هستیِ هنر
هنر، جهان و اجتماع
شرق: تعریف هنر با توجه به اینکه در هر دوره تاریخی معنایی دیگرگون داشته و هر جریان یا مکتب فکری-هنری تعریفی از هنر به دست داده که متفاوت و حتی متناقض با دیگر تعاریف بوده است، برخی از متفکران و نویسندگان ضرورت تعریف هنر را انکار میکنند و معتقدند کوشش برای یافتن تعریفی جامع و مانع از هنر نهتنها راه به جایی نمیبرد، بلکه شاید مخل فهم درست از آن هم باشد. با این اوصاف، تعریف هنر، چیستی و کارکرد هنر در هر دوره تاریخی نظریهپردازان و هنرمندان و متفکران بسیاری را به خود مشغول کرده و این تعاریف بر پدیداری انواع مدیومها، فرمها و سبکهای هنری تأثیر بسزایی نیز داشته است. کتاب «چیستی هنر» نوشته اسؤالد هنفلینگ، که اخیرا با ترجمه علی رامین در نشر هرمس منتشر شده، بر آن است تا با دیدگاهی تاریخی به بحثِ فلسفه هنر و زیباشناسی بپردازد. آنطور که مترجم در مقدمهاش مینویسد کتاب «چیستی هنر» نخستین بخش از مجموعه کتابهای مربوط به زیباشناسی فلسفی است که به ویراستاری اسؤالد هنفلینگ نوشته و منتشر شدهاند. این کتاب همراه با سه جلد دیگر این مجموعه با عناوین «هنر و احساس»، «هنر، جهان و اجتماع» و «هنر و ارزش»، مباحث عمده و اساسی
فلسفه هنر را مورد واکاوی قرار میدهند. کتاب «چیستی هنر» در سه جستار تدوین شده است: جستار اول: مسئله تعریف، جستار دوم: ویژگیهای زیباشناختی و جستار سوم: هستیشناسیِ هنر. از منظر این کتاب، هر تعریف هنر بیانگر دیدگاه خاصی از هنر است و کهنترین تعریف بر اساس نظریه تقلید یا نسخهبرداری از طبیعت شکل گرفته و به دوران افلاطون و ارسطو بازمیگردد که تعریف هنر مبتنی بر «تقلید» یا بهتعبیر فیسلوفان متأخر «بازنمایی» بوده است: هر اثر هنری موضوع طبیعت جاندار و بیجان را منعکس میکند یا بازمینمایاند و ارزش هنری هر اثر به دقت و ظرافت در بازنمایی بستگی دارد. نظریه بازنمایی همچنین در مورد ادبیات معتقد است که یک نویسنده در اثر خود واقعیات طبیعت، محیط اجتماع و روابط انسانها در جامعه را بازتاب میدهد. تعریف دیگر هنر به بیان کروچه و کالینگوود، بیان احساس و عاطفه است: برمبنای نظریه فرانمایی هنر در آغاز قرن بیستم، هنر بیان گویای عواطف آدمی با واسطههای مختلف هنری است و آفرینش هنر نوعی مکاشفه درونی و حدیث نفس. ازجمله تولستوی، هنر را سرایتدادن و اشاعه احساسات و عواطف نویسنده به مخاطب میداند. با اینکه کتاب رویکردی تاریخی به مفهوم
هنر دارد، هنفلینگ در همان جستار اول که بحث بر سر تعریف هنر است، هدف از نگاهِ تاریخی خود را یافتن مفهوم اکنونیِ هنر میداند و مینویسد: «مفهوم هنر سرگذشتی پیچیده و جذاب دارد و تحقیقات عالمانه زیادی درباره آن صورت گرفته است. لیکن هدف من جلب اعتنا به برخی جنبههای این سرگذشت است تا بتوانم زمینه لازم را برای بحثی درباره معنای امروزی هنر مهیا سازم». او معتقد است مفهوم هنر بهگونهای که ما با آن آشنایی داریم همیشه وجود نداشته است. اما اختلاف نظر درباره مفهوم هنر خاص زمان ما نیست و میتوان گفت دلیل بحرانهای کنونی درباره هنر همواره درون مفهوم هنر وجود داشته است.
چیستی هنر، اسؤالد هنفلینگ، ترجمه علی رامین، نشر هرمس
رویداد هنر
«سرآغاز کار هنری» عنوان رساله مهمی از مارتین هایدگر است که بار نخست در سال ۱۹۳۵ منتشر شد. هایدگر در این رساله که اخیرا با ترجمه پرویز ضیاء شهابی در نشر هرمس منتشر شده است، به مباحثی در مورد فلسفه هنر، زیباشناسی و ارتباط هنر و طبیعت میپردازد. این مباحث نخست در قالب سخنرانی مطرح شده و بعدها به شکل کتاب به چاپ رسیده است. هایدگر در این کتاب، مباحثی همچون کار و حقیقت، حقیقت و هنر، سرآغاز کار هنری را مورد واکاوی قرار داده است. چنانکه هایدگر از ابتدای کتاب آورده است مرادِ سرآغاز در این مقام، آن است که از آن و به آن چیزی هست آنچه هست و آنچنان است که هست. آن را، آنچنان را که چیزی هست ذات آن چیز مینامیم. «پرسش از سرآغاز کار هنری پرسش از برآمدگهِ ذات آن است. کار، بنابر مفاد رأی شایع، از کنش هنرمند برمیخیزد و به کنش هنرمند وابسته است. اما از چیست و به چیست که هنرمند آن است که هست؟ از کار و به کار: اینکه میگوید کار استاد را میستاید، معنایش آن است که هنرمند، جز از واسطه کار، در هنر به استادی نمیرسد... هستی هریک از هنرمند و کار، به خودی خود و نسبتی که این به آن و آن به این دارد از امری است سوم. سومی که هنرمند چون
هنرمند و کار هنری هر دو نام از آن گرفتهاند، اول است و آن هنر است». بهتعبیر هایدگر، هنر هم سرآغاز هنرمند است و هم سرآغاز کار. پرسش از سرآغاز کار هنری به پرسش از ذات هنر بدل میشود، چراکه هنر در کار هنری نهفته است. «از آنجا که پرسش از هستی و چگونگی هستی هنر در این مقام، پرسشی هنوز پاسخندیده بایدمان گرفت، بکوشیم ذات هنر را همانجا بجوییم که آنجا، هنر بیشک، هست». کتاب در دو فصل کلی تحت عنوان «سرآغاز کار هنری» و «فلسفه هنر به نزدیکِ هایدگر» تدوین شده است. در فصل نخست، در مورد نسبت کار و حقیقت، و هنر و حقیقت بحث میشود و فصل دوم، یک پیشگفتار دارد و دو بخش «تحقق حقیقت در کار هنری» و «ذات هنر» که در آنها از پیدایش رساله سرآغاز کار هنری سخن رفته است تا مفاهیم مرتبط با حقیقت ازجمله: معنای لفظِ حقیقت، پیکار میان حقیقت و ناحقیقت، مبدعبودن کار هنری و حقیقت چون هنر، ذات هنر و زبان و رویداد هنر. «پرسش از سرآغاز کار هنری از عرصه تأسیس وجود- حاضر و راههای پوشیدهداری حقیقت برگرفته شده است و لذا به این حوزه تعلق دارد. و آن عرصه تأسیس است و چون چنین است عرصه ذات رویداد است. درست به همین جهت در تکملهای که به سال 1956
نوشته شده آمده است: هنر تعلق دارد به رویداد. دو وجهِ ذاتی رویداد به نحوی که در افادات اندیشه شده است، عبارت است از برافکندن رویدهنده بر طرح رویداده. این را که این هر وجهِ ذاتی رویداد در تکلمه سال 1956 نیز پیشنهاد خاطر بوده است، هایدگر چنین نشان میدهد که از ایهام ذاتی در وصف و تعیین هنر به در- کار- نشاندن حقیقت سخن میدارد... ذات هنر فقط خود- را- در- کار- نشاندن حقیقت وجود نیست بلکه در عین حال در-کار- نشاندن حقیقت است بهگونهای که درخور وجود حاضر».
سرآغاز كار هنری، مارتین هایدگر، ترجمه پرویز ضیاء شهابی، نشر هرمس
ارزش زیباشناختی
کتاب «تاریخ و مسائل زیباشناسی» نوشته مونروسی بیردزلی و جان هاسپرس شامل دو مبحث کلی و مرتبط به هم است: تاریخ زیباشناسی که مونروسی بیردزلی آن را نوشته است و مسائل زیباشناسی که نوشته جان هاسپرس است. بخش نخست کتاب تاریخِ زیباشناسی را از افلاطون آغاز میکند و ارسطو و فیلسوفان متأخر دوره کهن، قرون وسطی، تا میرسد به عصر رنسانس و عصر روشنگری و ایدئالیسم آلمانی و مکتب رومانتیک. هنرمند و جامعه، و تحولات معاصر شامل نظریههای مابعدالطبیعی، طبیعتگرایی، رویکردهای معناشناختی، مارکسیسم-لنینیسم، پدیدارشناسی و فلسفه وجودی و تجربهگرایی، از دیگر مباحثی است که در این بخش مطرح میشوند. «تاریخ اندیشۀ فلسفی نظاموار درخصوص هنرها، در غرب، با افلاطون آغاز میشود. اما این را که به دستاورد بزرگ او در این خصوص چه اندیشههایی تقدم داشتند یا زمینۀ آن را فراهم آوردند، ما فقط میتوانیم حدس بزنیم. بدین ترتیب، حکم زیباشناختی مشهور هومر در خصوص تصویر منقّش بر سیر آخلیس مبنی بر اینکه «اثر شگفتانگیزی بود» -اگر چنین بوده باشد- اشاره است به آغاز شگفتی در باب تقلید، یعنی نسبت موجود میان بازنمود و شیء یا نمود واقعیت. افلاطون نتایج زیباشناختی
تفکرات پارمنیدس و دموکریتوس را در باب این مسئله نشان میدهد». در بخش دوم: مسائل زیباشناسی، فلسفه هنر و ارزش زیباشناختی مورد واکاوی نویسنده قرار میگیرد. هاسپرس در ابتدای این بخش تعریفی از مفهوم زیباشناسی به دست میدهد: «زیباشناسی شاخهای از فلسفه است ک از تحلیل مفاهیم و راهحل مسائلی بحث میکند که از تأمل درخصوص موضوعات ادراک زیباشناختی برمیخیزد. موضوعات ادراک زیباشناختی نیز شامل تمامی اشیایی است که موضوع تجربه زیباشناختی قرار میگیرد؛ بنابراین فقط پس از تجربه زیباشناختی است که قادر به تحدید طبقه موضوعات ادرک زیباشناختی میشویم. البته هستند کسانی که وجود هرگونه تجربه زیباشناختی را منکرند، ولی امکان صدور احکام زیباشناختی یا عرضه دلایلی در تأیید چنین احکامی را منکر نیستند. بدین ترتیب، اصطلاح موضوعات ادراک زیباشناختی شامل همه اشیایی است که درخصوص آنها چنین احکام و دلایلی عرضه میشود». هاسپرس همچنین معتقد است که اثر هنری خوب اثری است که تجربه زیباشناختی را با موفقیت در مخاطب ایجاد میکند و «لذا وسیله خوبی است برای نیل به تجربه زیباشناختی بهعنوانِ غایتی فینفسه. به هر تقدیر، میباید توجه داشت که خود اثر هنری
دارای ارزش ابزاری است، زیرا اثر و دیگر اعضای طبقه وظیفه آن غایت برانگیختن تجربه زیباشناختی را به انجام میرسانند؛ اما تجربه آثار هنری ارزشی درونی است، ارزش آن فقط به خاطر خودِ آن است و وسیلهای برای هیچ غایت دیگری نیست».
تاریخ و مسائل زیباشناسی، مونروسی بیردزلی و جان هاسپرس، ترجمه محمدسعید حنایی کاشانی، نشر هرمس
هنر، جهان و اجتماع
شرق: تعریف هنر با توجه به اینکه در هر دوره تاریخی معنایی دیگرگون داشته و هر جریان یا مکتب فکری-هنری تعریفی از هنر به دست داده که متفاوت و حتی متناقض با دیگر تعاریف بوده است، برخی از متفکران و نویسندگان ضرورت تعریف هنر را انکار میکنند و معتقدند کوشش برای یافتن تعریفی جامع و مانع از هنر نهتنها راه به جایی نمیبرد، بلکه شاید مخل فهم درست از آن هم باشد. با این اوصاف، تعریف هنر، چیستی و کارکرد هنر در هر دوره تاریخی نظریهپردازان و هنرمندان و متفکران بسیاری را به خود مشغول کرده و این تعاریف بر پدیداری انواع مدیومها، فرمها و سبکهای هنری تأثیر بسزایی نیز داشته است. کتاب «چیستی هنر» نوشته اسؤالد هنفلینگ، که اخیرا با ترجمه علی رامین در نشر هرمس منتشر شده، بر آن است تا با دیدگاهی تاریخی به بحثِ فلسفه هنر و زیباشناسی بپردازد. آنطور که مترجم در مقدمهاش مینویسد کتاب «چیستی هنر» نخستین بخش از مجموعه کتابهای مربوط به زیباشناسی فلسفی است که به ویراستاری اسؤالد هنفلینگ نوشته و منتشر شدهاند. این کتاب همراه با سه جلد دیگر این مجموعه با عناوین «هنر و احساس»، «هنر، جهان و اجتماع» و «هنر و ارزش»، مباحث عمده و اساسی
فلسفه هنر را مورد واکاوی قرار میدهند. کتاب «چیستی هنر» در سه جستار تدوین شده است: جستار اول: مسئله تعریف، جستار دوم: ویژگیهای زیباشناختی و جستار سوم: هستیشناسیِ هنر. از منظر این کتاب، هر تعریف هنر بیانگر دیدگاه خاصی از هنر است و کهنترین تعریف بر اساس نظریه تقلید یا نسخهبرداری از طبیعت شکل گرفته و به دوران افلاطون و ارسطو بازمیگردد که تعریف هنر مبتنی بر «تقلید» یا بهتعبیر فیسلوفان متأخر «بازنمایی» بوده است: هر اثر هنری موضوع طبیعت جاندار و بیجان را منعکس میکند یا بازمینمایاند و ارزش هنری هر اثر به دقت و ظرافت در بازنمایی بستگی دارد. نظریه بازنمایی همچنین در مورد ادبیات معتقد است که یک نویسنده در اثر خود واقعیات طبیعت، محیط اجتماع و روابط انسانها در جامعه را بازتاب میدهد. تعریف دیگر هنر به بیان کروچه و کالینگوود، بیان احساس و عاطفه است: برمبنای نظریه فرانمایی هنر در آغاز قرن بیستم، هنر بیان گویای عواطف آدمی با واسطههای مختلف هنری است و آفرینش هنر نوعی مکاشفه درونی و حدیث نفس. ازجمله تولستوی، هنر را سرایتدادن و اشاعه احساسات و عواطف نویسنده به مخاطب میداند. با اینکه کتاب رویکردی تاریخی به مفهوم
هنر دارد، هنفلینگ در همان جستار اول که بحث بر سر تعریف هنر است، هدف از نگاهِ تاریخی خود را یافتن مفهوم اکنونیِ هنر میداند و مینویسد: «مفهوم هنر سرگذشتی پیچیده و جذاب دارد و تحقیقات عالمانه زیادی درباره آن صورت گرفته است. لیکن هدف من جلب اعتنا به برخی جنبههای این سرگذشت است تا بتوانم زمینه لازم را برای بحثی درباره معنای امروزی هنر مهیا سازم». او معتقد است مفهوم هنر بهگونهای که ما با آن آشنایی داریم همیشه وجود نداشته است. اما اختلاف نظر درباره مفهوم هنر خاص زمان ما نیست و میتوان گفت دلیل بحرانهای کنونی درباره هنر همواره درون مفهوم هنر وجود داشته است.
چیستی هنر، اسؤالد هنفلینگ، ترجمه علی رامین، نشر هرمس
رویداد هنر
«سرآغاز کار هنری» عنوان رساله مهمی از مارتین هایدگر است که بار نخست در سال ۱۹۳۵ منتشر شد. هایدگر در این رساله که اخیرا با ترجمه پرویز ضیاء شهابی در نشر هرمس منتشر شده است، به مباحثی در مورد فلسفه هنر، زیباشناسی و ارتباط هنر و طبیعت میپردازد. این مباحث نخست در قالب سخنرانی مطرح شده و بعدها به شکل کتاب به چاپ رسیده است. هایدگر در این کتاب، مباحثی همچون کار و حقیقت، حقیقت و هنر، سرآغاز کار هنری را مورد واکاوی قرار داده است. چنانکه هایدگر از ابتدای کتاب آورده است مرادِ سرآغاز در این مقام، آن است که از آن و به آن چیزی هست آنچه هست و آنچنان است که هست. آن را، آنچنان را که چیزی هست ذات آن چیز مینامیم. «پرسش از سرآغاز کار هنری پرسش از برآمدگهِ ذات آن است. کار، بنابر مفاد رأی شایع، از کنش هنرمند برمیخیزد و به کنش هنرمند وابسته است. اما از چیست و به چیست که هنرمند آن است که هست؟ از کار و به کار: اینکه میگوید کار استاد را میستاید، معنایش آن است که هنرمند، جز از واسطه کار، در هنر به استادی نمیرسد... هستی هریک از هنرمند و کار، به خودی خود و نسبتی که این به آن و آن به این دارد از امری است سوم. سومی که هنرمند چون
هنرمند و کار هنری هر دو نام از آن گرفتهاند، اول است و آن هنر است». بهتعبیر هایدگر، هنر هم سرآغاز هنرمند است و هم سرآغاز کار. پرسش از سرآغاز کار هنری به پرسش از ذات هنر بدل میشود، چراکه هنر در کار هنری نهفته است. «از آنجا که پرسش از هستی و چگونگی هستی هنر در این مقام، پرسشی هنوز پاسخندیده بایدمان گرفت، بکوشیم ذات هنر را همانجا بجوییم که آنجا، هنر بیشک، هست». کتاب در دو فصل کلی تحت عنوان «سرآغاز کار هنری» و «فلسفه هنر به نزدیکِ هایدگر» تدوین شده است. در فصل نخست، در مورد نسبت کار و حقیقت، و هنر و حقیقت بحث میشود و فصل دوم، یک پیشگفتار دارد و دو بخش «تحقق حقیقت در کار هنری» و «ذات هنر» که در آنها از پیدایش رساله سرآغاز کار هنری سخن رفته است تا مفاهیم مرتبط با حقیقت ازجمله: معنای لفظِ حقیقت، پیکار میان حقیقت و ناحقیقت، مبدعبودن کار هنری و حقیقت چون هنر، ذات هنر و زبان و رویداد هنر. «پرسش از سرآغاز کار هنری از عرصه تأسیس وجود- حاضر و راههای پوشیدهداری حقیقت برگرفته شده است و لذا به این حوزه تعلق دارد. و آن عرصه تأسیس است و چون چنین است عرصه ذات رویداد است. درست به همین جهت در تکملهای که به سال 1956
نوشته شده آمده است: هنر تعلق دارد به رویداد. دو وجهِ ذاتی رویداد به نحوی که در افادات اندیشه شده است، عبارت است از برافکندن رویدهنده بر طرح رویداده. این را که این هر وجهِ ذاتی رویداد در تکلمه سال 1956 نیز پیشنهاد خاطر بوده است، هایدگر چنین نشان میدهد که از ایهام ذاتی در وصف و تعیین هنر به در- کار- نشاندن حقیقت سخن میدارد... ذات هنر فقط خود- را- در- کار- نشاندن حقیقت وجود نیست بلکه در عین حال در-کار- نشاندن حقیقت است بهگونهای که درخور وجود حاضر».
سرآغاز كار هنری، مارتین هایدگر، ترجمه پرویز ضیاء شهابی، نشر هرمس
ارزش زیباشناختی
کتاب «تاریخ و مسائل زیباشناسی» نوشته مونروسی بیردزلی و جان هاسپرس شامل دو مبحث کلی و مرتبط به هم است: تاریخ زیباشناسی که مونروسی بیردزلی آن را نوشته است و مسائل زیباشناسی که نوشته جان هاسپرس است. بخش نخست کتاب تاریخِ زیباشناسی را از افلاطون آغاز میکند و ارسطو و فیلسوفان متأخر دوره کهن، قرون وسطی، تا میرسد به عصر رنسانس و عصر روشنگری و ایدئالیسم آلمانی و مکتب رومانتیک. هنرمند و جامعه، و تحولات معاصر شامل نظریههای مابعدالطبیعی، طبیعتگرایی، رویکردهای معناشناختی، مارکسیسم-لنینیسم، پدیدارشناسی و فلسفه وجودی و تجربهگرایی، از دیگر مباحثی است که در این بخش مطرح میشوند. «تاریخ اندیشۀ فلسفی نظاموار درخصوص هنرها، در غرب، با افلاطون آغاز میشود. اما این را که به دستاورد بزرگ او در این خصوص چه اندیشههایی تقدم داشتند یا زمینۀ آن را فراهم آوردند، ما فقط میتوانیم حدس بزنیم. بدین ترتیب، حکم زیباشناختی مشهور هومر در خصوص تصویر منقّش بر سیر آخلیس مبنی بر اینکه «اثر شگفتانگیزی بود» -اگر چنین بوده باشد- اشاره است به آغاز شگفتی در باب تقلید، یعنی نسبت موجود میان بازنمود و شیء یا نمود واقعیت. افلاطون نتایج زیباشناختی
تفکرات پارمنیدس و دموکریتوس را در باب این مسئله نشان میدهد». در بخش دوم: مسائل زیباشناسی، فلسفه هنر و ارزش زیباشناختی مورد واکاوی نویسنده قرار میگیرد. هاسپرس در ابتدای این بخش تعریفی از مفهوم زیباشناسی به دست میدهد: «زیباشناسی شاخهای از فلسفه است ک از تحلیل مفاهیم و راهحل مسائلی بحث میکند که از تأمل درخصوص موضوعات ادراک زیباشناختی برمیخیزد. موضوعات ادراک زیباشناختی نیز شامل تمامی اشیایی است که موضوع تجربه زیباشناختی قرار میگیرد؛ بنابراین فقط پس از تجربه زیباشناختی است که قادر به تحدید طبقه موضوعات ادرک زیباشناختی میشویم. البته هستند کسانی که وجود هرگونه تجربه زیباشناختی را منکرند، ولی امکان صدور احکام زیباشناختی یا عرضه دلایلی در تأیید چنین احکامی را منکر نیستند. بدین ترتیب، اصطلاح موضوعات ادراک زیباشناختی شامل همه اشیایی است که درخصوص آنها چنین احکام و دلایلی عرضه میشود». هاسپرس همچنین معتقد است که اثر هنری خوب اثری است که تجربه زیباشناختی را با موفقیت در مخاطب ایجاد میکند و «لذا وسیله خوبی است برای نیل به تجربه زیباشناختی بهعنوانِ غایتی فینفسه. به هر تقدیر، میباید توجه داشت که خود اثر هنری
دارای ارزش ابزاری است، زیرا اثر و دیگر اعضای طبقه وظیفه آن غایت برانگیختن تجربه زیباشناختی را به انجام میرسانند؛ اما تجربه آثار هنری ارزشی درونی است، ارزش آن فقط به خاطر خودِ آن است و وسیلهای برای هیچ غایت دیگری نیست».
تاریخ و مسائل زیباشناسی، مونروسی بیردزلی و جان هاسپرس، ترجمه محمدسعید حنایی کاشانی، نشر هرمس