تکامل روح (دونادون) از دید آیین یارسان
محمد مرادی: یارسان یا اهل حق که در بخشی از کردستان به کاکهای مشهور هستند، شامل کردهای کلهر؛ لک و اورامی میباشند که در سند و ادبیات عامه، گوران یا گاوران نامیده شدهاند. گورانها بیشتر در مناطق سحنه (صحنه)، کرند، کرمانشاه، کنگاور، دالاهو، ریژاب، خانقین، کرکوک و غیره زندگی میکنند و در کردستان عراق به خاطر آنکه پیرو سید کاکهبرا بودند به آنها کاکهای گفته میشود.گورانها یکی از عشیرههای بزرگ کرد میباشند که پیش از همه به کشاورزی پرداخته و یکجانشین شدهاند. مسلمانها بیشتر به اسم گاور یا گبر(گهور) آنها را می شناسند و با آمدن اسلام به کردستان بیشتر سرودها و متون آیینی آنها که همراه با موسیقی -خصوصا ساز باستانی تنبور- ترنم میشد، به عنوان نغمههای ممنوعه شناخته شده و به همین خاطر بعدا مسلمانهایی که دنبال آوازخوانی بودند برای آنکه حرام بودن کارشان را گوشزد کرده باشند، عنوان "گورانی" را برایش برگزیدند که در واقع مشتقی از همان لفظ گوران میباشد. البته خودشان بیشتر عنوان "یارسان" را قبول دارند که در موسیقی و شعر نیز به وضوح به آن اشاره میکنند. برای مثال در بیتی از کلام
یارسان آمده که میگویند در میان هفتاد و دو دین؛ دین خود را انتخاب کردیم و به آیین یاری سر سپردیم:
وه حهفتا و دوو دین دینمان بهر کردهن
وه دینه یاری ســـهرمان سپـــردهن
یارسان از دو کلمه "یار+سان" درست شده که یار همان دوست و سان به معنای یزدان، سلطان، خورشید.. درکل به مفهوم دوست خدا، یار خورشید و یا روشنایی میباشد.
یارسان آیین وحدت همهگیر وجود است و در نهایت به دون یا تکامل روح ختم می شود و این موضوع از جنبه فلسفی و عقلی شایسته بررسی و تشریح میباشد.
"دون" واژهیی است که در زبان ترکی و عربی آمده، ولی معانی متفاوتی دارد. در ترکی به معنی لباس و پوشش و در عربی به مفهوم پایین، کم و کاست، عقب و جلو و... است؛ ولی بیشتر همان معنای ترکی آن کاربردیتر میباشد که روح در این تغییر و تحول، پوششهایی متفاوت به خود میگیرد. "دون" در جهان بینی یارسان بزرگترین و مهمترین ایدئولوژی عرفانی-فلسفی زندگی بشر را بیان می نماید.
دون مرحلهای است که درآن روح فرصت آن را مییابد که قدم بسوی تکامل بردارد و پلهای به خوشبختی نهایی نزدیک شود.
دونادون، تکامل روح است از هزار و یک مرحله خامی و ناپختگی بسوی کمال، از کم و کاستی به اوج و صعود گرفتن تا کمال نهایی. در این تغییرات مرحلهای روح با کالبد انواع جانوران ارتباط برقرار کرده و پس از طی هزار و یک مرحله، در هر گذری بر حسب کردارش به مرحله دیگر صعود پیدا میکند. تا اینکه به کلی روحش پاک شده و به جانور یا پرندهای قابل ذبح تبدیل می شود. آنگاه با استفاده دیگران از گوشتش دوباره به مرحله حیات انسانی بر میگردد.
ههزار و پانسهد جار ئیز کردم گوزهر
دهقهوا جه ئینسان باقی جه حیوان برینمش سهر
ذکر این نکته ضروری است که "دون" با تناسخ و کارمای هندی متفاوت است. زیرا در "کارما" تحولی روی نمیدهد ولی در دون برعکس روح بسوی تعالی و کمال اوج میگیرد.
"دونادون"، "دون به دون" یا "جامه به جامه"، مفهومی است که ارتباط نزدیکی با مفهوم تناسخ و حلول روح دارد. در آیین یارسان یا اهل حق، تناسخ به این مفهوم که روح بی هدف از یک کالبد به کالبد دیگر منتقل شود کاملاً نفی شده و از اساس رد میشود. اما مفهوم دیگری به نام "دون به دون" شدن -که در ظاهر به فلسفه تناسخ شباهت دارد- حقیقتی جدا نشدنی از جهان بینی یارسانی است و البته هدف از دون و زندگی دوباره تنها برای اطمینان بشر بوده که بعد از مرگ زندگیش تمام نمیشود بلکه به سوی کمال فروهری قدم بر میدارد. شیخ امیر از بزرگان یارسان در کلام مقدس میگوید:از مرگ هراس نداشته باشید، چون راز ایزدی در خود دارد، همچون یک مرغابی که زیر آب برود و بعد از یک مدت کوتاه از جایی دیگر سر بر آورد؛ یعنی اگر انسان در زندگی دنیایی پرهیزکار باشد، هنگام مرگ ترس وجودش را فرا نمیگیرد.
یاران نهترسان نی سیاسهته
تهسلیمی گیانان چون غیوتی بهته
ههرکه بناسو شونی جامهی ويش
نی کوچ و رورو نهیارو ئهندیش
طبق گات ٤٩ بند ١١ از گاتهای اوستا، موضوعی هست در مورد دون یا تکامل روح که تنها انسانهای گناهکار، روحشان دون میشود و در کالبدی دیگر تجلی مییابد که این مهم در میان یارسان و کاکهای هم به همان منوال است. در حقیقت گذر روح مردگان از مراحل مختلف، نماد این است که زندگی بعد از مرگشان تا رسیدن به مرحله نهایی و کمال، متفاوت میباشد و روح در هر گذری جهت پاک شدن از ظلمت و گناه، زیستی دیگر را تجربه میکند که تا نهایت و زندگی دوباره دنیایی ادامه دارد.شایان ذکر است در آیین زردشتی، روح بعد از اتمام دون به فردوس میرود ولی در یارسان به چرخه حیات باز میگردد.
منابع؛
ـ زروان و زردشت، محمد مرادی (باقلاوایی)
ـ اوستا بخش گات ـ ابراهیم پورداوود
ـ کلام ـ متون مقدس یارسان
ـ دفتر دیوانه گهوره ـ متون مقدس یارسان
ـ گفتگو با چند نفر از پیروان یارسان
محمد مرادی: یارسان یا اهل حق که در بخشی از کردستان به کاکهای مشهور هستند، شامل کردهای کلهر؛ لک و اورامی میباشند که در سند و ادبیات عامه، گوران یا گاوران نامیده شدهاند. گورانها بیشتر در مناطق سحنه (صحنه)، کرند، کرمانشاه، کنگاور، دالاهو، ریژاب، خانقین، کرکوک و غیره زندگی میکنند و در کردستان عراق به خاطر آنکه پیرو سید کاکهبرا بودند به آنها کاکهای گفته میشود.گورانها یکی از عشیرههای بزرگ کرد میباشند که پیش از همه به کشاورزی پرداخته و یکجانشین شدهاند. مسلمانها بیشتر به اسم گاور یا گبر(گهور) آنها را می شناسند و با آمدن اسلام به کردستان بیشتر سرودها و متون آیینی آنها که همراه با موسیقی -خصوصا ساز باستانی تنبور- ترنم میشد، به عنوان نغمههای ممنوعه شناخته شده و به همین خاطر بعدا مسلمانهایی که دنبال آوازخوانی بودند برای آنکه حرام بودن کارشان را گوشزد کرده باشند، عنوان "گورانی" را برایش برگزیدند که در واقع مشتقی از همان لفظ گوران میباشد. البته خودشان بیشتر عنوان "یارسان" را قبول دارند که در موسیقی و شعر نیز به وضوح به آن اشاره میکنند. برای مثال در بیتی از کلام
یارسان آمده که میگویند در میان هفتاد و دو دین؛ دین خود را انتخاب کردیم و به آیین یاری سر سپردیم:
وه حهفتا و دوو دین دینمان بهر کردهن
وه دینه یاری ســـهرمان سپـــردهن
یارسان از دو کلمه "یار+سان" درست شده که یار همان دوست و سان به معنای یزدان، سلطان، خورشید.. درکل به مفهوم دوست خدا، یار خورشید و یا روشنایی میباشد.
یارسان آیین وحدت همهگیر وجود است و در نهایت به دون یا تکامل روح ختم می شود و این موضوع از جنبه فلسفی و عقلی شایسته بررسی و تشریح میباشد.
"دون" واژهیی است که در زبان ترکی و عربی آمده، ولی معانی متفاوتی دارد. در ترکی به معنی لباس و پوشش و در عربی به مفهوم پایین، کم و کاست، عقب و جلو و... است؛ ولی بیشتر همان معنای ترکی آن کاربردیتر میباشد که روح در این تغییر و تحول، پوششهایی متفاوت به خود میگیرد. "دون" در جهان بینی یارسان بزرگترین و مهمترین ایدئولوژی عرفانی-فلسفی زندگی بشر را بیان می نماید.
دون مرحلهای است که درآن روح فرصت آن را مییابد که قدم بسوی تکامل بردارد و پلهای به خوشبختی نهایی نزدیک شود.
دونادون، تکامل روح است از هزار و یک مرحله خامی و ناپختگی بسوی کمال، از کم و کاستی به اوج و صعود گرفتن تا کمال نهایی. در این تغییرات مرحلهای روح با کالبد انواع جانوران ارتباط برقرار کرده و پس از طی هزار و یک مرحله، در هر گذری بر حسب کردارش به مرحله دیگر صعود پیدا میکند. تا اینکه به کلی روحش پاک شده و به جانور یا پرندهای قابل ذبح تبدیل می شود. آنگاه با استفاده دیگران از گوشتش دوباره به مرحله حیات انسانی بر میگردد.
ههزار و پانسهد جار ئیز کردم گوزهر
دهقهوا جه ئینسان باقی جه حیوان برینمش سهر
ذکر این نکته ضروری است که "دون" با تناسخ و کارمای هندی متفاوت است. زیرا در "کارما" تحولی روی نمیدهد ولی در دون برعکس روح بسوی تعالی و کمال اوج میگیرد.
"دونادون"، "دون به دون" یا "جامه به جامه"، مفهومی است که ارتباط نزدیکی با مفهوم تناسخ و حلول روح دارد. در آیین یارسان یا اهل حق، تناسخ به این مفهوم که روح بی هدف از یک کالبد به کالبد دیگر منتقل شود کاملاً نفی شده و از اساس رد میشود. اما مفهوم دیگری به نام "دون به دون" شدن -که در ظاهر به فلسفه تناسخ شباهت دارد- حقیقتی جدا نشدنی از جهان بینی یارسانی است و البته هدف از دون و زندگی دوباره تنها برای اطمینان بشر بوده که بعد از مرگ زندگیش تمام نمیشود بلکه به سوی کمال فروهری قدم بر میدارد. شیخ امیر از بزرگان یارسان در کلام مقدس میگوید:از مرگ هراس نداشته باشید، چون راز ایزدی در خود دارد، همچون یک مرغابی که زیر آب برود و بعد از یک مدت کوتاه از جایی دیگر سر بر آورد؛ یعنی اگر انسان در زندگی دنیایی پرهیزکار باشد، هنگام مرگ ترس وجودش را فرا نمیگیرد.
یاران نهترسان نی سیاسهته
تهسلیمی گیانان چون غیوتی بهته
ههرکه بناسو شونی جامهی ويش
نی کوچ و رورو نهیارو ئهندیش
طبق گات ٤٩ بند ١١ از گاتهای اوستا، موضوعی هست در مورد دون یا تکامل روح که تنها انسانهای گناهکار، روحشان دون میشود و در کالبدی دیگر تجلی مییابد که این مهم در میان یارسان و کاکهای هم به همان منوال است. در حقیقت گذر روح مردگان از مراحل مختلف، نماد این است که زندگی بعد از مرگشان تا رسیدن به مرحله نهایی و کمال، متفاوت میباشد و روح در هر گذری جهت پاک شدن از ظلمت و گناه، زیستی دیگر را تجربه میکند که تا نهایت و زندگی دوباره دنیایی ادامه دارد.شایان ذکر است در آیین زردشتی، روح بعد از اتمام دون به فردوس میرود ولی در یارسان به چرخه حیات باز میگردد.
منابع؛
ـ زروان و زردشت، محمد مرادی (باقلاوایی)
ـ اوستا بخش گات ـ ابراهیم پورداوود
ـ کلام ـ متون مقدس یارسان
ـ دفتر دیوانه گهوره ـ متون مقدس یارسان
ـ گفتگو با چند نفر از پیروان یارسان