مدیریت دائمی کمبود
وقتی حتی در سادهترین و فشردهترین شکل ممکنِ هزینهکرد، دخل و خرج به زحمت به هم میرسد، زندگی نه با رفاه، بلکه با حذف، تعویق و اضطراب پیش میرود و نوعی مدیریت دائمی کمبود است. هر خانواده بهویژه در این روزها برای مدیریت زندگی باید مدام در حال حساب و کتاب باشد. از مسکن گرفته تا هزینه بهداشت. در گزارشی که اقتصاد آنلاین تهیه کرده، با در نظر گرفتن درآمد ۴۵ میلیونتومانی برای یک خانواده سهنفره، مروری بر خرج و دخل آنها داشته است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
وقتی حتی در سادهترین و فشردهترین شکل ممکنِ هزینهکرد، دخل و خرج به زحمت به هم میرسد، زندگی نه با رفاه، بلکه با حذف، تعویق و اضطراب پیش میرود و نوعی مدیریت دائمی کمبود است. هر خانواده بهویژه در این روزها برای مدیریت زندگی باید مدام در حال حساب و کتاب باشد. از مسکن گرفته تا هزینه بهداشت. در گزارشی که اقتصاد آنلاین تهیه کرده، با در نظر گرفتن درآمد ۴۵ میلیونتومانی برای یک خانواده سهنفره، مروری بر خرج و دخل آنها داشته است. این نکته بسیار مهم است که هر انتخاب، نتیجه حذف یک کالای دیگر است. اول ماه، پیش از هر خرید و هر تصمیم دیگری، اجارهخانه پرداخت میشود. در بسیاری از شهرهای ایران، حتی شهرهای متوسط، اجارهبها بهراحتی بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان در نوسان است. براساس دادههای رسمی «مرکز آمار ایران»، سهم «مسکن، آب، برق و گاز» در سبد هزینه خانوار شهری به حدود ۴۰ درصد رسیده است. وقتی نوبت به خرید ماهانه میرسد، فهرست براساس نیاز و حتی براساس توان تنظیم میشود. در بخش پروتئین، این خانواده تنها به حداقلها بسنده میکند. جمع این دو بخش به حدود چهارمیلیونو ۸۰۰ هزار تومان میرسد. در بخش لبنیات، وضعیت محدودتر است. خرید ماهانه شامل دو بطری شیر یک لیتری، دو بسته پنیر، یک دبه ماست، دو دبه دوغ و یک کره کوچک میشود. جمع این اقلام حدود ۹۰۰ هزار تومان است. هزینههای مربوط به کودک، حتی در حداقلیترین حالت، حذفشدنی نیست. برای یک ماه، تنها ۱۰ شیر کوچک، ۱۰ آبمیوه، ۱۰ کیک و چهار بسته بیسکویت در نظر گرفته میشود که حدود ۵۵۰ هزار تومان هزینه دارد. اقلام اصلی سفره نیز با وسواس انتخاب میشوند: سه کیلو برنج ایرانی حدود یکمیلیونو ۵۰۰ هزار تومان، یک بطری روغن ۳۵۰ هزار تومان، یک بسته ماکارونی ۵۰ هزار تومان، یک قوطی رب گوجهفرنگی ۸۰ هزار تومان، ۵۰۰ گرم چای خارجی ۶۰۰ هزار تومان و حدود ۳۰ عدد نان در ماه نزدیک به ۴۵۰ هزار تومان. جمع این بخش به حدود سهمیلیونو ۳۵۰ هزار تومان میرسد. میوه و سبزیجات نیز به خیار، گوجه، سیبزمینی، پیاز و میوههایی مثل سیب و پرتقال یا اندکی میوههای نوبرانه محدود میشوند. در بخش بهداشت، فقط اقلام ضروری خریداری میشود: دستمال کاغذی، مایع ظرفشویی، مایع دستشویی، نوار بهداشتی و پودر یا مایع لباسشویی. این نکته تلخ وجود دارد که صابون مایع ۲.۷۰۰ گرمی به نزدیک ۵۰۰ هزار تومان رسیده است. اگر سهم درمان را نیز اضافه کنیم، طبق آخرین آمار رسمی مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۴ حدود هشت درصد از هزینه خانوار است، باید چیزی در حدود سهمیلیونو 500 هزار تومان دیگر کنار گذاشته شود. هزینه حملونقل نیز به طور متوسط حدود ۱۰ درصد، یعنی نزدیک به چهارمیلیونو 400 هزار تومان است. با کنار هم گذاشتن این ارقام، تصویر روشنتر میشود و جمع این هزینهها به حدود 37 میلیون تومان میرسد؛ بدون در نظر گرفتن آموزش، پوشاک، ارتباطات، تفریح و هزینههای پیشبینینشده. این یعنی از 44 میلیون تومان درآمد، تنها حدود هفت میلیون تومان باقی میماند؛ رقمی که باید تمام اتفاقهای غیرمنتظره زندگی را پوشش دهد. در چنین شرایطی، یک هزینه کوچک میتواند تعادل را بر هم بزند. یک تعمیر ساده، یک مورد بیماری، یک هزینه مدرسه یا حتی یک میهمانی معمولی، کافی است تا این ساختار شکننده فرو بریزد. به گزارشهای رسمی، در ماههای اخیر سهم خوراک و مسکن در سبد خانوار افزایش یافته است؛ به این معنا که فشار بر بخشهای دیگر بیشتر شده و خانوارها ناچارند از آموزش، تفریح یا حتی سلامت خود بزنند. در کنار همه اینها، شکل زندگی نیز تغییر کرده است. بسیاری از خدمات، از پرداخت قبوض گرفته تا آموزش و حتی خریدهای روزمره، به بستر آنلاین منتقل شدهاند. این تغییر، اگرچه دسترسی را سادهتر کرده، اما هزینههای جدیدی نیز ایجاد کرده است؛ از اینترنت و بستههای ارتباطی گرفته تا کارمزدها و خدمات دیجیتال. به این موارد، باید هزینه فیلترشکن را هم اضافه کنیم. در نتیجه، بخشی از هزینههای زندگی که پیشتر یا وجود نداشت یا ناچیز بود، امروز به یک مؤلفه ثابت در سبد هزینه خانوار تبدیل شده است.