2 رویداد فرهنگی و التیام روح و روان
در هفتههای اخیر، شاهد برپایی دو رویداد فرهنگی بودیم؛ نخست، بزرگداشت پنج نفر از منتقدان و مؤلفان آثار سینمایی در سازمان سینمایی که با نکوداشت زندهیاد مسعود مهرابی، گسترهای از تکریم اندیشه بود و دوم، نهمین دوره جایزه کتاب سال سینما که پس از وقفهای طولانی از دوران کرونا تاکنون، در خانه سینما با نشستهایی در باب پیوند کتاب و تصویر تجدید حیات یافت.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مهرزاد دانش: در هفتههای اخیر، شاهد برپایی دو رویداد فرهنگی بودیم؛ نخست، بزرگداشت پنج نفر از منتقدان و مؤلفان آثار سینمایی در سازمان سینمایی که با نکوداشت زندهیاد مسعود مهرابی، گسترهای از تکریم اندیشه بود و دوم، نهمین دوره جایزه کتاب سال سینما که پس از وقفهای طولانی از دوران کرونا تاکنون، در خانه سینما با نشستهایی در باب پیوند کتاب و تصویر تجدید حیات یافت.
برپایی این رویدادها در شرایط عادی، تکمیلی بر روند پیشرفت فرهنگی است؛ اما در شرایط کنونی، این مناسبتها معنایی هستینگارانه دارند و در مواجهه با مختصات بحرانی روزگار، بارزتر هستند. ماههاست جامعه ایران در التهابی فراگیر به سر میبرد؛ اضطرابی که از تنگنای معیشتی فراتر رفته و به لایههای عمیقتر وجودی نفوذ کرده است. تلخکامیهای اجتماعی، از زخمهای عمیق دیماه تا تجاوز جنگی قریب به 40 روز که با آتشبسی شکننده نیز به پایان نرسید و جنوب کشور همچنان در سایه تاریک بمباران دشمن است، گویی تنفس زیست را از مردمان ربوده است.
نگارنده در زمستان پارسال و ایام جنگ، برای رهایی از این خفگی روح، پناهگاهی جز تماشای فیلم و خواندن کتاب نیافت. در دوران قطع اینترنت، تقدیر به بازگشت به آرشیوی از خاطرات و تماشای آثار قدیمیتر سوق داد و در مقام داوری جایزه کتاب سال، به مطالعه متونی روی آوردم که سینما را نه صرفا بهمثابه صنعت/هنر، بلکه به عنوان تاریخ، سیاست و جامعهشناسی تمدن روایت میکردند.
در این فرایند، پیوند کتاب و سینما، در جایگاه ساختاری التیامبخش قرار میگیرد. این دو ساحت، به تلاش انسان برای بازیافتن معنا در دل پوچی مدد میرسانند. سینما با جادوی تصویر، افقهای دید را گسترش میدهد تا انسان بتواند در لحظهای از تکرار خردکننده واقعیت بگریزد و در مواجهه با تصویر، وجدان انسانیت خود را بازپس گیرد. کتاب نیز با سحر واژگان، امکان تعالی را فراهم میآورد؛ چراکه کلمه، تنها ابزاری است که میتواند اضطراب نامعتبر لحظه را به تأملی ابدی برساند. این پیوند میان تصویر و کلمه، در واقع تقابل آفرینش برابر تخریب است؛ تلاشی برای اثبات این حقیقت که در برابر هر صدای ویرانگر و تکانه ترسناک، یک واژه/تصویر سازنده وجود دارد که میتواند زخمهای روانی را با تکیه بر جهانهای خیالی و آرمانی ترمیم کند.
در عین حال، حضور در این مراسم، فراتر از یک گردهمایی رسمی، بهمثابه بازگشت به خویشتن از طریق دیگری بود. تجدید دیدار با دوستان و همقلمان قدیمی که برخی را سالها ندیده بودم، لایهای از التیام ناشی از تعاملات انسانی را به ارمغان آورد. در این دیدارها، تجربه مشترک از جنگ و ناملایمات اجتماعی، دیگر نه به عنوان یک درد تکنفره، بلکه به عنوان رنجی جمعی بازنمایی شد. گفتوگوها و دیدگاههای متقابل درباره بحرانهای روزگار، زیر چتر مشترک سینما و کتاب، وجه دیگری از تسکین بود؛ چه آنکه پلی میزد میان تنهاییهای ما و یادآوری میکرد در مواجهه با کابوس جنگ، تنها راه نجات، بازگشت به پیوندهای انسانی و همبستگی است.
تخریب شهر و کشور و پرپرشدن هموطنان نازنین در پی صدای شوم و موذی پهپادهای ویرانگر و جنگندههای تجاوزگر، برای بسیاری از ما که هیچ عاملیت سلبی و ایجابی در این فاجعه نداشتیم، فرسایشگر جان و روح بود. در این ساحت از استیصال، پناهبردن به جادوی تصویر و سحر واژگان و همچنین گرمای تعاملات انسانی، بیش از یک گریز ساده، نوعی مقاومت هستیشناختی بود؛ تلاشی برای آنکه در میانه ویرانی، قطعهای از آرامش را حفظ کنیم تا فرسایش روح به تأخیر بیفتد و حقیقت انسان در برابر وحشت مخرب بمبها خاموش نماند.
از دوستانم که در برگزاری این دو رویداد همت داشتند، سپاسگزارم. سینما، کتاب و گردهمایی ما را به تأمل در مشاهده و گفتوگوی جمعی برای تحلیل و تفکر فرامیخواند. در این روزهای غمبار و پرغبار، این تنفسگاههای روح و روان را مغتنم میشماریم.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.