|

عصاره داستانی «بینوایان»

شرق: ماریو بارگاس یوسا در «وسوسه ناممکن»، کتابی که با ترجمه کاوه میرعباسی به فارسی ترجمه شده، با نگاهی نقادانه به سراغ «بینوایان» ویکتور هوگو رفته اما نقد او در این کتاب تنها در چارچوب این شاهکار ادبیات کلاسیک باقی نمانده بلکه او به واسطه نقد «بینوایان» به بررسی شیوه و سبک رمان‌نویسی کلاسیک پرداخته است. یوسا در بخشی از این کتاب، به موضوع راوی «بینوایان» توجه کرده و می‌گوید شخصیت اصلی بینوایان نه اسقف بیئن‌ونو است، نه ژان ‌والژان، نه فانتین، نه گاوروش، نه ماریوس و نه کوزت؛ بلکه آن کسی است که سرگذشت اینها را شرح می‌دهد و آنان را شکل می‌بخشد. به اعتقاد یوسا، «اولین ابداع نویسنده رمان همواره راوی است، خواه یک راوی نامشخص باشد که به سوم شخص روایت می‌کند یا یک راوی-پرسوناژ، که در کشمکش داستان درگیر است و به اول‌شخص ماجرا را شرح می‌دهد. آفرینش این پرسوناژ همیشه از بقیه حساس‌تر است، زیرا بسته به اینکه ورود و خروج این رئیس تشریفات به داستان چقدر مناسب و سنجیده باشد، برای روایت‌کردن در کدام زمان و مکان قرار گیرد، برای پرداختن به هر اپیزود چه سطحی از واقعیت را برگزیند، چه اطلاعاتی را عرضه یا مخفی کند و چه مقدار زمان به هر شخص، رویداد، محل اختصاص دهد، آنچه شرح می‌دهد راست یا دروغ، باشکوه یا محقر جلوه خواهد کرد». یوسا درباره راوی بینوایان این پرسش را پیش می‌کشد که «چگونه است این راوی؟» و بعد با بسط خصوصیات راوی «بینوایان» به شیوه روایی آثار کلاسیک، صورت‌بندی‌ای از سبک روایی آثار کلاسیک و مدرن به دست می‌دهد. او خصوصیات راوی «بینوایان» را دانایی مطلق، توانایی مطلق، حضور وافر، پایداری کامل و خودستایی می‌داند. راوی‌ای که همه چیز را می‌داند و نیازی الزام‌آور دارد به اینکه آن را بیان کند و هر قدر لازم باشد وقت می‌گذارد تا دانسته‌های فراوانش را به رخ بکشد. راوی‌ای که مداخله‌گر هم هست و حضورش را به صورتی مستبدانه به خواننده عرضه می‌کند.
«بینوایان» از مهم‌ترین آثار کلاسیک است که تا امروز چند ترجمه از آن به فارسی انجام شده که برخی از آنها خلاصه‌ای از کتاب بوده‌اند. به تازگی نیز «عصاره داستانی» این شاهکار کلاسیک با ترجمه کتایون شهپرراد و آذین حسین‌زاده در نشر نیلوفر منتشر شده است. تلخیص متن «بینوایان» در این کتاب حاصل کار هیئتی است مرکب از اعضای متخصص ادبیات فرانسه در انتشاراتی معتبر. در این خلاصه‌نویسی هیچ تغییری در ساختار جملات رمان داده نشده و درواقع این خلاصه با استفاده از عین جملات هوگو گردآوری شده است. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «ژان والژان شب همان روزی که کوزت را از چنگال تناردیه‌ها درآورد وارد پاریس شد. غروب بود. سوار کالسکه‌ای شد که او را به میدان ابسرواتور برد. پیاده شد، پول کالسکه‌چی را پرداخت، دست کوزت را گرفت و به اتفاق، در تاریکی شب، به طرف بولوار اپیتال به راه افتادند. آنجا، نزدیک یک کارخانه و حدفاصل دو دیوار یک باغ، بنای ویرانه‌ای قرار داشت که، در نگاه نخست، به خانه‌ای روستایی و کوچک می‌مانست، اما درواقع به اندازه‌ یک کلیسا بزرگ بود. شماره این ساختمان که یک طبقه بیشتر نداشت 52 بود
و نامش بیغوله گوربو».

شرق: ماریو بارگاس یوسا در «وسوسه ناممکن»، کتابی که با ترجمه کاوه میرعباسی به فارسی ترجمه شده، با نگاهی نقادانه به سراغ «بینوایان» ویکتور هوگو رفته اما نقد او در این کتاب تنها در چارچوب این شاهکار ادبیات کلاسیک باقی نمانده بلکه او به واسطه نقد «بینوایان» به بررسی شیوه و سبک رمان‌نویسی کلاسیک پرداخته است. یوسا در بخشی از این کتاب، به موضوع راوی «بینوایان» توجه کرده و می‌گوید شخصیت اصلی بینوایان نه اسقف بیئن‌ونو است، نه ژان ‌والژان، نه فانتین، نه گاوروش، نه ماریوس و نه کوزت؛ بلکه آن کسی است که سرگذشت اینها را شرح می‌دهد و آنان را شکل می‌بخشد. به اعتقاد یوسا، «اولین ابداع نویسنده رمان همواره راوی است، خواه یک راوی نامشخص باشد که به سوم شخص روایت می‌کند یا یک راوی-پرسوناژ، که در کشمکش داستان درگیر است و به اول‌شخص ماجرا را شرح می‌دهد. آفرینش این پرسوناژ همیشه از بقیه حساس‌تر است، زیرا بسته به اینکه ورود و خروج این رئیس تشریفات به داستان چقدر مناسب و سنجیده باشد، برای روایت‌کردن در کدام زمان و مکان قرار گیرد، برای پرداختن به هر اپیزود چه سطحی از واقعیت را برگزیند، چه اطلاعاتی را عرضه یا مخفی کند و چه مقدار زمان به هر شخص، رویداد، محل اختصاص دهد، آنچه شرح می‌دهد راست یا دروغ، باشکوه یا محقر جلوه خواهد کرد». یوسا درباره راوی بینوایان این پرسش را پیش می‌کشد که «چگونه است این راوی؟» و بعد با بسط خصوصیات راوی «بینوایان» به شیوه روایی آثار کلاسیک، صورت‌بندی‌ای از سبک روایی آثار کلاسیک و مدرن به دست می‌دهد. او خصوصیات راوی «بینوایان» را دانایی مطلق، توانایی مطلق، حضور وافر، پایداری کامل و خودستایی می‌داند. راوی‌ای که همه چیز را می‌داند و نیازی الزام‌آور دارد به اینکه آن را بیان کند و هر قدر لازم باشد وقت می‌گذارد تا دانسته‌های فراوانش را به رخ بکشد. راوی‌ای که مداخله‌گر هم هست و حضورش را به صورتی مستبدانه به خواننده عرضه می‌کند.
«بینوایان» از مهم‌ترین آثار کلاسیک است که تا امروز چند ترجمه از آن به فارسی انجام شده که برخی از آنها خلاصه‌ای از کتاب بوده‌اند. به تازگی نیز «عصاره داستانی» این شاهکار کلاسیک با ترجمه کتایون شهپرراد و آذین حسین‌زاده در نشر نیلوفر منتشر شده است. تلخیص متن «بینوایان» در این کتاب حاصل کار هیئتی است مرکب از اعضای متخصص ادبیات فرانسه در انتشاراتی معتبر. در این خلاصه‌نویسی هیچ تغییری در ساختار جملات رمان داده نشده و درواقع این خلاصه با استفاده از عین جملات هوگو گردآوری شده است. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «ژان والژان شب همان روزی که کوزت را از چنگال تناردیه‌ها درآورد وارد پاریس شد. غروب بود. سوار کالسکه‌ای شد که او را به میدان ابسرواتور برد. پیاده شد، پول کالسکه‌چی را پرداخت، دست کوزت را گرفت و به اتفاق، در تاریکی شب، به طرف بولوار اپیتال به راه افتادند. آنجا، نزدیک یک کارخانه و حدفاصل دو دیوار یک باغ، بنای ویرانه‌ای قرار داشت که، در نگاه نخست، به خانه‌ای روستایی و کوچک می‌مانست، اما درواقع به اندازه‌ یک کلیسا بزرگ بود. شماره این ساختمان که یک طبقه بیشتر نداشت 52 بود
و نامش بیغوله گوربو».

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.