|

مدیریت بحران و تاب‌آوری شهری در نگاه نوین

شهر خوددفاع؛ معماری بقا در دل بحران

مدیریت بحران شهری در سال‌های اخیر از یک موضوع صرفا عمرانی و سازه‌ای فراتر رفته و به یک مسئله پیچیده فناورانه و چندلایه تبدیل شده است. در این نگاه جدید، شهر دیگر فقط مجموعه‌ای از ساختمان‌ها و خیابان‌ها نیست، بلکه یک شبکه به‌هم‌پیوسته از زیرساخت‌های فیزیکی، دیجیتال و ارتباطی است که در زمان بحران باید به‌ صورت هماهنگ و سریع عمل کنند.

شهر خوددفاع؛ معماری بقا در دل بحران
نورا حسینی خبرنگار گروه جامعه روزنامه شرق

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

مدیریت بحران شهری در سال‌های اخیر از یک موضوع صرفا عمرانی و سازه‌ای فراتر رفته و به یک مسئله پیچیده فناورانه و چندلایه تبدیل شده است. در این نگاه جدید، شهر دیگر فقط مجموعه‌ای از ساختمان‌ها و خیابان‌ها نیست، بلکه یک شبکه به‌هم‌پیوسته از زیرساخت‌های فیزیکی، دیجیتال و ارتباطی است که در زمان بحران باید به‌ صورت هماهنگ و سریع عمل کنند.

تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد سرعت تشخیص تهدید و واکنش به آن، نقش تعیین‌کننده‌ای در کاهش خسارت‌ها دارد. از هشدارهای سریع محیطی گرفته تا سامانه‌های هوشمند مدیریت بحران، همه در مسیر این هستند که شهرها بتوانند در لحظه تصمیم بگیرند و عمل کنند.

در‌عین‌حال هوشمند‌شدن شهرها یک چالش مهم هم دارد: هرچه سیستم‌ها دیجیتالی‌تر و متصل‌تر می‌شوند، احتمال آسیب‌پذیری در برابر حملات سایبری و اختلالات اطلاعاتی نیز بیشتر می‌شود. به‌همین‌دلیل موضوع امنیت و حفاظت از داده‌ها در کنار توسعه فناوری، به یک ضرورت جدی در طراحی شهرهای آینده تبدیل شده است.

بازتعریف پدافند غیرعامل در عصر جنگ‌های ترکیبی

در همین زمینه آرمان میرزاخانی، مدیر انجمن RehabiMed ایران، در نشست «مدیریت شهری در دوران دفاع مقدس ملی» که توسط مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهرداری تهران برگزار شد با اشاره به شرایط پیچیده زیرساختی و امنیتی شهرها، بر ضرورت بازتعریف مفهوم پدافند غیرعامل در عصر جدید تأکید کرد. او با بیان اینکه مفهوم جنگ امروز در مقایسه با گذشته تغییر کرده است، گفت: وقتی از جنگ ترکیبی صحبت می‌کنیم، یعنی اگر برق قطع شود، اگر سامانه توزیع آب هک شود یا اگر چراغ‌های راهنمایی شهر دچار اختلال شوند، عملا آن شهر بدون شلیک حتی یک گلوله سقوط کرده است. او تأکید کرد: هدف بازتعریف شهر در عصر جنگ‌های ترکیبی است؛ شهری که بتواند در برابر حملات چندلایه، اختلالات زیرساختی و تهدیدات سایبری و فیزیکی مقاوم باشد. این پژوهشگر حوزه شهرسازی با اشاره به سابقه طولانی بحث پدافند غیرعامل در ایران گفت: کارشناسان نظامی، شهری و مهندسی سال‌ها بر روی این موضوع کار کرده‌اند، اما امروز با نوعی از جنگ مواجه هستیم که دیگر صرفا با انفجار، تخریب یا اشغال سرزمینی توضیح‌دادنی نیست. در جهان معاصر، شهر خود به میدان نبرد تبدیل شده و حتی می‌توان گفت گاهی خودِ شهر هدف اصلی جنگ است، نه‌فقط صحنه آن. به گفته او، این تحول بنیادین، ضرورت تغییر پارادایم در نگاه به امنیت شهری را ایجاد کرده است. به گفته او پدافند غیرعامل دیگر نمی‌تواند فقط به ساخت پناهگاه، افزایش ضخامت دیوارها یا ایمن‌سازی منفعلانه سازه‌ها محدود شود؛ هرچند این اقدامات همچنان ضروری هستند، اما کافی نیستند. او یاد آور شد: مباحث مربوط به ایمنی سازه‌ای بسیار مهم است، اما باید با رویکردهای مکمل همراه شود تا بتوان به یک سامانه هوشمند، خودآگاه، واکنش‌پذیر و تا حد امکان خودترمیم‌گر دست یافت. میرزاخانی در ادامه با معرفی مفهوم «شهر خوددفاع» افزود: هدف، رسیدن به مدلی از شهر است که بتواند در برابر تهدیدات مختلف به‌ صورت خودکار واکنش نشان دهد. او توضیح داد: در این مدل، شهر به یک موجود زنده تشبیه می‌شود؛ موجودی که دارای حسگر است و رخدادهای درون خود را درک می‌کند، دارای «مغز داده‌محور» است که اطلاعات را تحلیل می‌کند و در نهایت دارای توان واکنش خودکار است که در لحظه بحران، بدون اتلاف وقت وارد اقدام عملیاتی می‌شود. به گفته مدیر انجمن RehabiMed ایران، در این نگاه جدید، شهر دیگر صرفا مجموعه‌ای از ساختمان‌ها و معابر نیست، بلکه یک اکوسیستم فضایی-فنی-دیجیتال است که باید توان تضمین تداوم خدمات، بقا در شرایط بحران و بازگشت سریع به عملکرد عادی را داشته باشد.

میرزاخانی با طرح این پرسش که چرا پدافند سنتی دیگر پاسخ‌گو نیست، تأکید کرد: برخی همچنان بر رویکردهای قدیمی پدافند غیرعامل متمرکز هستند؛ رویکردهایی که عمدتا بر حفاظت فیزیکی و سازه‌ای تأکید دارند، در‌حالی‌که شرایط امروز فراتر از این چارچوب‌هاست.

3 لایه تهدید در جنگ‌های نوین

میرزاخانی با اشاره به ناکارآمدی برخی الگوهای سنتی ایمنی شهری در جنگ‌های نوین گفت: در گذشته تصور بر این بود که طراحی یک زیرزمین امن یا ساخت پناهگاه می‌تواند ایمنی شهروندان را تضمین کند، اما امروز در جنگ‌های ترکیبی این فرضیه به‌ طور جدی دگرگون شده است.

او توضیح داد: در شرایط امروز، ممکن است شهری بدون آنکه ساختمان‌ها، معابر یا کالبد آن به‌ طور مستقیم تخریب شوند، عملا فلج شود؛ به‌ گونه‌ای که با قطع برق، اختلال در شبکه آب، از کار افتادن سیستم‌های حمل‌ونقل، اختلال در شبکه‌های ارتباطی یا نفوذ به سامانه‌های کنترلی هوشمند، حیات شهری مختل شود. میرزاخانی افزود: در کنار این موارد، آشفتگی در جریان اطلاعات و ادراک عمومی نیز می‌تواند به‌ عنوان بخشی از جنگ نوین، وضعیت شهر را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد.

او با تأکید بر ضرورت بازتعریف مفهوم تهدید در مدیریت شهری گفت: تهدیدها باید به‌ صورت لایه‌بندی‌شده تحلیل شوند. به گفته او، در این چارچوب می‌توان سه لایه اصلی تهدید را تعریف کرد.

او در تشریح این لایه‌ها گفت: لایه نخست، تهدید فیزیکی است که شامل ضربه مستقیم به بناها، زیرساخت‌ها و جمعیت می‌شود؛ همان نوع تهدیدی که سال‌ها مورد مطالعه و تمرکز بوده است.

او ادامه داد: لایه دوم، تهدید زیرساختی است که شبکه‌های حیاتی شهری را هدف قرار می‌دهد و می‌تواند عملکرد سیستم‌های اساسی شهر را مختل کند. لایه سوم، تهدید اطلاعاتی و ادراکی است که شامل اختلال در داده‌ها، فرایندهای فرماندهی، اعتماد عمومی و نظام تصمیم‌گیری می‌شود؛ تهدیدی که می‌تواند بنیان ادراک و مدیریت بحران را دچار خدشه کند. او در ادامه با اشاره به نگاه شهرسازانه و معماری به مسئله جنگ‌های نوین تأکید کرد: شهر در جنگ‌های معاصر صرفا یک مکان نیست، بلکه یک سامانه پیچیده است و اگر این سامانه به‌درستی شناخته نشود و تمرکز صرفا بر کالبد شهری باشد، آینده مدیریت شهری با چالش‌های جدی مواجه خواهد شد. میرزاخانی اضافه کرد: در شرایط جنگی امروز دیگر مفاهیم سنتی مانند پناهگاه‌سازی به‌تنهایی پاسخ‌گو نیستند و باید به سمت مدیریت هم‌زمان تاب‌آوری کالبدی و تاب‌آوری دیجیتال حرکت کرد.

او در بخش دیگری از سخنان خود با طرح مفهوم «پدافند غیرعامل هوشمند» گفت: این مفهوم یک تغییر پارادایم در رویکردهای امنیت شهری است و به ‌عنوان یکی از نیازهای حیاتی شهرهای امروز مطرح می‌شود. او افزود: در‌حالی‌که در پدافند غیرعامل سنتی تمرکز بر اختفا، فریب و استحکامات بوده است، در رویکرد هوشمند از مجموعه فناوری‌های نوین شامل اینترنت اشیا، هوش مصنوعی، کلان‌داده‌ها و سیستم‌های خودکار برای پیش‌بینی، ردیابی و پاسخ به تهدیدات استفاده می‌شود.

میرزاخانی تأکید کرد: ویژگی مهم این رویکرد آن است که در لحظات بحرانی، بدون نیاز به مداخله مستقیم انسانی می‌تواند واکنش‌های لازم را فعال کند. او خاطرنشان کرد: پدافند غیرعامل کلاسیک در زمان خود مبتنی بر صلابت و ساختارهای سخت بود، اما امروز دیگر به‌تنهایی پاسخ‌گوی نیاز شهرهای پیچیده و متصل نیست و باید جای خود را به مفهومی با عنوان «تاب‌آوری هوشمند» بدهد.

او در ادامه با تشریح مفهوم «شهر خوددفاع» گفت: این مفهوم نیازمند تعریف دقیق است، اما به‌ طور کلی شهری را توصیف می‌کند که دارای مجموعه‌ای از توانمندی‌های چندلایه است.

میرزاخانی توضیح داد: در این مدل، شهر باید نخست توانایی تشخیص تهدید در زمان واقعی یا نزدیک به زمان واقعی را داشته باشد؛ دوم بتواند اثر تهدید را در شبکه فضایی و زیرساختی خود به حداقل برساند؛ سوم قادر باشد خدمات حیاتی را حتی در شرایط اختلال حفظ کند و چهارم بتواند در کوتاه‌ترین زمان ممکن فرایند بازسازی عملکردی را آغاز کند. او تأکید کرد: این چهار قابلیت، بنیان شکل‌گیری پدافند غیرعامل هوشمند را تشکیل می‌دهند و باید تقویت و بازآفرینی شوند.

میرزاخانی با اشاره به زمینه اجرائی این رویکرد گفت: تحقق چنین مدلی فقط در چارچوب حکمرانی داده‌محور امکان‌پذیر است؛ رویکردی که در آن تصمیم‌گیری شهری بر پایه داده‌های دقیق و تحلیل‌پذیر شکل می‌گیرد.

تأکید بر حکمرانی داده‌محور در بحران

مدیر انجمن RehabiMed ایران، در ادامه سخنان خود با تأکید بر ضرورت تحول در شیوه تصمیم‌گیری شهری در شرایط بحران گفت: در وضعیت‌های بحرانی، اتکا به سلسله‌مراتب اداری یا گزارش‌هایی که با تأخیر تهیه می‌شوند، دیگر پاسخ‌گو نیست و باید تصمیم‌گیری بر‌اساس داده‌های لحظه‌ای، تحلیل‌های مکانی دقیق، پیش‌بینی‌های الگوریتمی و مدیریت توزیع‌شده انجام شود.

او اضافه کرد: این همان مبنای پدافند غیرعامل هوشمند است که در آن، شهر باید بتواند با سرعت و دقت بالا به تهدیدات واکنش نشان دهد. میرزاخانی در ادامه با تشریح پارادایم «شهر خوددفاع» گفت: این مدل، شهری را توصیف می‌کند که مانند یک موجود زنده عمل می‌کند؛ دارای سیستم عصبی متشکل از سنسورها، مغز مبتنی بر هوش مصنوعی و واکنش‌های غیرارادی مبتنی بر اتوماسیون است که در برابر هر نوع تهدید فعال می‌شود. او با اشاره به هدف اصلی جنگ‌های ترکیبی در عصر حاضر افزود: در بسیاری از این جنگ‌ها، هدف نه لزوما تخریب فیزیکی، بلکه فلج‌سازی زیرساخت‌های حیاتی شهری مانند برق، آب، حمل‌ونقل و شبکه‌های ارتباطی از طریق حملات سایبری و فیزیکی است.

او تأکید کرد: در چنین شرایطی، پدافند غیرعامل دیگر صرفا به ساختمان‌ها و بناها محدود نمی‌شود، بلکه با یک «ارگانیسم شهری» مواجه هستیم که باید در قالب یک سیستم یکپارچه فهم و مدیریت شود. میرزاخانی این ساختار را در سه لایه بنیادین تشریح کرد و گفت: لایه نخست، لایه سنسوری یا همان سیستم عصبی شهر است که شامل هزاران حسگر و ابزار پایش بوده و وظیفه آن رصد لحظه‌ای وضعیت شهر در زمان بحران است. او افزود: لایه دوم، لایه پردازشی یا «مغز شهر» است که بر پایه هوش مصنوعی عمل می‌کند و قادر است الگوهای حمله را پیش از وقوع شناسایی کند. این لایه از فناوری‌هایی مانند یادگیری ماشین، بینایی کامپیوتر، یادگیری عمیق و سامانه‌های اتوماسیون بهره می‌گیرد. او ادامه داد: لایه سوم، لایه واکنشی است که می‌توان آن را «اندام‌های دفاعی شهر» نامید؛ این لایه با استفاده از اتوماسیون شهری، زیرساخت‌ها را به‌صورت خودکار به وضعیت امن تغییر می‌دهد و در شرایط بحران، بدون تأخیر انسانی وارد عمل می‌شود.

میرزاخانی با تأکید بر اهمیت این سازوکار سه‌لایه گفت: تغییر وضعیت زیرساخت‌ها در لحظه بحران براساس داده‌های تجمیع‌شده، یکی از عناصر حیاتی در پدافند غیرعامل هوشمند محسوب می‌شود. او در ادامه با اشاره به ضرورت دسته‌بندی ابزارهای این حوزه گفت: برای فهم بهتر پدافند غیرعامل هوشمند، می‌توان آن را در پنج لایه راهبردی تحلیل و کالبدشکافی کرد؛ رویکردی که نمونه‌های آن در تجربیات بین‌المللی نیز مورد استفاده قرار گرفته است. او افزود: لایه نخست این تقسیم‌بندی، پدافند کالبدی و معماری مقاوم است که به «تکنولوژی ماده و هندسه» شهر مربوط می‌شود و در آن با سخت‌افزار شهری مواجه هستیم.

میرزاخانی تأکید کرد: در این سطح، هدف صرفا ساخت دیوارهای ضخیم یا سازه‌های مقاوم نیست، بلکه مدیریت انرژی انفجار از طریق هندسه و استفاده از متریال‌های نوین نیز مطرح است.

او در توضیح بیشتر این لایه گفت: یکی از محورهای مهم در این حوزه، مکان‌یابی و چیدمان الگوریتمیک است که در شهرسازی هوشمند با استفاده از مدل‌های ریاضی و داده‌های مکانی انجام می‌شود. او افزود: در این رویکرد، از تحلیل‌های مبتنی بر GIS و داده‌های ماهواره‌ای استفاده می‌شود تا مراکز حیاتی شهری در نقاطی جانمایی شوند که از نظر امنیتی کمترین آسیب‌پذیری را داشته باشند؛ برای مثال در نقاط کور راداری یا مناطقی با کمترین دید مستقیم. میرزاخانی این نوع طراحی را نوعی «طراحی غیرعامل» اما کاملا عملیاتی و علمی توصیف کرد و گفت: این رویکرد در بسیاری از پروژه‌های شهرسازی پیشرفته مورد توجه قرار گرفته است. او همچنین به استفاده از مواد پیشرفته در این لایه اشاره کرد و افزود: به‌کارگیری مصالح نوین مانند بتن‌های فوق‌مقاوم (UHPC) و الیاف تقویتی، بخشی از این رویکرد در طراحی مقاوم شهری است. از مصالح هوشمند تا شهرهای چندلایه؛ بازتعریف معماری زیرسطحی در پدافند غیرعامل نوین میرزاخانی با اشاره به تحول در فناوری‌های ساخت‌وساز و نقش آنها در تاب‌آوری شهری گفت: امروز در حوزه زیرساختی، مصالح و فناوری‌های نوین می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای در جلوگیری از فروپاشی ناگهانی سازه‌ها در شرایط بحران داشته باشند.

او با اشاره به استفاده از لوله‌های کربنی تقویت‌شده اظهار کرد: این نوع مصالح در برابر موج انفجار رفتاری شبیه به فلز از خود نشان می‌دهند و دارای خاصیت شکل‌پذیری هستند؛ موضوعی که به گفته او می‌تواند از شکست ناگهانی و فروپاشی سازه جلوگیری کند. میرزاخانی همچنین به فناوری بتن‌های خودترمیم‌شونده اشاره کرد و گفت: این نوع بتن‌ها که با عنوان «Self-Healing» شناخته می‌شوند، حاوی کپسول‌های میکروبی هستند و در صورت ایجاد ترک، به‌صورت خودکار آن را ترمیم می‌کنند. او افزود: این فناوری مانع نفوذ عوامل مخرب مانند رطوبت و در نتیجه جلوگیری از خوردگی میلگردها در فضاهای حساس، به‌ویژه سازه‌های زیرزمینی می‌شود.

او در ادامه به بخش سوم از لایه نخست پدافند کالبدی پرداخت و گفت: معماری زیرسطحی عمیق یکی از مؤلفه‌های مهم در بازتعریف امنیت شهری است؛ موضوعی که با توجه به تجربه جنگ‌های اخیر نشان می‌دهد دیگر سطح زمین به‌تنهایی فضای امنی برای تداوم حیات شهری نیست.

میرزاخانی تصریح کرد: حرکت به سمت شهرهای دو‌لایه و حتی چندلایه یک ضرورت در طراحی شهری آینده است؛ به‌گونه‌ای که لایه زیرسطحی نباید صرفا یک فضای پناهگاهی تاریک و محدود باشد. او تأکید کرد: در رویکرد جدید، پناهگاه‌ها باید به مجموعه‌ای از تونل‌های به‌هم‌پیوسته و زیرساخت‌های هوشمند تبدیل شوند که امکان عبور و مدیریت خدمات حیاتی در عمق زمین را فراهم کنند. او با اشاره به مفهوم «تونل‌های تأسیساتی یکپارچه» گفت: در این ساختار، شبکه‌های آب، برق، داده و سایر خدمات شهری در زیرزمین به‌صورت ایمن و متمرکز سامان‌دهی می‌شوند و قابلیت اتصال به سامانه‌های هوشمند را دارند.

میرزاخانی افزود: این فضاها می‌توانند به سامانه‌های تصفیه هوا و زیرساخت‌های پشتیبان نیز مجهز شوند تا در شرایط بحران امکان استمرار حیات مدنی در زیرزمین فراهم شود.

او در ادامه به یکی از چالش‌های جدی جنگ‌های نوین اشاره کرد و گفت: تهدیدات هسته‌ای، بیولوژیک و شیمیایی از جمله مخاطراتی هستند که برنامه‌ریزی شهری آینده باید برای آنها راه‌حل‌های عملیاتی داشته باشد.

به گفته او، توسعه زیرساخت‌های زیرسطحی هوشمند می‌تواند نقش مهمی در تداوم عملکرد شهر در چنین شرایطی ایفا کند.

میرزاخانی تأکید کرد: هدف از این رویکرد، صرفا ساخت پناهگاه نیست، بلکه ایجاد ظرفیت برای استمرار زندگی شهری در عمق زمین و حرکت به سوی الگوی شهرهای چندلایه و تاب‌آور است.

تاب‌آوری متابولیک شهر

این استاد دانشگاه در ادامه سخنان خود با تشریح مفهوم «پدافند زیرساختی و انرژی» گفت: می‌توان شهر را از منظر عملکردی به‌مثابه یک موجود زنده در نظر گرفت؛ به‌گونه‌ای که اگر کالبد شهر استخوان‌بندی آن باشد، زیرساخت‌ها نقش شریان‌های حیاتی را ایفا می‌کنند.

او تأکید کرد: در شرایط جنگی و بحران، هدف اصلی دشمن ایجاد «سکته زیرساختی» در شهرهاست و به همین دلیل، جلوگیری از این نوع اختلال باید در اولویت برنامه‌ریزی شهری قرار گیرد.

میرزاخانی با اشاره به ضرورت بازطراحی ساختار انرژی شهری گفت: یکی از مهم‌ترین راهکارها در این حوزه، توسعه «ریزشبکه‌های هوشمند انرژی» است؛ موضوعی که به گفته او بارها در جلسات تخصصی نیز مورد تأکید قرار گرفته است. او افزود: تمرکزگرایی در تولید برق یکی از بزرگ‌ترین ریسک‌ها در شرایط جنگ‌های نوین است و در پارادایم «شهر خوددفاع»، باید هر محله یا مجتمع بزرگ به یک میکروگرید مجهز شود. او توضیح داد: این ریزشبکه‌ها می‌توانند ترکیبی از پنل‌های خورشیدی، توربین‌های بادی کوچک و بانک‌های باتری باشند و در زمان قطع شبکه سراسری، به‌صورت جزیره‌ای وارد مدار شوند. میرزاخانی گفت چنین ساختاری امکان تأمین برق اضطراری برای زیرساخت‌های حیاتی مانند آسانسورهای خروج، پمپ‌های آتش‌نشانی و مراکز درمانی را فراهم می‌کند و نقش کلیدی در تداوم خدمات شهری دارد. او در ادامه به حوزه آب و مدیریت بحران اشاره کرد و گفت: در کنار انرژی، باید به سمت سیستم‌های تصفیه آب نقطه‌ای حرکت کنیم؛ چراکه وابستگی کامل به تصفیه‌خانه‌های بزرگ، آنها را به اهداف آسان برای حملات پهپادی یا سایبری تبدیل می‌کند. میرزاخانی افزود: در این رویکرد، از سامانه‌های توزیع هوشمند و سنسورهای تشخیص آلودگی استفاده می‌شود که در صورت تزریق مواد شیمیایی یا بیولوژیک به شبکه، بلافاصله آلودگی را شناسایی کرده و امکان مسدودسازی ورودی آب و صدور هشدار فوری را فراهم می‌کنند. او همچنین به اهمیت شبکه‌های ارتباطی مقاوم اشاره کرد و گفت: در شرایط بحران، دکل‌های مخابراتی نیز از اهداف اصلی حمله محسوب می‌شوند؛ بنابراین باید به سمت شبکه‌های داده افزونه و مش‌نتورکینگ حرکت کرد. او توضیح داد: در شبکه‌های مش، هر ساختمان می‌تواند به یک گره ارتباطی یا روتر تبدیل شود و در صورت تخریب زیرساخت مرکزی، ارتباط میان ساختمان‌ها و سیستم‌های مدیریتی شهر از طریق مسیرهای موازی ادامه یابد. میرزاخانی این ساختار را نوعی «شبکه ارتباطی موازی تخریب‌ناپذیر» توصیف کرد که می‌تواند تاب‌آوری ارتباطی شهر را در شرایط بحران تضمین کند.

او در ادامه وارد لایه سوم پدافند هوشمند شد و گفت: این لایه، پدافند سایبری و حکمرانی داده است؛ جایی که مفهوم «سیستم عصبی شهر» معنا پیدا می‌کند و ابزارهای اصلی آن نه مصالح فیزیکی، بلکه کد، الگوریتم و داده هستند. او افزود: یکی از مهم‌ترین ابزارهای این لایه، «دوقلوی دیجیتال دفاعی» است؛ مدلی سه‌بعدی و پارامتریک از شهر که به تمامی سنسورها و حسگرهای شهری متصل است. میرزاخانی تأکید کرد: این دوقلوی دیجیتال می‌تواند به ‌عنوان قلب تپنده مدیریت بحران عمل کند و در زمان جنگ، با استفاده از هوش مصنوعی، سناریوهای احتمالی مانند مسیر حرکت پهپادهای دشمن یا نقاط احتمالی اصابت را شبیه‌سازی کند.

او گفت: در چنین شرایطی، حتی در چند ثانیه پیش از وقوع حادثه، امکان صدور فرمان‌های حیاتی مانند تخلیه اضطراری یا قطع خودکار گاز وجود دارد. به گفته او، این سطح از پیش‌بینی و واکنش هوشمند، یکی از نیازهای حیاتی برای شهرهای بزرگی مانند تهران در مواجهه با تهدیدات نوین است.

از هوش مصنوعی لبه تا تاب‌آوری ادراکی

میرزاخانی، با تأکید بر ضرورت تسریع در اجرای الگوهای نوین تاب‌آوری شهری اظهار کرد: این مباحث باید هرچه سریع‌تر از سطح گفت‌وگوهای نظری به جلسات اجرایی و نتیجه‌محور منتقل شود.

او در تشریح ادامه لایه سوم پدافند غیرعامل هوشمند گفت: در حوزه هوش مصنوعی، دیگر نمی‌توان برای پردازش داده‌ها صرفا به سرورهای مرکزی وابسته بود، زیرا در شرایط بحران احتمال قطع کامل این مراکز وجود دارد. میرزاخانی افزود: به همین دلیل، استفاده از فناوری «هوش مصنوعی در لبه» یک ضرورت است؛ به این معنا که پردازش داده‌ها باید در همان محل تولید انجام شود.

او توضیح داد: این فناوری می‌تواند از طریق پردازنده‌های کوچک در سطح شهر، مانند دوربین‌ها و سنسورهای شهری، مستقر شود و به‌صورت مستقل تصمیم‌گیری کند. او برای نمونه گفت: یک دوربین هوشمند در یک تقاطع شهری می‌تواند بدون نیاز به فرمان مرکزی، صدای انفجار یا الگوهای ناهنجار جمعیتی را تشخیص دهد و در همان لحظه اقداماتی مانند تغییر چراغ‌ها برای عبور آمبولانس‌ها را به‌طور خودکار انجام دهد.  میرزاخانی در ادامه به موضوع «امنیت بلاک‌چینی» در حکمرانی شهری اشاره کرد و گفت: یکی از خطرناک‌ترین تهدیدات در زمان جنگ، صدور فرمان‌های جعلی توسط هکرهاست؛ از‌جمله باز‌کردن سدها یا قطع برق بیمارستان‌ها. او افزود: در چنین شرایطی، فناوری بلاک‌چین می‌تواند نقش مهمی در امنیت فرمان‌های مدیریتی ایفا کند؛ به‌گونه‌ای که هر دستور فقط پس از تأیید مجموعه‌ای از گره‌های امن در شبکه اجرا شود. به گفته او‌، هدف از این رویکرد، ایجاد نوعی «حکمرانی شهری ضد‌هک و توزیع‌شده» است که امکان دستکاری یا نفوذ در تصمیمات حیاتی شهر را به حداقل می‌رساند. میرزاخانی سپس وارد لایه چهارم پدافند هوشمند شد و گفت: این لایه مربوط به پدافند زیستی و شیمیایی است که می‌توان آن را «سیستم ایمنی محیطی شهر» نامید.

او هشدار داد: در نبردهای مدرن، تهدیدات نامرئی مانند گازهای اعصاب و عوامل میکروبی می‌توانند شهر را به یک «تله مرگ» تبدیل کنند و به همین دلیل باید زیرساخت‌های تشخیص و واکنش سریع در این حوزه تقویت شوند. او با اشاره به فناوری‌های نوین افزود: یکی از ابزارهای مهم در این حوزه «گرد هوشمند» یا نانوحسگرهای محیطی است؛ سنسورهایی در مقیاس میلی‌متری که در سطح شهر پراکنده می‌شوند و تغییرات شیمیایی یا زیستی هوا را به‌ صورت لحظه‌ای تشخیص می‌دهند.

او توضیح داد: این سنسورها در صورت مشاهده هرگونه تغییر خطرناک، بلافاصله از طریق سیگنال‌های رادیویی هشدار صادر کرده و امکان واکنش سریع را فراهم می‌‌کنند. میرزاخانی در ادامه به سیستم‌های فیلترینگ هوشمند اشاره کرد و گفت: در معماری «شهر خوددفاع»، سامانه‌های تهویه ساختمان‌ها باید قابلیت تشخیص آلودگی را داشته باشند و در صورت بروز تهدید، ورودی هوای بیرونی را مسدود و از منابع داخلی یا فیلترشده استفاده کنند. او افزود: این تغییر فشار و کنترل جریان هوا می‌تواند مانع نفوذ آلودگی‌های شیمیایی حتی از درزهای ساختمان شود و نقش مهمی در حفاظت از جان شهروندان داشته باشد. در ادامه این سخنرانی، او به لایه پنجم پدافند غیرعامل هوشمند یعنی «پدافند ادراکی و مدیریت جمعیت» پرداخت و گفت: یکی از بزرگ‌ترین شکست‌ها در شرایط جنگی، فروپاشی نظم اجتماعی و ایجاد ترس عمومی است. میرزاخانی تأکید کرد: برای مقابله با این وضعیت، باید ابزارهای مدیریت رفتار جمعیت طراحی شود؛ از‌جمله سیستم‌های هدایت هوشمند و پویا که بتوانند مسیر حرکت افراد را در شرایط بحران تنظیم کنند. او توضیح داد: در زمان انفجار یا بحران، مردم به‌طور طبیعی به سمت نزدیک‌ترین خروجی حرکت می‌کنند که این موضوع می‌تواند منجر به ازدحام و تلفات انسانی شود. او افزود: برای جلوگیری از این وضعیت، باید از تابلوهای جهت‌نمای دیجیتال استفاده شود که به‌ صورت لحظه‌ای و بر اساس داده‌های هوش مصنوعی، مسیرهای امن را به شهروندان نشان می‌دهند و در صورت انسداد مسیر، به‌طور خودکار تغییر جهت می‌دهند.

به گفته او، این لایه ادراکی نقش مهمی در کاهش تلفات انسانی و مدیریت هوشمند رفتار جمعیت در شرایط بحران دارد.

‌بتن هوشمند تا دوقلوی دیجیتال

میرزاخانی‌ در ادامه سخنان خود با اشاره به فناوری‌های نوین در حوزه ساخت‌وساز مقاوم، از توسعه لوله‌های کربنی تقویت‌شده در برابر موج انفجار خبر داد و گفت: این مواد رفتاری شبیه فلز از خود نشان می‌دهند و «شکل‌پذیری بالا» دارند؛ موضوعی که به گفته او می‌تواند از فروپاشی ناگهانی سازه‌ها در زمان انفجار جلوگیری کند. او همچنین به بتن‌های خودترمیم‌شونده اشاره کرد و افزود: این بتن‌ها که با عنوان «سلف‌فیلینگ» شناخته می‌شوند، حاوی کپسول‌های باکتریایی هستند که در صورت ایجاد ترک فعال شده و به‌طور خودکار آن را پر می‌کنند. به گفته او، این فناوری از نفوذ رطوبت و در نتیجه خوردگی میلگردها در فضاهای حساس مانند زیرزمین‌ها جلوگیری می‌کند. میرزاخانی در بخش دیگری از سخنانش با تأکید بر تغییر ماهیت تهدیدات شهری، از ضرورت حرکت به سمت «معماری زیرسطحی عمیق» و شکل‌گیری شهرهای دو‌لایه و چندلایه سخن گفت: تجربه جنگ‌های اخیر نشان داده که سطح زمین دیگر به‌تنهایی امن نیست. او افزود: در مدل شهرهای دولایه، فضاهای زیرسطحی نباید صرفا پناهگاه‌های تاریک باشند، بلکه باید به شبکه‌ای از تونل‌های مشترک و هوشمند تبدیل شوند؛ شبکه‌هایی موسوم به «یوتیلیتی تونلز» که آب، برق، دیتا و سایر زیرساخت‌ها را در عمق ایمن شهر مدیریت می‌کنند.

به گفته او، این فضاها می‌توانند به سامانه‌های تصفیه هوا و زیرساخت‌های حیاتی مجهز شوند تا امکان تداوم حیات مدنی در شرایط بحران‌های هسته‌ای، بیولوژیک و شیمیایی نیز فراهم شود.

شهر خوددفاع؛ معماری بقا در دل بحران

میرزاخانی در ادامه به لایه‌های عملیاتی مدیریت بحران پس از حمله اشاره کرد و گفت: در شرایط بحران، ورود نیروهای انسانی به برخی مناطق خطرناک است و در این مرحله، دسته‌های پهپادی می‌توانند وارد عمل شوند. او برای این پهپادها سه مأموریت اصلی برشمرد: «برداشت سریع میزان تخریب»، «شناسایی مجروحان با استفاده از سنسورهای حرارتی» و «ایجاد پوشش موقت ارتباطی از طریق وای‌فای برای برقراری تماس‌های اضطراری در مناطق حادثه‌دیده».

وی همچنین از نقش اپلیکیشن‌های تاب‌آوری آفلاین در لایه پنجم این منظومه سخن گفت و افزود: این پلتفرم‌ها می‌توانند اطلاعات حیاتی مانند نقشه پناهگاه‌ها، مسیرهای امن و دسترسی به کمک‌های اولیه را حتی بدون اینترنت در اختیار شهروندان قرار دهند.

مدیر انجمن RehabiMed ایران با تأکید بر اینکه پدافند غیرعامل شهری یک «منظومه یکپارچه» است، تصریح کرد: اگر یکی از لایه‌ها دچار اختلال شود، کل سیستم تاب‌آوری شهر آسیب می‌بیند؛ چه در سطح سازه‌ای، چه انرژی، چه داده و چه زیرساخت پشتیبان.

او در ادامه با اشاره به نمونه‌های جهانی گفت: شهر هلسینکی در فنلاند یکی از پیشروترین نمونه‌های شهر زیرزمینی هوشمند است که بیش از ۵۰۰ پناهگاه و فضای زیرزمینی دارد و ظرفیت آن از جمعیت شهر نیز فراتر می‌رود. به گفته او، این فضاها در شرایط عادی برای کاربری‌های عمومی مانند پارکینگ‌ها و فضاهای ورزشی استفاده می‌شوند، اما در شرایط اضطراری ظرف ۷۲ ساعت به پناهگاه‌های مجهز و مقاوم در برابر انفجار تبدیل می‌شوند.

میرزاخانی همچنین به نمونه «ریزشبکه بروکلین» اشاره کرد و گفت: این مدل پس از بحران‌های شدید، امکان جداسازی محلی از شبکه اصلی برق را فراهم می‌کند و هر محله را به یک «جزیره انرژی مستقل» تبدیل می‌کند که حتی امکان تولید و مبادله برق میان شهروندان را دارد تا خدمات حیاتی مانند نانوایی‌ها و مراکز درمانی فعال بمانند.

او در ادامه به «دوقلوی دیجیتال سنگاپور» پرداخت و آن را یکی از پیشرفته‌ترین نمونه‌های پدافند هوشمند شهری توصیف کرد و گفت: این سیستم می‌تواند سناریوهای بحرانی مانند انفجار مواد شیمیایی را شبیه‌سازی کرده و بر اساس جهت باد و فرم شهری، مسیر انتشار آلودگی را پیش‌بینی کند.

به گفته او، بر همین اساس، سیستم‌های هوشمند می‌توانند به‌ صورت خودکار دستوراتی مانند بستن تهویه‌ها یا تخلیه مناطق خاص را صادر کنند.

میرزاخانی تأکید کرد: در عصر جدید، اشراف اطلاعاتی بر فضای سایبری و داده‌ای حتی از استحکام بتن نیز مهم‌تر شده و آینده شهرها در گرو ترکیب هوش مصنوعی، زیرساخت فیزیکی و معماری تاب‌آور است. مدیر انجمن RehabiMed ایران در ادامه ضمن تشریح نمونه‌های پیشرفته هشدار سریع و مدیریت بحران در جهان، بر ضرورت حرکت به سمت معماری شهری هوشمند تأکید کرد و در عین حال هشدار داد که افزایش هوشمندی شهرها می‌تواند سطح آسیب‌پذیری سایبری را نیز بالا ببرد.

میرزاخانی با اشاره به فناوری‌های نوین پایش محیطی و امنیتی گفت: در شرایط بحران، سامانه‌های هوشمند می‌توانند وجود ذرات معلق مشکوک در هوا یا حتی گازهای اعصاب را در لحظه تشخیص دهند و بلافاصله وضعیت «قرمز» اعلام کنند؛ اقدامی که امکان واکنش سریع و مدیریت شرایط را فراهم می‌کند.

او افزود: این سامانه‌ها می‌توانند هم‌زمان فرایند اطلاع‌رسانی و هماهنگی را فعال کرده و شرایط واکنش اضطراری را در کوتاه‌ترین زمان ممکن ایجاد کنند.

میرزاخانی در ادامه با اشاره به «لایه ادراکی و مدیریتی» در برخی کشورها، نمونه ژاپن را به‌عنوان یکی از الگوهای پیشرفته مدیریت بحران معرفی کرد و گفت: در این مدل، مدیریت رفتار جمعیتی در شرایط اضطرار به‌ صورت فعال انجام می‌شود و پاسخ‌های سریع در سطوح مختلف از‌جمله پهپادی و شهری طراحی شده است.

او افزود: در این چارچوب، استانداردهای جدیدی تعریف شده که در صورت وقوع بحران‌هایی مانند سونامی یا حمله موشکی، امکان ارسال پیام‌های فوری به تمامی بسترهای ارتباطی از‌جمله تلفن‌های هوشمند، رادیوها و تلویزیون‌ها در کسری از ثانیه وجود دارد.

این استاد دانشگاه یکپارچگی سیستم‌های هشدار و واکنش سریع گفت: این تجربه‌ها نشان می‌دهد که آینده مدیریت بحران شهری به سمت ترکیب داده، ارتباطات و واکنش خودکار در حال حرکت است.

او در بخش دیگری از سخنانش با طرح یک نقد اساسی به مفهوم «شهر هوشمند» گفت: اگر طراحی این شهرها بدون نگاه امنیتی انجام شود، در واقع سطح حمله به شکل درخور توجهی افزایش پیدا می‌کند.

میرزاخانی تأکید کرد: امنیت در این ساختارها باید بر پایه معماری «Zero Trust» بنا شود؛ به این معنا که هیچ کاربر یا فرمانی در هیچ سطحی ذاتا قابل اعتماد نیست، مگر اینکه از چندین لایه احراز هویت عبور کند.

او همچنین به ضرورت استفاده از فناوری‌هایی مانند بلاک‌چین در مدیریت داده‌های شهری اشاره کرد و گفت: در کنار آن باید مسئله حریم خصوصی نیز جدی گرفته شود، به‌گونه‌ای که داده‌های حساس شهروندان در زمان بحران قابل استفاده باشد اما پس از پایان وضعیت اضطراری، به‌ صورت خودکار حذف یا ناشناس‌سازی شود.

میرزاخانی با تأکید بر نقش دانشگاه‌ها و نهادهای تخصصی در توسعه تاب‌آوری شهری گفت: شهر «خوددفاع» یک رؤیا نیست، بلکه ضرورتی حیاتی برای آینده شهرهاست.

او افزود: هم‌افزایی میان متخصصان شهرسازی، فناوری‌های دیجیتال و نهادهای اجرائی می‌تواند زیرساختی ایجاد کند که تاب‌آوری واقعی را از سطح نظری به سطح خیابان‌ها بیاورد.

این کارشناس گفت: هدف نهایی این رویکرد، ساخت شهرهایی است که حتی در دل بحران و جنگ نیز بتوانند آرامش نسبی را برای شهروندان حفظ کنند؛ شهری که نماد قدرت، تخصص و بلوغ مهندسی ایرانی باشد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.