|

جنگ و خطا در تشخیص نبودن آن

در طول تاریخ، فلاسفه هدف از زندگی را به اشکال مختلف تشریح کرده‌اند. سقراط یافتن حقیقت را هدف اصلی زندگی می‌دانست. افلاطون در کتاب «جمهور» گذر از زندگی مادی و رسیدن به خوبی، زیبایی و حقیقت را مقصود از زیستن عنوان می‌کرد. آگوستین قدیس معنای واقعی زندگی را در ارتباط با خدا جست‌وجو می‌کرد و معتقد بود انسان تنها زمانی می‌تواند به آرامش درونی برسد که قادر باشد از طریق ایمان، به خدا نزدیک شود.

در طول تاریخ، فلاسفه هدف از زندگی را به اشکال مختلف تشریح کرده‌اند. سقراط یافتن حقیقت را هدف اصلی زندگی می‌دانست. افلاطون در کتاب «جمهور» گذر از زندگی مادی و رسیدن به خوبی، زیبایی و حقیقت را مقصود از زیستن عنوان می‌کرد. آگوستین قدیس معنای واقعی زندگی را در ارتباط با خدا جست‌وجو می‌کرد و معتقد بود انسان تنها زمانی می‌تواند به آرامش درونی برسد که قادر باشد از طریق ایمان، به خدا نزدیک شود. از سوی دیگر، نیچه با نقد سنت‌های دینی و اخلاقی به‌خصوص در مسیحیت، غرض از زندگی را کسب آزادی و داشتن آزادی عنوان می‌کند. شهاب‌الدین سهروردی معنای زندگی را در سفر از ظلمت به سوی نور می‌دانست. او زندگی حقیقی را تلاش برای رهایی از زندان ماده و رفتن به سوی جهان نورانی تصور می‌کرد. همچنین کنفسیوس، ارتقای فضایل اخلاقی را مهم‌ترین معیار زندگی قلمداد می‌کرد. هرکدام از فلاسفه گمان می‌بردند اهداف زندگی عنوان‌شده در بالا، در جهت ارتقای کیفیت زندگی بشر مؤثر و کارساز هستند. انسان‌ها از طرق مختلف می‌توانند کیفیت زندگی خود را افزایش دهند. داشتن امکانات مادی و رفاه بهتر، داشتن شبکه‌ای از دوستان، ارتباط و تعامل با دیگران، بهره‌مندی از ایمان و... همگی می‌توانند بر کیفیت زندگی تأثیرگذار باشند. طبق نظر آمارتیاسن، برنده جایز نوبل اقتصاد، در کتاب «کیفیت زندگی»، فارغ از هدف زندگی که افراد برای خود تعریف می‌کنند، انسان‌ها نیاز به ابزاری دارند تا آنها را در جهت رسیدن به آن اهداف یاری کند. آمارتیاسن داشتن سرپناه، غذاخوردن، پوشیدن پوشاک و... را از مواردی می‌داند که بر کیفیت زندگی اشخاص مؤثر بوده و آنها را در جهت نیل به اغراض شخصی کمک می‌کند. آمارتیاسن داشتن سرپناه، تهیه غذا، ازدواج‌کردن و... را جزء مواردی قلمداد می‌کند که افراد تلاش می‌کنند آنها را کسب کنند. به عبارتی آنها با تلاشی آگاهانه، این موارد را به دست می‌آورند. اما از دیدگاه آمارتیاسن موارد دیگری هستند که افراد در دستیابی به آنها اهتمامی نمی‌ورزند. داشتن بینایی، قلب سالم، خانواده و نزدیکان مهربان مثالی از انواع غیراکتسابی محسوب می‌شوند که بر کیفیت زندگی اثر گذارند، اما نه‌تنها هیچ‌کس تلاشی برای کسب آنها نداشته، بلکه این موارد به‌صورت غیرارادی و ناآگاهانه در زندگی اشخاص یافت می‌شوند. اینکه این نعمت‌ها بدون جهد و کوشش حاصل شده، به معنی بی‌ارزش‌بودن آنها نیست؛ برعکس آمارتیاسن توضیح می‌دهد که نعمت‌های غیراکتسابی اثر بسیار بالایی در زندگی افراد می‌گذارند. او اشاره می‌کند اگر زمانی به هر دلیلی یکی از این موارد غیراکتسابی (مانند سلامتی، خانواده با‌محبت، همسایه مهربان و...) حذف شوند، آنگاه نتایج زیان‌بار آنها بر زندگی هویدا می‌شوند و به‌طور حتم بر کیفیت زندگی اشخاص اثر منفی می‌گذارند و در این شرایط رسیدن به اهداف زندگی، سخت و دشوار می‌شود. فوکویاما در کتاب «لیبرالیسم و نارضایتی‌های آن» اقلامی مانند احترام، دلسوزی و محیط آرام و سالم برای زندگی را دارایی‌هایی پنهان و نامشهود قلمداد می‌کند که در کنار دارایی‌های مشهود مانند لوازم خانه، اتومبیل و... بر میزان سطح کیفیت و مطلوبیت زندگی افراد تأثیرگذارند. حال در ادامه برای توضیح بیشتر اقلام پنهان مؤثر برای زیستن به مثال زیر توجه فرمایید. دو سری عدد داریم؛ سری الف‌ شامل 724، 947، 421، 843، 394، 411، 054 و 646 است این اعداد چه اشتراکی دارند؟ از آنچه فکر می‌کردی آسان‌تر است؛ عدد چهار در هر یک از آنها قابل رؤیت است. سری ب را امتحان کنید؛ وجه اشتراک این اعداد چیست؟ 349، 851، 274، 905، 772، 032، 854 و 113. چه چیزی این اعداد را با هم مرتبط می‌کند؟ این ‌بار به نظر سخت‌تر است، نه؟ جواب: هیچ‌کدام از عدد شش استفاده نکرده‌اند؛ به عبارتی وجه اشتراک این اعداد عدم استفاده از عدد شش میان آنهاست. از این چه چیزی یاد می‌گیریم؟ تشخیص «نبودن» به‌مراتب دشوارتر از تشخیص «بودن» است. ما در درک اتفاقاتی که نیفتاده‌اند مشکل داریم. ما در برابر آنچه وجود ندارد نابیناییم. رولف دوبلی در کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» می‌گوید: وقتی جنگی وجود دارد متوجه آن هستیم، اما در دوران صلح برای نبود جنگ ارزش قائل نمی‌شویم. اگر سالم باشیم، به‌ندرت راجع به بیمار‌بودن فکر می‌کنیم. امنیت و صلح جزء موارد بدیهی لحاظ می‌شوند که تا زمانی که هستند مغتنم شمرده نمی‌شوند. آنها به‌صورت غیراکتسابی در ارتقای کیفیت زندگی یک جامعه مفید و مکثر بوده و به گفته فوکویاما می‌توان آنها را نوعی دارایی نامشهود در نظر گرفت. حال نزدیک به 15 ماه است که کشور ایران طی چند مرحله مورد آماج حملات ائتلاف 

اسرائیلی-آمریکایی قرار گرفته و در کنار خسارت‌های اقتصادی و زیرساختی به کشور، شماری از عزیزان و هم‌وطنان جان خود را از دست داده‌اند. از سوی مقابل و برخلاف انتظار نیروهای متخاصم، رزمندگان و دلاورمردان ایرانی با تمام قوا در مقابل متجاوزان‌ از کیان کشور دفاع کردند. در کنار رشادت‌های نیروهای مسلح، دستگاه سیاسی کشور نیز در حال نبرد در جبهه دیپلماسی است.

 به باور بسیاری از کارشناسان، دشواری و سختی مأموریت دستگاه دیپلماسی کمتر از نیروهای نظامی کشور نیست. پیروزی و موفقیت سیاست خارجی کشور می‌تواند زمینه‌ساز پایان جنگ و برگشت صلح و آرامش به کشور باشد. در این وضعیت عده‌ای با ترور دیپلماسی، موانعی را برای دیپلمات‌های ایرانی در عرصه نبرد سیاسی فراهم می‌آورند. فراموش نکنیم دیپلماسی همواره در طول تاریخی ابزاری قوی برای ایجاد مصالحه بوده است. طبق شواهد تاریخی و طبق گفته آقای سیدحسین موسویان در کتاب «ایران، آمریکا، تعامل یا تقابل»، در طول جنگ ایران و عراق و در اوج بی‌اعتمادی، دو کشور میز مذاکره را ترک نکردند. همچنین شوروی و آمریکا در زمان جنگ سرد و با وجود خصومت‌ها و بی‌اعتمادی‌ای که به یکدیگر داشتند، مذاکرات سیاسی را حفظ کردند 

و... . آنچه مسجل است، اینکه هیچ جنگی تا ابد ادامه نیافته و جنگ‌ها بالاخره روزی پایان می‌یابند؛ زیرا نمی‌شود انتظار داشت کشورها در یک جنگ ابدی و بی‌پایان برای گرفتن انتقام باقی بمانند. به گفته گاندی، با رعایت قاعده چشم در مقابل چشم همه کور می‌شوند. سخن آخر اینکه به‌گواه تاریخ، جنگ‌ها‌ جز ویرانی، مرگ، آوارگی و فروپاشی اقتصاد، ارمغان دیگری همراه خود ندارند. همان‌طور که ذکر شد، تشخیص نبودن جنگ کار سخت و دشواری است. اگر چند سال قبل به هریک از ما وقوع جنگ را در آینده گوشزد می‌کردند، برای اکثر ما باورپذیر نبود. شاید امنیت، صلح و آرامش مانند یک دارایی نامشهود در نگاه ما فاقد ارزش و جایگاه ممتازی بود. از آنجایی که این دارایی ناآگاهانه و غیراکتسابی در اختیارمان قرار داشت، اهمیت چندانی برای بودن آن قائل نبودیم. زمانی ارزش دارایی‌های غیراکتسابی و اهمیت آنها را در کیفیت زندگی درک می‌کنیم که وجود و تداوم آنها دچار تردید شود. ازاین‌رو ضروری است با وجود تحمیل جنگ ناجوانمردانه توسط نیروهای بیگانه، با حمایت از مسئولان سیاسی کشور، زمینه را برای موفقیت دیپلماسی برای کشور فراهم آوریم تا از این طریق بار دیگر صلح و آرامش به کشور بازگردد و زیر سایه امنیت، مصائب و مشکلات کشور فروکش کنند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.