پروژه ناتمام دونالد ترامپ
اتحاد خرس و اژدها
دیدار ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، با شی جینپینگ، همتای چینی او در پکن، با چنان شور و شوقی برگزار شد که نشان داد هر آنچه دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده برای جدایی این دو رشته بود، پنبه شده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
دیدار ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، با شی جینپینگ، همتای چینی او در پکن، با چنان شور و شوقی برگزار شد که نشان داد هر آنچه دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده برای جدایی این دو رشته بود، پنبه شده است. دیداری که روز چهارشنبه با ضربالمثلی از سوی پوتین مبنی بر دلتنگی او برای شی آغاز شد، سرانجام با متهمکردن قدرتها به بازگرداندن جهان به قانون جنگل، انتقاد به جنگافروزی علیه ایران و تقویت همکاریهای راهبردی و امضای 40 سند همکاری به پایان رسید. چند روز پیش از آنکه دونالد ترامپ برای دومین دوره به عنوان رئیسجمهور آمریکا در سال ۲۰۲۴ انتخاب شود، وعده داد روسیه و چین را از هم «جدا» خواهد کرد و جو بایدن، رئیسجمهور پیشین آمریکا را متهم کرد این دو کشور را به یکدیگر نزدیکتر کرده است. اما اقدامات اخیر خود او در ادامه همان سیاستهایی است که روزی منتقد تند و تیزشان بود و به اتحاد میان پکن و مسکو میانجامید.
استقبال پرشور در پکن
رئیسجمهور روسیه که برای سفری دوروزه از عصر سهشنبه وارد چین شده بود، دیروز چهارشنبه با رئیسجمهور این کشور دیدار و گفتوگو کرده و طرفین بر دوستی و عمق روابط دوجانبه تأکید کردند. آنچه بیش از همه در جلسه پرشکوه پس از گفتوگو پشت درهای بسته مورد توجه قرار گرفت، جملهای بود که پوتین بر زبان آورد. رئیسجمهور روسیه در جریان مذاکرات با رئیسجمهور چین با لحنی پرطمطراق گفت: جناب رئیس، آقای شی جینپینگ، دوست عزیزم، استفاده از یک ضربالمثل چینی مناسب است. همانطورکه میدانیم، در چین میگویند «ما یک روز است که یکدیگر را ندیدهایم، اما انگار سه پاییز گذشته است». شی، رئیسجمهور چین هم برای پوتین کم نگذاشت و گفت روسیه و چین به طور مشترک مسیر توسعه روابط دوجانبه را براساس احترام و منافع متقابل تعریف میکنند. او که بهتازگی میزبان دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده بود، دیدار با دوست قدیمی خود را دوستانه و سازنده خواند و گفت روابط دو کشور در سطح بیسابقهای قرار دارد. پوتین هم بر این موضوع صحه گذاشته و تأکید کرد روابط روسیه و چین به سطح واقعا بیسابقهای رسیده و همچنان در حال توسعه است. در اعلامیه مشترک دو کشور که از سوی کرملین منتشر شده، در این مورد آمده که وضعیت جهانی پیچیدهتر میشود، دستور کار صلح و توسعه جهانی با خطرات و چالشهای جدیدی روبهرو است و خطر تجزیه جامعه بینالمللی و بازگشت به «قانون جنگل» وجود دارد. طبق آنچه تحلیلگران میگویند: همکاری چین و روسیه در طیف وسیعی از مسائل استراتژیک همچنان قوی، نهادینه و هماهنگ ادامه دارد. وری اوشاکوف، دستیار سیاست خارجی کرملین، روز چهارشنبه گفت مذاکرات بین ولادیمیر پوتین و شی جینپینگ، مثبت بوده و آنها درباره موضوع مهمی در زمینه انرژی به توافق رسیدهاند. کرملین میگوید شی و پوتین شاهد امضای ۲۰ سند همکاری بودند و انتظار میرود دستکم ۲۰ سند دیگر نیز امضا شود.
جنگ ایران و افزایش همکاریهای پکن و مسکو
الجزیره میگوید جنگ ایران نیروی محرکه قدرتمندی برای تقویت روابط روسیه و چین فراهم کرده است. بستهشدن تنگه هرمز باعث شده چین بهشدت به نفت و گاز روسیه وابسته شود و این مسئله به مسکو کمک کرده خزانه خود را پر کند و منابع مالی بیشتری برای ادامه جنگش در اوکراین به دست آورد.
پیشتر نیز در سپتامبر سال گذشته -سه ماه پس از حمله اسرائیل به ایران- شرکتهای چینی تفاهمنامهای با غول انرژی روسیه، گازپروم، امضا کردند تا واردات گاز روسیه از طریق دو خط لوله را از ۴۸ میلیارد متر مکعب به ۵۶ میلیارد متر مکعب افزایش دهند. پروژه خط لوله گازی «قدرت سیبری ۲» که مدتها به تعویق افتاده بود، بار دیگر روی میز قرار گرفته است. ادامه صادرات قطعات و فناوری چینی نیز به صنایع نظامی روسیه کمک کرده تا نیازهای جبهه جنگ اوکراین را تأمین کند. پکن و مسکو شاید روابط اقتصادی قدرتمندی داشته باشند، اما آنچه امروز واقعا آنها را متحد کرده، تحلیل مشترکشان از غرب تحت رهبری آمریکاست و خطری که این غرب برای بقیه جهان ایجاد میکند. تصور آمریکا به عنوان بازیگری سرکش و اساسا غیرعقلانی، بهطور طبیعی این دو کشور را به هم نزدیکتر میکند.
اما همیشه اوضاع چنین نبود. چند دهه پیش، آمریکا رویکرد کاملا متفاوتی داشت و در بهرهبرداری از اختلافات میان اتحاد جماهیر شوروی و چین نیز موفق عمل کرد. ریچارد نیکسون، رئیسجمهور وقت آمریکا که تحت تأثیر فاجعه جنگ ویتنام قرار گرفته بود، در اوایل دهه ۱۹۷۰ سیاست تنشزدایی با شوروی را دنبال کرد و همزمان به چین نزدیک شد و بهآرامی آن را به سمت اصلاحاتی سوق داد که این کشور را به شکلی بنیادین دگرگون کرد.
هر دو راهبرد در بلندمدت موفقیت بزرگی برای دیپلماسی آمریکا محسوب شدند و در نهایت به گذارهای نسبتا آرام در شوروی و چین به سمت نظامهای سیاسیای انجامیدند که بسیار بیشتر در راستای منافع آمریکا عمل میکردند. اتحاد روسیه و چین هرگز امری بدیهی و از پیش تضمینشده نبود. امپراتوری روسیه در قرن نوزدهم همراه با دیگر قدرتهای استعماری غربی در تقسیم و نفوذ بر چین مشارکت داشت. ژوزف استالین به کمونیستهای چینی کمک کرد تا در سال ۱۹۴۹ به قدرت برسند، اما اندکی پس از مرگ او، این دو غول کمونیست به رقبایی تلخ تبدیل شدند و یکدیگر را به «تجدیدنظرطلبی» متهم کردند. تا سالهای پایانی اتحاد جماهیر شوروی، مسکو پکن را بیشتر دشمن میدانست تا دوست، اما ظهور جهان تکقطبی تحت سلطه آمریکا آنها را به هم نزدیکتر کرد، هرچند مقداری بیاعتمادی همچنان باقی ماند. اقدامات دولتهای بعدی آمریکا این روند را شتاب بخشید. بیل کلینتون، جورج دبلیو بوش و باراک اوباما گسترش ناتو را هرچه بیشتر به مرزهای روسیه نزدیک کردند. بایدن نیز به شعلهورشدن جنگ نیابتی (به تعبیر بوریس جانسون، نخستوزیر پیشین بریتانیا) در اوکراین کمک کرد و همزمان، لحن تحریکآمیز واشینگتن درباره تایوان نیز چین را خشمگین کرد. امروز صحنههای مرتبط با حملات آمریکا و اسرائیل، انگیزهای قدرتمند برای مسکو و پکن ایجاد کرده تا اقدامات خود را هماهنگ و از توافقهای جداگانه با آمریکا پرهیز کنند. همین نگاه به اتحادیه اروپا در شکل کنونی آن نیز تعمیم پیدا کرده است؛ اتحادیهای که آنها آن را عروسک خیمهشببازی یکی از جناحهای رقیب آمریکا، یعنی دموکراتها، میدانند.
چین با نگرانی به جنگ اوکراین و ایران نگاه میکند و از آمریکا و بهتبع آن از کل غرب احساس خطر دارد. آیا آنها واقعا تا این حد دیوانهاند که با حمله خود و محاصره تنگه هرمز، جهان را وارد بحران انرژی کنند و همزمان درگیر بازی خطرناک لبه پرتگاه با روسیه شوند؛ کشوری که زرادخانه هستهایاش توان نابودی بشریت را دارد؟ آیا واقعا میخواهند همه این کارها را همزمان با بهراهانداختن جنگ تجاری علیه بزرگترین اقتصاد جهان، یعنی خود چین، انجام دهند؟ با توجه به دامنه توجه کوتاهمدت و مشهور ترامپ، شاید او حتی به یاد نداشته باشد که زمانی قصد داشت چین و روسیه را از هم جدا کند؛ اما البته این دو کشور آن را بهخوبی به خاطر دارند. دعوت شی از پوتین درست پس از سفر ترامپ، پیامی قدرتمند به آمریکاست مبنی بر اینکه اتحاد روسیه و چین از هر زمان دیگری مستحکمتر شده است.