حسن قاضیمرادی:
احساس شرم از عناصر اخلاق مدرن
هر جامعهای برای تأمین همزیستی به مجموعه هنجارها و معیارهای عموما پذیرفتهشدهای احتیاج دارد. در جامعه سنتی این هنجارها و معیارها به گونهای است و در جامعه مدرن به گونه دیگر. در جامعه سنتی یعنی جامعه پیش از مشروطه، به طور عمده، به این دلیل اساسی که حکومتهای ایران کمابیش استبدادی بودهاند - و حکومت استبدادی به معنای حکومت بیقانونی است - و نظام قانونی در اینجا حاکم نیست. این هنجارها و معیارها که قرار است در جامعه همزیستی ایجاد کنند عموما مشتمل بر دو نوع دینی و غیردینیاند: هنجارهای دینی در فقه ارائه میشوند و غیردینی در عرف.
احساس گناه مبتنی بر نظام اخلاقی است که به فرد ابلاغ و تجویز میشود و فرد بدون تردیدی آن را میپذیرد. درحالیکه در رفتار مدرن فرد نظام اخلاقی خود را به صورت خودانگیخته انتخاب میکند و بنابراین آنچه احساس شرم را در او برمیانگیزد، این است که فرد توجه میکند آنچه انجام داده است آیا با آن نظامی اخلاقی که به صورت خودانگیخته پذیرفته سازگاری دارد یا خیر؟ اگر سازگاری نداشته باشد او احساس شرم میکند. اساس تفاوت احساس گناه و احساس شرم در همین ابلاغپذیری یا خودانگیختگی است.
معمولا احساس گناه وقتی در فرد برانگیخته میشود که عمل او طبق نظام اخلاق دینی از محرمات است. وقتی فرد متوجه میشود گناه کرده، مکافاتی را که برای انجام این عمل نهیشده وجود دارد، میپذیرد و به محض اینکه مکافات را پذیرفت احساس گناه را از خودش دور میکند. اما در احساس شرم اینگونه نیست. وقتی فرد عملی انجام میدهد که در رد هنجارهای اخلاقی اوست به خودش خشم میگیرد. اینجا احساس گناه ندارد، بلکه احساس خشم دارد. این احساس خشم کل وجود فرد را دربر میگیرد نه فقط آن عمل را. فراگیری این خشم، انسان را به نقد خودش وادار میکند و این اهمیتی است که احساس شرم دارد و صرفا با یک معذرتخواهی از عمل غیراخلاقی که فرد انجام داده است، تمام نمیشود.
سکولار آنگونه که من میفهمم به معنای عرفی نیست. عرف هنجاری است که در تجربه زیسته جامعه بهعنوان یک هنجار مثبت یا منفی پذیرفته میشود. عرف یک قاعده است که تجربه زیسته جامعه قائل به آن است. مثلا در زندگی خانوادگی تجربه زیسته جامعه به مجموعه هنجارهایی برای حفظ زندگی خانوادگی میرسد. سکولاریسم در واقع به معنای نگرش گیتیانه (جهاننگری) است و بینشی است که از نگرش الهیاتی جدا میشود و در واقع نگرشی است که عامل فوق بشری را بر زندگی بشر مستولی میداند. مثلا ما میگوییم علم سکولار است. به این معنا که مسئله علوم کاربردی (فنی و مهندسی و علوم پایه) این است که پدیدهای را بشناسد. مثلا در آزمایشگاه با آن کار میکند و به شناخت سکولار میرسد. در اینجا علم کاری به این ندارد که آیا این پدیده آفرینندهای دارد یا خیر؟ فقط میخواهد به این پاسخ دهد که چیست و چهکار میکند یا ما با آن چهکار میتوانیم بکنیم. در محدوده نگرش دنیایی چیزی را که بشر پیش میبرد نگرش سکولار میگویند. اگر سکولار را به این معنا بدانیم، احساس شرم لزوما سکولار نیست. زیرا فرد میتواند هنجارهایی را که میپذیرد و آنها را به عنوان هنجارهای نظام اخلاقیاش
راهبر عمل خودش میکند از آموزهها و هنجارهای دینی هم بگیرد. اما چیزی که مهم است اینکه فرد آن را در پی ابلاغپذیری و تجویزپذیری نگرفته است. فرد مدرن وقتی با احساس شرم آشنا باشد این هنجارها را به عنوان هنجاری میگیرد که خودش به آن فکر میکند و ضرورت و صحت آن را پیدا میکند و به صورت یک هنجار خودانگیخته به آن عمل میکند. لزوما اینطور نیست که احساس شرم صرفا یک احساس گیتیانه است و نظام اخلاقیاش باید از ایدئولوژیهای مادی اخذ شود. معنای مصطلحی از سکولاریسم نیز بهعنوان عرفیشدن وجود دارد، در حالیکه در نظام اخلاقی عرفی هم بسیاری از هنجارها از اخلاق دینی گرفته شده است. اگر پندنامههای ما را که اخلاق عرفی را اشاعه میدهند ببینید، متوجه میشوید مؤلفههایی از اخلاق دینی دارد.
ما در دورهای قرار داریم که در آن بسیاری از گسترش بیاخلاقی یا بداخلاقی در جامعه ایران یا از کمرنگشدن ارزشهای اخلاقی در جامعه ایران صحبت میکنند. اگر این حرف درست باشد به این معناست اخلاق سنتی که در بین ما دو وجه اخلاق دینی و عرفی دارد ضعیف شده و جایگزینی هم برای اخلاق جامعه مدرن صورت نگرفته است. در این دوران گذار ما از یک طرف با سستشدن اخلاق سنتی مواجهیم و از طرف دیگر با گسترشنیافتن یا نهادینهنشدن اخلاق جامعه مدرن. این مسئله مرا برانگیخت به این سؤال پاسخ دهم که یکی از عناصر اخلاق مدرن احساس شرم است و این احساسی است که میتواند فرد را به اخلاقیشدن سوق دهد و به هستی او به عنوان یک فرد خودانگیخته در جامعه مدرن بها ببخشد و این پاسخی بود در ارتباط با کمرنگشدن هنجارهای اخلاقی یا بداخلاقانه زیستن ما.
منبع: گزیدهای از گفتوگوی خبرگزاری ایلنا
با حسن قاضیمرادی
هر جامعهای برای تأمین همزیستی به مجموعه هنجارها و معیارهای عموما پذیرفتهشدهای احتیاج دارد. در جامعه سنتی این هنجارها و معیارها به گونهای است و در جامعه مدرن به گونه دیگر. در جامعه سنتی یعنی جامعه پیش از مشروطه، به طور عمده، به این دلیل اساسی که حکومتهای ایران کمابیش استبدادی بودهاند - و حکومت استبدادی به معنای حکومت بیقانونی است - و نظام قانونی در اینجا حاکم نیست. این هنجارها و معیارها که قرار است در جامعه همزیستی ایجاد کنند عموما مشتمل بر دو نوع دینی و غیردینیاند: هنجارهای دینی در فقه ارائه میشوند و غیردینی در عرف.
احساس گناه مبتنی بر نظام اخلاقی است که به فرد ابلاغ و تجویز میشود و فرد بدون تردیدی آن را میپذیرد. درحالیکه در رفتار مدرن فرد نظام اخلاقی خود را به صورت خودانگیخته انتخاب میکند و بنابراین آنچه احساس شرم را در او برمیانگیزد، این است که فرد توجه میکند آنچه انجام داده است آیا با آن نظامی اخلاقی که به صورت خودانگیخته پذیرفته سازگاری دارد یا خیر؟ اگر سازگاری نداشته باشد او احساس شرم میکند. اساس تفاوت احساس گناه و احساس شرم در همین ابلاغپذیری یا خودانگیختگی است.
معمولا احساس گناه وقتی در فرد برانگیخته میشود که عمل او طبق نظام اخلاق دینی از محرمات است. وقتی فرد متوجه میشود گناه کرده، مکافاتی را که برای انجام این عمل نهیشده وجود دارد، میپذیرد و به محض اینکه مکافات را پذیرفت احساس گناه را از خودش دور میکند. اما در احساس شرم اینگونه نیست. وقتی فرد عملی انجام میدهد که در رد هنجارهای اخلاقی اوست به خودش خشم میگیرد. اینجا احساس گناه ندارد، بلکه احساس خشم دارد. این احساس خشم کل وجود فرد را دربر میگیرد نه فقط آن عمل را. فراگیری این خشم، انسان را به نقد خودش وادار میکند و این اهمیتی است که احساس شرم دارد و صرفا با یک معذرتخواهی از عمل غیراخلاقی که فرد انجام داده است، تمام نمیشود.
سکولار آنگونه که من میفهمم به معنای عرفی نیست. عرف هنجاری است که در تجربه زیسته جامعه بهعنوان یک هنجار مثبت یا منفی پذیرفته میشود. عرف یک قاعده است که تجربه زیسته جامعه قائل به آن است. مثلا در زندگی خانوادگی تجربه زیسته جامعه به مجموعه هنجارهایی برای حفظ زندگی خانوادگی میرسد. سکولاریسم در واقع به معنای نگرش گیتیانه (جهاننگری) است و بینشی است که از نگرش الهیاتی جدا میشود و در واقع نگرشی است که عامل فوق بشری را بر زندگی بشر مستولی میداند. مثلا ما میگوییم علم سکولار است. به این معنا که مسئله علوم کاربردی (فنی و مهندسی و علوم پایه) این است که پدیدهای را بشناسد. مثلا در آزمایشگاه با آن کار میکند و به شناخت سکولار میرسد. در اینجا علم کاری به این ندارد که آیا این پدیده آفرینندهای دارد یا خیر؟ فقط میخواهد به این پاسخ دهد که چیست و چهکار میکند یا ما با آن چهکار میتوانیم بکنیم. در محدوده نگرش دنیایی چیزی را که بشر پیش میبرد نگرش سکولار میگویند. اگر سکولار را به این معنا بدانیم، احساس شرم لزوما سکولار نیست. زیرا فرد میتواند هنجارهایی را که میپذیرد و آنها را به عنوان هنجارهای نظام اخلاقیاش
راهبر عمل خودش میکند از آموزهها و هنجارهای دینی هم بگیرد. اما چیزی که مهم است اینکه فرد آن را در پی ابلاغپذیری و تجویزپذیری نگرفته است. فرد مدرن وقتی با احساس شرم آشنا باشد این هنجارها را به عنوان هنجاری میگیرد که خودش به آن فکر میکند و ضرورت و صحت آن را پیدا میکند و به صورت یک هنجار خودانگیخته به آن عمل میکند. لزوما اینطور نیست که احساس شرم صرفا یک احساس گیتیانه است و نظام اخلاقیاش باید از ایدئولوژیهای مادی اخذ شود. معنای مصطلحی از سکولاریسم نیز بهعنوان عرفیشدن وجود دارد، در حالیکه در نظام اخلاقی عرفی هم بسیاری از هنجارها از اخلاق دینی گرفته شده است. اگر پندنامههای ما را که اخلاق عرفی را اشاعه میدهند ببینید، متوجه میشوید مؤلفههایی از اخلاق دینی دارد.
ما در دورهای قرار داریم که در آن بسیاری از گسترش بیاخلاقی یا بداخلاقی در جامعه ایران یا از کمرنگشدن ارزشهای اخلاقی در جامعه ایران صحبت میکنند. اگر این حرف درست باشد به این معناست اخلاق سنتی که در بین ما دو وجه اخلاق دینی و عرفی دارد ضعیف شده و جایگزینی هم برای اخلاق جامعه مدرن صورت نگرفته است. در این دوران گذار ما از یک طرف با سستشدن اخلاق سنتی مواجهیم و از طرف دیگر با گسترشنیافتن یا نهادینهنشدن اخلاق جامعه مدرن. این مسئله مرا برانگیخت به این سؤال پاسخ دهم که یکی از عناصر اخلاق مدرن احساس شرم است و این احساسی است که میتواند فرد را به اخلاقیشدن سوق دهد و به هستی او به عنوان یک فرد خودانگیخته در جامعه مدرن بها ببخشد و این پاسخی بود در ارتباط با کمرنگشدن هنجارهای اخلاقی یا بداخلاقانه زیستن ما.
منبع: گزیدهای از گفتوگوی خبرگزاری ایلنا
با حسن قاضیمرادی