|

فلسفه سیاسی لایب‌نیتس

در مورد شناخت فلسفه لایب‌نیتس تاکنون آثار زیادی به فارسی تألیف و ترجمه شده است. اخیرا کتاب «لایب‌نیتس و امر سیاسی» تألیف عادل مشایخی از سوی نشر نی منتشر شده که تلاشی است برای برجسته کردن فلسفه سیاسی لایب‌نیتس. در بخشی از دیباچه کتاب آمده: «هدف کلی کتاب نه «شناختی» بلکه «کاربردی» است. نگارنده به اقتضای توان خود، دستگاه مفهومی لایب‌نیتس را یک جعبه ابزار مفهومی تلقی می‌کند و از خود می‌پرسد با این ابزارها چه می‌توان کرد؟» (ص 7) برخلاف ادعای مقاله کارل فریش با عنوان «تأملات فلسفی لایب‌نیتس پیرامون حقوق، سیاست و دولت» که معتقد است «اثری از بداعت خلاقانه و فوق‌العاده‌ای که مشخصه آثار او در مقام متافیزیسین و ریاضی‌دان است در نوشته‌های سیاسی او به چشم نمی‌آید». ادعای این کتاب این است که اگر مفهوم «وحدت دیفرانسیل» را کانون توجه خود به آثار لایب‌نیتس قرار دهیم، با توجه به نتایج اخلاقی-سیاسی این مفهوم و سایر مفاهیمی که با آن در پیوندند می‌توانیم نظرات بدیعی را در حوزه «سیاست» و «امر سیاسی» از آثار لایب‌نیتس برون کشیم. نویسنده «منطق دیفرانسیل» را منطق تکوین نسبت‌های محضی می‌داند که میان عناصر زبانی و جسمانی «فعلیت» پیدا می‌کنند و از این طریق جنبش‌ها یا نهادهای اجتماعی را به وجود می‌آورند و در واقع این نسبت‌ها عناصر مولکولی برسازنده امر سیاسی از دیدگاه لایب‌نیتسی به شمار می‌آیند. او لایب‌نیتس را در کنار اسپینوزا فیلسوفی می‌داند که شیوه اندیشیدن فلسفی و معنای فلسفه‌ورزی را تغییر می‌دهد: «فعالیت فلسفی نه جست‌و‌جوی علت پدیده‌ها بلکه کاوش در شرایط تکوین پدیدارهاست. اما اندیشه فلسفی آن‌گونه که اسپینوزا و لایب‌نیتس بنیان‌گذاری می‌کنند از «پدیدار» به سمت «شرایط وقوع پدیدار» پیش می‌رود، از هستنده به سوی نسبت محض، یعنی نسبت مستقل از طرفین نسبت.» فصل اول کتاب کوششی است برای ترسیم مختصات میدان که مسئله «وحدت» و ضرورت ساختن مفهوم جدیدی از وحدت در آن سر بر آورده است. این فصل قصد ندارد کل فلسفه لایب‌نیتس یا حتی فلسفه طبیعی او را به یک بافت تاریخی خاص فرو بکاهد. در این فصل فقط مسئله «وحدت» مطرح است و غرض نشان دادن این نکته است که این مسئله نیز مانند همه مسائل فلسفی نه پرسشی که از سر کنجکاوی یا پاسخ به مقتضیات گونه‌ای «اراده به دانستن» طرح شده باشد بلکه «مسئله‌ای با اضطرار عملی است که در میدانی واقعی، و نه برج عاج تأمل به‌اصطلاح فیلسوفانه، سر برآورده است.» در این فصل می‌خوانیم که لایب‌نیتس، به عنوان یکی از ذهن‌های «حساس» قرن هفدهم، ناخشنود از پاسخ‌های رایج زمانه خود و البته تحت تأثیر جریان‌های علمی و فلسفی این قرن، پاسخی بدیع برای مسئله «وحدت» فراهم می‌آورد: منطقی نو که مفهوم مرکزی آن «وحدت دیفرانسیل» است. فصل دوم تلاشی است برای عرضه روایتی از تحولات فکری لایب‌نیتس که سرانجام به ابداع حساب دیفرانسیل و انتگرال منتهی می‌شود. هرچند در این روایت بر تعبیرهای فیزیکی و ریاضی منطق دیفرانسیل تأکید شده است اما هدف اصلی آن به دست آوردن عصاره منطقی این تعبیرهاست، تا زمینه برای پرداختن به تعبیر اخلاقی-سیاسی این منطق فراهم شود. این فصل علاوه بر آثار لایب‌نیتس عمدتا با اتکا به دو کتاب ژان مورو و مارسیال گرو نوشته شده است. این فصل توضیح می‌دهد که چگونه لایب‌نیتس برای نخستین بار مفهوم «نیرو» را وارد فلسفه می‌کند: «شاید عجیب به نظر برسد، اما لایب‌نیتس با تأکید جنون‌آمیزش بر پایبندی به «الزامات عقل» در میدانی پا می‌گذارد که قوانینش در قیاس با عقل سلیم گونه‌ای هذیان به‌نظر می‌رسند، هر‌چند هذیان‌های منطقی. با وارد شدن توان دوم به معادلات حرکت، تناسب علت و معلول یا توازن «تحریک و پاسخ» زیر پا گذاشته می‌شود. طبیعت لایب‌نیتسی بر اساس اصل اقتصادی توازن «محرک و پاسخ» عمل نمی‌کند. در این «طبیعت دیوانه» بدن‌ها با نیرویی فراتر از تحمل پاسخ‌گویی‌شان (با توان دوم) شارژ می‌شوند و هر چیزی با خودش متفاوت است. منظور از «هذیان منطقی» همین است.»(ص 79) فصل سوم تصویری کلی از «جهان لایب‌نیتس» عرضه می‌کند؛ جهانی که از دستگاه مفهومی لایب‌نیتس بیرون می‌آید. این تصویر با مرور چند مفهوم کلیدی فلسفه لایب‌نیتس ترسیم شده است، اما هدف اصلی رسیدن به مفهوم «پیوستگی» است؛ مفهومی که در منطق دیفرانسیل به منزله بدیل «این‌همانی» در منطق ارسطویی عمل می‌کند. «پیوستگی» کلمه‌ای است که لایب‌نیتس برای اشاره به «وحدت دیفرانسیل» به کار می‌برد. تساوی «وحدت دیفرانسیل= پیوستگی»، که نویسنده از طریق ترسیم جهان لایب‌نیتسی به آن می‌رسد، زمینه را برای تعبیر اخلاقی منطقی دیفرانسیل در فصل چهارم آماده می‌کند. در فصل چهارم تعبیر اخلاقی منطق دیفرانسیل با رجوع به چند رمان عرضه شده است. در پیشگفتار دلیل رجوع به ادبیات برای توضیح فلسفه لایب‌نیتس با ارجاع به مقاله «ادبیات و داستان: لایب‌نیتس و مالبرانش» فردریک دبوزن توضیح داده شده است. فرازهایی که دبوزن از آثار لایب‌نیتس نقل می‌کند، «نقش رمان و پرسوناژهایش» را «در استراتژی متن‌های متافیزیکی، با توجه به مسئله جهان‌های ممکن و همچنین بهترین جهان ممکن، یعنی جهان واقعی» نشان می‌دهد: «لایب‌نیتس از سال 1672 به بعد برای رد آن نظام‌های فلسفی که امر ممکن را با موجود بالفعل یکی می‌کنند، مدام از یک استدلال استفاده می‌کند: اگر هر ممکنی وجود می‌داشت، رمان‌ها نیز می‌بایست تحقق انضمامی داشته باشند.» «اخلاق» به معنایی که در این متن به کار رفته ربطی به «خیر و شر» و قواعد هنجاری حاکم بر فعل و انفعال انسان‌ها با یکدیگر ندارد، بلکه بیشتر مربوط می‌شود به رابطه خود با خود، سوژه شدن، و در نهایت تبدیل‌شدن به کنشگری خودآیین؛ یعنی کسی که می‌تواند عمل کند. «پرسش اخلاق لایب‌نیتس همان پرسش اساسی اخلاق اسپینوزا است: همه ما واکنش‌گر به دنیا می‌آییم، چگونه می‌توان کنشگر شد؟» فصل پنجم نتیجه‌گیری کتاب است و در پی ترسیم برخی مقتضیات مفاهیم مطرح‌شده در فصل‌های سوم و چهارم، به ویژه «پیوستگی» یا «وحدت دیفرانسیل»، «رویداد» و «آزادی»، در عرصه سیاست است؛ تلاشی برای پاسخ گفتن به این پرسش: لایب‌نیتس در مورد «امر سیاسی» و «کنش» در میدان سیاست چه می‌تواند بگوید؟ در این فصل نخست طرحی اجمالی از اندیشه سیاسی هابز با محوریت مفهوم «کوناتوس» ترسیم می‌شود و در گام بعدی توضیح می‌دهد که چگونه کارکرد این مفهوم در بطن منطق دیفرانسیل لایب‌نیتس برداشتی از امر سیاسی را اقتضا می‌کند که کاملا در مقابل اندیشه سیاسی هابز قرار می‌گیرد.

در مورد شناخت فلسفه لایب‌نیتس تاکنون آثار زیادی به فارسی تألیف و ترجمه شده است. اخیرا کتاب «لایب‌نیتس و امر سیاسی» تألیف عادل مشایخی از سوی نشر نی منتشر شده که تلاشی است برای برجسته کردن فلسفه سیاسی لایب‌نیتس. در بخشی از دیباچه کتاب آمده: «هدف کلی کتاب نه «شناختی» بلکه «کاربردی» است. نگارنده به اقتضای توان خود، دستگاه مفهومی لایب‌نیتس را یک جعبه ابزار مفهومی تلقی می‌کند و از خود می‌پرسد با این ابزارها چه می‌توان کرد؟» (ص 7) برخلاف ادعای مقاله کارل فریش با عنوان «تأملات فلسفی لایب‌نیتس پیرامون حقوق، سیاست و دولت» که معتقد است «اثری از بداعت خلاقانه و فوق‌العاده‌ای که مشخصه آثار او در مقام متافیزیسین و ریاضی‌دان است در نوشته‌های سیاسی او به چشم نمی‌آید». ادعای این کتاب این است که اگر مفهوم «وحدت دیفرانسیل» را کانون توجه خود به آثار لایب‌نیتس قرار دهیم، با توجه به نتایج اخلاقی-سیاسی این مفهوم و سایر مفاهیمی که با آن در پیوندند می‌توانیم نظرات بدیعی را در حوزه «سیاست» و «امر سیاسی» از آثار لایب‌نیتس برون کشیم. نویسنده «منطق دیفرانسیل» را منطق تکوین نسبت‌های محضی می‌داند که میان عناصر زبانی و جسمانی «فعلیت» پیدا می‌کنند و از این طریق جنبش‌ها یا نهادهای اجتماعی را به وجود می‌آورند و در واقع این نسبت‌ها عناصر مولکولی برسازنده امر سیاسی از دیدگاه لایب‌نیتسی به شمار می‌آیند. او لایب‌نیتس را در کنار اسپینوزا فیلسوفی می‌داند که شیوه اندیشیدن فلسفی و معنای فلسفه‌ورزی را تغییر می‌دهد: «فعالیت فلسفی نه جست‌و‌جوی علت پدیده‌ها بلکه کاوش در شرایط تکوین پدیدارهاست. اما اندیشه فلسفی آن‌گونه که اسپینوزا و لایب‌نیتس بنیان‌گذاری می‌کنند از «پدیدار» به سمت «شرایط وقوع پدیدار» پیش می‌رود، از هستنده به سوی نسبت محض، یعنی نسبت مستقل از طرفین نسبت.» فصل اول کتاب کوششی است برای ترسیم مختصات میدان که مسئله «وحدت» و ضرورت ساختن مفهوم جدیدی از وحدت در آن سر بر آورده است. این فصل قصد ندارد کل فلسفه لایب‌نیتس یا حتی فلسفه طبیعی او را به یک بافت تاریخی خاص فرو بکاهد. در این فصل فقط مسئله «وحدت» مطرح است و غرض نشان دادن این نکته است که این مسئله نیز مانند همه مسائل فلسفی نه پرسشی که از سر کنجکاوی یا پاسخ به مقتضیات گونه‌ای «اراده به دانستن» طرح شده باشد بلکه «مسئله‌ای با اضطرار عملی است که در میدانی واقعی، و نه برج عاج تأمل به‌اصطلاح فیلسوفانه، سر برآورده است.» در این فصل می‌خوانیم که لایب‌نیتس، به عنوان یکی از ذهن‌های «حساس» قرن هفدهم، ناخشنود از پاسخ‌های رایج زمانه خود و البته تحت تأثیر جریان‌های علمی و فلسفی این قرن، پاسخی بدیع برای مسئله «وحدت» فراهم می‌آورد: منطقی نو که مفهوم مرکزی آن «وحدت دیفرانسیل» است. فصل دوم تلاشی است برای عرضه روایتی از تحولات فکری لایب‌نیتس که سرانجام به ابداع حساب دیفرانسیل و انتگرال منتهی می‌شود. هرچند در این روایت بر تعبیرهای فیزیکی و ریاضی منطق دیفرانسیل تأکید شده است اما هدف اصلی آن به دست آوردن عصاره منطقی این تعبیرهاست، تا زمینه برای پرداختن به تعبیر اخلاقی-سیاسی این منطق فراهم شود. این فصل علاوه بر آثار لایب‌نیتس عمدتا با اتکا به دو کتاب ژان مورو و مارسیال گرو نوشته شده است. این فصل توضیح می‌دهد که چگونه لایب‌نیتس برای نخستین بار مفهوم «نیرو» را وارد فلسفه می‌کند: «شاید عجیب به نظر برسد، اما لایب‌نیتس با تأکید جنون‌آمیزش بر پایبندی به «الزامات عقل» در میدانی پا می‌گذارد که قوانینش در قیاس با عقل سلیم گونه‌ای هذیان به‌نظر می‌رسند، هر‌چند هذیان‌های منطقی. با وارد شدن توان دوم به معادلات حرکت، تناسب علت و معلول یا توازن «تحریک و پاسخ» زیر پا گذاشته می‌شود. طبیعت لایب‌نیتسی بر اساس اصل اقتصادی توازن «محرک و پاسخ» عمل نمی‌کند. در این «طبیعت دیوانه» بدن‌ها با نیرویی فراتر از تحمل پاسخ‌گویی‌شان (با توان دوم) شارژ می‌شوند و هر چیزی با خودش متفاوت است. منظور از «هذیان منطقی» همین است.»(ص 79) فصل سوم تصویری کلی از «جهان لایب‌نیتس» عرضه می‌کند؛ جهانی که از دستگاه مفهومی لایب‌نیتس بیرون می‌آید. این تصویر با مرور چند مفهوم کلیدی فلسفه لایب‌نیتس ترسیم شده است، اما هدف اصلی رسیدن به مفهوم «پیوستگی» است؛ مفهومی که در منطق دیفرانسیل به منزله بدیل «این‌همانی» در منطق ارسطویی عمل می‌کند. «پیوستگی» کلمه‌ای است که لایب‌نیتس برای اشاره به «وحدت دیفرانسیل» به کار می‌برد. تساوی «وحدت دیفرانسیل= پیوستگی»، که نویسنده از طریق ترسیم جهان لایب‌نیتسی به آن می‌رسد، زمینه را برای تعبیر اخلاقی منطقی دیفرانسیل در فصل چهارم آماده می‌کند. در فصل چهارم تعبیر اخلاقی منطق دیفرانسیل با رجوع به چند رمان عرضه شده است. در پیشگفتار دلیل رجوع به ادبیات برای توضیح فلسفه لایب‌نیتس با ارجاع به مقاله «ادبیات و داستان: لایب‌نیتس و مالبرانش» فردریک دبوزن توضیح داده شده است. فرازهایی که دبوزن از آثار لایب‌نیتس نقل می‌کند، «نقش رمان و پرسوناژهایش» را «در استراتژی متن‌های متافیزیکی، با توجه به مسئله جهان‌های ممکن و همچنین بهترین جهان ممکن، یعنی جهان واقعی» نشان می‌دهد: «لایب‌نیتس از سال 1672 به بعد برای رد آن نظام‌های فلسفی که امر ممکن را با موجود بالفعل یکی می‌کنند، مدام از یک استدلال استفاده می‌کند: اگر هر ممکنی وجود می‌داشت، رمان‌ها نیز می‌بایست تحقق انضمامی داشته باشند.» «اخلاق» به معنایی که در این متن به کار رفته ربطی به «خیر و شر» و قواعد هنجاری حاکم بر فعل و انفعال انسان‌ها با یکدیگر ندارد، بلکه بیشتر مربوط می‌شود به رابطه خود با خود، سوژه شدن، و در نهایت تبدیل‌شدن به کنشگری خودآیین؛ یعنی کسی که می‌تواند عمل کند. «پرسش اخلاق لایب‌نیتس همان پرسش اساسی اخلاق اسپینوزا است: همه ما واکنش‌گر به دنیا می‌آییم، چگونه می‌توان کنشگر شد؟» فصل پنجم نتیجه‌گیری کتاب است و در پی ترسیم برخی مقتضیات مفاهیم مطرح‌شده در فصل‌های سوم و چهارم، به ویژه «پیوستگی» یا «وحدت دیفرانسیل»، «رویداد» و «آزادی»، در عرصه سیاست است؛ تلاشی برای پاسخ گفتن به این پرسش: لایب‌نیتس در مورد «امر سیاسی» و «کنش» در میدان سیاست چه می‌تواند بگوید؟ در این فصل نخست طرحی اجمالی از اندیشه سیاسی هابز با محوریت مفهوم «کوناتوس» ترسیم می‌شود و در گام بعدی توضیح می‌دهد که چگونه کارکرد این مفهوم در بطن منطق دیفرانسیل لایب‌نیتس برداشتی از امر سیاسی را اقتضا می‌کند که کاملا در مقابل اندیشه سیاسی هابز قرار می‌گیرد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.