فضیلتها بعد از جنگ کجا میروند؟
روث بندیکت در کتاب مشهورش «ژاپنیها دارند میآیند»، ترجمه فارسی The Chrysanthemum and the Sword، از رفتاری در میان سربازان ژاپنی حرف میزند که برای آمریکاییها در جنگ جهانی دوم عجیب بود.
روث بندیکت در کتاب مشهورش «ژاپنیها دارند میآیند»، ترجمه فارسی The Chrysanthemum and the Sword، از رفتاری در میان سربازان ژاپنی حرف میزند که برای آمریکاییها در جنگ جهانی دوم عجیب بود.
سربازی که تا آخرین لحظه میجنگید، تسلیم را ننگ میدانست و گاه مرگ را به اسارت ترجیح میداد، وقتی زخمی یا بیهوش به دست دشمن میافتاد، ممکن بود خیلی زود با همان دشمن همکاری کند. بندیکت برای نشاندادن شدت این فرهنگ تسلیمناپذیری یک عدد تکاندهنده میآورد: در کارزار شمال برمه، در برابر ۱۷ هزار و ۱۶۶ کشته ژاپنی فقط ۱۴۲ نفر اسیر شدند؛ تقریبا یک اسیر در برابر ۱۲۰ کشته. بیشتر همین اسرا هم داوطلبانه تسلیم نشده بودند و در حالت جراحت یا بیهوشی گرفتار شده بودند. اما ماجرا از اینجا عجیبتر میشود. بعضی از همین سربازان، پس از اسارت، محل انبار مهمات را نشان میدادند، آرایش نیروهای ژاپنی را توضیح میدادند و با متفقین همکاری میکردند. بندیکت برای توضیح این تغییر جملهای دارد که به نظرم از بسیاری از فصلهای کتاب مهمتر است: آنها «هیچ قاعدهای برای زندگی در این وضعیت تازه نمیشناختند». همین جمله برای من اصل ماجراست. قواعد دیروز دیگر برای امروز کار نمیکرد. از اینجا میشود پرسشی را به ایران امروز آورد: وقتی وضعیت عوض میشود، فضیلتهایی که تا دیروز رفتار یک جامعه را شکل میدادند کجا میروند؟
ژاپن زمان جنگ برای مقاومت، انضباط، تحمل سختی و فداکاری تعریف روشنی داشت. شکست، جامعه را وارد موقعیتی کرد که باید برای همان ظرفیتها مصرف تازهای پیدا میکرد. کشوری ویران مانده بود که باید دوباره ساخته میشد. «ژاپنیها دارند میآیند» کتابی درباره معجزه اقتصادی ژاپن پس از جنگ نیست و خود کتاب هم بعدها از نظر روش و برخی تعمیمهای فرهنگی نقد شد. برای من، ارزشش در همین پرسش است، نه در ساختن الگویی آماده برای ایران. ما امروز وضعیتی داریم که اسمگذاریاش آسان نیست. جنگ را پشت سر گذاشتهایم، اما هنوز کاملا از جنگ بیرون نیامدهایم. سایه تهدید باقی است و کشور باید برای دفاع آماده بماند. در همان حال، اقتصاد، انرژی، بودجه و زندگی مردم نمیتوانند منتظر روزی بمانند که رسما اعلام شود «دوران پس از جنگ آغاز شد». ما ناچاریم همزمان در دو زمان زندگی کنیم؛ آماده جنگ بمانیم و کشور را برای بعد از جنگ بسازیم. در روزهای جنگ، معنای بعضی فضیلتها روشنتر بود. مقاومت، همبستگی، تحمل سختی و دفاع از کشور توضیح زیادی نمیخواست. حالا همان ذخیره اخلاقی در کنار تداوم مقاومت باید جای دیگری به کار بیاید. مهمتر از آن، این فضیلتها باید در خدمت ایران بمانند؛ نه اینکه با بازگشت اختلافها، رقابتها و تنازعهای سیاسی فرسوده شوند. جامعهای که در روز خطر توانسته بر شکافهایش غلبه کند، نباید اجازه دهد بعد از عبور از خطر، همان شکافها سرمایه اخلاقی آن دوره را از بین ببرند. رئیسجمهور پزشکیان در ماههای اخیر بارها درباره مصرف برق، بنزین و انرژی هشدار داده است. میشود همه این حرفها را به همان توصیه قدیمی تقلیل داد که مردم کمتر مصرف کنند. مردم این جمله را سالهاست شنیدهاند. اگر قرار است صرفهجویی و بهرهوری به بخشی از اخلاق عمومیِ پس از جنگ تبدیل شود، جهت آن باید از سطح حکمرانی روشن شود، نه فقط از رفتار فردی مردم. جامعه وقتی دعوت به مسئولیت را جدی میگیرد که ببیند همان منطق در تصمیمگیری، بودجه و اداره کشور هم جاری است.
آن جمله بندیکت دوباره به ذهن برمیگردد: «هیچ قاعدهای برای زندگی در این وضعیت تازه نمیشناختند». شاید یکی از مسائل امروز ما هم همین باشد. هنوز قواعد زندگی در ایرانِ پس از جنگی که خطر جنگ را با خود حمل میکند، بهروشنی تعریف نشده است. اگر تحمل سختی، فضیلت است، تحمل ناکارآمدی فضیلت نیست. اگر صرفهجویی ضرورت دارد، نظام حکمرانی باید آن را اول در رفتار خودش نشان دهد. اگر حفاظت از منابع کشور بخشی از دفاع ملی است، هدردادن همان منابع هم دیگر یک خطای معمول اداری نیست.
دفاع از کشور فقط وقتی صدای آژیر میآید شروع نمیشود. کشوری که انرژی خود را هدر میدهد، بودجهاش را بد خرج میکند و منابعش را با بهرهوری پایین مصرف میکند، بخشی از توان دفاعیاش را پیشاپیش فرسوده میکند.
یادگیری سیاستی میتواند برای ما این باشد: در ایرانِ پس از جنگی که هنوز خطر جنگ را با خود دارد، نظام حکمرانی باید معنای «وظیفه ملی» را در رفتار خودش بازتعریف کند. کاهش اتلاف، انضباط در هزینههای عمومی، اصلاح مصرف در دستگاههای عمومی، افزایش بهرهوری و بازسازی کشور باید در همان سطحی جدی گرفته شوند که آمادگی دفاعی جدی گرفته میشود. این کار با توصیه اخلاقی به مردم پیش نمیرود. نظام حکمرانی باید از خودش شروع کند.
واقعیت این است که شاید امروز بیش از آنکه به فضیلتهای تازه نیاز داشته باشیم، باید تکلیف فضیلتهایی را که در روزهای سخت دوباره دیدیم روشن کنیم. این فضیلتها اگر قرار است ارزشی داشته باشند، باید بعد از جنگ هم در خدمت ایران بمانند؛ اختلاف و تنازع نباید چیزی را که در روز خطر ساخته شده، در روزهای بعد از خطر از بین ببرد. مسئله امروز ما کمبود فضیلت نیست؛ باید بدانیم فضیلتهایی را که برای مقاومت داشتیم، حفظ کنیم و در همه ابعادی که حفظ ایران و زیست شرافتمندانه ایرانیان نیاز است، پشتوانه پیروزی ما باشد.
پینوشت: کتاب «ژاپنیها دارند میآیند» را سالها پیش خوانده بودم؛ اما اخیرا در گفتوگویی با دکتر نعمتالله فاضلی این نکته دوباره برایم برجسته شد. از ایشان سپاسگزارم.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.