|

مقالاتي درباره شمس تبريزي

رو به شمس

نسيم آصف

«كتاب شمس تبريز» عنوان اثري است از مهدي سالاري‌نسب كه به تازگي در دو جلد توسط نشر ني منتشر شده است. جلد اول كتاب با عنوان فرعي «طرحي از منظومه حكمي و هنري شمس تبريزي» به انديشه‌هاي شمس اختصاص دارد و جلد دوم با عنوان فرعي «شعرهاي منثور، شعرواره‌ها و گزين‌گويه‌هاي مقالات شمس» به شعرها مربوط است. اين كتاب آن‌طور كه نويسنده توضيح داده است، دو هدف اصلي را دنبال مي‌كند: نخست ارائه طرحي پيشنهادي است براي ترسيم منظومه فكري شمس. نويسنده براي تحقق اين هدف، نقشه‌اي به دست داده «تا خواننده بتواند با كمك آن در اقليم رازآلود مقالات شمس گشت‌وگذار كند و با جغرافياي پيچيده آن هرچه بيش‌تر آشنا شود».
هدف ديگر كتاب بيرون‌كشيدن و ترسيم مجموعه‌اي از اشعار منثور و گفتارهاي شعرواره شمس از ميان انبوه عبارات «مقالات» است. نويسنده درباره اين بخش از كتاب نوشته: «براي انتخاب اين شعرهاي مستتر در ميان گفته‌هاي شمس سر تا ته مقالات را چند بار جستجو كردم. در همان حين بخش‌هايي را هم كه حاوي انديشه‌ها و تعاليم او بود برمي‌گزيدم. از آغاز كار، چگونگي تنظيم صحيح و نزديك به حقيقت نظام فكري شمس، مسئله و دغدغه اصلي اين تحقيق بوده است. و طرحي كه تحت عنوان منظومه حكمي و هنري شمس تبريزي به دست داده‌ام چند بار تغيير كرده و متن حاضر نتيجه نهايي اين تغيير و تحولات است. اين طرح و تبويب بر اساس گفتارهاي باقي‌مانده از او در مقالات صورت گرفته و من تلاش كرده‌ام هرچه بيش‌تر قرين حقيقت باشد، اما قطعا يك برداشت ممكن از بي‌نهايت طرح
و تفسير خواهد بود».
جلد اول كتاب، با گاه‌شمار زندگي شمس آغاز مي‌شود و سپس مقدمه و چند تمهيد آمده كه درواقع مدخلي است براي ورود به قسمت اول كتاب. اين جلد دو قسمت اصلي دارد؛ قسمت اول منظومه حكمي شمس نام دارد و قسمت دوم به هنر و زبان شمس اختصاص دارد. قسمت اول مفصل‌ترين و اصلي‌ترين بخش كتاب است و نويسنده در اين‌جا كوشيده تا رد پاي افكار شمس در مولانا را هم نشان دهد و البته به تفاوت‌هاي اين دو نيز توجه داشته است. قسمت دوم جلد اول اين كتاب درواقع ضميمه‌اي است بر قسمت اول كه به قول خود نويسنده هم تكميل‌كننده مطالب آن و هم تمهيد ورودي است بر جزء دوم كتاب كه مجموعه‌اي از اشعار منثور و شعرواره‌هاي شمس است. در قسمت اول كتاب درباره موضوعات مختلفي نظير انسان و مسائل مربوط به او و همچنين شواهد انسان‌مداري در انديشه شمس، نگرش معرفت‌شناسانه شمس و طرز نگاه او به دانش و دانايي انسان، حكمت موجود در هستي، عشق و ... بحث شده است. در بخشي از مقدمه جلد اول كتاب درباره جايگاه شمس تبريزي آمده: «شمس تبريزي گرچه در جهان سنتي بوده و گرچه عارف است نه فيلسوف، اما انديشمندي است اصيل و نظام‌مند. در ميان عرفا يا فلاسفه و يا هر سنخ از انديشمندان سنتي به افرادي برمي‌خوريم كه صرفا به امور نظري پرداخته‌اند و اگر به جاي انساني بر روي زمين، موجودي در زير خاك يا فرشته‌اي بر افلاك مي‌بودند هم در اصل قضيه فرقي نمي‌كرد. شمس از اين جنس نيست، بلكه بالعكس، با اينكه در ميان گروهي (عرفا) است كه در ميان آن‌ها افراد گوشه‌نشين و بي‌توجه به زندگي هرروزينه فراوان است، اما او اصلا چنين نيست. منظومه حكمي و زباني شمس هم جذاب و دلرباست و هم تفكربرانگيز. او نيز مانند ديگر عرفا ما را به عشق‌ورزي و وصال الهي ترغيب مي‌كند؛ از طلب و توبه و پير و پيامبر سخن مي‌گويد؛ شهود را بر فلسفه و عقل ترجيح مي‌دهد، اما در كنار اين‌ها ما را به تفكر اصيل در راه حقيقت الزام مي‌كند، و حتي به قدر ذره‌اي از عمل به حقيقت معاف نمي‌دارد».
جلد دوم كتاب دربرگيرنده جملات و قطعاتي است از «مقالات شمس تبريزي» كه زير سه عنوان شعر منثور، شعرواره و گزين‌گويه آورده شده‌اند. قطعاتي كه انتخاب شده‌اند، يا شعري كامل و مستقل لحاظ شده‌اند يا بسيار نزديك به شعر. همچنين مضمون حكمي برخي عبارات كه همراه با زيبايي بيان بوده‌اند نيز براي اين مجموعه انتخاب شده‌اند. نويسنده در قسمتي از مقدمه جلد دوم كتاب درباره قطعاتي كه برگزيده نوشته: «تعدادي از سطرها و بندهاي اين مجموعه در خلال انبوهي از جملات مقالات پنهان شده‌اند كه فهم‌شان و درك ارتباط ميان جملات پس و پيش آنها دشوار است، در حالي كه اگر آن‌ها را مستقل از متن ببينيم زيبايي و حكمت‌شان روشن‌تر جلوه مي‌كند. قطعات غالبا كوتاه است. اما اگر بندها و حكاياتي هم در اين ميان آمده كه به نظر بلند مي‌رسد به سبب ارزش ادبي و زباني و يا اهميت حكمي آن‌هاست. تعداد اين قطعات بيش از اين بود كه در صورت حاضر آمده است اما به اين دليل كه مجموعه كم‌حجم‌تر و ارزش ادبي آن يكدست‌تر باشد تعدادي از آن‌ها در آخرين بازنگري كنار نهاده شد».
همچنين از بين داستان‌ها و تمثيلات متعدد «مقالات شمس»، چند نمونه كه شاعرانگي بيشتري دارند در اين مجموعه ديده مي‌شوند؛ از جمله: قصه گنج‌نامه، حكايت خليفه كه از سماع منع كرده بود و عقده درويش، داستان هارون‌الرشيد و ليلي، ماجراي آن كه بعد از سال‌ها طلب سر بر خشتي نهاد و مطلوب خود را به خواب يافت، و بلندتر از همه داستان آن شخص شرير كه در مجلس قاريان به راه اصلاح آمد و قصد حج كرد و در بيابان گم شد و ابليس او را نجات داد. نويسنده براي قطعات منتخب يادداشت‌ها و توضيحاتي نوشته است كه در مواردي براي نشان‌دادن يا تاكيد بر ظرايف هنري سخنان شمس است، و گاهي براي رفع پيچيدگي‌ها و ايضاح ابهامات؛ و در مواقعي نيز عبارات و اشعاري از متون ديگر را كه در صورت يا محتوا با متن حاضر مشابهت دارند بيان مي‌كند. اين مجموعه بر اساس متن مصحح محمدعلي موحد تنظيم شده و ترتيب قطعه‌ها هم به همان ترتيبي است كه در اين تصحيح آمده است.

«كتاب شمس تبريز» عنوان اثري است از مهدي سالاري‌نسب كه به تازگي در دو جلد توسط نشر ني منتشر شده است. جلد اول كتاب با عنوان فرعي «طرحي از منظومه حكمي و هنري شمس تبريزي» به انديشه‌هاي شمس اختصاص دارد و جلد دوم با عنوان فرعي «شعرهاي منثور، شعرواره‌ها و گزين‌گويه‌هاي مقالات شمس» به شعرها مربوط است. اين كتاب آن‌طور كه نويسنده توضيح داده است، دو هدف اصلي را دنبال مي‌كند: نخست ارائه طرحي پيشنهادي است براي ترسيم منظومه فكري شمس. نويسنده براي تحقق اين هدف، نقشه‌اي به دست داده «تا خواننده بتواند با كمك آن در اقليم رازآلود مقالات شمس گشت‌وگذار كند و با جغرافياي پيچيده آن هرچه بيش‌تر آشنا شود».
هدف ديگر كتاب بيرون‌كشيدن و ترسيم مجموعه‌اي از اشعار منثور و گفتارهاي شعرواره شمس از ميان انبوه عبارات «مقالات» است. نويسنده درباره اين بخش از كتاب نوشته: «براي انتخاب اين شعرهاي مستتر در ميان گفته‌هاي شمس سر تا ته مقالات را چند بار جستجو كردم. در همان حين بخش‌هايي را هم كه حاوي انديشه‌ها و تعاليم او بود برمي‌گزيدم. از آغاز كار، چگونگي تنظيم صحيح و نزديك به حقيقت نظام فكري شمس، مسئله و دغدغه اصلي اين تحقيق بوده است. و طرحي كه تحت عنوان منظومه حكمي و هنري شمس تبريزي به دست داده‌ام چند بار تغيير كرده و متن حاضر نتيجه نهايي اين تغيير و تحولات است. اين طرح و تبويب بر اساس گفتارهاي باقي‌مانده از او در مقالات صورت گرفته و من تلاش كرده‌ام هرچه بيش‌تر قرين حقيقت باشد، اما قطعا يك برداشت ممكن از بي‌نهايت طرح
و تفسير خواهد بود».
جلد اول كتاب، با گاه‌شمار زندگي شمس آغاز مي‌شود و سپس مقدمه و چند تمهيد آمده كه درواقع مدخلي است براي ورود به قسمت اول كتاب. اين جلد دو قسمت اصلي دارد؛ قسمت اول منظومه حكمي شمس نام دارد و قسمت دوم به هنر و زبان شمس اختصاص دارد. قسمت اول مفصل‌ترين و اصلي‌ترين بخش كتاب است و نويسنده در اين‌جا كوشيده تا رد پاي افكار شمس در مولانا را هم نشان دهد و البته به تفاوت‌هاي اين دو نيز توجه داشته است. قسمت دوم جلد اول اين كتاب درواقع ضميمه‌اي است بر قسمت اول كه به قول خود نويسنده هم تكميل‌كننده مطالب آن و هم تمهيد ورودي است بر جزء دوم كتاب كه مجموعه‌اي از اشعار منثور و شعرواره‌هاي شمس است. در قسمت اول كتاب درباره موضوعات مختلفي نظير انسان و مسائل مربوط به او و همچنين شواهد انسان‌مداري در انديشه شمس، نگرش معرفت‌شناسانه شمس و طرز نگاه او به دانش و دانايي انسان، حكمت موجود در هستي، عشق و ... بحث شده است. در بخشي از مقدمه جلد اول كتاب درباره جايگاه شمس تبريزي آمده: «شمس تبريزي گرچه در جهان سنتي بوده و گرچه عارف است نه فيلسوف، اما انديشمندي است اصيل و نظام‌مند. در ميان عرفا يا فلاسفه و يا هر سنخ از انديشمندان سنتي به افرادي برمي‌خوريم كه صرفا به امور نظري پرداخته‌اند و اگر به جاي انساني بر روي زمين، موجودي در زير خاك يا فرشته‌اي بر افلاك مي‌بودند هم در اصل قضيه فرقي نمي‌كرد. شمس از اين جنس نيست، بلكه بالعكس، با اينكه در ميان گروهي (عرفا) است كه در ميان آن‌ها افراد گوشه‌نشين و بي‌توجه به زندگي هرروزينه فراوان است، اما او اصلا چنين نيست. منظومه حكمي و زباني شمس هم جذاب و دلرباست و هم تفكربرانگيز. او نيز مانند ديگر عرفا ما را به عشق‌ورزي و وصال الهي ترغيب مي‌كند؛ از طلب و توبه و پير و پيامبر سخن مي‌گويد؛ شهود را بر فلسفه و عقل ترجيح مي‌دهد، اما در كنار اين‌ها ما را به تفكر اصيل در راه حقيقت الزام مي‌كند، و حتي به قدر ذره‌اي از عمل به حقيقت معاف نمي‌دارد».
جلد دوم كتاب دربرگيرنده جملات و قطعاتي است از «مقالات شمس تبريزي» كه زير سه عنوان شعر منثور، شعرواره و گزين‌گويه آورده شده‌اند. قطعاتي كه انتخاب شده‌اند، يا شعري كامل و مستقل لحاظ شده‌اند يا بسيار نزديك به شعر. همچنين مضمون حكمي برخي عبارات كه همراه با زيبايي بيان بوده‌اند نيز براي اين مجموعه انتخاب شده‌اند. نويسنده در قسمتي از مقدمه جلد دوم كتاب درباره قطعاتي كه برگزيده نوشته: «تعدادي از سطرها و بندهاي اين مجموعه در خلال انبوهي از جملات مقالات پنهان شده‌اند كه فهم‌شان و درك ارتباط ميان جملات پس و پيش آنها دشوار است، در حالي كه اگر آن‌ها را مستقل از متن ببينيم زيبايي و حكمت‌شان روشن‌تر جلوه مي‌كند. قطعات غالبا كوتاه است. اما اگر بندها و حكاياتي هم در اين ميان آمده كه به نظر بلند مي‌رسد به سبب ارزش ادبي و زباني و يا اهميت حكمي آن‌هاست. تعداد اين قطعات بيش از اين بود كه در صورت حاضر آمده است اما به اين دليل كه مجموعه كم‌حجم‌تر و ارزش ادبي آن يكدست‌تر باشد تعدادي از آن‌ها در آخرين بازنگري كنار نهاده شد».
همچنين از بين داستان‌ها و تمثيلات متعدد «مقالات شمس»، چند نمونه كه شاعرانگي بيشتري دارند در اين مجموعه ديده مي‌شوند؛ از جمله: قصه گنج‌نامه، حكايت خليفه كه از سماع منع كرده بود و عقده درويش، داستان هارون‌الرشيد و ليلي، ماجراي آن كه بعد از سال‌ها طلب سر بر خشتي نهاد و مطلوب خود را به خواب يافت، و بلندتر از همه داستان آن شخص شرير كه در مجلس قاريان به راه اصلاح آمد و قصد حج كرد و در بيابان گم شد و ابليس او را نجات داد. نويسنده براي قطعات منتخب يادداشت‌ها و توضيحاتي نوشته است كه در مواردي براي نشان‌دادن يا تاكيد بر ظرايف هنري سخنان شمس است، و گاهي براي رفع پيچيدگي‌ها و ايضاح ابهامات؛ و در مواقعي نيز عبارات و اشعاري از متون ديگر را كه در صورت يا محتوا با متن حاضر مشابهت دارند بيان مي‌كند. اين مجموعه بر اساس متن مصحح محمدعلي موحد تنظيم شده و ترتيب قطعه‌ها هم به همان ترتيبي است كه در اين تصحيح آمده است.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.