شرفنامه مادر تاریخ ملت کُرد
افتتاح سخن حمد و ثنای پادشاهی باید که ثنای ستایش از ضمیر منیر چون خورشید جهان گیر تا مدارج سپهر برین برآید، و اختتام کلام شکر و سپاس مالک الملکی را شاید که انتمای اعتلایش از سکنه سینه تا معارج سعود صعود نماید-الحمد الله فی الاخره والاولی (مقدمه کتاب شرفنامه)
شرفنامه (Sharafnama) ارزشمندترین، دیرپاترین و تفصیلیترین کتابی است که پيرامون کُردها و تاريخ سرزمین کُردستان نگاشته شده است، که به زبان ادبی ـ تاريخی فارسی آن روزگاران، به نگارش درآمده و یکی از منابع اصلی تاريخی مربوط به ملت کُرد به شمار میآید.
نويسنده اين کتاب ديرپا و ارزنده، یک دولتمرد و از تاریخنگاران برجسته کُرد ايرانی سده ده و آغاز سده یازده، شرف خان ابن شمسالدین بدليسی است. کتاب شرفنامه «مادر تاریخ کُرد» لقب دارد. شرفنامه حاوى تاريخ گروهها و سلسلههاى مختلف مردمان كُرد از ابتدا تا سال ۱٠٠۵ ه.ق/۱۵٩۶م است.
شرفخان، فرزند امیر شمسالدین خان بدلیسی (بدلیس Bitlis، منطقه شمالی کُردستان ترکیه، در جانب غربی دریاچه وان) از مشاهیر و امرای کُرد است. ابا و اجداد وی سالیان بسیار زیادی فرمانروایی داشتهاند. امیرشرفخان در ۲٠ ذیقعده ٩۴٩ ه.ق/۱۵۴٣م (در دوران حکومت شاهطهماسب در ایران) متولد شد و در ۱٠۱۱ه.ق/۱۶٠٣م درگذشت. (لازم به ذکر است، شرح زندگینامه این بزرگوار به دلیل طولانی بودن در این مطلب نمیگنجد و بعداً در مقالهی دیگری چاپ خواهد شد.)
شهرت و ماندگاری نام بدليسی، نه به سبب رخدادهای سياسی و نظامی زندگی او، که بيشتر به دليل تأليف کتاب شرفنامه است که آن را به نام سلطان عثمانی محمد سوم نوشته است. این کتاب تاریخ مفصل اميران و حاکمان کُرد و مناطق تاریخی مختصر صفویان و عثمانيان است.
تاريخ اقوام ملت کُرد در دوره پس از اسلام در پرتو تأليفات مورخان، بسیار روشن است. در دوره صفوی نخستين کتاب مهم درباره کُردها تدوینشده که همان شرفنامه بدليسی است که باارزشترین مآخذ در بررسی تاریخ ایران و عثمانی، بهویژه در قرن دهم است که مؤلف آن خود شاهد بسياری از رخدادهای این دوره بوده است. این اثر، علاوه بر نقل وقایع، شامل آگاهیهایی فراوان درباره شيوه حکومتی، دستگاه مالياتی و دیوانی و اطلاعات جغرافيایی، بهویژه درباره بدليس است. بدليسی، که از اعضای حکومت و دیوانسالاری دو دولت ایران و عثمانی بوده و به گفته برخی با اندک جانبداری از عثمانيان نیز، به روایت رویدادها پرداخته است. شرفنامه بدليسی بهصورت خطی در بسياری از کتابخانههای معتبر ايران و هند و عثمانی بوده و به دليل نياز پيرامون آگاهی از تاريخ کُردان، در سالهای ميانی سده نوزدهم ميلادی موردتوجه مورخان و خاور شناسان برجسته اروپايی قرار گرفت و سرانجام برای نخستين بار به کوشش ولاديمير وليامينوف زرنوف (V. Veliamin of-Zernof)، عضو آکادمی فرهنگستان علوم روسيه ـ سنپترزبورگ(St. Petersburg)، چاپ انتقادی و علمی آن در نسخههای کم شمار، در دو جلد در سالهای
۱۸۶۰ـ ۱۸۶۲ به زبان روسی صورت گرفت.
ولاديمير زرنوف در مقدمهای که برای اين کتاب نگاشته، چنين میگوید: «اين کتاب معتبرترین، مهمترین و قابلملاحظهترین بخش تاريخ مردمان کُرد است و از اين بابت منبعی است که ارزش و اهميت آن در وصف نمیگنجد»
بررسی ترجمهها:
اولین ترجمه آن به ترکی توسط محمد بن احمدبيک ميرزای در بتلیس، در سال ۱۶۶٩. دومین ترجمه ترکی توسط شمعی در دیاربکر (آمِد)، همراه با توضیح مصطفی بیک در سال ۱۶۸۴. سومین ترجمه به آلمانیِ توسط دکتر ا. بارب (Dr. H. A. Barb) از بخشهایی از شرفنامه که بهصورت مقالاتی درباره تاریخ کُرد و کُردستان در کتاب تاریخ جامعهشناسی، سال ۱۸۵٣. اولین ترجمه کُردی (به گویش کُرمانجی)، توسط محمّد بایزیدی در وان، در سال ۱۸۵۸. ترجمه روسیِ ولادیمیر زرنوف، در سنپترزبورگ، ۱۸۶۰ـ ۱۸۶۲. ترجمه روسیِ واسیلیوا. ترجمه فرانسویِ فرانسوا برنان شارموا (F. B. Charmoy) در دو جلد ١٨۶٨-١٨٧۵ که در سنپترزبورگ در مجموعه مورخان ارمنی. ترجمه عربی توسط تاریخدان کُرد، مُلاجميل روژبيانی در بغداد، در سال ۱٩۵٣. ترجمهای دیگر به عربی توسط محقق و ادیب کُرد، محمّدعلی عونی با مقدمه یحيی الخشاب درباره کُردان، در قاهره، در سال ۱٩۵۸. ترجمهای دیگر به ترکی نوین (لاتین)، توسط بوز ارسلان، بر اساس ترجمه عربی علی عونی، در سال ۱٩٧۱. ترجمه کُردی (گویش سورانی)، توسط عبدالرحمان شرفکندی در دو جلد (۱٩٧۲-۱٩۸٠) به ترتیب در نجف و تهران. ترجمهای دیگر به کُردی (گویش کُرمانجی) توسط
زیا اُوسی، در سوئد، در سال ۱٩٩۸. ازآنجاکه شرفنامه یکی از منابع سرجان ملکم ١٧۶٩-١٨٣٣ در نگارش تاریخ ایران به شمار میرود، بخشهای بسياری از آن نیز به انگليسی برگردانده شده است.
تاریخ آغاز و پایان شرفنامه:
تعيين تاریخ دقيق آغاز و پایان نگارش اثر بهطور قاطع دشوار است، گرچه ١٠٠۵ آخرین تاریخ مذکور در کتاب است، به نسخهای از شرفنامه که کتابت آن در اواخر محرم ١٠٠٧ پایانیافته و به نظر مؤلف رسيده، اشارهشده است، که معلوم نيست نسخه اصلی و نخستين اثر است یا کتابت دیگری از آن، اما همين امر به اعتبار متن موجود میافزاید.
بررسی محتوایی:
اين اثر تاریخی به مقدمه، چهار صحيفه و يک خاتمه تقسيم میشود؛ مقدمه، در باب نسب طوايف کُرد. صحيفة اول، در پنج فصل درباره تاريخ فرمانروايان دياربَکر (آمِد) و جزيره، واليان دينوَر و شهرِ زور (حَسَنْويه)، اميران لُر بزرگ يا فَضلويَه، لُرکوچک و سلاطين مصر و شام مشهور به آل ايوب. صحيفة دوم، در پنج فصل درباره تاريخ حاکمان اردلان، حَکّاری (شنبو)، عماديه (بهدينان)، جزيره (بُختی)، (حِصن کَيفا) ملکان، صحيفة سوم، درباره تاريخ ساير حاکمان و اميران کُردستان در سه فرقه. صحيفة چهارم، درباره تاريخ اميران و حاکمان بدليس، و ذيلی در باب سرگذشت مؤلف کتاب. خاتمه، مشتمل بر تاريخ سلاطين عثمانی، صفوی و توران.
شرفخان اولین کسی بود که به گویشهای زبان کُردی اشاره کرد و آنها را بهصورت علمی دستهبندی کرد. وی باوجود کُرد زبان بودن و تسلط به زبانهای فارسی، ترکی و عربی، صرفاً به لحاظ علاقهای که به زبان فارسی داشته، کتاب را به فارسی و با نثری ساده و روان نوشته و در آن فراوان به اشعار فارسی و بهویژه شاهنامه فردوسی استشهاد شده است.محتوای شرفنامه از اطلاعات مندرج در کتابهای گوناگون تاريخ مشرق زمين و نيز از اطلاعات پيران موثق و قابلاعتماد و خاطرات خود مؤلف برگرفتهشده است و حاوى تاريخ قبايل و سلسلههای مختلف کُرد در آن دوره است. به گفته برخى شرفنامه مهمترین و قابلملاحظهترین بخش تاريخ کُرد است، چونکه اين کتاب حاوى جزئياتى است که در هيچ جاى ديگر ذکر نشده است مثل سنتها، آداب و رسوم، روايات تاريخى يا وصف وقايعى که خود مؤلف شاهد آنها بوده است و از اين بابت منبعى است با اهمیت چرا که حدود سيصد سال است که اين کتاب وجود دارد و تاکنون هيچ کتاب ديگرى که درخور مقايسه با آن باشد تأليف نشده و این بر ارزش علمى آن افزوده است.
در حال حاضر تعداد هفت نسخه خطى مهم که از کتاب شرفنامه موجود است به شرح زیراست: نسخۀ كتابخانه انجمن همايونى آسيايى لندن كه در۱۲۲۵ ه۱۸۱٠/ م. نسخۀ كتابخانۀ ملّى پاريس كه به سال۱٠۸٣ ه۱۶٧۲/ م. نسخۀ كتابخانۀ سلطنتى سنت پترزبورگ که در سال ۱٠٠٧ ه.ق. نسخۀ خانيكوف كه بر اساس نسخۀخود مؤلف در سال ۱٠٠٧ ه.ق. نسخۀ موزۀ آسيايى فرهنگستان سلطنتی علوم سنپترزبورگ به شماره ۵٧۶. نسخۀ موزۀ آسيايى به شمارۀ ۵٧۶/الف. نسخۀ حاضر از روى نسخهاى كه توسط ولاديمير ولييامينوف زرنوف با مراجعه به چهار نسخۀ اخير تهیهشده، افست شده است، نسخۀ ولاديمير در سال ۱۸۶۲م، در پترزبورگ توسط «دار الطباع اكادمية ايمپراطورية» به چاپ رسيده است. در ایران نیز نسخه فارسی در قطع وزيرى و در دو جلد (در يك مجلد) با جلد گالينگور مجموعا در ۸۸۴ صفحه، براى بار نخست در سال ۱٣٧٧ ه.ش توسط «انتشارات اساطير» چاپ و منتشر شده است.
کتاب شرفنامه اگر چه از نظرگاه بررسی آدابورسوم، فولکلور و زبان نوشتاری و گويشی کُرد ها واجد ارزش های بسيار درخوری است، اما اکثر اساتید تاریخ بر اين باورند که از بهترین ويژگی های شرفنامه دو چيز است؛ نخست آشنايی با نام های اصيل و جغرافيايی ايران و ترکيه کنونی و دو ديگر شناخت دقيق از آدب و رسوم ايرانی ملت کُرد. اگرچه در اين کتاب می توان شرح نسبتا دقيق و روايت های بي طرفانه ای را پيرامون تاريخ روابط ايران و عثمانی شاهد بود.قلم بدليسی با وجود اهدای کتاب به سلطان عثمانی نسبت (با مقدمه فارسی در مدح و ثنای سلطان محمّد خان ثالث) به پادشاهان ايرانی همواره با ادبانه و منصفانه است. و به گفته برخی دیگر اگر چه کفه داوری هايش به دليل تعلق به اهل سنت چربش کوتاهی به عثمانيان دارد، اما رنگ روايات و تمثيل ها همه ايرانی است و هيچ گرايشی به ترکان عثمانی به جز حوزه تعلقات مذهبی (بصورت کوتاه) در آن ديده نمی شود. از نظر گاه جغرافيای تاريخی کتاب بدليسی همچون دايره المعارفی پرده از نام های واقعی شهرها، آبادی ها، رودها و کوه ها بر می دارد. نام هايی چون اران و شيروان و ارمنيه و آذربايجان و خوزستان صد ها بار در کتاب مورد استفاده قرار
گرفته است. کتاب روايت های درخوری پيرامون فولکلور اقوامی چون لُرها و عرب ها و ترک ها دارد. کتاب شرفنامه سندی مهم در فرهنگ مداری کُرد های تمامی گيتی است و چه زيبا و ارجمندانه و فاخر بدليسی ايرانيت دير پای کُردها را اثبات می کند و بر سلحشوری و آزادگی ملت کُرد اين گونه تاکيد می ورزد؛ در صفحه ۱۵ بدليسی پيرامون کُردان اين گونه می نگارد: لفظ کُرد تعبير از شجاعت است، چراکه اکثر شجاعان روزگار و پهلوانان نامدار از اين طايفه بر خاسته اند و لذا پهلوان پيلتن و دلاور تهمتن رستم زال که در ايام حکومت پادشاه کيقباد بوده از طايفه اکراد است و چون تولد او در سيستان بوده به رستم زابلی اشتهار يافته است و صاحب شاهنامه فردوسی طوسی رحمه الله عليه صفت او را رستم کُرد کرده و در زمان ملوک عجم هرمز بن انوشيروان سپه سالار نامدار و پهلوان روزگار بهرام چوبين، او نيز از طبقه اکراد است. و اعنی پهلوان فرهاد که در زمان خسرو پرويز ظهور کرده از طايفه کلهُر است.
کُردستان در برخی از کتب تاریخی؛
بعد از پيروزی سپاهيان عرب در جنگ های مختلف با امپراتوری های ساسانی و رومی و پادشاهان ساير بلاد و گسترش اسلام در گستره ممالک مفتوحه، تعدادی از مورخين برجسته و نامدار از ملت های ايرانی کُرد، عرب و ترک و ارمنی و غيره به تأليف و تدوين آثار گران بهايی پرداختند که محققين و تاريخ نويسان بعدی از آن منابع در تحقيقات معضل خود استفاده های شايانی کردند. در اينجا اسامی و تأليفات بعضی از اين مشاهير را ذکر می کنم.
الاصابه فی تميز الصحابه نوشته حافظ ابن الحجر. کتاب البلدان مکتوب در اواخر قرن سوم هجری اثر ابوبکر احمد الهمدانی. مروج الذهب ابوالحسين علی مشهور به مسعودی قرن چهارم هجری. التنبيه و الاشراف از همين دانشمند. المسالک و الممالک اواسط قرن چهارم از ابن حوقل. تاريخ طبری تأليف محمد ابن جرير طبری مربوط به اواخر قرن سوم هجری. الکامل التواريخ ابن اثير قرن ششم هجری. معجم البلدان شهاب الدين ياقوت حموی قرن ششم هجری. تاريخ گزيده قرن هشتم هجری حمدالله مستوفی. ظفرنامه قرن هشتم هجری حمدالله مستوفی. نرصه القلوب قرن هشتم هجری حمدالله مستوفی. ابن خلدون مورخ مشهور عرب قرن هشتم هجری.
دکتر شمس محمّد اسکندر کتاب بسيار با ارزشی تحت عنوان «تاريخ کُرد در قرن شانزدهم ميلادی» نگاشته که محسن جلديانی آن را به فارسی ترجمه کرده است، اين کتاب در مطالعه کُردشناسی اثر مهمی به شمار می رود. در اين اثر با ارزش به تعدادی منابع و مأخذ تاريخی اشاره شده است که مير شرفخان بدليسی در تنظيم و نگارش از آن ها سود جسته است و ما به تعدادی از اين منابع نيز به جهت اطلاع محققين و مورخين که در زمينه تاريخ کُردستان به تحقيق می پردازند اشاره می کنيم:
روضه الصفای خواندمير. تاريخ التواريخ اثر مولانا تاج الدين کُردی. حوادث و رويدادهای آل عثمان نوشته مولانا سعد الدين. زبده التواريخ اثر حافظ ابرو. سطح السعيدن و مجمع البحرين اثر مولانا عبدالرزاق سمرقندی. ظفر نامه در مورد فتوحات تيمور لنگ تأليف نظام الدين شامی. کتاب دياربکر (آمِد) به تأليف ابوبکر تهرانی. حبيب السير نگارش غياث الدين ابن خواجه همام الدين (خواندمير). تاريخ عباسی، اسکندر بيگ منشی، مورخ دربار شاه عباس صفوی. تاريخ عباسی مُلا جلال منجم باشی در زمان شاه عباس صفوی. تاريخ جهان آرا تأليف قاضی احمد جهان آرا قزوينی. کتاب تواريخ آل عثمان تأليف لطفی پاشا نويسنده ترک. « تحفه سامی» تأليف سام ميرزا فرزند شاه اسماعيل صفوی. احسن التواريخ تأليف حسن بيگ روملو. تاريخ سولاق زاده تأليف محمد مهدی سولاق زاده. سفرنامه تأليف ژان باتيست تاورنیه جهان گرد فرانسوی که در قرن ١٧ چندين بار به کُردستان سفر کرده است.
استفاده از منابع فوق و دهها منبع و مأخذ ديگر از طرف شرف خان بدليسی موجب شده است که بسياری از محققين و مورخين عالم که در مورد کُردها به تحقيق پرداخته اند، شرفنامه را به عنوان جامع ترين و دقيق ترين تاريخ کُردستان به شمار آورند.
دکتر شمسی محمد اسکندر در اين باره چنين می گويد:
«برای رسيدن به يک واقعيت درست و علمی از تاريخ کُرد و کُردستان و باز کردن گره کوری که مولود اختلاف دولت های بزرگی هم چون ايران و عثمانی بود نمی توان به منبعی دقيق تر از شرفنامه دست يافت. بديهی است تحقيق در چنين مسئله مهمی تاريخ کُردستان تنها با استفاده از شرفنامه به سر منزل مقصود نمی رسد و استفاده از ساير منابع مدرن در زمينه تاريخ کُرد را نيز می طلبد. اما نبايد فراموش کرد در ميان تمام کتب که درباره سده شانزدهم و تاريخ حيات اجتماعی و تمدن ملت کُرد به رشته تحرير در آمده اند، تنها شرفنامه توانسته چنين خلاء مهمی را پر کند و تا امروز هم به کتابی با ويژگی های شرفنامه دست نيافته ايم. لذا به ناچار از منابع آذربايجانی، ايرانی و ترکی استفاده کرديم که از زوايای تاريخی تا حدودی به مسايل سياسی و اقتصادی و تمدن کُردها پرداخته اند.»
در مطالعه کتب تاريخی و مآخذ ديگری که به تفصيل يا جسته گريخته در مورد رويداد های کُردستان در ادوار مختلف صحبت کرده اند بايد به اين نکته توجه داشت که بسياری از اين منابع به علت غرض ورزی حقايق را تحريف کرده و با زبانی ملوث و ناپاک درباره آن ها بيان مطلب کرده اند. دليل اين مسئله بسيار روشن است. اين قبيل نويسنده ها يا به اصطلاح تاريخ نويس ها، در رکاب سلاطين ايرانی يا عثمانی بوده اند که کاری جز سرکوب و تجاوز به حقوق و نواميس اين ملل نداشته اند. آنان (مورخان) در لشکر کشی های ويرانگر به کُردستان، در رکاب سلطان به هر جا که می رفتند و حوادث را آن گونه که به مذاق سلطان خوشايند بود به رشته تحرير می کشيدند. برای نمونه می توان به آثار کسانی مانند رشيد الدين فضل الله وزير دربار غازان خان از سلسله ايلخانان مغول اشاره کرد. رشيد الدين در نظام حکومتی ايلخانان دارای نفوذ و قدرت بود. در کتاب تاريخ خود به نام« جامعُ التّواريخ» ملت کُرد را ياغی و سرکش و عصيان گر معرفی کرده و با الفاظ رکيک و بی احترامي از آن ها ياد کرده است. وی نه تنها کُردها را ملتی بی هويت می داند بلکه باعث بدنامی آن ها نيز شده است. او مانند يک شيپورچی ماهر و
مورخ تملق گوی دربار تا آن جا که توانسته است از ملت کُرد که در برابر سلطه جويان خون آشام از خود از جان گذشتگی نشان داده است به زشتی ياد کرده غير از رشيد الدين، مورخان درباری ديگری نيز در ادوار مختلف تاريخی، از ميان ايرانی ها، اعراب و ترکان، (مانند اسکندر منشی در زمان شاه عباس صفوی) به زشتی از کُردها ياد می کنند. امير شرف خان در تأليف تاريخ مفصل کُردستان از روشی درست و علمی پيروی کرده و در بيان مطالب دچار تعصب ملی يا مذهبی نشده و هرگاه در مورد حوادث و رويدادها يا دودمان ها و حکام و رؤسای کُرد به اطلاعات کافی دست پيدا نمی کند آن را به صراحت اعلام می دارد و از خود چيزی بيان نمی کند و تنها رويداد ها معمولا با ذکر منابع قید کرده است.
افتتاح سخن حمد و ثنای پادشاهی باید که ثنای ستایش از ضمیر منیر چون خورشید جهان گیر تا مدارج سپهر برین برآید، و اختتام کلام شکر و سپاس مالک الملکی را شاید که انتمای اعتلایش از سکنه سینه تا معارج سعود صعود نماید-الحمد الله فی الاخره والاولی (مقدمه کتاب شرفنامه)
شرفنامه (Sharafnama) ارزشمندترین، دیرپاترین و تفصیلیترین کتابی است که پيرامون کُردها و تاريخ سرزمین کُردستان نگاشته شده است، که به زبان ادبی ـ تاريخی فارسی آن روزگاران، به نگارش درآمده و یکی از منابع اصلی تاريخی مربوط به ملت کُرد به شمار میآید.
نويسنده اين کتاب ديرپا و ارزنده، یک دولتمرد و از تاریخنگاران برجسته کُرد ايرانی سده ده و آغاز سده یازده، شرف خان ابن شمسالدین بدليسی است. کتاب شرفنامه «مادر تاریخ کُرد» لقب دارد. شرفنامه حاوى تاريخ گروهها و سلسلههاى مختلف مردمان كُرد از ابتدا تا سال ۱٠٠۵ ه.ق/۱۵٩۶م است.
شرفخان، فرزند امیر شمسالدین خان بدلیسی (بدلیس Bitlis، منطقه شمالی کُردستان ترکیه، در جانب غربی دریاچه وان) از مشاهیر و امرای کُرد است. ابا و اجداد وی سالیان بسیار زیادی فرمانروایی داشتهاند. امیرشرفخان در ۲٠ ذیقعده ٩۴٩ ه.ق/۱۵۴٣م (در دوران حکومت شاهطهماسب در ایران) متولد شد و در ۱٠۱۱ه.ق/۱۶٠٣م درگذشت. (لازم به ذکر است، شرح زندگینامه این بزرگوار به دلیل طولانی بودن در این مطلب نمیگنجد و بعداً در مقالهی دیگری چاپ خواهد شد.)
شهرت و ماندگاری نام بدليسی، نه به سبب رخدادهای سياسی و نظامی زندگی او، که بيشتر به دليل تأليف کتاب شرفنامه است که آن را به نام سلطان عثمانی محمد سوم نوشته است. این کتاب تاریخ مفصل اميران و حاکمان کُرد و مناطق تاریخی مختصر صفویان و عثمانيان است.
تاريخ اقوام ملت کُرد در دوره پس از اسلام در پرتو تأليفات مورخان، بسیار روشن است. در دوره صفوی نخستين کتاب مهم درباره کُردها تدوینشده که همان شرفنامه بدليسی است که باارزشترین مآخذ در بررسی تاریخ ایران و عثمانی، بهویژه در قرن دهم است که مؤلف آن خود شاهد بسياری از رخدادهای این دوره بوده است. این اثر، علاوه بر نقل وقایع، شامل آگاهیهایی فراوان درباره شيوه حکومتی، دستگاه مالياتی و دیوانی و اطلاعات جغرافيایی، بهویژه درباره بدليس است. بدليسی، که از اعضای حکومت و دیوانسالاری دو دولت ایران و عثمانی بوده و به گفته برخی با اندک جانبداری از عثمانيان نیز، به روایت رویدادها پرداخته است. شرفنامه بدليسی بهصورت خطی در بسياری از کتابخانههای معتبر ايران و هند و عثمانی بوده و به دليل نياز پيرامون آگاهی از تاريخ کُردان، در سالهای ميانی سده نوزدهم ميلادی موردتوجه مورخان و خاور شناسان برجسته اروپايی قرار گرفت و سرانجام برای نخستين بار به کوشش ولاديمير وليامينوف زرنوف (V. Veliamin of-Zernof)، عضو آکادمی فرهنگستان علوم روسيه ـ سنپترزبورگ(St. Petersburg)، چاپ انتقادی و علمی آن در نسخههای کم شمار، در دو جلد در سالهای
۱۸۶۰ـ ۱۸۶۲ به زبان روسی صورت گرفت.
ولاديمير زرنوف در مقدمهای که برای اين کتاب نگاشته، چنين میگوید: «اين کتاب معتبرترین، مهمترین و قابلملاحظهترین بخش تاريخ مردمان کُرد است و از اين بابت منبعی است که ارزش و اهميت آن در وصف نمیگنجد»
بررسی ترجمهها:
اولین ترجمه آن به ترکی توسط محمد بن احمدبيک ميرزای در بتلیس، در سال ۱۶۶٩. دومین ترجمه ترکی توسط شمعی در دیاربکر (آمِد)، همراه با توضیح مصطفی بیک در سال ۱۶۸۴. سومین ترجمه به آلمانیِ توسط دکتر ا. بارب (Dr. H. A. Barb) از بخشهایی از شرفنامه که بهصورت مقالاتی درباره تاریخ کُرد و کُردستان در کتاب تاریخ جامعهشناسی، سال ۱۸۵٣. اولین ترجمه کُردی (به گویش کُرمانجی)، توسط محمّد بایزیدی در وان، در سال ۱۸۵۸. ترجمه روسیِ ولادیمیر زرنوف، در سنپترزبورگ، ۱۸۶۰ـ ۱۸۶۲. ترجمه روسیِ واسیلیوا. ترجمه فرانسویِ فرانسوا برنان شارموا (F. B. Charmoy) در دو جلد ١٨۶٨-١٨٧۵ که در سنپترزبورگ در مجموعه مورخان ارمنی. ترجمه عربی توسط تاریخدان کُرد، مُلاجميل روژبيانی در بغداد، در سال ۱٩۵٣. ترجمهای دیگر به عربی توسط محقق و ادیب کُرد، محمّدعلی عونی با مقدمه یحيی الخشاب درباره کُردان، در قاهره، در سال ۱٩۵۸. ترجمهای دیگر به ترکی نوین (لاتین)، توسط بوز ارسلان، بر اساس ترجمه عربی علی عونی، در سال ۱٩٧۱. ترجمه کُردی (گویش سورانی)، توسط عبدالرحمان شرفکندی در دو جلد (۱٩٧۲-۱٩۸٠) به ترتیب در نجف و تهران. ترجمهای دیگر به کُردی (گویش کُرمانجی) توسط
زیا اُوسی، در سوئد، در سال ۱٩٩۸. ازآنجاکه شرفنامه یکی از منابع سرجان ملکم ١٧۶٩-١٨٣٣ در نگارش تاریخ ایران به شمار میرود، بخشهای بسياری از آن نیز به انگليسی برگردانده شده است.
تاریخ آغاز و پایان شرفنامه:
تعيين تاریخ دقيق آغاز و پایان نگارش اثر بهطور قاطع دشوار است، گرچه ١٠٠۵ آخرین تاریخ مذکور در کتاب است، به نسخهای از شرفنامه که کتابت آن در اواخر محرم ١٠٠٧ پایانیافته و به نظر مؤلف رسيده، اشارهشده است، که معلوم نيست نسخه اصلی و نخستين اثر است یا کتابت دیگری از آن، اما همين امر به اعتبار متن موجود میافزاید.
بررسی محتوایی:
اين اثر تاریخی به مقدمه، چهار صحيفه و يک خاتمه تقسيم میشود؛ مقدمه، در باب نسب طوايف کُرد. صحيفة اول، در پنج فصل درباره تاريخ فرمانروايان دياربَکر (آمِد) و جزيره، واليان دينوَر و شهرِ زور (حَسَنْويه)، اميران لُر بزرگ يا فَضلويَه، لُرکوچک و سلاطين مصر و شام مشهور به آل ايوب. صحيفة دوم، در پنج فصل درباره تاريخ حاکمان اردلان، حَکّاری (شنبو)، عماديه (بهدينان)، جزيره (بُختی)، (حِصن کَيفا) ملکان، صحيفة سوم، درباره تاريخ ساير حاکمان و اميران کُردستان در سه فرقه. صحيفة چهارم، درباره تاريخ اميران و حاکمان بدليس، و ذيلی در باب سرگذشت مؤلف کتاب. خاتمه، مشتمل بر تاريخ سلاطين عثمانی، صفوی و توران.
شرفخان اولین کسی بود که به گویشهای زبان کُردی اشاره کرد و آنها را بهصورت علمی دستهبندی کرد. وی باوجود کُرد زبان بودن و تسلط به زبانهای فارسی، ترکی و عربی، صرفاً به لحاظ علاقهای که به زبان فارسی داشته، کتاب را به فارسی و با نثری ساده و روان نوشته و در آن فراوان به اشعار فارسی و بهویژه شاهنامه فردوسی استشهاد شده است.محتوای شرفنامه از اطلاعات مندرج در کتابهای گوناگون تاريخ مشرق زمين و نيز از اطلاعات پيران موثق و قابلاعتماد و خاطرات خود مؤلف برگرفتهشده است و حاوى تاريخ قبايل و سلسلههای مختلف کُرد در آن دوره است. به گفته برخى شرفنامه مهمترین و قابلملاحظهترین بخش تاريخ کُرد است، چونکه اين کتاب حاوى جزئياتى است که در هيچ جاى ديگر ذکر نشده است مثل سنتها، آداب و رسوم، روايات تاريخى يا وصف وقايعى که خود مؤلف شاهد آنها بوده است و از اين بابت منبعى است با اهمیت چرا که حدود سيصد سال است که اين کتاب وجود دارد و تاکنون هيچ کتاب ديگرى که درخور مقايسه با آن باشد تأليف نشده و این بر ارزش علمى آن افزوده است.
در حال حاضر تعداد هفت نسخه خطى مهم که از کتاب شرفنامه موجود است به شرح زیراست: نسخۀ كتابخانه انجمن همايونى آسيايى لندن كه در۱۲۲۵ ه۱۸۱٠/ م. نسخۀ كتابخانۀ ملّى پاريس كه به سال۱٠۸٣ ه۱۶٧۲/ م. نسخۀ كتابخانۀ سلطنتى سنت پترزبورگ که در سال ۱٠٠٧ ه.ق. نسخۀ خانيكوف كه بر اساس نسخۀخود مؤلف در سال ۱٠٠٧ ه.ق. نسخۀ موزۀ آسيايى فرهنگستان سلطنتی علوم سنپترزبورگ به شماره ۵٧۶. نسخۀ موزۀ آسيايى به شمارۀ ۵٧۶/الف. نسخۀ حاضر از روى نسخهاى كه توسط ولاديمير ولييامينوف زرنوف با مراجعه به چهار نسخۀ اخير تهیهشده، افست شده است، نسخۀ ولاديمير در سال ۱۸۶۲م، در پترزبورگ توسط «دار الطباع اكادمية ايمپراطورية» به چاپ رسيده است. در ایران نیز نسخه فارسی در قطع وزيرى و در دو جلد (در يك مجلد) با جلد گالينگور مجموعا در ۸۸۴ صفحه، براى بار نخست در سال ۱٣٧٧ ه.ش توسط «انتشارات اساطير» چاپ و منتشر شده است.
کتاب شرفنامه اگر چه از نظرگاه بررسی آدابورسوم، فولکلور و زبان نوشتاری و گويشی کُرد ها واجد ارزش های بسيار درخوری است، اما اکثر اساتید تاریخ بر اين باورند که از بهترین ويژگی های شرفنامه دو چيز است؛ نخست آشنايی با نام های اصيل و جغرافيايی ايران و ترکيه کنونی و دو ديگر شناخت دقيق از آدب و رسوم ايرانی ملت کُرد. اگرچه در اين کتاب می توان شرح نسبتا دقيق و روايت های بي طرفانه ای را پيرامون تاريخ روابط ايران و عثمانی شاهد بود.قلم بدليسی با وجود اهدای کتاب به سلطان عثمانی نسبت (با مقدمه فارسی در مدح و ثنای سلطان محمّد خان ثالث) به پادشاهان ايرانی همواره با ادبانه و منصفانه است. و به گفته برخی دیگر اگر چه کفه داوری هايش به دليل تعلق به اهل سنت چربش کوتاهی به عثمانيان دارد، اما رنگ روايات و تمثيل ها همه ايرانی است و هيچ گرايشی به ترکان عثمانی به جز حوزه تعلقات مذهبی (بصورت کوتاه) در آن ديده نمی شود. از نظر گاه جغرافيای تاريخی کتاب بدليسی همچون دايره المعارفی پرده از نام های واقعی شهرها، آبادی ها، رودها و کوه ها بر می دارد. نام هايی چون اران و شيروان و ارمنيه و آذربايجان و خوزستان صد ها بار در کتاب مورد استفاده قرار
گرفته است. کتاب روايت های درخوری پيرامون فولکلور اقوامی چون لُرها و عرب ها و ترک ها دارد. کتاب شرفنامه سندی مهم در فرهنگ مداری کُرد های تمامی گيتی است و چه زيبا و ارجمندانه و فاخر بدليسی ايرانيت دير پای کُردها را اثبات می کند و بر سلحشوری و آزادگی ملت کُرد اين گونه تاکيد می ورزد؛ در صفحه ۱۵ بدليسی پيرامون کُردان اين گونه می نگارد: لفظ کُرد تعبير از شجاعت است، چراکه اکثر شجاعان روزگار و پهلوانان نامدار از اين طايفه بر خاسته اند و لذا پهلوان پيلتن و دلاور تهمتن رستم زال که در ايام حکومت پادشاه کيقباد بوده از طايفه اکراد است و چون تولد او در سيستان بوده به رستم زابلی اشتهار يافته است و صاحب شاهنامه فردوسی طوسی رحمه الله عليه صفت او را رستم کُرد کرده و در زمان ملوک عجم هرمز بن انوشيروان سپه سالار نامدار و پهلوان روزگار بهرام چوبين، او نيز از طبقه اکراد است. و اعنی پهلوان فرهاد که در زمان خسرو پرويز ظهور کرده از طايفه کلهُر است.
کُردستان در برخی از کتب تاریخی؛
بعد از پيروزی سپاهيان عرب در جنگ های مختلف با امپراتوری های ساسانی و رومی و پادشاهان ساير بلاد و گسترش اسلام در گستره ممالک مفتوحه، تعدادی از مورخين برجسته و نامدار از ملت های ايرانی کُرد، عرب و ترک و ارمنی و غيره به تأليف و تدوين آثار گران بهايی پرداختند که محققين و تاريخ نويسان بعدی از آن منابع در تحقيقات معضل خود استفاده های شايانی کردند. در اينجا اسامی و تأليفات بعضی از اين مشاهير را ذکر می کنم.
الاصابه فی تميز الصحابه نوشته حافظ ابن الحجر. کتاب البلدان مکتوب در اواخر قرن سوم هجری اثر ابوبکر احمد الهمدانی. مروج الذهب ابوالحسين علی مشهور به مسعودی قرن چهارم هجری. التنبيه و الاشراف از همين دانشمند. المسالک و الممالک اواسط قرن چهارم از ابن حوقل. تاريخ طبری تأليف محمد ابن جرير طبری مربوط به اواخر قرن سوم هجری. الکامل التواريخ ابن اثير قرن ششم هجری. معجم البلدان شهاب الدين ياقوت حموی قرن ششم هجری. تاريخ گزيده قرن هشتم هجری حمدالله مستوفی. ظفرنامه قرن هشتم هجری حمدالله مستوفی. نرصه القلوب قرن هشتم هجری حمدالله مستوفی. ابن خلدون مورخ مشهور عرب قرن هشتم هجری.
دکتر شمس محمّد اسکندر کتاب بسيار با ارزشی تحت عنوان «تاريخ کُرد در قرن شانزدهم ميلادی» نگاشته که محسن جلديانی آن را به فارسی ترجمه کرده است، اين کتاب در مطالعه کُردشناسی اثر مهمی به شمار می رود. در اين اثر با ارزش به تعدادی منابع و مأخذ تاريخی اشاره شده است که مير شرفخان بدليسی در تنظيم و نگارش از آن ها سود جسته است و ما به تعدادی از اين منابع نيز به جهت اطلاع محققين و مورخين که در زمينه تاريخ کُردستان به تحقيق می پردازند اشاره می کنيم:
روضه الصفای خواندمير. تاريخ التواريخ اثر مولانا تاج الدين کُردی. حوادث و رويدادهای آل عثمان نوشته مولانا سعد الدين. زبده التواريخ اثر حافظ ابرو. سطح السعيدن و مجمع البحرين اثر مولانا عبدالرزاق سمرقندی. ظفر نامه در مورد فتوحات تيمور لنگ تأليف نظام الدين شامی. کتاب دياربکر (آمِد) به تأليف ابوبکر تهرانی. حبيب السير نگارش غياث الدين ابن خواجه همام الدين (خواندمير). تاريخ عباسی، اسکندر بيگ منشی، مورخ دربار شاه عباس صفوی. تاريخ عباسی مُلا جلال منجم باشی در زمان شاه عباس صفوی. تاريخ جهان آرا تأليف قاضی احمد جهان آرا قزوينی. کتاب تواريخ آل عثمان تأليف لطفی پاشا نويسنده ترک. « تحفه سامی» تأليف سام ميرزا فرزند شاه اسماعيل صفوی. احسن التواريخ تأليف حسن بيگ روملو. تاريخ سولاق زاده تأليف محمد مهدی سولاق زاده. سفرنامه تأليف ژان باتيست تاورنیه جهان گرد فرانسوی که در قرن ١٧ چندين بار به کُردستان سفر کرده است.
استفاده از منابع فوق و دهها منبع و مأخذ ديگر از طرف شرف خان بدليسی موجب شده است که بسياری از محققين و مورخين عالم که در مورد کُردها به تحقيق پرداخته اند، شرفنامه را به عنوان جامع ترين و دقيق ترين تاريخ کُردستان به شمار آورند.
دکتر شمسی محمد اسکندر در اين باره چنين می گويد:
«برای رسيدن به يک واقعيت درست و علمی از تاريخ کُرد و کُردستان و باز کردن گره کوری که مولود اختلاف دولت های بزرگی هم چون ايران و عثمانی بود نمی توان به منبعی دقيق تر از شرفنامه دست يافت. بديهی است تحقيق در چنين مسئله مهمی تاريخ کُردستان تنها با استفاده از شرفنامه به سر منزل مقصود نمی رسد و استفاده از ساير منابع مدرن در زمينه تاريخ کُرد را نيز می طلبد. اما نبايد فراموش کرد در ميان تمام کتب که درباره سده شانزدهم و تاريخ حيات اجتماعی و تمدن ملت کُرد به رشته تحرير در آمده اند، تنها شرفنامه توانسته چنين خلاء مهمی را پر کند و تا امروز هم به کتابی با ويژگی های شرفنامه دست نيافته ايم. لذا به ناچار از منابع آذربايجانی، ايرانی و ترکی استفاده کرديم که از زوايای تاريخی تا حدودی به مسايل سياسی و اقتصادی و تمدن کُردها پرداخته اند.»
در مطالعه کتب تاريخی و مآخذ ديگری که به تفصيل يا جسته گريخته در مورد رويداد های کُردستان در ادوار مختلف صحبت کرده اند بايد به اين نکته توجه داشت که بسياری از اين منابع به علت غرض ورزی حقايق را تحريف کرده و با زبانی ملوث و ناپاک درباره آن ها بيان مطلب کرده اند. دليل اين مسئله بسيار روشن است. اين قبيل نويسنده ها يا به اصطلاح تاريخ نويس ها، در رکاب سلاطين ايرانی يا عثمانی بوده اند که کاری جز سرکوب و تجاوز به حقوق و نواميس اين ملل نداشته اند. آنان (مورخان) در لشکر کشی های ويرانگر به کُردستان، در رکاب سلطان به هر جا که می رفتند و حوادث را آن گونه که به مذاق سلطان خوشايند بود به رشته تحرير می کشيدند. برای نمونه می توان به آثار کسانی مانند رشيد الدين فضل الله وزير دربار غازان خان از سلسله ايلخانان مغول اشاره کرد. رشيد الدين در نظام حکومتی ايلخانان دارای نفوذ و قدرت بود. در کتاب تاريخ خود به نام« جامعُ التّواريخ» ملت کُرد را ياغی و سرکش و عصيان گر معرفی کرده و با الفاظ رکيک و بی احترامي از آن ها ياد کرده است. وی نه تنها کُردها را ملتی بی هويت می داند بلکه باعث بدنامی آن ها نيز شده است. او مانند يک شيپورچی ماهر و
مورخ تملق گوی دربار تا آن جا که توانسته است از ملت کُرد که در برابر سلطه جويان خون آشام از خود از جان گذشتگی نشان داده است به زشتی ياد کرده غير از رشيد الدين، مورخان درباری ديگری نيز در ادوار مختلف تاريخی، از ميان ايرانی ها، اعراب و ترکان، (مانند اسکندر منشی در زمان شاه عباس صفوی) به زشتی از کُردها ياد می کنند. امير شرف خان در تأليف تاريخ مفصل کُردستان از روشی درست و علمی پيروی کرده و در بيان مطالب دچار تعصب ملی يا مذهبی نشده و هرگاه در مورد حوادث و رويدادها يا دودمان ها و حکام و رؤسای کُرد به اطلاعات کافی دست پيدا نمی کند آن را به صراحت اعلام می دارد و از خود چيزی بيان نمی کند و تنها رويداد ها معمولا با ذکر منابع قید کرده است.