|

اقلیم در میدان مناقشه

بررسی ادعاهای مطرح‌شده درباره یک مرکز کنترل آب‌وهوا در منطقه

در روزهای اخیر، اظهارنظری از سوی «دکتر فاطما سعدالحسنی»، عضو دانشگاه اورگان آمریکا، بازتاب گسترده‌ای پیدا کرده است. او در سخنانی که توجه بسیاری از رسانه‌ها و تحلیلگران را برانگیخته، ادعا کرده است که رویداد هدف‌گیری یک مرکز فنی در امارات متحده عربی در تاریخ ۱۳ آوریل ۲۰۲۶ «صرفا یک حمله نظامی نبوده»، بلکه می‌تواند در چارچوب «اختلال در یک سامانه اقلیمی» ارزیابی شود. به‌ گفته او، این مرکز بخشی از زیرساخت‌هایی بوده که به ادعای برخی منابع، در حوزه تعدیل آب‌وهوا و مدیریت بارش در منطقه فعالیت داشته است.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

نیروانا مهرآئین: در روزهای اخیر، اظهارنظری از سوی «دکتر فاطما سعدالحسنی»، عضو دانشگاه اورگان آمریکا، بازتاب گسترده‌ای پیدا کرده است. او در سخنانی که توجه بسیاری از رسانه‌ها و تحلیلگران را برانگیخته، ادعا کرده است که رویداد هدف‌گیری یک مرکز فنی در امارات متحده عربی در تاریخ ۱۳ آوریل ۲۰۲۶ «صرفا یک حمله نظامی نبوده»، بلکه می‌تواند در چارچوب «اختلال در یک سامانه اقلیمی» ارزیابی شود. به‌ گفته او، این مرکز بخشی از زیرساخت‌هایی بوده که به ادعای برخی منابع، در حوزه تعدیل آب‌وهوا و مدیریت بارش در منطقه فعالیت داشته است.

طبق روایت او، این مرکز نه‌تنها در برنامه‌های افزایش بارندگی امارات نقش داشته، بلکه متهم شده که در چارچوب یک شبکه بزرگ‌تر، بر الگوهای جوی عراق و شرق ایران نیز اثر می‌گذاشته است. سعدالحسنی مدعی است پس از توقف فعالیت این مرکز، برخی تغییرات ناگهانی در الگوهای بارندگی، دما و جریان باد در منطقه مشاهده شده است؛ از‌جمله افزایش بارش‌ها، کاهش نسبی دما و بازگشت الگوهای رطوبتی به بخش‌هایی از ایران و عراق. این تغییرات -در روایت منتشرشده- به‌عنوان نشانه‌ای از «مداخله اقلیمی» تفسیر شده‌اند.

این ادعاها در حالی مطرح شده که فناوری‌های تعدیل آب‌وهوا مانند بارورسازی ابرها یا بهره‌گیری از امواج رادیویی در مقیاس وسیع، سال‌هاست موضوع بحث‌های علمی و رسانه‌ای است. در سطح جهانی، «ژئو‌مهندسی اقلیمی» همواره با پرسش‌هایی درباره اثربخشی، پیامدهای ناخواسته و چارچوب‌های نظارتی مواجه بوده و هیچ اجماعی درباره توانایی آن برای ایجاد تغییرات گسترده و منطقه‌ای در مقیاس ادعاشده وجود ندارد. با این‌ حال، چنین فناوری‌هایی به دلیل حساسیت عمومی درباره امنیت آب و اقلیم، همواره مسیر ایجاد شایعه، سوء‌برداشت یا بزرگ‌نمایی را نیز هموار کرده‌اند.

در بخش دیگری از این روایت، ادعاهایی درباره اهداف آشکار و پنهان این نوع فعالیت‌ها مطرح می‌شود؛ از افزایش بارندگی در امارات تا احتمال تأثیرگذاری بر جریان رطوبت در مناطق مجاور و ایجاد اختلال در کشاورزی و منابع آبی. همچنین اشاره‌هایی به استفاده از موادی مانند یدید نقره یا اکسید آلومینیوم که در برخی برنامه‌های بارورسازی ابرها به‌ کار می‌روند‌ نیز دیده می‌شود. این موارد، اگرچه به‌‌طور محدود در پروژه‌های اقلیمی مطرح هستند، اما توانایی نسبت ‌داده‌شده به آنها -مانند خشک‌کردن مناطق پهناور یا تغییر ساختاری بادهای منطقه‌ای- از نظر علمی بسیار مورد بحث است و شواهدی برای پشتیبانی از چنین گستره‌ای از اثرگذاری وجود ندارد.

نکته دیگری که در برخی تحلیل‌ها بازتاب یافته، ادعای تلاش طرف‌های مختلف برای بازسازی یا انتقال چنین زیرساخت‌هایی است؛ از‌جمله احتمال بهره‌گیری از پهپادها به‌ جای ایستگاه‌های زمینی، یا نقش کشورهایی مانند آمریکا و اسرائیل در توسعه فناوری‌های مرتبط. این ادعاها تاکنون از سوی منابع علمی مستقل تأیید نشده‌ و بیشتر در قالب گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای مطرح شده‌اند.

در مجموع، آنچه از همه این روایت‌ها به دست می‌آید، مجموعه‌ای از پرسش‌ها درباره فناوری‌های تعدیل آب‌وهوا، میزان واقعی قابلیت آنها‌ و تأثیرشان بر امنیت آبی منطقه است؛ موضوعی که نیازمند بررسی‌های علمی دقیق، داده‌های قابل‌ اتکا و نظارت بین‌المللی است. در غیاب چنین شفافیتی، ادعاها و برداشت‌های مختلف به‌سادگی می‌توانند به شکل روایت‌های بزرگ‌تر و پیچیده‌تر بازتاب پیدا کنند.

در پایان این گفت‌وگوها، اعضای مختلف جامعه علمی بر اهمیت شفافیت داده‌ها، همکاری‌های منطقه‌ای و نقش علم در جلوگیری از شکل‌گیری سوءتفاهم‌ها و تنش‌های غیرضروری تأکید می‌کنند؛ زیرا اقلیم، پیش از آنکه میدان رقابت کشورها باشد، زیربنای زیست جوامع انسانی است و هرگونه تغییر یا برداشت نادرست درباره آن می‌تواند پیامدهایی گسترده داشته باشد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.