هشدار احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی، درباره ورود پایتخت به فاز خشکسالی پایدار
تهران در اقلیم جدید
تهران دیگر در چارچوب الگوهای اقلیمی گذشته قابل فهم نیست؛ کاهش مستمر بارش، افزایش محسوس دما و تداوم خشکسالی در شش سال پیاپی، نشانههایی از ورود پایتخت به یک «وضعیت اقلیمی جدید» است؛ وضعیتی که به گفته احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی، بیش از آنکه صرفا حاصل تغییرات طبیعی باشد، از فشار جمعیت، توسعه شهری و الگوهای ناپایدار مصرف آب تأثیر میپذیرد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
تهران دیگر در چارچوب الگوهای اقلیمی گذشته قابل فهم نیست؛ کاهش مستمر بارش، افزایش محسوس دما و تداوم خشکسالی در شش سال پیاپی، نشانههایی از ورود پایتخت به یک «وضعیت اقلیمی جدید» است؛ وضعیتی که به گفته احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی، بیش از آنکه صرفا حاصل تغییرات طبیعی باشد، از فشار جمعیت، توسعه شهری و الگوهای ناپایدار مصرف آب تأثیر میپذیرد. آمارها تصویر روشنی از این تغییر ارائه میدهند: بارش تهران تا ابتدای اردیبهشت به حدود ۱۴۰ میلیمتر رسیده؛ رقمی که ۳۷ درصد کمتر از میانگین نرمال است. همزمان، دمای پایتخت حدود دو درجه بالاتر از حد معمول ثبت شده؛ روندی که دیگر نمیتوان آن را به نوسانات مقطعی نسبت داد. بررسیهای بلندمدت نیز این تغییر را تأیید میکند؛ جایی که کاهش بارش و افزایش دما در یک مسیر پایدار قرار گرفتهاند. در این میان، نقش انسان پررنگتر از همیشه است؛ رشد جمعیت، توسعه فراتر از توان اکولوژیک، برداشت بیرویه از منابع زیرزمینی و مصرف بالای آب، تهران را به نقطهای رسانده که «تنش آبی مزمن» نه یک سناریوی آینده، بلکه واقعیتی جاری است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر وقوع بحران نیست، بلکه توان مدیریت آن و جلوگیری از تشدید پیامدهایی است که از فرونشست زمین تا کاهش زیستپذیری شهر امتداد پیدا میکند. احد وظیفه در گفتوگو با «شرق» به این پرسشها پاسخ میدهد.
وضعیت بارش و دمای تهران در سالهای اخیر را چطور ارزیابی میکنید؟ آیا میتوان گفت تهران وارد یک وضعیت اقلیمی جدید شده است؟
بله؛ تهران قطعا وارد وضعیت اقلیمی جدیدی شده؛ زیرا جمعیت هم بخشی از اقلیم است. اگر انسان در ایجاد مسائل اقلیمی دخیل است، حتما راهحلها نیز میبایست جمعیت و فعالیتهای آن را بهعنوان بخشی از اقلیم در نظر بگیرد و بدون آن نمیتوان راهحلهای پایدار را در نظر گرفت. بارش تهران تا چهارم اردیبهشت حدود 140 میلیمتر ثبت شده که حدود 37 درصد کمتر از نرمال آن (220 میلیمتر) است. میانگین دمای تهران نیز حدود دو درجه گرمتر از نرمال بوده است. این ششمین سال پیاپی است که تهران با بارش کمتر از نرمال و دمای بیش از نرمال مواجه است.
آیا کاهش بارش در تهران صرفا یک نوسان طبیعی است یا نشانه یک روند پایدار خشکسالی؟
به نظر در حال طیکردن یک روند پایدار خشکسالی اقلیمی هستیم. تحلیل سری زمانی ۵۰ساله نشان میدهد که میانگین بارش تهران روند نزولی و دما روند صعودی شدیدی داشته است. این دیگر نوسان چرخهای مانند النینو نیست، بلکه تغییر در پایه اقلیمی است؛ ضمن اینکه توسعه شهری و جمعیتی نیز بسیار بیشتر از توان اقلیمی بوده است.
نقش تغییر اقلیم در بحران آب تهران چقدر است و چه سهمی مربوط به مدیریت مصرف و توسعه شهری است؟
تغییر اقلیم به مراتب نقش کمتری نسبت به مدیریت و توسعه شهری دارد. افزایش جمعیت، شبکه آب فرسوده، مصرف انرژی بسیار بالاتر از استانداردهای جهانی با ازدیاد و انباشت آلایندههای هوا، توسعه بیابانها در تهران و استانهای مجاور و ایجاد کانونهای گردوخاک جدید، کشاورزی با آبهای نامتعارف در دشتها و برداشت بیضابطه از چاهها عوامل اصلی بحران هستند که همه اینها در زمینه شرایط اقتصادی بد، تصویر بسیار ناخوشایندی ارائه میدهند.
آیا منابع آب تهران توان پاسخگویی به جمعیت فعلی و آینده را دارند؟
خیر؛ منابع آب تهران به شرایط تنش مزمن رسیده است. با جمعیت شناور ۱۵ میلیون نفری و روند فعلی، سیستم منابع آب و آبرسانی تهران از نظر هیدرولوژیکی وضعیت ناخوشی دارد. ادامه وضع موجود مستلزم اقدامات جدی مدیریتی مانند جیرهبندی و حتی مدیریت جمعیت پایتخت است.
برداشت از منابع زیرزمینی در اطراف تهران چه اثری بر پایداری آبی شهر گذاشته است؟
برداشت بیرویه از سفرههای زیرزمینی در دشت تهران، شهریار و ورامین باعث کاهش شدید تراز آب زیرزمینی شده است. این کاهش ذخیره استراتژیک، شهر را در برابر خشکسالیهای چندساله عملا بیدفاع میکند.
ارتباط مستقیم بین کاهش بارش و فرونشست زمین در دشتهای اطراف تهران را چگونه توضیح میدهید؟
کاهش بارش از یک طرف و عامل بسیار مهمتر برداشت بیرویه در بالادست حوضههای آبی تهران مانند توسعه مناطق خوشنشین در مناطق کوهستانی شمال تهران و البرز با توسعه باغات و استخرها که منجر به افزایش شدید سطح تبخیر شده و کاهش تغذیه طبیعی سفره آب زیرزمینی در دشتهای جنوب استان و اطراف کلانشهرهای تهران و کرج شده است. در نتیجه برداشت از چاهها برای جبران کمبود افزایش مییابد. این امر باعث افت فشار آب در لایههای رسی و خروج آب منفذی میشود که به فشردگی دائمی لایهها و در نتیجه فرونشست زمین منجر میشود.
آیا میتوان گفت فرونشست در تهران و حومه به مرحله خطر غیرقابل بازگشت نزدیک شده است؟
بله؛ هشدار بالاست. فرونشست در مناطق ۱۸، ۱۹، قرچک و ورامین به بیش از ۲۰ تا 30 سانتیمتر در سال رسیده است. این پدیده به خطوط لوله گاز، فاضلاب و مترو آسیب فیزیکی جدی وارد کرده و بخشهایی از سفره آب زیرزمینی ظرفیت ذخیرهسازی خود را برای همیشه از دست دادهاند.
زیرساختهای شهری تهران تا چه حد با شرایط اقلیمی جدید سازگار هستند؟
این سؤال را بهتر است مسئولان مربوطه مانند شهرداری، سازمان آب و وزارت نیرو و مدیریت بحران پاسخ بدهند، ولی به نظرم آسیبپذیری اقلیمی بسیار بالاست. مانند آسیبها و مرگومیر ناشی از آلودگی هوا، آسیبهای کمبود آب و خشکسالی در آینده میتواند تصاعدی افزایش یابد.
سیستم مدیریت آب شهری تهران هنوز بر مبنای اقلیم گذشته طراحی شده است؟
احتمالا پاسخ مثبت است؛ مثلا هنوز میانگین بارش درازمدت ۵۰ساله بهعنوان مبنای طراحی استفاده میشود، در حالی که دهه اخیر بهطور میانگین حداقل 25 تا 35 درصد کمتر از آن میانگین بارش داشته است.
اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، تهران در ۱۰ تا ۲۰ سال آینده از نظر منابع آب در چه وضعیتی قرار خواهد گرفت؟
پیشتر هم گفتم اگر روند فعلی ادامه یابد، تهران وارد مرحله تنش آبی حاد دائمی میشود. در ۱۰ سال آینده، برخی محلههای تهران با کاهش فشار شدید یا قطعی آب مواجه خواهند شد. در 3۰ سال آینده، فرونشست و کمبود آب و افزایش دما و آلودگی هوا، به احتمال زیاد برخی مناطق تهران را به محلی نامساعد برای سکونت تبدیل کند.
آیا سناریوی «تنش آبی مزمن در پایتخت» قابل اجتناب است یا باید آن را قطعی فرض کرد؟
تنش آبی مزمن قطعی فرض شده و رخ داده است. سؤال این نیست که آیا تنش داریم یا نه، بلکه سؤال این است که آیا میتوانیم از فروپاشی این وضعیت جلوگیری کنیم؟ تنها با اصلاحات فوری و کاهش تقاضای آب برای مصرف در شرب، کشاورزی، صنعت و آبیاری فضای سبز و همچنین استفاده فراگیر از فناوریهای نوین با مدیریت دقیق و حسابشده میتوان از روز صفر یا مهاجرت اجباری جلوگیری کرد.
مهمترین اصلاح فوری در مدیریت آب تهران چیست؛ کاهش مصرف، اصلاح شبکه یا تغییر الگوی توسعه شهری؟
تغییر الگوی توسعه شهری همراه با اصلاح شبکه. کاهش مصرف خانگی مفید است اما نمیتواند جایگزین اصلاح زیرساخت و کنترل جمعیت شود. اولویت اول، مدیریت مهاجرت و تراکم جمعیتی و دوم، کاهش هدررفت ۲۵درصدی آب در شبکه است.
آیا بازچرخانی آب و استفاده از پساب میتواند فشار بر منابع تهران را کاهش دهد؟
بله؛ میتواند حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد از فشار بر منابع شرب را کاهش دهد، به شرط آنکه تصفیهخانههای فاضلاب تکمیل شوند و آب تولیدی برای صنایع و فضای سبز استفاده شود.
تصمیمگیران انتقال آب را بهعنوان یکی از راهکارهای اصلی چالش آب در تهران میدانند. این راهکار چقدر در تأمین آب تهران مؤثر است و میتوان آن را یک راهکار علمی دانست و چه مشکلاتی برای شهرهای مبدأ ایجاد میکند؟
انتقال آب یک راهکار موقت و غیرعلمی در شرایط فعلی است. بسیار پرهزینه و انرژیبر است و مشکل اصلی یعنی مصرف بیرویه را حل نمیکند. مشکلات آن شامل ایجاد خشکسالی در شهرهای مبدأ مانند قزوین و افزایش مصرف در تهران به دلیل دسترسی به آب جدید است که پارادوکس جدیدی را خلق میکند. البته در استان تهران اغلب منابع مجاور استان که قابل انتقال بوده قبلا انجام شده و تقریبا منبع دیگری برای انتقال وجود ندارد.
نقش مدیریت شهری در کنار دولت مرکزی در حل بحران آب تهران چقدر تعیینکننده است؟
بسیار تعیینکننده. دولت وظیفه تأمین آب خام را بر عهده دارد، اما مدیریت شهری مسئول حدود ۴۰ درصد مصرف تهران شامل فضای سبز، پارکها و ساختمانهاست. شهرداری باید استفاده از آب شرب برای فضای سبز را ممنوع و آب خام و پساب تصفیهشده را جایگزین کند. ضمن اینکه باید بهطور جدی و به تدریج البته با سرعت قابل قبول تغییر و تبدیل در الگوی فضای سبز را ایجاد کند؛ مثلا جلوگیری از کاشت و نگهداری گونههای آببر و چمن و به جای آن کاشت درختان کمآببر و سازگار با محیط خشک.
اگر بخواهید یک هشدار کلیدی درباره آینده اقلیمی تهران بدهید، آن هشدار چیست؟
تهران به احتمال زیاد در شرایط نامساعد استراتژیک آب خود قرار دارد. تداوم خشکسالیها با شدت و زمان طولانیتر از گذشته با تابستانهایی که گرمتر از قبل هستند، شرایطی را ایجاد میکند که در آینده دیگر آب صرفا یک محدودیت نخواهد بود، بلکه میتواند به قطعی آب برنامهریزیشده و کاهش تدریجی جذابیت زیستی در برخی مناطق مسکونی به دلیل فرونشست و کمبود آب منجر شود و محتملترین سناریوی غیرقابل اجتناب باشد. مگر اینکه حکمرانی و مدیریت شهری و آب از حالت بخشی خارج و اقدامات اساسی مانند جمعآوری و تصفیه فاضلاب و بازچرخانی آب، پایش و مدیریت رودخانهها و منابع بالادست حوضهها، با جلوگیری از برداشتهای بیرویه، اصلاح الگو و مصرف آب در فضای سبز و همچنین بازنگری اساسی در توسعه مناطق مسکونی در البرز و تهران و شهرکهای اقماری اطراف آنها، با نظارت نهادهای بالادست، بهطور جدی دستورالعمل فوری باشد.