«تراژدی مکبت» به ترجمه صالح حسینی
تاریخ بهصورت کابوس
مانی سپهری: یان کات در کتاب «شکسپیر معاصر ما» در مقالهای با عنوان «مکبث یا سرایت مرگ» مینویسد: «در مکبث، درست برعکس نمایشنامههای تاریخی شکسپیر، تاریخ نه به مثابه سازوکاری عظیم، بلکه به صورت کابوس نشان داده میشود».1 یان کات سازوکار و کابوس را «دو استعاره متفاوت برای نشاندادن کشمکش بر سر قدرت و تاج سلطنتی» میداند و معتقد است «تاریخ، که چونان سازوکاری نشان داده شده، از طریق وحشتبرانگیزی و گریزناپذیریاش مسحورکننده است، درحالیکه کابوس میترساند و فلج میکند».2 اگر باور داشته باشیم که آثار کلاسیک آثاری هستند برای همه زمانها و در هر دوران بر اساس مختصات یک دوران خاص معنا یا معناهای متفاوتی مییابند، بدونشک آثار شکسپیر از برجستهترین نمودهای این ماندگاریاند. نمایشنامه «مکبث» یکی از شاخصترین این نمودهاست؛ این نمایشنامه از آن دست آثار شکسپیر است که همچنان تروتازگی خود را حفظ کرده و چنان مخاطب امروز را خطاب قرار میدهد که گویی اثری است معاصر و حتی معاصرتر از بیشمار اثرِ به لحاظ تاریخ نگارش امروزی که گرچه معاصر مینمایند اما عمرِ بعضیشان چهبسا دیری نپاید و در غبار زمان فراموش شود. از
«مکبث» چند ترجمه به فارسی وجود دارد. این نمایشنامه اخیرا بار دیگر و اینبار با ترجمه صالح حسینی در نشر نیلوفر منتشر شده است. ترجمه صالح حسینی اما تفاوتهایی با دیگر ترجمههای «مکبث» دارد. اولین تفاوت در عنوان نمایشنامه است که در آن بهجای «مکبث»، «مکبت» آمده است. صالح حسینی در پیشگفتاری که بر ترجمه خود از این نمایشنامه نوشته درباره دلیل این تغییر در تلفظ نام شخصیت اصلی نمایشنامه شکسپیر نوشته است: «در ترجمههای پیشین این نمایشنامه - یا در نوشتههایی که نام آن آمده - Macbeth را مکبث ضبط کردهاند، که به نظر من اشتباه است. زیرا th (دو حرف آخر عنوان) در فارسی به تلفظ درست درنمیآید. چیزی است، در مَثَل، شبیه تلفظ ض در عربی (مثلا در کلمه مغضوب) یا ظ (در کلمه ظاهر)، که فارسیزبانان هر چرخشی که به زبان بدهند، نمیتوانند این دو حرف را شبیه عربزبانان تلفظ کنند و تلاشهای مکانیکی برای تلفظ درست آن یکسره مذبوحانه است و راه به جایی نمیبرد. بر همین نمط، تلفظ درست th با هیچ ترفند و تدبیری در فارسی میسر نیست و فقط و فقط انگلیسیزبانان از عهده آن برمیآیند. ازاینرو، تلفظ آن به ث صددرصد غلط است. پس اولیتر این است که th
را ت تلفظ کنیم و زحمت دیگران نداریم». صالح حسینی در بخشی دیگر از این پیشگفتار به «تفاوت تراژدی در یونان باستان با تراژدی در دوره رنسانس» پرداخته. «شیوه انتقال نازکی خیال و نازکآرایی صور خیال در مکبت»، «مکبت در اجرا» و «سخنی چند درباره ترجمههای مختلف مکبت» از دیگر بخشهای این پیشگفتار است. ترجمه صالح حسینی از این نمایشنامه این ویژگی را هم در قیاس با ترجمههای پیشین دارد که یکسره منظوم است و روی جلد کتاب نیز درج شده: «گزارش منظوم به فارسی». صالح حسینی در پیشگفتار کتاب در بخش «شیوه انتقال نازکی خیال و نازکآرایی صور خیال در مکبت» دراینباره نوشته است: « گزارش من از مکبت گزارشی منظوم است. با توجه به قراین، گویا نخستینبار است که اثری یکسره منظوم از شکسپیر به فارسی گزارده میشود». حسینی آنگاه مینویسد: «قید یکسره را از این سبب موکد کردهام که ترجمه منظوم قسمتهایی از آثار شکسپیر - خاصه مکبت و هملت - را منتفی تلقی نکنم. کمااینکه در ترجمه عبدالرحیم احمدی، صحنههای مربوط به ورود سه خواهر سرنوشت منظوم است. در ترجمه آشوری هم علاوه بر این صحنهها، آخرین درددل مکبت منظوم است. ترجمه منظوم استاد مجتبی مینوی از درددل
معروف هملت در نوع خود شاهکار است. باری، در این گزارش، گاهی با توجه به تفسیر، گاهی با دگرگونکردن صورت و گاهی با پسوپیشکردن سطور عمل کردهام، حتی گاهی شیوهای در کار کردهام که به آنچه transcreation (فراآفرینی) نامیدهاند نزدیک شوم. بنابراین مکبت بازآفریده Macbeth است و لامحاله باید در فارسی معنا بدهد». چنانکه در بخشی دیگر از همین پیشگفتار اشاره شده است این نمایشنامه را پیش از این داریوش آشوری، عبدالرحیم احمدی، فرنگیس شادمان و علاءالدین پازارگادی به فارسی ترجمه کردهاند. صالح حسینی در پیشگفتار ترجمه خود در بخش «سخنی چند درباره ترجمههای مختلف مکبت» از بین این ترجمهها ضمن اشارهای به ترجمه عبدالرحیم احمدی، بهطور مفصل به ترجمه داریوش آشوری پرداخته است. «تراژدی مکبت» به ترجمه صالح حسینی با سه موخره همراه است. نخستین موخره نوشتهای است از سیلویا بارنت. این نوشته برگرفته از مقدمه سیلویا بارنت بر مجموعه آثار شکسپیر است. بعد از این مقاله، مقالهای از گئورگ بوئز آمده است با عنوان «عالم کبیر و عالم صغیر» و پس از آن مقالهای با عنوان «زنجیره بزرگ هستی» از پویا رفویی. آنچه میخوانید قسمتی است از مقاله سیلویا
بارنت: «هرچند مصالح مکبت مأخوذ از وقایعنامه هالینشد است - مجموعهای تاریخی که مصالح ده نمایشنامه را برای شکسپیر فراهم میسازد، نمایشنامههایی که در نسخه فولیو 1623 بخشی را با عنوان نمایشنامههای تاریخی دربر میگیرد - مکبت عنوان تراژدی به خود میگیرد و در این نسخه در میان تراژدیها به چاپ میرسد. ای بسا که جیمز اول به این نمایشنامه به چشم تاریخ نگاه کرده باشد، لیکن تاریخ نیست... چیزی است که شاعران و منتقدان ادبی برتر از تاریخ تلقی میکنند: دیدگاهی از زندگی که تعیّن تاریخ را دارد و درعینحال حکمت فلسفه را. چهحاجت به بیان که هیچیک از نمایشنامههای تاریخی شکسپیر تاریخ به ماهُوَ نیستند. بیرونآوردن مکبث از نمایشنامههای تاریخی به این معنا نیست که مصحّحان نسخه فولیو به عدول آن از نمایشنامههای تاریخی پی برده بودهاند. شاید ایشان مکبت را از این سبب از شمار این نمایشنامهها بیرون میآورند که اصحاب شبیه این نمایشنامه، بهجای اینکه انگلیسی باشند، اسکاتلندی بودهاند. منتها جایگرفتن آن در بین تراژدیها ای بسا به این معنی بوده باشد که مصحّحان بین مکبت، و فیالمثل، ریچارد سوم دیده بودهاند، که پیشتر آن را بهصورت
تراژدی چاپ کرده بودهاند و با اینکه در بین نمایشنامههای تاریخی جای گرفته است، تراژدی نامیده میشود. به وقت خواندن یا دیدن ریچارد سوم - بهرغم آشنایی با شرح تاریخی مدرن که تحریف واقعیت بر دست شکسپیر را آشکار کرده است - آدمی گزیری از این دریافت ندارد که بازآفرینی یا فرانمایی مصیبتی را تجربه میکند که در خلال بخشی از تاریخ انگلیس عدهای بر سر عدهای دیگر آوردهاند».
1و2. یان کات، شکسپیر معاصر ما، ترجمه رضا سرور، نشر بیدگل
مانی سپهری: یان کات در کتاب «شکسپیر معاصر ما» در مقالهای با عنوان «مکبث یا سرایت مرگ» مینویسد: «در مکبث، درست برعکس نمایشنامههای تاریخی شکسپیر، تاریخ نه به مثابه سازوکاری عظیم، بلکه به صورت کابوس نشان داده میشود».1 یان کات سازوکار و کابوس را «دو استعاره متفاوت برای نشاندادن کشمکش بر سر قدرت و تاج سلطنتی» میداند و معتقد است «تاریخ، که چونان سازوکاری نشان داده شده، از طریق وحشتبرانگیزی و گریزناپذیریاش مسحورکننده است، درحالیکه کابوس میترساند و فلج میکند».2 اگر باور داشته باشیم که آثار کلاسیک آثاری هستند برای همه زمانها و در هر دوران بر اساس مختصات یک دوران خاص معنا یا معناهای متفاوتی مییابند، بدونشک آثار شکسپیر از برجستهترین نمودهای این ماندگاریاند. نمایشنامه «مکبث» یکی از شاخصترین این نمودهاست؛ این نمایشنامه از آن دست آثار شکسپیر است که همچنان تروتازگی خود را حفظ کرده و چنان مخاطب امروز را خطاب قرار میدهد که گویی اثری است معاصر و حتی معاصرتر از بیشمار اثرِ به لحاظ تاریخ نگارش امروزی که گرچه معاصر مینمایند اما عمرِ بعضیشان چهبسا دیری نپاید و در غبار زمان فراموش شود. از
«مکبث» چند ترجمه به فارسی وجود دارد. این نمایشنامه اخیرا بار دیگر و اینبار با ترجمه صالح حسینی در نشر نیلوفر منتشر شده است. ترجمه صالح حسینی اما تفاوتهایی با دیگر ترجمههای «مکبث» دارد. اولین تفاوت در عنوان نمایشنامه است که در آن بهجای «مکبث»، «مکبت» آمده است. صالح حسینی در پیشگفتاری که بر ترجمه خود از این نمایشنامه نوشته درباره دلیل این تغییر در تلفظ نام شخصیت اصلی نمایشنامه شکسپیر نوشته است: «در ترجمههای پیشین این نمایشنامه - یا در نوشتههایی که نام آن آمده - Macbeth را مکبث ضبط کردهاند، که به نظر من اشتباه است. زیرا th (دو حرف آخر عنوان) در فارسی به تلفظ درست درنمیآید. چیزی است، در مَثَل، شبیه تلفظ ض در عربی (مثلا در کلمه مغضوب) یا ظ (در کلمه ظاهر)، که فارسیزبانان هر چرخشی که به زبان بدهند، نمیتوانند این دو حرف را شبیه عربزبانان تلفظ کنند و تلاشهای مکانیکی برای تلفظ درست آن یکسره مذبوحانه است و راه به جایی نمیبرد. بر همین نمط، تلفظ درست th با هیچ ترفند و تدبیری در فارسی میسر نیست و فقط و فقط انگلیسیزبانان از عهده آن برمیآیند. ازاینرو، تلفظ آن به ث صددرصد غلط است. پس اولیتر این است که th
را ت تلفظ کنیم و زحمت دیگران نداریم». صالح حسینی در بخشی دیگر از این پیشگفتار به «تفاوت تراژدی در یونان باستان با تراژدی در دوره رنسانس» پرداخته. «شیوه انتقال نازکی خیال و نازکآرایی صور خیال در مکبت»، «مکبت در اجرا» و «سخنی چند درباره ترجمههای مختلف مکبت» از دیگر بخشهای این پیشگفتار است. ترجمه صالح حسینی از این نمایشنامه این ویژگی را هم در قیاس با ترجمههای پیشین دارد که یکسره منظوم است و روی جلد کتاب نیز درج شده: «گزارش منظوم به فارسی». صالح حسینی در پیشگفتار کتاب در بخش «شیوه انتقال نازکی خیال و نازکآرایی صور خیال در مکبت» دراینباره نوشته است: « گزارش من از مکبت گزارشی منظوم است. با توجه به قراین، گویا نخستینبار است که اثری یکسره منظوم از شکسپیر به فارسی گزارده میشود». حسینی آنگاه مینویسد: «قید یکسره را از این سبب موکد کردهام که ترجمه منظوم قسمتهایی از آثار شکسپیر - خاصه مکبت و هملت - را منتفی تلقی نکنم. کمااینکه در ترجمه عبدالرحیم احمدی، صحنههای مربوط به ورود سه خواهر سرنوشت منظوم است. در ترجمه آشوری هم علاوه بر این صحنهها، آخرین درددل مکبت منظوم است. ترجمه منظوم استاد مجتبی مینوی از درددل
معروف هملت در نوع خود شاهکار است. باری، در این گزارش، گاهی با توجه به تفسیر، گاهی با دگرگونکردن صورت و گاهی با پسوپیشکردن سطور عمل کردهام، حتی گاهی شیوهای در کار کردهام که به آنچه transcreation (فراآفرینی) نامیدهاند نزدیک شوم. بنابراین مکبت بازآفریده Macbeth است و لامحاله باید در فارسی معنا بدهد». چنانکه در بخشی دیگر از همین پیشگفتار اشاره شده است این نمایشنامه را پیش از این داریوش آشوری، عبدالرحیم احمدی، فرنگیس شادمان و علاءالدین پازارگادی به فارسی ترجمه کردهاند. صالح حسینی در پیشگفتار ترجمه خود در بخش «سخنی چند درباره ترجمههای مختلف مکبت» از بین این ترجمهها ضمن اشارهای به ترجمه عبدالرحیم احمدی، بهطور مفصل به ترجمه داریوش آشوری پرداخته است. «تراژدی مکبت» به ترجمه صالح حسینی با سه موخره همراه است. نخستین موخره نوشتهای است از سیلویا بارنت. این نوشته برگرفته از مقدمه سیلویا بارنت بر مجموعه آثار شکسپیر است. بعد از این مقاله، مقالهای از گئورگ بوئز آمده است با عنوان «عالم کبیر و عالم صغیر» و پس از آن مقالهای با عنوان «زنجیره بزرگ هستی» از پویا رفویی. آنچه میخوانید قسمتی است از مقاله سیلویا
بارنت: «هرچند مصالح مکبت مأخوذ از وقایعنامه هالینشد است - مجموعهای تاریخی که مصالح ده نمایشنامه را برای شکسپیر فراهم میسازد، نمایشنامههایی که در نسخه فولیو 1623 بخشی را با عنوان نمایشنامههای تاریخی دربر میگیرد - مکبت عنوان تراژدی به خود میگیرد و در این نسخه در میان تراژدیها به چاپ میرسد. ای بسا که جیمز اول به این نمایشنامه به چشم تاریخ نگاه کرده باشد، لیکن تاریخ نیست... چیزی است که شاعران و منتقدان ادبی برتر از تاریخ تلقی میکنند: دیدگاهی از زندگی که تعیّن تاریخ را دارد و درعینحال حکمت فلسفه را. چهحاجت به بیان که هیچیک از نمایشنامههای تاریخی شکسپیر تاریخ به ماهُوَ نیستند. بیرونآوردن مکبث از نمایشنامههای تاریخی به این معنا نیست که مصحّحان نسخه فولیو به عدول آن از نمایشنامههای تاریخی پی برده بودهاند. شاید ایشان مکبت را از این سبب از شمار این نمایشنامهها بیرون میآورند که اصحاب شبیه این نمایشنامه، بهجای اینکه انگلیسی باشند، اسکاتلندی بودهاند. منتها جایگرفتن آن در بین تراژدیها ای بسا به این معنی بوده باشد که مصحّحان بین مکبت، و فیالمثل، ریچارد سوم دیده بودهاند، که پیشتر آن را بهصورت
تراژدی چاپ کرده بودهاند و با اینکه در بین نمایشنامههای تاریخی جای گرفته است، تراژدی نامیده میشود. به وقت خواندن یا دیدن ریچارد سوم - بهرغم آشنایی با شرح تاریخی مدرن که تحریف واقعیت بر دست شکسپیر را آشکار کرده است - آدمی گزیری از این دریافت ندارد که بازآفرینی یا فرانمایی مصیبتی را تجربه میکند که در خلال بخشی از تاریخ انگلیس عدهای بر سر عدهای دیگر آوردهاند».
1و2. یان کات، شکسپیر معاصر ما، ترجمه رضا سرور، نشر بیدگل