|

جغدهای ایران

در ایرانیکا زیر عنوان Buf مقاله‌ای از هوشنگ اعلم آمده است که در ابتدای آن به نقل از اسکات، یازده گونۀ جغد در ایران را نام برده است. گونه‌های مزبور تنها با نام اروپایی‌شان یاد شده‌اند اما به هرحال برای شناسایی انواع جغد در ایران اهمیت دارند. از آنجا که نام فارسی و یا محلیِ گونه‌های مزبور بر ما آشکار نیست، به‌نظر می‌رسد اینکه اسامی اروپایی این انواع در کنار تصویر آنها - که از سایت گوگل برداشته شده است- قرار بگیرد، راهنمایی است تا دوستداران این پرنده بتوانند نام‌های محلی آنها را بیابند.
اگرچه یافتن نام محلی گونه‌های جغد در ایران کاری است بزرگ و این مقاله در آن حد نیست، خوب است آنچه نگارنده در جست‌وجوهای خود یافته است، از نام‌های خاص پرنده در گوشه و کنار ایران، آورده شود.
آذربایجان: در صحاح‌الفرس آمده است که نوعی از بوم را در زبان آذربایجانیان کنگر گویند و این همان گونه است که در ویرانه‌ها زیست می‌کند. (به نقل از لغت‌نامۀ دهخدا)
مازندران: در فرهنگ واژگان تبری آمده است که در گویش محلی جغد را پیتکله Pitkele و همچنین پیت کاله. در همان فرهنگ در معنای پیت کاله آمده است گردوی پوک. نام‌های دیگری برای جغد که در مازندران معمول است بر اساس این فرهنگ چنین است:
کوربئو (جغد، کوربی، کور-بو)
کور-بو: جغد- جغد کوچک (نگاه کنید به پیکله- پیتکاله)
کوربی: جغد - شاه بوف. (فرهنگ واژگان تبری)
در فرهنگ بیذوی، روستایی نزدیک کاشان، برای نام جغد واژه «بَمِنِ» قید شده است. (فرهنگ بیذوی)
در فرهنگ بهدینان برای جغد کنیه‌هایی چون فاطمه سلطونگ، بی‌بی کور، کوکوئه و ککووه یاد شده است. (فرهنگ بهدینان)
جغد در زبان بلوچی «بو» گفته می‌شود و در کردی کُند، چنان‌که پیش از این آمد.
در دانشنامۀ جهان اسلام نیز اطلاعاتی در این‌باره ذکر شده است.

در ایرانیکا زیر عنوان Buf مقاله‌ای از هوشنگ اعلم آمده است که در ابتدای آن به نقل از اسکات، یازده گونۀ جغد در ایران را نام برده است. گونه‌های مزبور تنها با نام اروپایی‌شان یاد شده‌اند اما به هرحال برای شناسایی انواع جغد در ایران اهمیت دارند. از آنجا که نام فارسی و یا محلیِ گونه‌های مزبور بر ما آشکار نیست، به‌نظر می‌رسد اینکه اسامی اروپایی این انواع در کنار تصویر آنها - که از سایت گوگل برداشته شده است- قرار بگیرد، راهنمایی است تا دوستداران این پرنده بتوانند نام‌های محلی آنها را بیابند.
اگرچه یافتن نام محلی گونه‌های جغد در ایران کاری است بزرگ و این مقاله در آن حد نیست، خوب است آنچه نگارنده در جست‌وجوهای خود یافته است، از نام‌های خاص پرنده در گوشه و کنار ایران، آورده شود.
آذربایجان: در صحاح‌الفرس آمده است که نوعی از بوم را در زبان آذربایجانیان کنگر گویند و این همان گونه است که در ویرانه‌ها زیست می‌کند. (به نقل از لغت‌نامۀ دهخدا)
مازندران: در فرهنگ واژگان تبری آمده است که در گویش محلی جغد را پیتکله Pitkele و همچنین پیت کاله. در همان فرهنگ در معنای پیت کاله آمده است گردوی پوک. نام‌های دیگری برای جغد که در مازندران معمول است بر اساس این فرهنگ چنین است:
کوربئو (جغد، کوربی، کور-بو)
کور-بو: جغد- جغد کوچک (نگاه کنید به پیکله- پیتکاله)
کوربی: جغد - شاه بوف. (فرهنگ واژگان تبری)
در فرهنگ بیذوی، روستایی نزدیک کاشان، برای نام جغد واژه «بَمِنِ» قید شده است. (فرهنگ بیذوی)
در فرهنگ بهدینان برای جغد کنیه‌هایی چون فاطمه سلطونگ، بی‌بی کور، کوکوئه و ککووه یاد شده است. (فرهنگ بهدینان)
جغد در زبان بلوچی «بو» گفته می‌شود و در کردی کُند، چنان‌که پیش از این آمد.
در دانشنامۀ جهان اسلام نیز اطلاعاتی در این‌باره ذکر شده است.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.