|

این جنگ شما نیست

انتشار مقاله‌ای در یک روزنامه در فلسطین اشغالی و پیشنهاد استخدام گسترده جوان‌های آمریکایی با هزینه‌ای اندک برای اعزام به میدان جنگ با ایران، هرچند شگفتی برخی ناظران را برانگیخت، اما ‌در اصل چندان هم جای شگفتی نداشت.

انتشار مقاله‌ای در یک روزنامه در فلسطین اشغالی و پیشنهاد استخدام گسترده جوان‌های آمریکایی با هزینه‌ای اندک برای اعزام به میدان جنگ با ایران، هرچند شگفتی برخی ناظران را برانگیخت، اما ‌در اصل چندان هم جای شگفتی نداشت. واقعیت این است که رژیم صهیونیستی با نفوذ گسترده‌ای که در فضای سیاست‌گذاری آمریکا دارد، از یک‌ سو کمک‌های فراوانی را به بهانه‌های مختلف از این کشور می‌گیرد و از سوی دیگر با واداشتن سیاست‌مداران کاخ سفید به حمایت سرسختانه از این رژیم جعلی، هزینه درخور توجه اعتباری‌ای به این کشور تحمیل می‌کند.

به این‌ ترتیب، مالیات‌دهندگان آمریکایی چه بخواهند و چه نخواهند باید هم هزینه توسعه‌طلبی و جنگ‌افروزی این رژیم را بپردازند و هم سرشکستگی ناشی از همراهی با تبهکارانی را تحمل کنند که ابایی از کشتار جمعی کودکان ندارند. کاخ سفید برای پیشبرد سیاست‌های خود در سطح جهان، در ‌چند دهه گذشته خون‌های بسیاری ریخته‌ و هزینه هنگفتی هم به جهان و هم به مالیات‌دهندگان آمریکایی تحمیل کرده‌ است. با این حال، بی‌تردید حمایت سرسختانه از رژیم صهیونیستی، این خون‌خواری پرهزینه را به‌شدت گسترش داده‌ است. رژیم صهیونیستی در ‌سال گذشته با برافروختن آتش دو جنگ بزرگ توانست آمریکا را درگیر جنگ مستقیم با ایران کند‌ و خود فقط نظاره‌گر باشد. هرچند این رژیم نتوانست به هدف اصلی خود یعنی به زانو درآوردن ایران برسد، اما هزینه‌ای سنگین را به هر دو طرف دعوا تحمیل کرد. در این میان، تکلیف طرف ایرانی روشن بود: دفاع از سرزمین مادری و تحمل هزینه‌های هنگفت برای سربلندی و عزت یک ملت بزرگ. اما طرف آمریکایی هزینه هنگفتی را تحمل کرد و به‌عنوان یک نیروی نیابتی در میدان حاضر شد‌ و توفیق چندانی هم کسب نکرد. شاید عبارت «جنگیدن به خرج دیگران» عنوان مناسبی برای این ماجراجویی صهیونیستی باشد؛ زیرا این رژیم توانست هزینه جنگ‌افروزی خود را تمام و کمال به مالیات‌دهندگان آمریکایی تحمیل کند. حتی وقتی دو طرف اصلی جنگ با تلاش میانجی‌ها به توافق اسلام‌آباد رسیدند و آتش درگیری خاموش شد، این رژیم از پا ننشست و تلاش کرد دوباره این آتش را شعله‌ور کند. همیشه یکی از اولین پرسش‌هایی که ذهن سیاست‌مداران را در شرایط شروع احتمالی جنگ به خود مشغول می‌کند، این است که جنگ چه هزینه‌هایی به کشور تحمیل خواهد کرد‌ و چه دستاوردهایی خواهد داشت؟ و نیز چگونه می‌توان هزینه‌های جنگ را برای خود کاهش داده‌ و برای طرف مقابل افزایش داد؟ حال اگر یک طرف از این امکان برخوردار باشد که بتواند هزینه‌های جنگ را به کشور یا کشورهای دیگر تحمیل کرده‌ و آنها را به جای خود به میدان بفرستد، بالطبع‌ شرایط مطلوبی برای خود ایجاد کرده‌ است. در اوایل دهه 70 میلادی و به دنبال سر به فلک کشیدن هزینه‌ها و تلفات جنگ ویتنام برای طرف آمریکایی، دولت نیکسون ایده «ویتنامی‌کردن جنگ ویتنام» را مطرح کرد. به این‌ ترتیب، دولت آمریکا با کنار‌رفتن مثلا آبرومندانه از میدان درگیری، تلاش کرد جنگ را در سطح درگیری ویتنام شمالی و جنوبی پایین بیاورد؛ سیاستی که با توجه به شرایط خاص آن دوران، هوشمندانه و زیرکانه تلقی می‌شد. ‌اینک با بی‌تدبیری ساکنان کاخ سفید، کار به جایی رسیده که صهیونیست‌ها زیرکانه ایده «آمریکایی‌کردن جنگ خاورمیانه» را محقق کرده‌ و ارتش آمریکا را به‌عنوان نیروی نیابتی خود به‌ کار گرفته‌اند. و حالا آن روزنامه صهیونیستی با طرح چنین پیشنهادی، ناتوانی کاخ سفید را در حوزه دفاع از منافع مردم آمریکا به رخ می‌کشد. همچنین اظهارنظر شگفت رئیس دولت آلمان در دوران جنگ ۱۲روزه که رژیم صهیونیستی در اصل دارد کارهای کثیف اروپا را انجام می‌دهد، از این نظر شایان تأمل است. آیا به‌راستی رژیم صهیونیستی نیروی نیابتی دولت‌های اروپایی بود‌ یا برعکس، این برخی دولت‌های اروپایی بودند که با ایستادن در کنار این رژیم خون‌خوار، در کارهای کثیف او سهیم شدند؟ بی‌تردید رابطه پیچیده رژیم صهیونیستی با آمریکا و برخی دولت‌های اروپایی و نفوذ این رژیم در برخی سیاسیون، مفاهیم و سرفصل‌های جدیدی را در سیاست خارجی و اقتصاد جنگ ایجاد کرده‌ است. در چنین فضایی، هر دولت و هر دولتمردی باید از خود بپرسد آیا با رأی‌دادن به فلان پروژه یا حمایت از فلان اقدام، به نیروی نیابتی یک دولت دیگر تبدیل نمی‌شود؟ آیا این تصمیم همان تصمیمی است که در نهایت به نفع ملت او تمام می‌شود یا بناست منافع یک دولت دیگر را تأمین کرده و راه او را هموارتر کند؟ با این دید باید به مردم آمریکا گفت این جنگ، جنگ شما نیست. دولتمردان شما توسط یک دولت دیگر تسخیر شده‌اند. آنها کشورتان را درگیر جنگی بزرگ کرده و خود پیروزمندانه کنار نشسته و لبخند می‌زنند‌ و هم‌زمان برای به میدان فرستادن جوان‌های شما برای اهداف توسعه‌طلبانه خود، سیاست‌گذاری می‌کنند؛ و شگفت اینکه برای تحمیل این جنگ به شما، نه‌تنها از جیب خود هزینه نمی‌کنند، بلکه حق‌المشاوره هم از شما می‌گیرند. مفهوم سواری رایگان در ادبیات اقتصادی، وضعیتی را تصویر می‌کند که یک اتفاق خاص ذی‌نفعان متعددی دارد‌ که باید برای رسیدن به هدف خود هزینه کنند، اما یک یا چند نفر از آنها رندانه بار هزینه‌ها را بر دوش بقیه ذی‌نفعان می‌اندازند‌ و خود بدون پرداخت هزینه بر سر سفره می‌نشینند. با این حال، کاری که رژیم صهیونیستی با کاخ سفید و برخی کاخ‌های رنگین اروپایی کرده، فراتر از این است؛ جنگ خود را به جای جنگ آنها جا زده، هزینه سنگینی به آنها تحمیل کرده و تازه حق‌المشاوره هم پیشاپیش گرفته‌ است.

به‌راستی آیا دولتمردان ما تلاش کافی را برای رساندن این پیام به افکار عمومی غرب به کار می‌گیرند که این جنگ، جنگ آنها نیست؟

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.