|

«تیر‌ ماه سیزده شو» یک جشن باستانی در دل البرز

جهانگیر نصر‌اشرفی

اواخر هفته گذشته یک جشن تاریخی در مازندران برگزار شد؛ جشنی که در میانه‌های سده جاری به فراموشی سپرده شده بود و حالا با اقبال دوباره مردم کمی جدی‌تر برگزار می‌شود. این جشن را «تیر ماه سیزه» می‌گویند.

براساس تقویم تبری حالا ما در «تیر‌ماه» قرار داریم و این تیرماه با جشنی هم همراه است که اکنون می‌خواهیم کمی درباره آن حرف بزنیم. «تیر ماه سیزه» یا «تیر ماه سیزده شو» برابر با شب سیزدهم تیرماه تبری و برابر با دوازدهم آبان‌ماه خورشیدی است. این شب در نقاط مختلف البرز با نام‌های گوناگونی چون «تیره ماه سیزده»، «لال شیش زن شو»، «لال‌شو» با مراسمی چون «لال ما کا»، «لال شیش زن شو»، «لال چو»، «لال» و «امیری‌خوانی» برگزار می‌شد.
تیر‌ماه در اساطیر و افسانه‌های ایرانی از یک‌سو با «الهه تیشتر» و از سوی دیگر با پرتاب‌کردن تیر معروف آرش پیوند دارد. این جشن تا دهه پنجم سده جاری در کوهستان‌ها، کوه‌پایه‌ها و آبادی‌ جلگه‌ای بسیاری از مناطق البرز به‌صورت گسترده‌ای برگزار می‌شد. از دهه پنجم به بعد در این سده برگزاری این مراسم در مناطق جلگه‌ای به‌تدریج منسوخ شد. برخی از عناصر و جلوه‌های این جشن هنوز وجود دارد.
جشن تیرگان در میان زرتشتیان دوره‌ای 10روزه داشت. این جشن از تیر روز تیرماه آغاز می‌شد و تا روز بیست‌و‌دوم، روزی موسوم به بادایزد ادامه داشت. زرتشتیان تیرگان را تیرجشن می‌نامند و برای آن ارزش زیادی قائل بودند. لباس و رخت نو، نقل و شیرینی و خوراکی‌های سنتی و ویژه این جشن بخشی از تدارکاتی بود که آنها برای این جشن درنظر می‌گرفتند. پیش از عید خانه را خوب تمیز می‌کنند. بامدادان عید شست‌وشو و غسل می‌کنند و دو نیایش «خورشید نیایش» و «مهر نیایش» از اوستا را می‌خوانند. به‌ویژه در سرایش «خورشید نیایش» وقتی در بند هشتم آن به عبارت «تشتر رای‌مند فرهمند» می‌رسند چندین‌بار آن را به دفعات تکرار می‌کنند. در کوهستان‌های جنوبی و سرحدی طبرستان یا مازندران کنونی با استان سمنان جشن «تیر ماه سیزده» را «تیر ما سِزده» می‌نامند. تا چند دهه پیش در میان باشندگان این مناطق این شب اهمیتی هم‌سنگ نوروز داشت. شب پیش از جشن، خانواده‌ها برای تبرک نان و حلوا به خانه همسایه‌ها می‌بردند. برخی بر سر‌در خانه‌های خود مشعل روشن می‌کردند. غروب همان شب در ظرفی نخود، کشمش، نان و خرما می‌گذاشتند و به مزار مردگان خود می‌بردند. صبح روز جشن یک نفر از هر خانواده به چشمه‌سار یا رودبار می‌رفت و به یمن این جشن آب، سنگ و سبزه به خانه می‌آورد. آن آب را مقدس می‌شمردند و در چهارگوشه اتاق می‌ریختند و بخشی از آن را می‌خوردند؛ چرا‌که آن را مایه تندرستی و طول عمر می‌دانستند. صبح روز تیرماه سیزده کسانی که «لال شیش زن» نام داشتند، با ترکه‌ای در دست به در خانه‌ها می‌رفتند و با اجرای مراسمی آیینی به افراد و اشیای هر خانه ترکه می‌زدند. مراد از «شیش» همان ترکه است.
شخصی به اسم «لال ما» یا مادر لال‌ها نیز در کوچه‌ها و درگاه خانه‌ها با صدای بلند شعری به زبان طبری می‌خواند که برگردان آن چنین است: «لال آمد، لال آمد، لال با دست چلاق آمد، پارسال رفت و امسال آمد، عید همه ساله آمد، درخت را ترکه می‌زنم تا پربار شود، زن را ترکه می‌زنم تا فرزند پسر بزاید، اسب را ترکه می‌زنم تا دارای کره شود، گاو را می‌زنم تا صاحب گوساله شود، هر‌سال یک‌بار تیر ماه سیزه می‌شود، لال آمد، لال آمد». در پایان اجرای این نمایش یکی از افراد خانه تعدادی گردو، انار، سنجد، کشمش و خوراکی‌های دیگر را که از قبل برای این مراسم و این میهمان‌های ناخوانده آماده کرده بود، در کیسه مادر لال‌ها می‌ریزد. لال هم برای تبرک یک ترکه
به این فرد می‌زند.
از دیگر آیین‌های این جشن این بود که تازه‌دامادها برای نو‌عروسان خود دو طبق یکی شامل پارچه و هدایای گران‌بها و دیگری شامل شیرینی و خوراکی‌های سنتی هدیه می‌فرستادند. همان‌طور‌که گفتیم یکی دیگر از نام‌های این جشن «لال شو» است که در برخی شهرهای مازندران از جمله آمل آن را چنین می‌خوانند. این نام برگرفته از نوع رفتار مجری آیین لال‌بازی است. در باور مردم لال و لال‌بازی در این شب از چنان میمنتی برخوردار است که در برخی شهرها نام این جشن از این بازی گرفته شده است.
یکی‌دیگر از آیین‌های این شب چنین است که زنان و دختران جوان در معابر اصلی شهر و روستا فال‌گوش می‌ایستند و نخستین کلمات و جملاتی را که از عابران می‌شنوند، به‌عنوان پیش‌بینی برای وضعیت روزها و ماه‌های پیش‌رو می‌دانستند. اگر حرف‌های خوبی می‌شنیدند، آن را دلالت برخوش‌یمن‌بودن روزهای پیش‌رو می‌دانستند و اگر چیز بدی می‌شنیدند، گمان می‌کردند بدیمنی در انتظارشان است. آنها این فال را در زندگی
خود مؤثر می‌دانستند.

اواخر هفته گذشته یک جشن تاریخی در مازندران برگزار شد؛ جشنی که در میانه‌های سده جاری به فراموشی سپرده شده بود و حالا با اقبال دوباره مردم کمی جدی‌تر برگزار می‌شود. این جشن را «تیر ماه سیزه» می‌گویند.

براساس تقویم تبری حالا ما در «تیر‌ماه» قرار داریم و این تیرماه با جشنی هم همراه است که اکنون می‌خواهیم کمی درباره آن حرف بزنیم. «تیر ماه سیزه» یا «تیر ماه سیزده شو» برابر با شب سیزدهم تیرماه تبری و برابر با دوازدهم آبان‌ماه خورشیدی است. این شب در نقاط مختلف البرز با نام‌های گوناگونی چون «تیره ماه سیزده»، «لال شیش زن شو»، «لال‌شو» با مراسمی چون «لال ما کا»، «لال شیش زن شو»، «لال چو»، «لال» و «امیری‌خوانی» برگزار می‌شد.
تیر‌ماه در اساطیر و افسانه‌های ایرانی از یک‌سو با «الهه تیشتر» و از سوی دیگر با پرتاب‌کردن تیر معروف آرش پیوند دارد. این جشن تا دهه پنجم سده جاری در کوهستان‌ها، کوه‌پایه‌ها و آبادی‌ جلگه‌ای بسیاری از مناطق البرز به‌صورت گسترده‌ای برگزار می‌شد. از دهه پنجم به بعد در این سده برگزاری این مراسم در مناطق جلگه‌ای به‌تدریج منسوخ شد. برخی از عناصر و جلوه‌های این جشن هنوز وجود دارد.
جشن تیرگان در میان زرتشتیان دوره‌ای 10روزه داشت. این جشن از تیر روز تیرماه آغاز می‌شد و تا روز بیست‌و‌دوم، روزی موسوم به بادایزد ادامه داشت. زرتشتیان تیرگان را تیرجشن می‌نامند و برای آن ارزش زیادی قائل بودند. لباس و رخت نو، نقل و شیرینی و خوراکی‌های سنتی و ویژه این جشن بخشی از تدارکاتی بود که آنها برای این جشن درنظر می‌گرفتند. پیش از عید خانه را خوب تمیز می‌کنند. بامدادان عید شست‌وشو و غسل می‌کنند و دو نیایش «خورشید نیایش» و «مهر نیایش» از اوستا را می‌خوانند. به‌ویژه در سرایش «خورشید نیایش» وقتی در بند هشتم آن به عبارت «تشتر رای‌مند فرهمند» می‌رسند چندین‌بار آن را به دفعات تکرار می‌کنند. در کوهستان‌های جنوبی و سرحدی طبرستان یا مازندران کنونی با استان سمنان جشن «تیر ماه سیزده» را «تیر ما سِزده» می‌نامند. تا چند دهه پیش در میان باشندگان این مناطق این شب اهمیتی هم‌سنگ نوروز داشت. شب پیش از جشن، خانواده‌ها برای تبرک نان و حلوا به خانه همسایه‌ها می‌بردند. برخی بر سر‌در خانه‌های خود مشعل روشن می‌کردند. غروب همان شب در ظرفی نخود، کشمش، نان و خرما می‌گذاشتند و به مزار مردگان خود می‌بردند. صبح روز جشن یک نفر از هر خانواده به چشمه‌سار یا رودبار می‌رفت و به یمن این جشن آب، سنگ و سبزه به خانه می‌آورد. آن آب را مقدس می‌شمردند و در چهارگوشه اتاق می‌ریختند و بخشی از آن را می‌خوردند؛ چرا‌که آن را مایه تندرستی و طول عمر می‌دانستند. صبح روز تیرماه سیزده کسانی که «لال شیش زن» نام داشتند، با ترکه‌ای در دست به در خانه‌ها می‌رفتند و با اجرای مراسمی آیینی به افراد و اشیای هر خانه ترکه می‌زدند. مراد از «شیش» همان ترکه است.
شخصی به اسم «لال ما» یا مادر لال‌ها نیز در کوچه‌ها و درگاه خانه‌ها با صدای بلند شعری به زبان طبری می‌خواند که برگردان آن چنین است: «لال آمد، لال آمد، لال با دست چلاق آمد، پارسال رفت و امسال آمد، عید همه ساله آمد، درخت را ترکه می‌زنم تا پربار شود، زن را ترکه می‌زنم تا فرزند پسر بزاید، اسب را ترکه می‌زنم تا دارای کره شود، گاو را می‌زنم تا صاحب گوساله شود، هر‌سال یک‌بار تیر ماه سیزه می‌شود، لال آمد، لال آمد». در پایان اجرای این نمایش یکی از افراد خانه تعدادی گردو، انار، سنجد، کشمش و خوراکی‌های دیگر را که از قبل برای این مراسم و این میهمان‌های ناخوانده آماده کرده بود، در کیسه مادر لال‌ها می‌ریزد. لال هم برای تبرک یک ترکه
به این فرد می‌زند.
از دیگر آیین‌های این جشن این بود که تازه‌دامادها برای نو‌عروسان خود دو طبق یکی شامل پارچه و هدایای گران‌بها و دیگری شامل شیرینی و خوراکی‌های سنتی هدیه می‌فرستادند. همان‌طور‌که گفتیم یکی دیگر از نام‌های این جشن «لال شو» است که در برخی شهرهای مازندران از جمله آمل آن را چنین می‌خوانند. این نام برگرفته از نوع رفتار مجری آیین لال‌بازی است. در باور مردم لال و لال‌بازی در این شب از چنان میمنتی برخوردار است که در برخی شهرها نام این جشن از این بازی گرفته شده است.
یکی‌دیگر از آیین‌های این شب چنین است که زنان و دختران جوان در معابر اصلی شهر و روستا فال‌گوش می‌ایستند و نخستین کلمات و جملاتی را که از عابران می‌شنوند، به‌عنوان پیش‌بینی برای وضعیت روزها و ماه‌های پیش‌رو می‌دانستند. اگر حرف‌های خوبی می‌شنیدند، آن را دلالت برخوش‌یمن‌بودن روزهای پیش‌رو می‌دانستند و اگر چیز بدی می‌شنیدند، گمان می‌کردند بدیمنی در انتظارشان است. آنها این فال را در زندگی
خود مؤثر می‌دانستند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.