|

ایران و آمریکا، جنگ و ناجنگ در 3 سناریو

جنگ و ناجنگ ایران و آمریکا، پس از حدود شش ماه، با اشکال متفاوتی در جریان است. این تعارض در شکل، ژله‌ای است و هر روز فرم جدیدی به خود می‌گیرد، ولی ماهیت آن ثابت است. تعارض پنج‌دهه‌ای یک قدرت منطقه‌ای که نظام بین‌المللی را نظمی ناعادلانه، ظالمانه، استثماری و استکباری می‌داند و ناظم این نظم را تجسم شیطان مطلق و سرچشمه تمامی بدی‌ها می‌پندارد و در عین حال می‌خواهد بدون قدرت کافی، این نظم را تغییر دهد و ابرقدرتی که به زعم خود با این قدرت منطقه‌ای، پنج دهه مدارا کرده و حالا تمامی قدرت خود را برای مهار این بازیگر ضد‌نظم و مخالف وضع موجود به کار گرفته است.

جنگ و ناجنگ ایران و آمریکا، پس از حدود شش ماه، با اشکال متفاوتی در جریان است. این تعارض در شکل، ژله‌ای است و هر روز فرم جدیدی به خود می‌گیرد، ولی ماهیت آن ثابت است. تعارض پنج‌دهه‌ای یک قدرت منطقه‌ای که نظام بین‌المللی را نظمی ناعادلانه، ظالمانه، استثماری و استکباری می‌داند و ناظم این نظم را تجسم شیطان مطلق و سرچشمه تمامی بدی‌ها می‌پندارد و در عین حال می‌خواهد بدون قدرت کافی، این نظم را تغییر دهد و ابرقدرتی که به زعم خود با این قدرت منطقه‌ای، پنج دهه مدارا کرده و حالا تمامی قدرت خود را برای مهار این بازیگر ضد‌نظم و مخالف وضع موجود به کار گرفته است. بنابراین، شکل این تعارض هرگونه که باشد، به دلیل اینکه ماهیتی است، لاجرم، پایان آن به این آسانی‌ها نیست. به نظر می‌رسد‌ این جنگ و ناجنگ، دست‌کم تا دوونیم سال آینده یعنی تا پایان دوره ترامپ تداوم خواهد داشت. اما سؤال اصلی این است: چه سناریوهایی برای این دوره می‌توان متصور بود و مؤلفه‌ها، متغیر‌ها و نیروهای پیشران این سناریوها کدام‌اند؟ به‌طور کلی می‌توان سه سناریو برای این دوره دوونیم‌ساله متصور بود.

سناریوی اول: تفاهم‌-توافق

این سناریو کم‌امکان‌ترین سناریو در میان سه سناریو است. سناریوی تفاهم-توافق دارای دو بخش است؛‌ تفاهم که می‌تواند مورد‌محور و کوتاه‌مدت باشد و در صورت رضایت طرفین به توافقی که جامع‌تر و بلندمدت‌تر است، منتهی شود. سناریوی تفاهم-توافق با توجه به مجموعه متغیرهای فراوان ذی‌مدخل و ذی‌ربط، تنوع موضوعات مورد اختلاف، ورودی آشوب‌ساز اسرائیل و لابی یهودیان آمریکا، دیوار بلند بی‌اعتمادی میان طرفین، بازیگران رادیکال در سیاست داخلی طرفین و تجربه تلخ ایران از دو بار تهاجم در هنگام مذاکره، با مشکلات مهمی روبه‌رو است. با این وجود، به نظر می‌رسد با فرسایش محتمل طرفین به دلیل عدم تحمل هزینه‌های مادی و معنوی، پایان تاب‌آوری، ادراک طرفین از چشم‌انداز ریسک‌های بالای محتمل و ممکن، پایان رؤیاپردازی از پیروزی قطعی و تضعیف موضع رادیکال‌های آمریکایی و ایرانی، شاید بتوان شانس‌هایی برای آن متصور بود. اگر هم شکلی از سناریوی تفاهم-توافق بین ایران و آمریکا صورت گیرد، این توافق در منگنه نگاه تاکتیکی، مقطعی و بی‌اعتمادی ایران و زیاده‌خواهی آمریکا و فشارهای اسرائیل، مانند توافق اسلام‌آباد در معرض فروپاشی است.

سناریوی دوم: درگیری کنترل‌شده

سناریوی دوم یعنی درگیری کنترل‌شده، مدل عجیبی از رابطه خصمانه ایران و آمریکاست که بر پایه امید کم‌رنگ نسبت به تفاهم-توافق و ترس پررنگ از جنگ فراگیر است. ویژگی اصلی این سناریو، تداوم درگیری‌های مقطعی، کوتاه و کنترل‌شده و توجه به ظرفیت‌های ادراکی و روانی طرف مقابل است که این حملات به جنگ کشیده نشود. در داخل این حملات و درگیری‌های کنترل‌شده، مذاکره، میانجیگری، ارتباط پیدا و پنهان و پیغام و پسغام وجود دارد. در این سناریو، مدلی از «هم جنگ، هم صلح» و هم مدلی از «نه جنگ، نه صلح» در نوسان است. نگاه آمریکا و ایران به این سناریو تاکتیکی و مقطعی است و آن را ابزار کنترل، میزان فرمان و بالانس طرف مقابل می‌پندارند. محاصره زمینی، دریایی، هوایی و اعمال محدودیت‌ها در ورای محدوده خود از ویژگی این سناریو است. در شش‌ماهه اخیر، شکلی از سناریوی درگیری کنترل‌شده‌ میان ایران و آمریکا وجود داشته است. اینکه ایران و آمریکا در شش‌ماهه اخیر، شب‌ها به یکدیگر حمله کرده‌اند و روز‌ها به دنبال مذاکره بوده‌اند و نسبت به ضربات به دارایی‌های خود، مدارا کرده‌اند و کنترل درونی بالایی در این دوره نشان داده‌اند، از عجایب جهان سیاست در دوران معاصر و یک موضوع مطالعاتی برای رشته روابط بین‌الملل در سال‌های آتی و از نشانه‌های بلوغ جنگی طرفین و مدارای تاکتیکی برای حذر از چالش استراتژیک است.

سناریوی سوم: جنگ پرشدت فراگیر

این سناریو متأسفانه، محتمل‌الوقوع‌ترین سناریو است. به نظر می‌رسد قبل از جنگ پرشدت فراگیر، یک یا دو جنگ در اندازه جنگ 12روزه یا 39روزه، میان ایران و آمریکا به وقوع بپیوندد. 

جنگ پرشدت فراگیر، زمانی برای تسویه‌حساب خونین پنج دهه خصومت نهادینه‌شده پیدا و پنهان میان ایران و آمریکاست و طرفین تمامی داشته‌ها، ابزار و دارایی‌های تاکتیکی و استراتژیک خود را به صحنه خواهند آورد و به کار خواهند گرفت. در سناریوی سوم به دلیل آنکه در یک سو بقای جمهوری اسلامی و از سوی دیگر اعتبار و تداوم هژمونی آمریکا بر روی میز قرار می‌گیرد، در آن حدود و ثغور جغرافیایی، جنگی، حقوقی و اخلاقی، وجود نخواهد داشت و طرفین صد از صد خود را برای هزیمت و هلاکت طرف مقابل به کار خواهند گرفت. بنابراین در سناریوی سوم، جنگ بدون مرز در تمامی سطوح و اشکال شامل جنگ هوایی، موشکی، دریایی، زمینی، فضایی، ترور و اشغال سرزمین وجود خواهد داشت و همچنین احتمال استفاده از بمب هسته‌ای تاکتیکی، بمب کثیف و بمب هسته‌ای در آن متصور خواهد بود. در سناریوی سوم، طرفین از ائتلاف‌های خود در بالاترین سطح بهره خواهند برد. به نظر می‌رسد تا پیش از وقوع جنگ پرشدت فراگیر، نیروهای نیابتی ایران در معرض فرسایش و ریزش قرار بگیرند ولی در صورت تداوم قدرت عملیاتی، نیروهای نیابتی ایران شامل حزب‌الله، حماس، حشدالشعبی، حوثی‌ها و سلول‌های خفته ایران در منطقه و جهان در بالاترین سطح ممکن خود به کنشگری خواهند پرداخت. در طرف آمریکا نیز اسرائیل با شدت و حدت وارد ماجرا خواهد شد و کشورهای جنوب خلیج فارس با اجباری رضایتمندانه وارد جنگ خواهند شد و ائتلاف عربی-عبری شکل خواهد گرفت. احتمال همکاری سطح بالا و غیرمستقیم ناتو با آمریکا بسیار بالا خواهد بود و در صورت به مشکل افتادن آمریکا، دخالت مستقیم انگلستان و فرانسه و احتمالا آلمان و در ادامه ناتو دور از ذهن نیست، به ویژه آنکه اگر یکی از اعضای ناتو مورد حمله قرار گرفته باشد. همچنین حضور مستقیم و غیرمستقیم متحدین آمریکا در شرق آسیا یعنی ژاپن، کره جنوبی و استرالیا را نباید نادیده گرفت. از ترکیه در چارچوب ناتو و پاکستان در چارچوب پیمان مکه، می‌توان انتظار اقدامات غیرمستقیم علیه ایران را داشت. از منظر جغرافیایی، در صورت وقوع جنگ پرشدت فراگیر، جنگ در محدوده خلیج فارس و دریای عمان و کشورهای پیرامون آغاز خواهد شد و با تشدید نردبانی جنگ، در ادامه جنگ فراگیر به محدوده دریای سرخ، دریای مدیترانه، دریای سیاه، اقیانوس هند، شرق اروپا و احتمالا منطقه قفقاز تسری خواهد یافت. در سناریوی سوم، زیرساخت‌های انرژی و صنعتی کشور‌های درگیر در معرض تهاجم و نابودی خواهد بود و دارایی‌های کشورهای منطقه که ماحصل فروش نفت در صد سال اخیر است، دود خواهد شد تا این کشورها برای بازسازی آن دوباره، چند هزار میلیارد ثروت انباشته‌شده و آتی را به شرکت‌های نفتی آمریکایی و غربی بپردازند. و سخن پایانی‌ با این پرسش که کدام سناریو در واقعیت محقق خواهد شد؛ پاسخ اینکه‌ آن سناریویی که پس از خواندن این مطلب، خود شما دلواپسانه انتظار تحقق آن را دارید. حال، دستان و چشمان خود را به آسمان بدوزید؛ تنها یاریگر ما آنجاست. جایی بسیار دور اما نزدیک؛ از او یاری بجویید.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.