|

بحران حزب کارگر و افول جایگاه بریتانیا در جهان پسابرگزیت

سیاست بریتانیا در سال‌های اخیر به صحنه‌ای از آشفتگی، بی‌ثباتی و بحران‌های پی‌درپی تبدیل شده است؛ از تغییرات مداوم در رهبری دولت‌های پیشین محافظه‌کار گرفته تا پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی برگزیت، جنگ اوکراین و بحران انرژی. در چنین فضایی، حزب کارگر به رهبری کی‌یر استارمر، توانست با شعار «ثبات، پایان آشوب و تغییر واقعی» در انتخابات ۲۰۲۴ پیروزی مهمی کسب کرده و امیدهایی برای بازگشت آرامش به سیاست بریتانیا ایجاد کند.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

محسن شریف‌خدائی -  تحلیلگر روابط بین‌الملل

 

سیاست بریتانیا در سال‌های اخیر به صحنه‌ای از آشفتگی، بی‌ثباتی و بحران‌های پی‌درپی تبدیل شده است؛ از تغییرات مداوم در رهبری دولت‌های پیشین محافظه‌کار گرفته تا پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی برگزیت، جنگ اوکراین و بحران انرژی. در چنین فضایی، حزب کارگر به رهبری کی‌یر استارمر، توانست با شعار «ثبات، پایان آشوب و تغییر واقعی» در انتخابات ۲۰۲۴ پیروزی مهمی کسب کرده و امیدهایی برای بازگشت آرامش به سیاست بریتانیا ایجاد کند. اما این امیدها خیلی زود رنگ باخت و دولت جدید با همان بحران‌هایی مواجه شد که وعده مهار آنها را داده بود.

امروز دولت کارگر نه‌تنها با کاهش محبوبیت و نارضایتی عمومی روبه‌رو است، بلکه در درون حزب نیز با شکاف‌ها و اختلافات جدی مواجه شده است. بخشی از نمایندگان حزب معتقدند دولت نتوانسته بحران هزینه‌های زندگی، ضعف خدمات عمومی، مشکلات نظام درمانی و فشارهای اقتصادی را کنترل کند. منتقدان، استارمر نخست‌وزیر بریتانیا را سیاست‌مداری بیش از حد محتاط، تکنوکرات و فاقد قدرت بسیج اجتماعی لازم برای عبور از بحران‌های بزرگ می‌دانند. اختلاف بر سر کاهش برخی هزینه‌های رفاهی و سیاست‌های مالی نیز شکاف میان جناح‌های مختلف حزب را عمیق‌تر کرده است. هرچند هنوز جایگزین مشخصی برای رهبری حزب وجود ندارد، اما تلاش‌ها برای تضعیف موقعیت سیاسی او به‌تدریج افزایش یافته است.

در پس این بحران داخلی، مسئله بزرگ‌تر، پیامدهای عمیق برگزیت است. خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا قرار بود استقلال اقتصادی و سیاسی بیشتری برای لندن به همراه آورد و امکان انعقاد توافق‌های تجاری بهتر با آمریکا و سایر کشورها را فراهم کند. اما بسیاری از این وعده‌ها هرگز محقق نشد. اقتصاد بریتانیا با کاهش رشد، مشکلات تجاری، کمبود نیروی کار و فشارهای تورمی روبه‌رو شد و کشور بخشی از نفوذ سنتی خود در اروپا را از دست داد. در حالی که اروپا پس از جنگ اوکراین به سمت «استقلال راهبردی» و ایفای نقشی مستقل‌تر در امنیت و سیاست جهانی ‌پیش می‌رود، بریتانیا به دلیل خروج از اتحادیه اروپا از مرکز تصمیم‌گیری‌های مهم قاره فاصله گرفته است.

جنگ اوکراین نیز فشارهای اقتصادی و امنیتی جدیدی بر اروپا و بریتانیا تحمیل کرد. افزایش هزینه‌های نظامی، بحران انرژی و رکود اقتصادی، دولت کارگری را در موقعیتی دشوار قرار داد. در ادامه، تنش‌های خاورمیانه و اختلال در مسیرهای حیاتی انرژی، به‌ویژه تنگه هرمز، موجب افزایش شدید قیمت انرژی و فشار مضاعف بر خانوارها و صنایع بریتانیا شد. دولت نتوانست افکار عمومی را قانع کند که برنامه‌ای مؤثر برای محافظت از اقتصاد کشور در برابر این شوک‌های جهانی دارد و همین مسئله به کاهش سریع محبوبیت آن انجامید. در سطح بین‌المللی نیز جایگاه بریتانیا نسبت به گذشته به‌طور محسوسی تضعیف شده است. لندن که زمانی یکی از بازیگران اصلی در شکل‌دهی سیاست‌های جهانی محسوب می‌شد، اکنون در بسیاری از معادلات کلان بین‌المللی نقشی محدودتر دارد. خروج از اتحادیه اروپا موجب شد بریتانیا از بخشی از مذاکرات مهم جهانی کنار گذاشته شود و نفوذ سیاسی آن کاهش یابد. حتی روابط ویژه تاریخی با آمریکا دیگر تضمین‌کننده امتیازات گذشته نیست؛ به‌ویژه آنکه‌ دولت ترامپ نشان داده واشینگتن بیش از گذشته بر منافع مستقیم خود تمرکز دارد و تمایل کمتری به حمایت خاص از متحدان اروپایی نشان می‌دهد. در داخل بریتانیا نیز فضای سیاسی به‌سرعت در حال تغییر است. حزب اصلاح بریتانیا به رهبری نایجل فاراژ توانسته با تمرکز بر مهاجرت، هویت ملی و شعارهای ضد نخبگانی و پوپولیستی، بخشی از رأی‌دهندگان سنتی حزب کارگر را جذب کند و بار دیگر موضوع برگزیت و حاکمیت ملی را به محور بحث‌های سیاسی تبدیل کند. هم‌زمان، حزب سبز انگلستان و ولز نیز با تمرکز بر محیط‌ زیست، عدالت اجتماعی و خدمات شهری، به‌ویژه در میان نسل جوان، جایگاه خود را تقویت کرده است. نتایج اخیر انتخابات شوراها و شهرداری‌ها نشان داد که حزب کارگر بخشی از پایگاه اجتماعی خود را از دست داده و فضای سیاسی کشور به سمت چندقطبی‌شدن پیش می‌رود.

بحران کنونی حزب کارگر صرفا یک ناکامی انتخاباتی یا مدیریتی نیست، بلکه بازتاب بحران عمیق‌تری در هویت سیاسی و جایگاه بین‌المللی بریتانیاست. ترکیب ناکامی برگزیت، تحولات ژئوپلیتیکی پس از جنگ اوکراین، بحران انرژی، کاهش نفوذ جهانی و افزایش شکاف‌های اجتماعی و سیاسی داخلی، شرایطی ایجاد کرده که دولت کارگری خیلی زود با فرسایش مشروعیت و محبوبیت روبه‌رو شود. اکنون مسئله اصلی فقط آینده سیاسی استارمر نیست، بلکه پرسش بزرگ‌تر آن است که آیا بریتانیا پس از برگزیت هنوز می‌تواند جایگاهی مؤثر و مستقل در اروپا و نظام جهانی آینده داشته باشد‌ یا به‌تدریج به قدرتی حاشیه‌ای‌ در معادلات جهانی تبدیل خواهد شد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.