|

علمای بلاد فارس

سید هادی طباطبایی. پژوهشگر دین

از زمانی که میرزای شیرازی بر کرسی زعامت شیعیان تکیه زده بود و فتوای انقلابی صادر می‌کرد؛ تا روزگاری که سید عبدالحسین لاری به فتوایی نسخه ی استعمار در جنوب کشور را می‌پیچید؛ و تا امروز که یکی از مراجع تقلید جهان تشیع نسَب به دیار فارس می‌برَد، نهاد مرجعیت شیعه با نام یکی از بزرگان دیار فارس پیوند خورده است. مراجع تقلید در رأس هرم روحانیت قرار می‌گیرند. اما عالمان دیگری نیز هستند که از روحانیونِ تراز اول منطقه‌ای محسوب می‌شوند و از امور مردمی نیز گره‌گشایی می‌کنند. دیار فارس نیز از این عالمانِ دینی بی‌نصیب نبوده است.
خاندان دستغیب
قدمت هشتصد ساله خانوادگی، ملبّس بودن به لباس روحانیت و دل سپردن به درد دلهای مردمی کافی است تا خاندان دستغیب به عنوان مشهورترین علمای بلاد فارس لقب گیرند. اگر چه آن سیّد لاغر اندام شیرازی بود که شهید محراب لقب گرفت و شهرت این خاندان را مضاعف کرد، اما نَسبنامه این خاندان خبر از عالمان وارسته دیگری نیز می‌دهد.
سید عبدالحسین دستغیب در شیراز به دنیا آمده بود. از آنجایی که ولادت وی مقارن با عاشورای حسینی شد، نام او را عبدالحسین نهادند. سید عبدالحسین در نجف از محضر سید ابوالحسن اصفهانی و میرزا علی آقا قاضی کسب فیض کرد و به درجه اجتهاد نائل آمد. دستغیب در بازگشت به شیراز مسجد جامع عتیق - که از بناهای تاریخی و بیش از هزار سال قدمت دارد- را مرمّت و بازسازی کرد و از آن زمان با برپایی مراسم دعای کمیل و تدریس دروس حوزوی، آن مکان را به محفلی علمی و معنوی بدل کرد.
آنگونه که راه و رسم زندگانی شهید دستغیب بر ما معلوم می‌کند می‌توان او را روحانیِ خوفی و حزنی دانست. به این معنا که پروای خداوند در ذره ذره از وجودش نمایان بود. مردم شیراز هنوز هم به یاد دارند دعاهای کمیل آیت الله را که با چه حزن و اندوهی بر زبان جاری می‌شد.
سید عبدالحسین، دوستی دیرین با آیت الله نجابت داشت. آنگونه که گفته شده است آیت الله نجابت از آن عارفان مبتهج و مسرور بود. نقل شده است که روزی آیت الله نجابت در محفلی با دوستان خویش سخن می‌گفتند که در همین هنگام آیت الله دستغیب هم به مجلس وارد می‌شوند.( آیت الله دستغیب نویسنده کتابهایی با عنوان "گناهان کبیره" و "قلب سلیم" هستند. در عرف روحانیون مرسوم است که نویسنده هر کتاب را با نام صاحب کتاب معرفی می‌کنند. به عنوان نمونه علامه طباطبایی را که نویسنده کتاب المیزان است را با نام صاحب المیزان می‌شناسند). آیت الله نجابت به محض ورود شهید دستغیب به حالت طنز می‌گویند :"صاحب گناهان کبیره وارد شدند" و شهید دستغیب پاسخ می‌دهند که "شما بفرمایید صاحب قلب سلیم وارد شدند". این سخنان باعث خنده حاضرین شده بود و شاگردان این دو، هنوز هم این واقعه را در خاطر دارند و به عنوان خاطره‌ای شیرین از این دو بزرگوار یاد می‌کنند.
بزرگِ خاندان دستغیب که در 18 آذر 1288متولد شده بود در 20 آذر 1360 به همراه نوه و 8 تن از یارانش به شهادت رسید. خاندان دستغیب اگر چه با شهادت سید عبدالحسین یکی از خوشنام‌ترین روحانیون خود را از دست داد اما عَلَم هدایت دینی در این خانواده بر زمین نماند. آیت الله سید مهدی دستغیب - برادر شهید دستغیب - تا مدتها تولیت آستان شاهچراغ را بر عهده داشت. بسیاری از اهالی شیراز نوای دلنشین دعای کمیل ِ شهید دستغیب را در صدای برادر او می‌شنیدند. گفته می‌شود که آیت الله انصاری همدانی سالها پیشتر به وی گفته بود که به دست امیر‌المومنین (ع) به آرزویت میرسی. وی فروردین ماه 1393 در زیارت حضرت علی(ع) در نجف اشرف چشم از جهان فرو بست.
سید علیمحمد و سید علی‌اصغر دستغیب دو تن از خواهر زاده‌های شهید دستغیب هستند که در شیراز از مقبولیت برخوردارند. سید علیمحمد در 1313 و سید علی اصغر در 1324 (مصادف با عید غدیر خم) در شیراز به دنیا آمدند. پدرشان مرحوم سید علی اکبر دستغیب بود.
پدر در نجف متولد شده بود و از این جهت در اوائل به ایشان آقا نجفی می‌گفتند. ایشان پس از ورود به ایران به تأسیس مدرسه‌ای همّت گمارد که اغلب افراد خاندان دستغیب و بسیاری از چهره‌های سرشناس شهرستان از محصلین این مدرسه بودند.
سید علیمحمد مدرسه علمیه اباصالح را در منزل شخصی خود تأسیس کرد. بعدها مدرسه علمیه مکتب الاخلاص و بیت الزهراء را برای بانوان بنا نهاد و مدرسه علمیه امام صادق(ع) را نیز در بخش "گویم" از توابع شیراز تأسیس کرد. در سال 1348 بنا به اصرار سید ابوالحسن دستغیب-برادر شهید دستغیب، پدر همسر و دایی سید علیمحمد که امام جماعت مسجد را به عهده داشت- جانشین وی شد و به اقامه نماز در مسجد "آتشیها" که بعدها "قبا" نام گرفت پرداخت. وی با تلاشهای پی‌گیر خود به مرور این مسجد را به محل اجتماع جوانان بدل کرد.
سید علی‌اصغر هم در قم به تحصیلات حوزوی پرداخت. وی از درس خارج اصول مرحوم آیت الله میرزا هاشم آملی و درس خارج فقه آیت الله العظمی گلپایگانی استفاده کرد. سید علی‌اصغر در سال 48 به پیشنهاد بعضی از جوانان متدین جلسه‌ای در مسجد حاج میرزا کریم واقع در یکی از محلات قدیمی شهر که نزدیک منزل مسکونی ایشان بود تشکیل داد. آن محفل با نام "مجمع دینی مهدی موعود" آغاز گردید و گسترش یافت. مراکز و ابنیه دینی هم به همّت سید علی‌اصغر تأسیس و یا بازسازی شدند که مسجد امام حسن(ع) در خیابان باغ اناری و بازسازی و احیاء مجموعه شاه قیس که مرکب از مسجد و حوزه علمیه است از جمله فعالیتهای این روحانی خاندان دستغیب است.
بازماندگان خاندان دستغیب تاریخی هشتصد ساله را نمایندگی می‌کنند. نمایندگانی که می‌توانند روحانیت و معنویت را برای بلاد فارس به ارمغان آورند.
کاریزمای روحانیت در لارستان
به 300 کیلومتری جنوب شیراز که قدم می‌گزاری اگرچه گرمای طاقت فرسای هوا توانت را می‌کاهد، اما سیمای شهری سنتی و مذهبی می‌تواند آرامش خاطرت را بیفزاید. در و دیوار شهر مزیّن است به تمثال روحانی وارسته‌ای که مردم او را "آقا" خطاب می‌کنند. وی آقا سید عبدالعلی آیت‌اللهی از نوادگان سید عبدالحسین لاری است. سید عبدالحسین لاری از مجتهدان و مبارزان مشهور دوران مشروطه بود.
در ایام استعمار انگلستان بود که مردم لارستان از زیاده‌خواهی حاکمان مستبد محلی به ستوه آمده بودند. هیئتی از تجار منطقه به نزد میرزای شیرازی می‌روند تا روحانی مقتدری را به منطقه بفرستد و رهبری مبارزه علیه ظلم را به عهده گیرد. میرزای شیرازی سید عبدالحسین لاری را به آنها توصیه می‌کند. میرزای شیرازی هنگام خروج سید لاری خطاب به هیئات لارستانی می‌گوید: با بردن آقا سید عبدالحسین به لارستان، نجف را به آنجا برده‌اید.
سید عبدالحسین با ورود به لارستان منشاء اقتدار منطقه در مقابل حاکمیت استبداد را فراهم آورد.
لارستان با وجهه مذهبی سید لاری به عنوان شهری مذهبی شناخته می‌شود. سید‌عبدالحسین دارای 3 فرزند بود که لقب آیت اللهی بر آنها اطلاق می‌شد. سید علی‌اصغر آیت الهی جانشین پدر در امور مذهبی منطقه شد. وی دارای کرامات معنوی بسیاری بود و هنوز هم که مردم لار از او یاد می‌کنند این گونه بیان می‌کنند که "او فردی بود لطیف همچون مجردات".
سید مجتبی موسوی لاری فرزند سید علی‌اصغر بود. او که کمتر در ایران شناخته شد، دارای تألیفاتی بود که علی الاغلب به زبانهای مختلفی نیز ترجمه می‌شد. کتابهای وی سبب شده بود که افراد بسیاری به دین اسلام گرایش پیدا کنند. وی در اسفند ماه 1391 چشم از جهان فرو بست.
سید عبدالعلی آیت‌اللهی اما روحانی بانفوذی در لارستان بود. او را می‌توان نماد تام روحانیت کاریزما در لارستان دانست. در و دیوار لار مزیّن به تمثال ایشان است. او نیز که همچون دیگر اعضای خاندان لاری کمتر در پی شهرت است، مقبولیت تامی در میان مردم لارستان دارد. حتی مردم برای رسیدن به حاجات خود، قربانیهایی را نذر آقا می‌کنند. اهل سنت منطقه نیز آقا سید‌عبدالعلی را به عنوان شخصی معنوی می‌شناختنند و رأی او را متابعت می‌کردند. حسینیه اعظم لار که به همّت سید عبدالعلی بنا شده است، امروز مرکز ثقل مذهبی این شهر محسوب می‌شود. آقای لار در خرداد ماه 1391 چشم از جهان فرو بست.
آیت الله نجابت شیرازی
گفته می‌شود که محفل علمی آیت الله قاضی طباطبایی چنان تأثیر شگرفی بر شاگردان خود نهاده بود که تا سالها پس از مرگ آیت الله، رائحه دلنشین رفتار و گفتار ایشان از وجود شاگردانشان به مشام می‌رسید. از جمله حاضرین در محافل علمی و معنوی آیت الله قاضی، روحانی وارسته‌ای بود که از شیراز به نجف رفته بود. آیت‌الله نجابت شیرازی از درس‌آموزان و متعلمین درس آیت‌الله قاضی بود. حسنعلی نجابت شیرازی در نجف پای درس اعاظم فقه شیعه نشست و از سید ابوالحسن اصفهانی تا مرحوم آیت‌الله خویی بر او مشق فقاهت کردند تا جوان 28 ساله شیرازی به درجه اجتهاد نائل آمد. اما آشنایی او با آیت الله سید علی آقا قاضی بود که عطش معنویش را متبلور ساخت. نخستین روز حضور در محفل آیت الله قاضی بود که استاد از وی پرسید " فرزند چه کسی هستی؟" و او هم پاسخ داد "فرزند شما". آیت الله قاضی بسیار مسرور از پاسخ وی شد و مرحوم نجابت از آن پس تا پایان عمرِ استاد، خدمتش را کمر بست.
محافل عرفانی نجف اما مقبول بسیاری از فقیهان حوزوی نبود و سبب شد تا شهریه آیت الله نجابت قطع شود و علت آن شرکت در جلسات مرحوم قاضی بود.
زندگی بر آیت الله تنگ شد. پس از رحلت آیت الله قاضی اما جوان شیرازی به کسب فیض در محفل یکی دیگر از اعاظم عرفانی نجف پرداخت و آن کسی نبود جز آیت الله انصاری همدانی.
آیت الله انصاری همدانی هم شیفته آن مسافر شیرازی شد و بارها در مورد او فرمود که "حساب شیخ حسنعلی از تمام کسانی که اینجا می‌آیند جداست. اگر دریایی از معارف الهی را به حاج شیخ حسنعلی بدهند سیر نمی‌شود".
آیت الله نجابت پس از کسب فیض از محافل نجف به شیراز بازگشت و رائحه نجف را در شیراز هم دمید. وی علاوه بر فعالیتهای علمی و سیاسی، خدمات مهمی را در شهر شیراز انجام داد که مهمترین آنها تأسیس حوزه علمیه‌‌ای با نام فرزند شهیدش شهید محمد حسین نجابت بود. آن بزرگوار سالها در این مدرسه به تدریس پرداخت و از پایین‌ترین سطح تا سطوح عالیه را درس داد. آیت الله نجابت در سال 1368 دار فانی را وداع گفت و در کنار یار دیرین و همراه همیشگیش شهید دستغیب در زاویه حرم شاهچراغ به خاک سپرده شد
آیت الله مجدالدین محلاتی
مهر ماه 1344 كه امام موسي صدر به ايران آمد، به خاك شيراز هم قدم نهاد. ميزبان سيد در شيراز، شيخ وارسته‌اي بود كه دوستي ديرين با سيد موسي داشت. آيت الله مجد‌الدين محلاتي به استقبال سيد آمد و از او در شيراز ميزباني كرد. آيت الله مجدالدين محلاتي شيرازي فرزند مرحوم شيخ بهاءالدين محلاتي بود. شيخ بهاءالدين از علماي تراز اول ايران و مرجع تقليد بخش قابل توجهي از اهالي شيراز و استان فارس بود. وی از شاگردان آيت الله العظمي نائيني بود.
بهاءالدين محلاتي در شيراز، مسجد مولي را محل اقامه نماز جماعت و تدريس خود قرار داده بود. به همّت او بود كه انجمن دين و دانش در شيراز راه اندازي شد. در دوران نهضت ملي شدن نفت ايران، مرحوم بهاء الدين محلاتي از معدود علمايي بود كه از محمد مصدق و جبهه ملي ايران حمايت كرد. برادر شيخ بهاءالدين - جلال الدين- هم از فعالين جبهه ملي و نهضت آزادي ايران بود و دوستي نزديكي با مهدي بازرگان داشت.
پس از فوت آيت‌الله بهاءالدين محلاتي، پسرش شيخ مجدالدين محلاتي متولي امور وی شد. مجدالدين در1304 شمسي به دنيا آمد و در خانواده شريف محلاتي كه سابقه سيصد ساله دارد پرورش يافت. او در رشته حقوق، ليسانس گرفت و پس از آن راه پدران خود را دنبال كرد و به تحصيل علوم ديني پرداخت. وي از درس فلسفه و تفسير علامه طباطبايي هم بهره برد.
مرحوم محلاتي يكي از چند دانشمندي بود كه مجله معروف "مكتب اسلام" را در حوزه علميه قم راه اندازي كرد. وي مسجد ولي عصر (عج) را در شيراز بنا نهاد و به عنوان پايگاهي براي ترويج دين و خدمات اجتماعي از آن بهره برد.
امام موسي صدر كه به شيراز آمده بود هم در مسجد ولي‌عصر (عج) بر منبر رفت.
امام صدر در مسجد ولي عصر(عج) شيراز با گرماي كلام خود گفته بود كه چگونه بيمارستانها و مؤسسات خيريه برپا كرده و محروميت را از شيعيان لبنان زدوده است. آقا مجدالدين محلاتي نيز تحت تأثير كارهاي امام موسي، اقدام به يك سري فعاليتهاي مشابه در شيراز كرد كه مهمترين آنها ايجاد درمانگاه خيريه ولی عصر(عج) بود. فرزند وی محمد جعفر محلاتی، در سالهاي 67 و 68 در حل و فصل جنگ ايران و عراق به عنوان سفير ايران در سازمان ملل نقشي كليدي ايفا كرد.
شيخ مجدالدين محلاتي در خرداد ماه 1379 بدرود حيات گفت. گفته مي‌شد كه آقا مجدالدين سنگ صبور دردهاي مردم شيراز بود و مردم انواع مصائب خود را نزد وی بازگو مي‌كردند و آقا چهره در هم نمي‌كشيد و به روي گشاده سخنان را مي‌شنيد؛ اما با شنيدن درد مردم او نيز درد عظيمي در دل مي‌نهفت و همين امر هم به مرگ او منجر شد. دیار فارس اما عالمان دیگری نیز داشته و دارد که رسم دیانت می‌آموزانند و دل در گرو حل مصائب مردمی دارند. جهدشان پر توفیق باد.

از زمانی که میرزای شیرازی بر کرسی زعامت شیعیان تکیه زده بود و فتوای انقلابی صادر می‌کرد؛ تا روزگاری که سید عبدالحسین لاری به فتوایی نسخه ی استعمار در جنوب کشور را می‌پیچید؛ و تا امروز که یکی از مراجع تقلید جهان تشیع نسَب به دیار فارس می‌برَد، نهاد مرجعیت شیعه با نام یکی از بزرگان دیار فارس پیوند خورده است. مراجع تقلید در رأس هرم روحانیت قرار می‌گیرند. اما عالمان دیگری نیز هستند که از روحانیونِ تراز اول منطقه‌ای محسوب می‌شوند و از امور مردمی نیز گره‌گشایی می‌کنند. دیار فارس نیز از این عالمانِ دینی بی‌نصیب نبوده است.
خاندان دستغیب
قدمت هشتصد ساله خانوادگی، ملبّس بودن به لباس روحانیت و دل سپردن به درد دلهای مردمی کافی است تا خاندان دستغیب به عنوان مشهورترین علمای بلاد فارس لقب گیرند. اگر چه آن سیّد لاغر اندام شیرازی بود که شهید محراب لقب گرفت و شهرت این خاندان را مضاعف کرد، اما نَسبنامه این خاندان خبر از عالمان وارسته دیگری نیز می‌دهد.
سید عبدالحسین دستغیب در شیراز به دنیا آمده بود. از آنجایی که ولادت وی مقارن با عاشورای حسینی شد، نام او را عبدالحسین نهادند. سید عبدالحسین در نجف از محضر سید ابوالحسن اصفهانی و میرزا علی آقا قاضی کسب فیض کرد و به درجه اجتهاد نائل آمد. دستغیب در بازگشت به شیراز مسجد جامع عتیق - که از بناهای تاریخی و بیش از هزار سال قدمت دارد- را مرمّت و بازسازی کرد و از آن زمان با برپایی مراسم دعای کمیل و تدریس دروس حوزوی، آن مکان را به محفلی علمی و معنوی بدل کرد.
آنگونه که راه و رسم زندگانی شهید دستغیب بر ما معلوم می‌کند می‌توان او را روحانیِ خوفی و حزنی دانست. به این معنا که پروای خداوند در ذره ذره از وجودش نمایان بود. مردم شیراز هنوز هم به یاد دارند دعاهای کمیل آیت الله را که با چه حزن و اندوهی بر زبان جاری می‌شد.
سید عبدالحسین، دوستی دیرین با آیت الله نجابت داشت. آنگونه که گفته شده است آیت الله نجابت از آن عارفان مبتهج و مسرور بود. نقل شده است که روزی آیت الله نجابت در محفلی با دوستان خویش سخن می‌گفتند که در همین هنگام آیت الله دستغیب هم به مجلس وارد می‌شوند.( آیت الله دستغیب نویسنده کتابهایی با عنوان "گناهان کبیره" و "قلب سلیم" هستند. در عرف روحانیون مرسوم است که نویسنده هر کتاب را با نام صاحب کتاب معرفی می‌کنند. به عنوان نمونه علامه طباطبایی را که نویسنده کتاب المیزان است را با نام صاحب المیزان می‌شناسند). آیت الله نجابت به محض ورود شهید دستغیب به حالت طنز می‌گویند :"صاحب گناهان کبیره وارد شدند" و شهید دستغیب پاسخ می‌دهند که "شما بفرمایید صاحب قلب سلیم وارد شدند". این سخنان باعث خنده حاضرین شده بود و شاگردان این دو، هنوز هم این واقعه را در خاطر دارند و به عنوان خاطره‌ای شیرین از این دو بزرگوار یاد می‌کنند.
بزرگِ خاندان دستغیب که در 18 آذر 1288متولد شده بود در 20 آذر 1360 به همراه نوه و 8 تن از یارانش به شهادت رسید. خاندان دستغیب اگر چه با شهادت سید عبدالحسین یکی از خوشنام‌ترین روحانیون خود را از دست داد اما عَلَم هدایت دینی در این خانواده بر زمین نماند. آیت الله سید مهدی دستغیب - برادر شهید دستغیب - تا مدتها تولیت آستان شاهچراغ را بر عهده داشت. بسیاری از اهالی شیراز نوای دلنشین دعای کمیل ِ شهید دستغیب را در صدای برادر او می‌شنیدند. گفته می‌شود که آیت الله انصاری همدانی سالها پیشتر به وی گفته بود که به دست امیر‌المومنین (ع) به آرزویت میرسی. وی فروردین ماه 1393 در زیارت حضرت علی(ع) در نجف اشرف چشم از جهان فرو بست.
سید علیمحمد و سید علی‌اصغر دستغیب دو تن از خواهر زاده‌های شهید دستغیب هستند که در شیراز از مقبولیت برخوردارند. سید علیمحمد در 1313 و سید علی اصغر در 1324 (مصادف با عید غدیر خم) در شیراز به دنیا آمدند. پدرشان مرحوم سید علی اکبر دستغیب بود.
پدر در نجف متولد شده بود و از این جهت در اوائل به ایشان آقا نجفی می‌گفتند. ایشان پس از ورود به ایران به تأسیس مدرسه‌ای همّت گمارد که اغلب افراد خاندان دستغیب و بسیاری از چهره‌های سرشناس شهرستان از محصلین این مدرسه بودند.
سید علیمحمد مدرسه علمیه اباصالح را در منزل شخصی خود تأسیس کرد. بعدها مدرسه علمیه مکتب الاخلاص و بیت الزهراء را برای بانوان بنا نهاد و مدرسه علمیه امام صادق(ع) را نیز در بخش "گویم" از توابع شیراز تأسیس کرد. در سال 1348 بنا به اصرار سید ابوالحسن دستغیب-برادر شهید دستغیب، پدر همسر و دایی سید علیمحمد که امام جماعت مسجد را به عهده داشت- جانشین وی شد و به اقامه نماز در مسجد "آتشیها" که بعدها "قبا" نام گرفت پرداخت. وی با تلاشهای پی‌گیر خود به مرور این مسجد را به محل اجتماع جوانان بدل کرد.
سید علی‌اصغر هم در قم به تحصیلات حوزوی پرداخت. وی از درس خارج اصول مرحوم آیت الله میرزا هاشم آملی و درس خارج فقه آیت الله العظمی گلپایگانی استفاده کرد. سید علی‌اصغر در سال 48 به پیشنهاد بعضی از جوانان متدین جلسه‌ای در مسجد حاج میرزا کریم واقع در یکی از محلات قدیمی شهر که نزدیک منزل مسکونی ایشان بود تشکیل داد. آن محفل با نام "مجمع دینی مهدی موعود" آغاز گردید و گسترش یافت. مراکز و ابنیه دینی هم به همّت سید علی‌اصغر تأسیس و یا بازسازی شدند که مسجد امام حسن(ع) در خیابان باغ اناری و بازسازی و احیاء مجموعه شاه قیس که مرکب از مسجد و حوزه علمیه است از جمله فعالیتهای این روحانی خاندان دستغیب است.
بازماندگان خاندان دستغیب تاریخی هشتصد ساله را نمایندگی می‌کنند. نمایندگانی که می‌توانند روحانیت و معنویت را برای بلاد فارس به ارمغان آورند.
کاریزمای روحانیت در لارستان
به 300 کیلومتری جنوب شیراز که قدم می‌گزاری اگرچه گرمای طاقت فرسای هوا توانت را می‌کاهد، اما سیمای شهری سنتی و مذهبی می‌تواند آرامش خاطرت را بیفزاید. در و دیوار شهر مزیّن است به تمثال روحانی وارسته‌ای که مردم او را "آقا" خطاب می‌کنند. وی آقا سید عبدالعلی آیت‌اللهی از نوادگان سید عبدالحسین لاری است. سید عبدالحسین لاری از مجتهدان و مبارزان مشهور دوران مشروطه بود.
در ایام استعمار انگلستان بود که مردم لارستان از زیاده‌خواهی حاکمان مستبد محلی به ستوه آمده بودند. هیئتی از تجار منطقه به نزد میرزای شیرازی می‌روند تا روحانی مقتدری را به منطقه بفرستد و رهبری مبارزه علیه ظلم را به عهده گیرد. میرزای شیرازی سید عبدالحسین لاری را به آنها توصیه می‌کند. میرزای شیرازی هنگام خروج سید لاری خطاب به هیئات لارستانی می‌گوید: با بردن آقا سید عبدالحسین به لارستان، نجف را به آنجا برده‌اید.
سید عبدالحسین با ورود به لارستان منشاء اقتدار منطقه در مقابل حاکمیت استبداد را فراهم آورد.
لارستان با وجهه مذهبی سید لاری به عنوان شهری مذهبی شناخته می‌شود. سید‌عبدالحسین دارای 3 فرزند بود که لقب آیت اللهی بر آنها اطلاق می‌شد. سید علی‌اصغر آیت الهی جانشین پدر در امور مذهبی منطقه شد. وی دارای کرامات معنوی بسیاری بود و هنوز هم که مردم لار از او یاد می‌کنند این گونه بیان می‌کنند که "او فردی بود لطیف همچون مجردات".
سید مجتبی موسوی لاری فرزند سید علی‌اصغر بود. او که کمتر در ایران شناخته شد، دارای تألیفاتی بود که علی الاغلب به زبانهای مختلفی نیز ترجمه می‌شد. کتابهای وی سبب شده بود که افراد بسیاری به دین اسلام گرایش پیدا کنند. وی در اسفند ماه 1391 چشم از جهان فرو بست.
سید عبدالعلی آیت‌اللهی اما روحانی بانفوذی در لارستان بود. او را می‌توان نماد تام روحانیت کاریزما در لارستان دانست. در و دیوار لار مزیّن به تمثال ایشان است. او نیز که همچون دیگر اعضای خاندان لاری کمتر در پی شهرت است، مقبولیت تامی در میان مردم لارستان دارد. حتی مردم برای رسیدن به حاجات خود، قربانیهایی را نذر آقا می‌کنند. اهل سنت منطقه نیز آقا سید‌عبدالعلی را به عنوان شخصی معنوی می‌شناختنند و رأی او را متابعت می‌کردند. حسینیه اعظم لار که به همّت سید عبدالعلی بنا شده است، امروز مرکز ثقل مذهبی این شهر محسوب می‌شود. آقای لار در خرداد ماه 1391 چشم از جهان فرو بست.
آیت الله نجابت شیرازی
گفته می‌شود که محفل علمی آیت الله قاضی طباطبایی چنان تأثیر شگرفی بر شاگردان خود نهاده بود که تا سالها پس از مرگ آیت الله، رائحه دلنشین رفتار و گفتار ایشان از وجود شاگردانشان به مشام می‌رسید. از جمله حاضرین در محافل علمی و معنوی آیت الله قاضی، روحانی وارسته‌ای بود که از شیراز به نجف رفته بود. آیت‌الله نجابت شیرازی از درس‌آموزان و متعلمین درس آیت‌الله قاضی بود. حسنعلی نجابت شیرازی در نجف پای درس اعاظم فقه شیعه نشست و از سید ابوالحسن اصفهانی تا مرحوم آیت‌الله خویی بر او مشق فقاهت کردند تا جوان 28 ساله شیرازی به درجه اجتهاد نائل آمد. اما آشنایی او با آیت الله سید علی آقا قاضی بود که عطش معنویش را متبلور ساخت. نخستین روز حضور در محفل آیت الله قاضی بود که استاد از وی پرسید " فرزند چه کسی هستی؟" و او هم پاسخ داد "فرزند شما". آیت الله قاضی بسیار مسرور از پاسخ وی شد و مرحوم نجابت از آن پس تا پایان عمرِ استاد، خدمتش را کمر بست.
محافل عرفانی نجف اما مقبول بسیاری از فقیهان حوزوی نبود و سبب شد تا شهریه آیت الله نجابت قطع شود و علت آن شرکت در جلسات مرحوم قاضی بود.
زندگی بر آیت الله تنگ شد. پس از رحلت آیت الله قاضی اما جوان شیرازی به کسب فیض در محفل یکی دیگر از اعاظم عرفانی نجف پرداخت و آن کسی نبود جز آیت الله انصاری همدانی.
آیت الله انصاری همدانی هم شیفته آن مسافر شیرازی شد و بارها در مورد او فرمود که "حساب شیخ حسنعلی از تمام کسانی که اینجا می‌آیند جداست. اگر دریایی از معارف الهی را به حاج شیخ حسنعلی بدهند سیر نمی‌شود".
آیت الله نجابت پس از کسب فیض از محافل نجف به شیراز بازگشت و رائحه نجف را در شیراز هم دمید. وی علاوه بر فعالیتهای علمی و سیاسی، خدمات مهمی را در شهر شیراز انجام داد که مهمترین آنها تأسیس حوزه علمیه‌‌ای با نام فرزند شهیدش شهید محمد حسین نجابت بود. آن بزرگوار سالها در این مدرسه به تدریس پرداخت و از پایین‌ترین سطح تا سطوح عالیه را درس داد. آیت الله نجابت در سال 1368 دار فانی را وداع گفت و در کنار یار دیرین و همراه همیشگیش شهید دستغیب در زاویه حرم شاهچراغ به خاک سپرده شد
آیت الله مجدالدین محلاتی
مهر ماه 1344 كه امام موسي صدر به ايران آمد، به خاك شيراز هم قدم نهاد. ميزبان سيد در شيراز، شيخ وارسته‌اي بود كه دوستي ديرين با سيد موسي داشت. آيت الله مجد‌الدين محلاتي به استقبال سيد آمد و از او در شيراز ميزباني كرد. آيت الله مجدالدين محلاتي شيرازي فرزند مرحوم شيخ بهاءالدين محلاتي بود. شيخ بهاءالدين از علماي تراز اول ايران و مرجع تقليد بخش قابل توجهي از اهالي شيراز و استان فارس بود. وی از شاگردان آيت الله العظمي نائيني بود.
بهاءالدين محلاتي در شيراز، مسجد مولي را محل اقامه نماز جماعت و تدريس خود قرار داده بود. به همّت او بود كه انجمن دين و دانش در شيراز راه اندازي شد. در دوران نهضت ملي شدن نفت ايران، مرحوم بهاء الدين محلاتي از معدود علمايي بود كه از محمد مصدق و جبهه ملي ايران حمايت كرد. برادر شيخ بهاءالدين - جلال الدين- هم از فعالين جبهه ملي و نهضت آزادي ايران بود و دوستي نزديكي با مهدي بازرگان داشت.
پس از فوت آيت‌الله بهاءالدين محلاتي، پسرش شيخ مجدالدين محلاتي متولي امور وی شد. مجدالدين در1304 شمسي به دنيا آمد و در خانواده شريف محلاتي كه سابقه سيصد ساله دارد پرورش يافت. او در رشته حقوق، ليسانس گرفت و پس از آن راه پدران خود را دنبال كرد و به تحصيل علوم ديني پرداخت. وي از درس فلسفه و تفسير علامه طباطبايي هم بهره برد.
مرحوم محلاتي يكي از چند دانشمندي بود كه مجله معروف "مكتب اسلام" را در حوزه علميه قم راه اندازي كرد. وي مسجد ولي عصر (عج) را در شيراز بنا نهاد و به عنوان پايگاهي براي ترويج دين و خدمات اجتماعي از آن بهره برد.
امام موسي صدر كه به شيراز آمده بود هم در مسجد ولي‌عصر (عج) بر منبر رفت.
امام صدر در مسجد ولي عصر(عج) شيراز با گرماي كلام خود گفته بود كه چگونه بيمارستانها و مؤسسات خيريه برپا كرده و محروميت را از شيعيان لبنان زدوده است. آقا مجدالدين محلاتي نيز تحت تأثير كارهاي امام موسي، اقدام به يك سري فعاليتهاي مشابه در شيراز كرد كه مهمترين آنها ايجاد درمانگاه خيريه ولی عصر(عج) بود. فرزند وی محمد جعفر محلاتی، در سالهاي 67 و 68 در حل و فصل جنگ ايران و عراق به عنوان سفير ايران در سازمان ملل نقشي كليدي ايفا كرد.
شيخ مجدالدين محلاتي در خرداد ماه 1379 بدرود حيات گفت. گفته مي‌شد كه آقا مجدالدين سنگ صبور دردهاي مردم شيراز بود و مردم انواع مصائب خود را نزد وی بازگو مي‌كردند و آقا چهره در هم نمي‌كشيد و به روي گشاده سخنان را مي‌شنيد؛ اما با شنيدن درد مردم او نيز درد عظيمي در دل مي‌نهفت و همين امر هم به مرگ او منجر شد. دیار فارس اما عالمان دیگری نیز داشته و دارد که رسم دیانت می‌آموزانند و دل در گرو حل مصائب مردمی دارند. جهدشان پر توفیق باد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.