ندارد و در همین حال چشم آنان که ایران را به تروریسم دولتی متهم میکردند، بر اعمال شنیع و صریح این تروریسم دولتی بسته مانده است و حتی در برابر این تهدید که صریحا اعلام کشتن یک ملت را مطرح میکند، سکوت یا پشتیبانی کردهاند.
در آستانه این دو عید ما سوگوار هستیم اما این سوگواری تنها یک روی سکه است. ما سوگوار عزیزانمان هستیم اما آیا شرف و افتخار نمیتواند زخم سوگواری را ترمیم کند. همان شرف و افتخاری که زینب کبری (س) فریاد زد که چیزی جز زیبایی نمیبینم.
عید را معنی کنیم؛ شادمانیهای زودگذر همراه با بند رقّیت در سکوتی آرامشبخش مانند آنان که تسلیم بیگانه شدهاند، شاید در تلقی برخیها عید شمرده شود اما آیا زندگی سراسر بردگی، عیدی واقعی است، این زندگانی که همه میدانند پایانش به هر حال مرگ و دستشستن از جان است.
اما آیا ایستادگی در مقابل ستمگر خود عید نیست، دلاوری و پایمردی جنگاوران حقیقتطلب عید نیست؟ حضور پرشور مردم در میانه تهدیدها و بمبارانها و شیفتگی و خلوص آنان عید نیست؟ کلام حق گفتن عید نیست؟ حضور و ایستادگی درمانگران برای درمان آسیبدیدگان عید نیست؟ خار در چشم دشمن بدسگال و زشتسیرت فروکردن، عید نیست؟ حضور مستمر پاکبانان و تلاش چشمگیر آنان در پاکسازیها عید نیست و چه بگویم، آیا شهادت در راه حق عید نیست؟
ما ملتی مهاجم و بیقانون نبودهایم. گیریم در این جهان بیقانون حق داشتن سلاح اتمی برای قدرتها و رژیم کودککش وجود داشته باشد و ما این حق را نداشته باشیم و آن را بارها به لحاظ انسانی اعلام کرده باشیم و نیز بر معاهدهای بینالمللی امضا گذاشته باشیم و از آن بالاتر با دولتهای قدرتمند قراری را به امضا رسانده باشیم که با نظارت کامل از حقوق واقعی برای داشتن سلاح اتمی چشمپوشی کرده باشیم، آیا کفایت نمیکند؟ چه کسی برگه این توافق را که به قیمت از دست دادن امکانات هستهای از ایران تمام شده بود، برهم زد؟ یادمان باشد که ما از حقوق خود چشمپوشی کردیم تا صلح و همزیستی در جهان برقرار باشد اما یک فاسد هرزه آن را پایمال کرد و در دنباله آن و در راستای مطامع یک رژیم توسعهطلب و بهشدت کینهتوز و نژادپرست امروز در پی به تحقق رساندن خیالات خود و آنهاست. آیا ایستادگی و سر به قید ننهادن برای ما عید نیست؟
ما سوگوار هستیم. سوگوار عزیزانمان و سوگوار به مذبح بردن حقیقت، اما شادمان هستیم که انسان هستیم. مرگ به هر حال انسان را در بر میگیرد اما انسان میتواند در حیات خود آزادگی را برگزیند یا قلاده بندگی را بر گردن ببندد. یک روی سکه ما سوگواری برای عزیزان است و روی دیگر آن شادمانی و عید برای برپا داشتن حق و حفظ ایران و نگهداشتن آن برای نسلهای شجاع ایرانی در آینده.
امسال نیز مانند سالهای گذشته در عید فطر میخوانیم که خدایا زندگی مرا مشحون از آنچه نیکی به محمد (ص) و آل محمد (ص) دادی، بفرما و نیز به دور از هر بدی که از محمد (ص) و آل محمد (ص) زدودی، بنما. و در همان حال در سفره هفتسینمان به مناسبت نوروز باستانی و عید ملیمان سطوت و سلامت و سعادت و سربلندی و سرود رهایی و سلم و صفا را خواهیم داشت. آن هفتسین معروف به جای خود، اما ملتی که این هفتسین را داشته باشد، آیا میتواند عید نداشته باشد؟
ما سوگواریم، اما عید فطر و عید نوروز در جای خود همواره هستند و ما بالاتر از آن عید بر پای ماندن مانند سرو را داریم؛ عیدی که آغشته به خون شهیدان و ایستادگی و پایمردی و دلاوران جان بر کف و ملت بیدار است. قدر این عید و آزادگی را بدانیم، سوگ خود را فراموش نمیکنیم اما بر پای ایستادن و فریاد حقطلبیمان را عید تلقی میکنیم. آیا این عید همتایی در جهان دارد؟
در این لحظات تاریخی با بزرگداشت عید بزرگ فطر و عید باستانی نوروز و آرزوی حلاوت آن برای هموطنان گرامی از خداوند متعال مسئلت دارم به پاس پایداری و ایستادگی مردم کشورمان از همه طبقات و قشرها و به خاطر شهامتها و شهادتها، عید واقعی یعنی سرافرازی بیشتر و پایداری ماندگارتر را برای مردم و میهن زخمدیدهمان و رهبر شهیددادهمان فراهم آورد.
ایران و مردمانش مانند دماوند سرافراز و پایدار باد.