تاريخ و ادبيات عصر ساماني
شرق: مجموعه «تاریخ و ادبیات ایران» كه اینك 14 عنوان از آن به چاپ رسیده، مجموعه مفصلی است كه به تاریخ و ادبیات ایران پس از اسلام مربوط است. محمد دهقانی چند سال پیش این پروژه مفصل را از عصر سامانی آغاز كرد و قصد دارد مهمترین شاهكارهای ادبی و فرهنگی ایران پس از اسلام را در قالب این مجموعه نقد و بررسی كند. نقطه آغاز این مجموعه ایران پس از اسلام است چراكه امروز از ادبیات قبل از اسلام چیز زیادی در دست نیست و این مقدار اندكی هم كه به جا مانده، عمدتا یا متون و بیانیههای مربوط به حاكمان و اهل قدرت است كه یا به صورت كتیبه و سنگنوشته به جا مانده یا در كتب پهلوی مربوط به دوره ساسانی آمده است. بخش دیگری از این متون نیز مربوط به آثار مذهبی آن دوران است كه امروز فقط از جنبه تاریخ ادیان و سیر تحولات فرهنگی آن دوران حائز اهمیت است.
در معرفی مجموعه «تاریخ و ادبیات ایران» آمده كه كتابهای این مجموعه «برای كسانی نوشته شده است كه به تاریخ فرهنگی و ادبی ایران علاقهمندند و میخواهند برگزیدهای از بهترین شاهكارهای ادبی ایران را همراه با شرح و تفسیر لازم به زبانی ساده و روشن بخوانند و بدانند كه این شاهكارها در كدام فضای تاریخی پدید آمده و متقابلا چگونه بر آن تأثیر نهادهاند». این مجموعه میكوشد تاریخ ادبی ایران را در پیوند با «تاریخ عمومی جهان» ببیند و به تحولات فكری و فرهنگی كشورها و اقلیمهایی هم كه به نحوی با ایران در ارتباط بودهاند اشاره كند و به این ترتیب گسترهای روشنتر برای مقایسه تاریخ و ادبیات ایران و جهان پدید آورد. دهقانی در این مجموعه تلاش كرده شمایی از تاریخ ایران را در کنار ادبیات معرفی کند تا خوانندهای که این مجموعه را میخواند، در نهایت با تاریخ ایران و نوعی تحلیل تاریخی هم آشنا شود و نه اینکه صرفا اطلاعات خشک تاریخی به او داده شود. به عبارتی این مجموعه میکوشد بینش و نگرشی از تاریخ ایران به دست دهد تا خواننده بتواند در ذهن خودش درست مثل یک داستان آن را دنبال کند و صحنههای اصلی این تاریخ را به یاد بیاورد.
همانطوركه اشاره شد، این مجموعه از عصر سامانی آغاز شده و هشت عنوان در این بخش منتشر شده است: محمدبن زكریای رازی، رودكی پدر شعر فارسی، شاهنامه ابومنصوری، تاریخ بلعمی، دقیقی، ترجمه تفسیر طبری، كسایی مروزی و شاهنامه فردوسی.
این هشت كتاب در كنار هم تصویری روشن از وضعیت تاریخی و ادبی ایران در عصر سامانی به دست میدهد. یكی از كتابهای خواندنی عصر سامانی این مجموعه، «رودكی، پدر شعر فارسی» است. در این كتاب، مانند دیگر كتابهای مجموعه، ابتدا به شرح زندگی و افکار رودکی پرداخته شده و سپس گزیدهای از اشعار او آمده است. گزیدهای که شامل قصیدهها، غزلها، اشعار حکمتآمیز، قطعهها و مثنویها و ابیات پراکنده است. اگرچه تاریخ دقیق زندگی رودکی مشخص نیست اما او در دورانی زندگی میکرد که به نوشته دهقانی، «یکی از بهترین دورههای تاریخ ایران و شاید بتوان گفت درخشانترین عصر تمدن ایران پس از پیدایش اسلام بود». اطلاعات زیادی از زندگی رودکی در دست نیست اما مشهور است که او نابینا بوده، بااینحال همانطورکه در کتاب هم اشاره شده، دستکم در بین شعرهایی که امروز از رودکی در دست است، نشانهای مبنیبر نابینایی او وجود ندارد.
دهقانی چند سال پیش در گفتوگویی با «شرق» درباره رودكی و اشعارش گفته بود: «اینکه رودکی پدر شعر فارسی است، تا حد زیادی نتیجه خوششانسی اوست. خوششانسی به این معنا که در یک برهه خاصی به دنیا آمد و در فضای خاصی قرار گرفت که این امکان برایش وجود داشت تا لقب پدر شعر فارسی را بگیرد، وگرنه بیتردید قبل از رودکی بسیاری کسان بودهاند که رودکی بر دوش آنها سوار است. متأسفانه از آنها تقریبا چیزی به دست ما نرسیده و حوادث تاریخ آثار آنها را از بین برده. رودکی در دورهای قرار داشته که دوره ثبات در تاریخ ایران بعد از چندین قرن است. این دوره ثبات سیساله، یک خوششانسی برای رودکی است و بعد هم او جذب درباری شده که پادشاه یا امیرش آدم معتدل هنردوست با دغدغههای اخلاقی است. شاعر گزیدهِ چنین درباری هم آدمی میشود با روحیات کسی مثل رودکی. رودکی اگر در دورهای دیگر قرار میگرفت ممکن بود اصلا امکان پیشرفتی برایش حاصل نشود. حتما کسانی بودهاند که رودکی از آنها تأثیر گرفته و امروز ما نمیتوانیم بگوییم اینها چه کسانی بودهاند. اشعار آن شاعران از بین رفتهاند اما ادبیات عربی ما -«ادبیات عربی ما» که میگویم به این خاطر است که این
ادبیات واقعا از آن ماست و بسیاری متون یا اشعار را ایرانیها در آن دوران به عربی نوشتهاند- هم جزء سنت فکری رودکی بوده است. شعر رودکی نشان میدهد که او چقدر هم به عروض و شعر عرب و هم به مفاهیم و مضامین آن تسلط داشته است. معلوم است که رودکی اینها را خوانده و تحت تأثیر اینهاست».
شرق: مجموعه «تاریخ و ادبیات ایران» كه اینك 14 عنوان از آن به چاپ رسیده، مجموعه مفصلی است كه به تاریخ و ادبیات ایران پس از اسلام مربوط است. محمد دهقانی چند سال پیش این پروژه مفصل را از عصر سامانی آغاز كرد و قصد دارد مهمترین شاهكارهای ادبی و فرهنگی ایران پس از اسلام را در قالب این مجموعه نقد و بررسی كند. نقطه آغاز این مجموعه ایران پس از اسلام است چراكه امروز از ادبیات قبل از اسلام چیز زیادی در دست نیست و این مقدار اندكی هم كه به جا مانده، عمدتا یا متون و بیانیههای مربوط به حاكمان و اهل قدرت است كه یا به صورت كتیبه و سنگنوشته به جا مانده یا در كتب پهلوی مربوط به دوره ساسانی آمده است. بخش دیگری از این متون نیز مربوط به آثار مذهبی آن دوران است كه امروز فقط از جنبه تاریخ ادیان و سیر تحولات فرهنگی آن دوران حائز اهمیت است.
در معرفی مجموعه «تاریخ و ادبیات ایران» آمده كه كتابهای این مجموعه «برای كسانی نوشته شده است كه به تاریخ فرهنگی و ادبی ایران علاقهمندند و میخواهند برگزیدهای از بهترین شاهكارهای ادبی ایران را همراه با شرح و تفسیر لازم به زبانی ساده و روشن بخوانند و بدانند كه این شاهكارها در كدام فضای تاریخی پدید آمده و متقابلا چگونه بر آن تأثیر نهادهاند». این مجموعه میكوشد تاریخ ادبی ایران را در پیوند با «تاریخ عمومی جهان» ببیند و به تحولات فكری و فرهنگی كشورها و اقلیمهایی هم كه به نحوی با ایران در ارتباط بودهاند اشاره كند و به این ترتیب گسترهای روشنتر برای مقایسه تاریخ و ادبیات ایران و جهان پدید آورد. دهقانی در این مجموعه تلاش كرده شمایی از تاریخ ایران را در کنار ادبیات معرفی کند تا خوانندهای که این مجموعه را میخواند، در نهایت با تاریخ ایران و نوعی تحلیل تاریخی هم آشنا شود و نه اینکه صرفا اطلاعات خشک تاریخی به او داده شود. به عبارتی این مجموعه میکوشد بینش و نگرشی از تاریخ ایران به دست دهد تا خواننده بتواند در ذهن خودش درست مثل یک داستان آن را دنبال کند و صحنههای اصلی این تاریخ را به یاد بیاورد.
همانطوركه اشاره شد، این مجموعه از عصر سامانی آغاز شده و هشت عنوان در این بخش منتشر شده است: محمدبن زكریای رازی، رودكی پدر شعر فارسی، شاهنامه ابومنصوری، تاریخ بلعمی، دقیقی، ترجمه تفسیر طبری، كسایی مروزی و شاهنامه فردوسی.
این هشت كتاب در كنار هم تصویری روشن از وضعیت تاریخی و ادبی ایران در عصر سامانی به دست میدهد. یكی از كتابهای خواندنی عصر سامانی این مجموعه، «رودكی، پدر شعر فارسی» است. در این كتاب، مانند دیگر كتابهای مجموعه، ابتدا به شرح زندگی و افکار رودکی پرداخته شده و سپس گزیدهای از اشعار او آمده است. گزیدهای که شامل قصیدهها، غزلها، اشعار حکمتآمیز، قطعهها و مثنویها و ابیات پراکنده است. اگرچه تاریخ دقیق زندگی رودکی مشخص نیست اما او در دورانی زندگی میکرد که به نوشته دهقانی، «یکی از بهترین دورههای تاریخ ایران و شاید بتوان گفت درخشانترین عصر تمدن ایران پس از پیدایش اسلام بود». اطلاعات زیادی از زندگی رودکی در دست نیست اما مشهور است که او نابینا بوده، بااینحال همانطورکه در کتاب هم اشاره شده، دستکم در بین شعرهایی که امروز از رودکی در دست است، نشانهای مبنیبر نابینایی او وجود ندارد.
دهقانی چند سال پیش در گفتوگویی با «شرق» درباره رودكی و اشعارش گفته بود: «اینکه رودکی پدر شعر فارسی است، تا حد زیادی نتیجه خوششانسی اوست. خوششانسی به این معنا که در یک برهه خاصی به دنیا آمد و در فضای خاصی قرار گرفت که این امکان برایش وجود داشت تا لقب پدر شعر فارسی را بگیرد، وگرنه بیتردید قبل از رودکی بسیاری کسان بودهاند که رودکی بر دوش آنها سوار است. متأسفانه از آنها تقریبا چیزی به دست ما نرسیده و حوادث تاریخ آثار آنها را از بین برده. رودکی در دورهای قرار داشته که دوره ثبات در تاریخ ایران بعد از چندین قرن است. این دوره ثبات سیساله، یک خوششانسی برای رودکی است و بعد هم او جذب درباری شده که پادشاه یا امیرش آدم معتدل هنردوست با دغدغههای اخلاقی است. شاعر گزیدهِ چنین درباری هم آدمی میشود با روحیات کسی مثل رودکی. رودکی اگر در دورهای دیگر قرار میگرفت ممکن بود اصلا امکان پیشرفتی برایش حاصل نشود. حتما کسانی بودهاند که رودکی از آنها تأثیر گرفته و امروز ما نمیتوانیم بگوییم اینها چه کسانی بودهاند. اشعار آن شاعران از بین رفتهاند اما ادبیات عربی ما -«ادبیات عربی ما» که میگویم به این خاطر است که این
ادبیات واقعا از آن ماست و بسیاری متون یا اشعار را ایرانیها در آن دوران به عربی نوشتهاند- هم جزء سنت فکری رودکی بوده است. شعر رودکی نشان میدهد که او چقدر هم به عروض و شعر عرب و هم به مفاهیم و مضامین آن تسلط داشته است. معلوم است که رودکی اینها را خوانده و تحت تأثیر اینهاست».