درباره مجسمههایی که بین تهرانیها معروف هستند
شاهدان آرام میدانهای شلوغ
شرق: نشانهها و المانهای موجود در شهر، بخش عمدهای از بار هویتی یک شهر را به دوش میکشند. وجود این نشانهها، میتواند احساس تعلق را در بین شهروندان یک شهر کم یا زیاد کند. در دنیای امروز که بسیاری از ساکنین کلانشهرها ممکن است مهاجرانی از شهرهای دیگر باشند که به فراخور کار و یک زندگی جدید به شهر بزرگتر مهاجرت کردهاند، نشانهها میتوانند در ایجاد احساس تعلق بین مردم ساکن یک شهر با فرهنگها و علایق مختلف احساس همدلی ایجاد کنند. در چنین شرایطی نامگذاری خیابانها و کوچهها و تزئینات شهری میتواند در این احساسات به همراهی شهروندان بیاید. اما یکی از المانها و نشانههای مهمی که بین شهروندان یک شهر احساس تعلق ایجاد میکند، مجسمهها و احجام شهری هستند. آنها میتوانند نشانه یک شهر باشند؛ به گونهای که ساکنین شهرهای دیگر با بهیادآوردن نام یک شهر، بلافاصله مجسمه یا سازه مشهور آن شهر را به خاطر بیاورند. هنوز که هنوز است مسافرانی که به تهران میآیند دوست دارند با سازه میدان آزادی عکس بگیرند. شهروندان زیادی با مجسمه فردوسی در میدان فردوسی تهران عکس دارند. مجسمه میدان مادر، میدان حر و... بخشی از هویت شهری تهران
هستند و البته در ایجاد احساس تعلق بین شهروندان تأثیرگذار. به بیان دیگر، مجسمههای شهری یکی از نمودهای هویت شهری هستند که با خودشان بار خاطرات و اتفاقات زیادی را به دوش میکشند و نوستالژی تعداد زیادی از شهروندان آن شهر هستند.
از گذشته با توجه به شرایط اجتماعی، فرهنگی و مذهبی در جامعه ایران، مجسمهها حیاتی محدود و منحصر به فضاهایی خاص داشتهاند و کمتر در فضاهای عمومی قرار داده میشدند؛ مگر مجسمههای پادشاهان! اما بعد از دهههای ۳۰ و ۴۰ این وضعیت تغییر کرد و تعداد انگشتشماری از مجسمههای شاعران و دانشمندان و اسطورهها، در میادین شهری و بهعنوان یکی از نمادهای اصلی فضاهای عمومی، جانمایی شدند. با وجود تحولات پس از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، از دهه ۷۰ به بعد دوباره فضای جدیدی برای مجسمههای شهری باز شد و شاهد تولد مجسمههایی باکیفیت و ماندگار در فضاهای عمومی شهر و با جانمایی مناسب آنها بودیم.
در نهایت وضعیت آنقدر تغییر کرده که امروز، دیگر مجسمهها بهعنوان یکی از الزامات زیباییشناختی کالبد شهر تهران شناخته میشوند و شاهد نصب مجسمههای متنوع در ابعاد و اشکالی متفاوت و برگزاری سمپوزیومهای دورهای مجسمهسازی، با حضور هنرمندانی برجسته در داخل و خارج کشور هستیم. البته بخشی از این حضور آثار تجسمی در شهر و به خصوص مجسمهها را، مدیون تلاشها و هنر هنرمندان بزرگ مجسمهسازی و اصرار و تأکید به دوباره فعالشدن این رشته تحصیلی در دانشگاه هنر هستیم. آثار فاخر و ماندگار و باکیفیتی که سالهاست در سطح شهر کارکرد هنری خود را دارند و جایگزینی برای آنها وجود ندارد، گویای اهمیت حضور مجسمهها در شهر است. امروز اگر مجسمه فردوسی را از میدان فردوسی حذف کنیم، نهتنها این میدان بلکه شهر تهران چیزی کم دارد، و همه شهروندان نسبت به آن واکنش نشان خواهند داد. این خاصیت مجسمههاست که بهعنوان هنری ماندگار میتوانند حتی تا قرنها در میانه زندگی یک شهر و مردمان آن باقی بمانند. تهران مجسمههای معروف و باارزش زیادی دارد، به غیر از مجسمه فردوسی که به آن اشاره شد، مجسمه معروف میدان حُر، مجسمههای خیام و ابوریحان در پارک لاله،
مجسمه مدرس در میدان بهارستان، مجسمه کوهنورد در میدان دربند و مجسمه زکریای رازی در میدان رازی و... تعداد دیگری از این آثار شاخص تهران هستند که هرچند بسیاری از ما ممکن است در میانه روزمرگی زندگی و ترافیک و شلوغیهای شهر متوجه حضورشان نباشیم، اما آنها سالهاست که باشکوه و دیدنی همانجا ایستادهاند.
میدانی به نام حر، مجسمهای از گرشاسپ
یکی دیگر از مجسمههای معروف تهرانیها که آن هم در یکی از میدانهای معروف و شلوغ جانمایی شده، مجسمه میدان حر است. شاید بسیاری از تهرانیها تصور میکنند چون اسم این میدان «حر» و به نام یکی از یاران امام حسین (ع) است، پس مجسمه وسط میدان هم مجسمه اوست؛ اما این مجسمه نمادی از گرشاسپ، پهلوان بزرگِ ایرانی و نیای بزرگ رستم در حال مبارزه با اژدهاست. گفته شده که درواقع غلامرضا رحیمزاده ارژنگ، مجسمهساز و پیکرتراش فقید ایرانی این مجسمه را بهعنوان نماد انسانی که با نفس انسانی (اژدها) مبارزه میکند، ساخته است.
حواس مدرس همچنان به مجلس است
تهرانیها در فضای مرکزی شهر و تقریبا در همه میدانها یک مجسمه دارند که آن میدان و محدوده شهری با آن مجسمه و سازه معرفی و عجین شده است؛ میدان بهارستان هم از این قاعده مستثنی نیست. این میدان با مجلس قدیم و نام سیدحسن مدرس عجین شده است. مجسمه معترض و عصا بهدست سیدحسن مدرس را، ملک دادیار گروسیان و نادر قشقایی، دو هنرمند مجسمهساز در سال ۱۳۷۵ ساختهاند. این مجسمه متناسب با شخصیت و رویکردهای سیاسی سیدحسن مدرس، نماینده مردم در مجلس شورای ملی و با یکی از معروفترین ژستهای سیاسی که مدرس با آن معروف است، رو به سمت مجلس قدیم و درست وسط میدان بهارستان نصب شده است.
مرد کوهنورد میدان دربند
دربند تهران، مرکز خاطرات و پاتوق خیلی از کوهنوردان و مردم تهران است. هرکسی که یک بار گذرش به دربند افتاده باشد، قطعا مجسمه طلاییرنگ مرد کوهنورد را که در اين میدان جانمایی شده، دیده است. هرچند درباره دلیل ساخت و ماهیت این مجسمه اختلافات و ابهاماتی وجود دارد، اما مسئله مهم این است که این مجسمه حدود ۵۰ سال است که در این محل قرار دارد و بخشی مهم از هویت دربند را تشکیل داده. درباره تاریخ این مجسمه روایات مختلفی وجود دارد. عدهای میگویند ۵۰ سال قبل یک هواپیمای آمریکایی، میان کوههای تهران سقوط میکند و یکی از نیروهای ارتش (امیر شاهقدمی) که در کوهنوردی متبحر بوده، برای نجات جان مسافرین این پرواز اقدام میکند و جان آنها را نجات میدهد. مطابق روایات تاریخی، امیر شاهقدمی در آن زمان از رئیسجمهور وقت آمریکا مدال شجاعت گرفته است. مجسمه مرد کوهنورد میدان دربند، بر اساس این روایت، تمثیلی از امیر شاهقدمی است. عدهای دیگر ماجرای سقوط هواپیما را افسانه میدانند، اما میگویند امیر شاهقدمی، گروهبان ارتش و مربی کوهنوردی بوده که بهعنوان مدل به هنرمند مجسمهساز این اثر یعنی رضا لعلریاحی معرفی شده بود و این هنرمند
مجسمهساز، مجسمه او را بهعنوان نمادی از کوهنوردان آن زمان میسازد و در میدان دربند جانمایی میشود.
ستارهشناس ایرانی در پارک لاله
مجسمه زیبا و خوشفرمی که سالهاست تهرانیها در گوشه پارک لاله تهران به دیدنش عادت کردهاند، مجسمه یکی از مشاهیر ایران و جهان یعنی ابوریحان بیرونی است. مجسمه ابوریحان جزو اولین تلاشها برای تغییر فضای تهران و واردکردن مجسمههای جدید به فضای شهری، در دوران شهرداری غلامحسین کرباسچی است. سفارش ساخت این مجسمه، در سال ۱۳۷۳ به محمدعلی مددی، مجسمهساز معروف اراکی داده میشود. گفته شده به دلیل نبود منبعی موثق درباره چهره ابوریحان، محمدعلی مددی تلاش کرده تا چهره ابوریحان در این مجسمه چندان واضح نباشد و به جای آن، با ایجاد نمادی از ماه و ستارگان حول یک محور بالای سر مجسمه به ماهیت زندگی این اندیشمند ایرانی توجه شود.
حکیم فردوسی با جذبه به ما نگاه میکند
یکی از مشهورترین مجسمههای تهران، در یکی از شلوغترین و البته کلیدیترین میادین تهران جانمایی شده است. میدان فردوسی تهران سالهاست که میزبان مجسمه این شاعر بزرگ و پاسدارنده زبان فارسی است. اين میدان یکی از نوستالژیکترین و خاطرهسازترین میادین تهران است. از زن قرمزپوش میدان فردوسی که بخشی از هویت این میدان است، تا مغازههای عتیقهفروشی اطراف و بوی قهوهفروشیهای معروف حوالي این خیابان و همجواری با لالهزار، برای آنهایی که به تهران قدیم علاقهمندند، میدانی نوستالژیک است. میدان فردوسی با نام و مجسمه این شاعر بزرگ مزین شده است. شاید بد نباشد که بدانید مجسمه کنونی، سومین مجسمه فردوسی است که در این میدان قرار گرفته است. از دو مجسمه قدیمی این میدان، یکی در پاریس نگهداری میشود و دیگری در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران. سومین و آخرین مجسمه که همین مجسمه امروزی است، زیر نظر ابوالحسن صدیقی (طراحی و ساخت) و فریدون صدیقی (نصب) آماده شده و در این سالها با وجود همه تخریبها و آسیبهای مختلف، استوار بر جای خود باقی مانده است.
میدان مادر و مجسمهای به یاد مادر
مجسمه مادر در میدان مادر(محسنی )، یکی از معدود مجسمههای تهران است که سازنده آن یک زن است. از این مجسمه در بهمنماه سال ۱۳۷۲ با حضور غلامحسین کرباسچی، حجتالاسلام قرائتی و زهرا رهنورد، هنرمند مجسمهساز و خالق این اثر رونمایی شد. برای این اثر عنوان «نرگس عاشقان» انتخاب و همزمان نام میدان محسنی به میدان مادر تغییر کرد. زهرا رهنورد، سازنده مجسمه مادر، در مراسم رونمایی این اثر به دووجهیبودن مجسمه اشاره کرد. به گفته او این مجسمه دووجهی است و درواقع پشت ندارد و هر وجه آن دارای پیام خاصی است. یک وجه آن دربردارندۀ رابطۀ عرفانی و وجه دیگر، رابطۀ عاطفی مادر و فرزندی را بیان میکند.
مجسمهها، فرصتی برای تماشای دوباره تهران
تهرانیها در سالهای گذشته در هر پارک و فضای تفریحی و هنری، یا مراکز عمومی و رسمی و حتی حاشیه بزرگراههای شلوغ و پرترافیک شهری، تعداد زیادی از مجسمهها و احجام متفاوت را دیدهاند که برایشان خاطرهانگیز بوده است. مردی که چتر روی سر گرفته و سالهاست جلوی ورودی پارک ملت ایستاده، مجسمه مهربان دکتر ساعی در پارک ساعی که روی یک صندلی استراحت میکند، مجسمهها و اشکال عجیب پارک جمشیدیه و اشکال خاص و سازههایی که از دل درختان خشک خیابان ولیعصر متولد شدهاند، تنها نمونههایی از مجسمهها و احجام زیبا و خلاقانه شهری هستند که در سالهای اخیر به تزئینات شهری تهران اضافه شدهاند. آثاری که تلاش میکنند با تغییرات زندگی جدید شهری و شرایط زندگی در کلانشهری همچون تهران، اندکی از بار روانی زندگی در شهری صنعتی را بکاهند. این مجسمهها فرصتی برای آرامگرفتن و دورشدن از هیاهوی شهری است که مدتهاست زیباییهایش را فراموش کردهایم. این مجسمهها به ما فرصت میدهند که تهران را یک بار دیگر تماشا کنیم.
شرق: نشانهها و المانهای موجود در شهر، بخش عمدهای از بار هویتی یک شهر را به دوش میکشند. وجود این نشانهها، میتواند احساس تعلق را در بین شهروندان یک شهر کم یا زیاد کند. در دنیای امروز که بسیاری از ساکنین کلانشهرها ممکن است مهاجرانی از شهرهای دیگر باشند که به فراخور کار و یک زندگی جدید به شهر بزرگتر مهاجرت کردهاند، نشانهها میتوانند در ایجاد احساس تعلق بین مردم ساکن یک شهر با فرهنگها و علایق مختلف احساس همدلی ایجاد کنند. در چنین شرایطی نامگذاری خیابانها و کوچهها و تزئینات شهری میتواند در این احساسات به همراهی شهروندان بیاید. اما یکی از المانها و نشانههای مهمی که بین شهروندان یک شهر احساس تعلق ایجاد میکند، مجسمهها و احجام شهری هستند. آنها میتوانند نشانه یک شهر باشند؛ به گونهای که ساکنین شهرهای دیگر با بهیادآوردن نام یک شهر، بلافاصله مجسمه یا سازه مشهور آن شهر را به خاطر بیاورند. هنوز که هنوز است مسافرانی که به تهران میآیند دوست دارند با سازه میدان آزادی عکس بگیرند. شهروندان زیادی با مجسمه فردوسی در میدان فردوسی تهران عکس دارند. مجسمه میدان مادر، میدان حر و... بخشی از هویت شهری تهران
هستند و البته در ایجاد احساس تعلق بین شهروندان تأثیرگذار. به بیان دیگر، مجسمههای شهری یکی از نمودهای هویت شهری هستند که با خودشان بار خاطرات و اتفاقات زیادی را به دوش میکشند و نوستالژی تعداد زیادی از شهروندان آن شهر هستند.
از گذشته با توجه به شرایط اجتماعی، فرهنگی و مذهبی در جامعه ایران، مجسمهها حیاتی محدود و منحصر به فضاهایی خاص داشتهاند و کمتر در فضاهای عمومی قرار داده میشدند؛ مگر مجسمههای پادشاهان! اما بعد از دهههای ۳۰ و ۴۰ این وضعیت تغییر کرد و تعداد انگشتشماری از مجسمههای شاعران و دانشمندان و اسطورهها، در میادین شهری و بهعنوان یکی از نمادهای اصلی فضاهای عمومی، جانمایی شدند. با وجود تحولات پس از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، از دهه ۷۰ به بعد دوباره فضای جدیدی برای مجسمههای شهری باز شد و شاهد تولد مجسمههایی باکیفیت و ماندگار در فضاهای عمومی شهر و با جانمایی مناسب آنها بودیم.
در نهایت وضعیت آنقدر تغییر کرده که امروز، دیگر مجسمهها بهعنوان یکی از الزامات زیباییشناختی کالبد شهر تهران شناخته میشوند و شاهد نصب مجسمههای متنوع در ابعاد و اشکالی متفاوت و برگزاری سمپوزیومهای دورهای مجسمهسازی، با حضور هنرمندانی برجسته در داخل و خارج کشور هستیم. البته بخشی از این حضور آثار تجسمی در شهر و به خصوص مجسمهها را، مدیون تلاشها و هنر هنرمندان بزرگ مجسمهسازی و اصرار و تأکید به دوباره فعالشدن این رشته تحصیلی در دانشگاه هنر هستیم. آثار فاخر و ماندگار و باکیفیتی که سالهاست در سطح شهر کارکرد هنری خود را دارند و جایگزینی برای آنها وجود ندارد، گویای اهمیت حضور مجسمهها در شهر است. امروز اگر مجسمه فردوسی را از میدان فردوسی حذف کنیم، نهتنها این میدان بلکه شهر تهران چیزی کم دارد، و همه شهروندان نسبت به آن واکنش نشان خواهند داد. این خاصیت مجسمههاست که بهعنوان هنری ماندگار میتوانند حتی تا قرنها در میانه زندگی یک شهر و مردمان آن باقی بمانند. تهران مجسمههای معروف و باارزش زیادی دارد، به غیر از مجسمه فردوسی که به آن اشاره شد، مجسمه معروف میدان حُر، مجسمههای خیام و ابوریحان در پارک لاله،
مجسمه مدرس در میدان بهارستان، مجسمه کوهنورد در میدان دربند و مجسمه زکریای رازی در میدان رازی و... تعداد دیگری از این آثار شاخص تهران هستند که هرچند بسیاری از ما ممکن است در میانه روزمرگی زندگی و ترافیک و شلوغیهای شهر متوجه حضورشان نباشیم، اما آنها سالهاست که باشکوه و دیدنی همانجا ایستادهاند.
میدانی به نام حر، مجسمهای از گرشاسپ
یکی دیگر از مجسمههای معروف تهرانیها که آن هم در یکی از میدانهای معروف و شلوغ جانمایی شده، مجسمه میدان حر است. شاید بسیاری از تهرانیها تصور میکنند چون اسم این میدان «حر» و به نام یکی از یاران امام حسین (ع) است، پس مجسمه وسط میدان هم مجسمه اوست؛ اما این مجسمه نمادی از گرشاسپ، پهلوان بزرگِ ایرانی و نیای بزرگ رستم در حال مبارزه با اژدهاست. گفته شده که درواقع غلامرضا رحیمزاده ارژنگ، مجسمهساز و پیکرتراش فقید ایرانی این مجسمه را بهعنوان نماد انسانی که با نفس انسانی (اژدها) مبارزه میکند، ساخته است.
حواس مدرس همچنان به مجلس است
تهرانیها در فضای مرکزی شهر و تقریبا در همه میدانها یک مجسمه دارند که آن میدان و محدوده شهری با آن مجسمه و سازه معرفی و عجین شده است؛ میدان بهارستان هم از این قاعده مستثنی نیست. این میدان با مجلس قدیم و نام سیدحسن مدرس عجین شده است. مجسمه معترض و عصا بهدست سیدحسن مدرس را، ملک دادیار گروسیان و نادر قشقایی، دو هنرمند مجسمهساز در سال ۱۳۷۵ ساختهاند. این مجسمه متناسب با شخصیت و رویکردهای سیاسی سیدحسن مدرس، نماینده مردم در مجلس شورای ملی و با یکی از معروفترین ژستهای سیاسی که مدرس با آن معروف است، رو به سمت مجلس قدیم و درست وسط میدان بهارستان نصب شده است.
مرد کوهنورد میدان دربند
دربند تهران، مرکز خاطرات و پاتوق خیلی از کوهنوردان و مردم تهران است. هرکسی که یک بار گذرش به دربند افتاده باشد، قطعا مجسمه طلاییرنگ مرد کوهنورد را که در اين میدان جانمایی شده، دیده است. هرچند درباره دلیل ساخت و ماهیت این مجسمه اختلافات و ابهاماتی وجود دارد، اما مسئله مهم این است که این مجسمه حدود ۵۰ سال است که در این محل قرار دارد و بخشی مهم از هویت دربند را تشکیل داده. درباره تاریخ این مجسمه روایات مختلفی وجود دارد. عدهای میگویند ۵۰ سال قبل یک هواپیمای آمریکایی، میان کوههای تهران سقوط میکند و یکی از نیروهای ارتش (امیر شاهقدمی) که در کوهنوردی متبحر بوده، برای نجات جان مسافرین این پرواز اقدام میکند و جان آنها را نجات میدهد. مطابق روایات تاریخی، امیر شاهقدمی در آن زمان از رئیسجمهور وقت آمریکا مدال شجاعت گرفته است. مجسمه مرد کوهنورد میدان دربند، بر اساس این روایت، تمثیلی از امیر شاهقدمی است. عدهای دیگر ماجرای سقوط هواپیما را افسانه میدانند، اما میگویند امیر شاهقدمی، گروهبان ارتش و مربی کوهنوردی بوده که بهعنوان مدل به هنرمند مجسمهساز این اثر یعنی رضا لعلریاحی معرفی شده بود و این هنرمند
مجسمهساز، مجسمه او را بهعنوان نمادی از کوهنوردان آن زمان میسازد و در میدان دربند جانمایی میشود.
ستارهشناس ایرانی در پارک لاله
مجسمه زیبا و خوشفرمی که سالهاست تهرانیها در گوشه پارک لاله تهران به دیدنش عادت کردهاند، مجسمه یکی از مشاهیر ایران و جهان یعنی ابوریحان بیرونی است. مجسمه ابوریحان جزو اولین تلاشها برای تغییر فضای تهران و واردکردن مجسمههای جدید به فضای شهری، در دوران شهرداری غلامحسین کرباسچی است. سفارش ساخت این مجسمه، در سال ۱۳۷۳ به محمدعلی مددی، مجسمهساز معروف اراکی داده میشود. گفته شده به دلیل نبود منبعی موثق درباره چهره ابوریحان، محمدعلی مددی تلاش کرده تا چهره ابوریحان در این مجسمه چندان واضح نباشد و به جای آن، با ایجاد نمادی از ماه و ستارگان حول یک محور بالای سر مجسمه به ماهیت زندگی این اندیشمند ایرانی توجه شود.
حکیم فردوسی با جذبه به ما نگاه میکند
یکی از مشهورترین مجسمههای تهران، در یکی از شلوغترین و البته کلیدیترین میادین تهران جانمایی شده است. میدان فردوسی تهران سالهاست که میزبان مجسمه این شاعر بزرگ و پاسدارنده زبان فارسی است. اين میدان یکی از نوستالژیکترین و خاطرهسازترین میادین تهران است. از زن قرمزپوش میدان فردوسی که بخشی از هویت این میدان است، تا مغازههای عتیقهفروشی اطراف و بوی قهوهفروشیهای معروف حوالي این خیابان و همجواری با لالهزار، برای آنهایی که به تهران قدیم علاقهمندند، میدانی نوستالژیک است. میدان فردوسی با نام و مجسمه این شاعر بزرگ مزین شده است. شاید بد نباشد که بدانید مجسمه کنونی، سومین مجسمه فردوسی است که در این میدان قرار گرفته است. از دو مجسمه قدیمی این میدان، یکی در پاریس نگهداری میشود و دیگری در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران. سومین و آخرین مجسمه که همین مجسمه امروزی است، زیر نظر ابوالحسن صدیقی (طراحی و ساخت) و فریدون صدیقی (نصب) آماده شده و در این سالها با وجود همه تخریبها و آسیبهای مختلف، استوار بر جای خود باقی مانده است.
میدان مادر و مجسمهای به یاد مادر
مجسمه مادر در میدان مادر(محسنی )، یکی از معدود مجسمههای تهران است که سازنده آن یک زن است. از این مجسمه در بهمنماه سال ۱۳۷۲ با حضور غلامحسین کرباسچی، حجتالاسلام قرائتی و زهرا رهنورد، هنرمند مجسمهساز و خالق این اثر رونمایی شد. برای این اثر عنوان «نرگس عاشقان» انتخاب و همزمان نام میدان محسنی به میدان مادر تغییر کرد. زهرا رهنورد، سازنده مجسمه مادر، در مراسم رونمایی این اثر به دووجهیبودن مجسمه اشاره کرد. به گفته او این مجسمه دووجهی است و درواقع پشت ندارد و هر وجه آن دارای پیام خاصی است. یک وجه آن دربردارندۀ رابطۀ عرفانی و وجه دیگر، رابطۀ عاطفی مادر و فرزندی را بیان میکند.
مجسمهها، فرصتی برای تماشای دوباره تهران
تهرانیها در سالهای گذشته در هر پارک و فضای تفریحی و هنری، یا مراکز عمومی و رسمی و حتی حاشیه بزرگراههای شلوغ و پرترافیک شهری، تعداد زیادی از مجسمهها و احجام متفاوت را دیدهاند که برایشان خاطرهانگیز بوده است. مردی که چتر روی سر گرفته و سالهاست جلوی ورودی پارک ملت ایستاده، مجسمه مهربان دکتر ساعی در پارک ساعی که روی یک صندلی استراحت میکند، مجسمهها و اشکال عجیب پارک جمشیدیه و اشکال خاص و سازههایی که از دل درختان خشک خیابان ولیعصر متولد شدهاند، تنها نمونههایی از مجسمهها و احجام زیبا و خلاقانه شهری هستند که در سالهای اخیر به تزئینات شهری تهران اضافه شدهاند. آثاری که تلاش میکنند با تغییرات زندگی جدید شهری و شرایط زندگی در کلانشهری همچون تهران، اندکی از بار روانی زندگی در شهری صنعتی را بکاهند. این مجسمهها فرصتی برای آرامگرفتن و دورشدن از هیاهوی شهری است که مدتهاست زیباییهایش را فراموش کردهایم. این مجسمهها به ما فرصت میدهند که تهران را یک بار دیگر تماشا کنیم.