در دفاع از روزنامهنگاران داخل ایران
روزنامهنگار ماندن در این دوره بسیار دشوار است. در فضای قطبی شده سیاسی و فضای جنگی، از روزنامهنگاران انتظار دارند، همچون کنشگران سیاسی عمل کنند.
روزنامهنگار ماندن در این دوره بسیار دشوار است. در فضای قطبی شده سیاسی و فضای جنگی، از روزنامهنگاران انتظار دارند، همچون کنشگران سیاسی عمل کنند.
گاهی روزنامهنگاران اسم و رسمدار و با سابقهای را میبینی که مانند سخنگویان کنشگران تندرو عمل میکنند. به نام تحلیل، رویاهایی را میبافند و به مردم میفروشند و اگر بخواهیم با منطق قدیم از کار آنها یاد کنیم، آدم را یاد اعلامیهچسبانهای قدیم میاندازند.
نسل اول ماهوارههای فارسیزبان، گویندههای یک یا دو نفرهای داشت و مجموعهای از فیلمفارسی و موسیقیهای پاپ دهههای گذشته. برخیشان سیاسی بودند. حالا از نظر تولیدات سرگرمی رشد کردهاند، اما آن تک گویندههای سیاسی تکثیر شدهاند و از این شبکه به آن شبکه رفت و آمد میکنند و حرفهای تکراری میزنند. نکته عجیبتر این است که برخی از آنان، پیشتر روزنامهنگاران نسبتا خوبی بودند، اما شیفتگی مخاطب داشتن آنان را به قصهگویان و فروشندگان رویا و جنگطلبان تقلیل داده است.
از این طرف تلویزیونهای داخلی نیز با استاندارد سلیقه گروهی خاص اداره میشود و ادبیات سیاسی و فکری آنان را بازتاب میدهد و به ارگانهای گروهی کوچک و خاص تبدیل شدهاند و صدای آنان را بازتاب میدهند.
به تعبیری آنچه به عنوان روزنامهنگاری در اغلب رسانههای تصویری شاهد آن هستیم، اگر از معدود مناظرهها و گفتوگوهای قابل تأمل و معدود تحلیلگران واقعی بگذریم، نقشی مستقل در تحلیل و اطلاع رسانی بیطرفانه ندارند.
این تصویر شاید اغراق شده به نظر برسد. بدیهی است که بین این دو قطب رسانهای، طیفهایی متنوع از رسانهها را میتوان یافت که متفاوت عمل میکنند، اما آنچه تبلیغ و ترویج میشود، مرگ روزنامهنگاری در داخل ایران است. این جهتگیری دقیقا از سوی کسانی و رسانههایی ترویج میشود که روزنامهنگاری را به ابزار پروپاگاندای سیاسی تقلیل دادهاند.
روزنامهنگاری در ایران با محدودیتهایی که میشناسیم و نمیشناسیم، کاری بسیار دشوار است. این دشواری در شرایط جنگی و امنیتی عمیقتر میشود. روزنامهنگاری فرهنگی به دلیل تعطیلی و توقیف فعالیتها عملا افول کرده است. روزنامهنگاری سیاسی و اقتصادی با محدودیتهای بسیاری روبهروست، اما درست در میان همین محدودیتها روزنامهنگاری اجتماعی همچون امکان و مزیتی رقابتی برای روزنامهنگاری داخل ایران ظهور کرده است. توجه به مسائل آسیب دیدگان و فرودستان، زنان، سالمندان، محیطزیست، میراث فرهنگی، جنبههای انسانی جنگ و تأثیر آن بر مردم عادی، بهداشت و درمان و… از مسائلی که روزنامهنگاری اجتماعی ایران به آن توجه میکند و نسلی نو از روزنامهنگاران ظهور کردهاند که در کنار روزنامهنگاران قدیمی صدای سومی بین دو قطب ایجاد کردهاند. روزنامههای اعتماد، پیام ما، شرق، مرحوم هم میهن و... در روزهای جنگ ۱۲ روزه، اعتراضات دیماه و جنگ کنونی در صفحههای اجتماعی خود صدای مستقلی هستند که در کمتر رسانه جریان اصلی میتوان آن را یافت. در این صفحهها ایران مفهومی گسترده و متنوع است که فقط در دو قطب خلاصه نمیشود. تصویرهای زنده، بیطرفانه و انسانی از آنچه در ایران رخ میدهد و صدای مردمی که در رسانههای قطبی جایی ندارد، در این صفحهها شنیده و خوانده میشود.
این تجربه نسبتی با زنانهتر شدن فضای تحریریههای روزنامههای ایران هم دارد. من روزنامههای ایران را میخوانم و همیشه در صفحههایشان گزارشهایی پیدا میکنم که سرهمبندی شده جهتدار سخنان مقامات کشورهای مختلف نیست و همیشه نکتههایی تازه دارد. به همه آنان که ماندهاند و مینویسند دستمریزاد باید گفت.
آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.