پایان 60 سال عضویت امارات در سازمان کشورهای صادرکننده نفت
فرمان نفت در دست آمریکا؟
خروج تاریخی و بیسابقه امارات متحده عربی از سازمان اوپک پس از 60 سال، همزمان با انسداد تنگه هرمز و پیامدهای جنگ با ایران، زلزلهای در بازارهای جهانی انرژی ایجاد کرد. این تصمیم، کنترل انحصاری صنعت سوختهای فسیلی را به ایالات متحده بازمیگرداند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
خروج تاریخی و بیسابقه امارات متحده عربی از سازمان اوپک پس از 60 سال، همزمان با انسداد تنگه هرمز و پیامدهای جنگ با ایران، زلزلهای در بازارهای جهانی انرژی ایجاد کرد. این تصمیم، کنترل انحصاری صنعت سوختهای فسیلی را به ایالات متحده بازمیگرداند.
جهان امروز با تورم، شوکهای انرژی و درگیریهای فزاینده در خاورمیانه، بیشباهت به بحرانهای دهه 70 میلادی نیست. با این تفاوت که در آن دوران سازمان کشورهای صادرکننده نفت در حال اوجگیری بود، اما اکنون تصمیم تکاندهنده ابوظبی برای خروج از این گروه، ناقوس فروپاشی اوپک را به صدا درآورده است. این رویداد بیسابقه که همزمان با بستهشدن مسیر ترانزیتی حیاتی تنگه هرمز رخ میدهد؛ زلزلهای است که پایههای این کارتل انحصارگر را پس از 60 سال در هم میشکند. امارات متحده عربی قصد دارد در روز نخست ماه می به شکل رسمی از اوپک خارج شود تا اقتصاد خود را از اسارت سهمیههای تحمیلی آزاد کند.
خروج ابوظبی که در شبکههای اجتماعی با عنوان «خروج امارات» شناخته میشود، تنها یک کنارهگیری ساده نیست، بلکه بازگشت ایالات متحده به جایگاه فرماندهی صنعت سوختهای فسیلی محسوب میشود. درحالیکه بلوک نفتی خاورمیانه با هرجومرج و شکافهای عمیق دستوپا میزند، دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، بهعنوان برنده اصلی این تحولات، شاهد تضعیف نهادی است که سالها آن را به غارت بقیه جهان متهم میکرد. این تصمیم استراتژیک ریشه در تهدیدهای امنیتی مستقیم و عینی دارد؛ جایی که حملات نظامی، زیرساختهای حیاتی امارات را با آسیب روبهرو کرده است.
پیامدهای این درگیری، مدل اقتصادی موفق حاشیه خلیج فارس را فلج کرده و آنها را بهشدت نیازمند منابع مالی کرده است. هتلها و هواپیماها خالی ماندهاند، نیروی کار متخصص خارجی در حال ترک منطقه است و قیمت مستغلات در پی هراس از حملات پهپادی در مسیر سقوط آزاد قرار دارد. امارات اکنون نیازمند فروش حداکثری نفت و گاز است و ماندن در قفس سهمیههای کارتل دیگر توجیهی ندارد. در حال حاضر، اوپک سقف تولید امارات را روی سهمیلیونو 400 هزار بشکه در روز متوقف کرده است؛ درحالیکه این کشور میتواند به راحتی روزانه یک میلیون بشکه دیگر به این رقم بیفزاید. دانیل لاکال، اقتصاددان حوزه انرژی، تأکید میکند این کشور پس از خروج از سیستم سهمیهبندی میتواند بهسرعت ظرفیت خود را به پنج میلیون بشکه در روز برساند. این کشور همچنین معتقد است قوانین اوپک آسیبهای نامتناسبی به صنعت گاز طبیعی آن وارد میکند.
این خروج ناگهانی، شکافهای عمیق میان کشورهای حاشیه خلیج فارس را نیز عیان میکند. رویکرد منفعلانه همسایگان عرب در برابر این تهدیدهای فزاینده، خشم مقامات اماراتی را برانگیخته است. ابوظبی با صراحت از شرکای منطقهای خود انتقاد میکند که برای محافظت از قلمرو این کشور در برابر حملات مستمر، گامهای مؤثری برنداشتهاند. این خلأ امنیتی اثبات میکند که ائتلافهای سنتی تا چه حد شکننده هستند و شورای همکاری خلیج فارس در عمل از دیدگاه برخی به یک محفل گفتوگوی بیاثر تحت سلطه سعودیها تنزل یافته است. فروپاشی ائتلاف نظامی امارات و عربستان در جنگ با حوثیها در یمن نیز نشاندهنده تضاد منافع شدید دو کشور در رقابت اقتصادی و مسیر تنوعبخشی به اقتصاد است.
نقش واشینگتن در این تصمیمگیری تاریخی انکارنشدنی است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، هفته گذشته تأیید کرد که امارات یک خط مبادله ارزی با فدرال رزرو دریافت کرده است؛ سازوکاری که در عمل یک وام نرم برای جبران فروپاشی درآمدهای این کشور محسوب میشود. گمانهزنیهای قدرتمندی وجود دارد که خروج از اوپک، بهای آشکار این توافق مالی بوده است؛ چراکه ایالات متحده بدون دریافت امتیازی استراتژیک، چنین شریان حیاتی مادی را برای یک کشور خارجی فراهم نمیکند. آمنه بکر، تحلیلگر انرژی، تأکید میکند که ابوظبی نیازمند استقلال بیشتر برای افزایش ظرفیت خروجی خود پس از پایان جنگ است و واشنگتن پشت پرده در حال تجزیه کارتل اوپک
از درون است.
موج خروج از سهمیهبندیها به خاورمیانه محدود نخواهد ماند و ونزوئلا با در اختیار داشتن بزرگترین ذخایر نفتی جهان، گزینه بعدی است. پس از عملیات آمریکا که به برکناری مادورو انجامید، این کشور اکنون به شکلی مؤثر در مسیر پیوستن به اردوگاه ایالات متحده قرار دارد. با آغاز روند بازسازی صنعت نفت ونزوئلا، استمرار حضور این کشور در این کارتل، بهشدت دور از ذهن به نظر میرسد. به این ترتیب، پایههای انحصار جهانی یکی پس از دیگری فرو میریزد و آمریکا این فرایند را بسیار حسابشده هدایت میکند.
حفظ یک کارتل تنها در صورتی ممکن است که بخش عمده تأمین جهانی را در کنترل داشته باشد؛ گزارهای که برای اوپک دیگر صادق نیست. با شکوفایی صنعت استخراج نفت شیل، ایالات متحده به بزرگترین تولیدکننده و صادرکننده نفت جهان با فاصله زیاد تبدیل شده است و با مقرراتزداییهای جسورانه دولت ترامپ در زمینه صدور مجوزها، این تسلط بیرقیبتر خواهد شد. روسیه بهعنوان دومین تولیدکننده بزرگ، عضو این کارتل نیست و کانادا و چین نیز در رتبههای چهارم و ششم قرار دارند. ظرف چند سال آینده، ونزوئلا نیز به جمع سه تولیدکننده برتر خواهد پیوست که در این صورت با کسر امارات، اوپک تنها چهار کشور از 10 تولیدکننده برتر جهان را در خود جای خواهد داد. سهم این کارتل از تولید جهانی که پیشتر به ۳۶ درصد کاهش یافته بود، با خروج ابوظبی به کمتر از 30 درصد سقوط خواهد کرد.
سعودیها یا عراقیها دیگر اهرم فشاری برای باجگیری از جهان در اختیار ندارند. آنها میتوانند در صورت تمایل شیرهای نفت خود را ببندند، اما در مکانهای دیگر تولیدات فراوانی وجود خواهد داشت. متیو لین، ستوننویس مالی، در تحلیل این رویداد تصریح میکند که صنعت جهانی سوختهای فسیلی اکنون به شکلی بیسابقه از اواسط دهه 60 میلادی، تحت کنترل مطلق آمریکا قرار گرفته است. کاخ سفید اکنون میتواند به شکلی مؤثر قیمتها را تعیین کند، تصمیم بگیرد چه کسی تأمین شود و روشن نگهداشتن چراغ کارخانهها در سراسر جهان را برای هر کشوری که بخواهد تضمین کند؛ تحولی که مهر پایانی بر 50 سال دیکتاتوری نفتی اوپک است.
هیچکس دیگر به اقدامات اعضای این سازمان علاقهای نخواهد داشت؛ زیرا آمریکا خود را به ابرقدرت انرژی جهان تبدیل کرده است و هیچ چیز نمیتواند این واقعیت را تغییر دهد. درحالیکه تبعات جنگ بر سراسر منطقه سایه افکنده، دولتهای حاشیه خلیج فارس اکنون در تلاشی سراسیمه برای محافظت از خود در برابر پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیک این نبرد هستند. سازمانی که روزگاری میتوانست با انحصار خود جهان را به گروگان بگیرد، امروز زیر فشار رقابتهای اقتصادی، کاهش اهمیت در بازارهای جهانی و ظهور قدرت مهارناپذیر بخش خصوصی آمریکا، در مسیر پایان کار خود گام برمیدارد.
منبع: Spectator