|

لاله‌زار در آستانه راهی نو؟

در نیمه دی‌ماه 1404، برگزاری دو «شب بخارا» را با موضوع «خیابان لاله‌زار» به کمک دوست فرهیخته‌مان علی دهباشی، در خانه شهر یا عمارت بلدیه در میدان توپخانه تدارک دیدیم‌ که یک شب آن اجرا شد و برگزاری شب بعدی ناممکن شد؛ چون شهر در یک جو پرتنش فرو رفت.

در نیمه دی‌ماه 1404، برگزاری دو «شب بخارا» را با موضوع «خیابان لاله‌زار» به کمک دوست فرهیخته‌مان علی دهباشی، در خانه شهر یا عمارت بلدیه در میدان توپخانه تدارک دیدیم‌ که یک شب آن اجرا شد و برگزاری شب بعدی ناممکن شد؛ چون شهر در یک جو پرتنش فرو رفت. تا اینکه در نیمه اول تیرماه، بعد از دیداری با شهردار منطقه 12، ادامه فعالیت خود در حوزه برگزاری نشست‌ها و کنفرانس و دیدار و مشورت با اهالی لاله‌زار را از سر گرفتیم. درواقع بعد از جلسه فیلم «زمستان است» مهرداد زاهدیان، فعالیت‌های فرهنگی تهران متوقف شد. جنگ نیز درگرفت و کلا فعالیت‌های فرهنگی همه‌جا به تعلیق درآمد. تا اینکه با جلسه شهردار آئینی، دوباره انگیزه ادامه برگزاری‌ها را پیدا کردیم.

شهردار «تهران تاریخی» قاعدتا باید دغدغه حفظ و احیای تهران قدیم را نیز در دل داشته باشد؛ چون کیفیت شهر در آنجا می‌تپد. خلاصه اینکه با ایشان جلسه‌ای مشورتی برای آرام‌سازی ترافیکی خیابان لاله‌زار و جلب نظر اهالی تهران و لاله‌زار به این خیابان داشتیم که بعد از آن، دو جلسه دیگر نیز در همان خانه شهر و عمارت زیبای آن تدارک دیدیم؛ یکی در تاریخ 29 تیر و دیگری در پنجم مرداد. سالن با وجود گرمای هوا، هر دو بار پر شد، ولی خودِ اهالی لاله‌زار کم آمدند. مهرداد زاهدیان در فیلمش‌، «زمستان است»، از جوان‌مرگی لاله‌زار گفت. خودش می‌گوید: «فیلم نشان می‌دهد که چگونه یک جوان پرآرزو را کشتند. چگونه تمام آمال و آرزوهای نوجویی جامعه شهری تهران و حرکت آن به سمت یک دنیای تازه، تبدیل شد به یک پلشتی، فضایی آلوده و بی‌دروپیکر». زاهدیان می‌گوید: لاله‌زار برایم شبیه کارتن‌خوابی بود که وقتی به او نزدیک شدم، دیدم لباسش مارک «لافایت» دارد؛ مغازه‌ای شیک در پاریس... گردنبندی نقره دارد... حرف که زد دیدم یک اشراف‌زاده است. بوی اصالتی می‌دهد که هرچه بیشتر با او حرف می‌زنی، بیشتر متوجه آن می‌شوی. و صد افسوس که درست در زمان بالندگی‌اش، از همان اوان جوانی کمر به نابودی‌اش بستند. 

واقعیت این است که تهران بین دو فرزند خود، لاله‌زار و ناصرخسرو، اولی، که می‌خواست موسیقی بنوازد و در جهان سیر کند را طرد کرد». البته فیلم «زمستان است» تاریخ لاله‌زار تا به امروز را نشان می‌دهد و از نظر ما دوست‌داران، حتی ساخت‌وسازهای پرحجم امروز هم بخشی از آن رهاشدگی و تنزل شأن و مقام این خیابان به عنوان تصویر تهران مدرن‌ هستند. اما چه می‌شود کرد جز به قول آقای مهندس بهشتی، «تمنای بازگشت اصالت و اهلیت» به خیابانی که تمام نشانه‌های این اشراف‌زادگی را هنوز در خود دارد... جز انتظار کشیدن برای «بهار مدنیَت»ی دوباره تا فیلمی با عنوان «بهاری دوباره در لاله‌زار» ساخته شود.

اما در شب پیاده‌روهای لاله‌زار صحبت بیشتر از لزوم دمیدن روحی تازه به این خیابان بود. دکتر علی شهیدی از حال و هوای قدیم لاله‌زار گفتند. از مدل شکل‌گیری ویترین‌های مدرن و جذاب که پای قدم‌زدن جمعیت شهری را برای نخستین‌بار در تهران به خیابان کشاند. از پیاده‌روی هرروزه پیرنیاها و مؤتمن‌الملک‌ها و البته بسیاری دیگر در آن. از آمدن چراغ برق و روشنایی به خیابان. از تحریریه‌هایی که در لاله‌زار پا گرفته بودند. از شکوفایی موسیقی در آنجا. از روشنفکرانی چون عارف قزوینی و میرزاده عشقی و رجال شهر که لاله‌زار را رنگ و بو می‌دادند. و البته از امیدمان به برآمدن لاله‌زاری باصفاتر از همین خیابانی که چهره واقعی‌اش با وجود چراغ‌ها پنهان شده و منتظر است تا بازسازی‌ها و آمد و شدها در آن از سر گرفته شود. شهیدی نگران تمام نشانه‌هایی است که اصالت چهره لاله‌زار را حفظ می‌کنند. من نیز از حیاتی‌بودن امر مرمت در محله لاله‌زار و فردوسی سخن راندم. و موارد امیدوارکننده‌ای را نشان دادم از کسانی که در لاله‌زار دست‌به‌کار بازسازی و احیا شده‌اند. این روند، اگرچه کم‌رنگ و کُند است، آینده‌ای روشن را نوید می‌دهد.

در شب پیاده‌روهای لاله‌زار سخنران دیگر حاج‌آقا محمدرضا کارگری از رؤسای سابق اتحادیه صنف الکتریک و نهضت مدرسه‌سازی ایران و چهره ماندگار، بر مثبت‌بودن بازسازی و پیاده‌راه‌کردن خیابان توسط شهرداری تأکید داشتند. ایشان لزوم همراهی کسبه با ارتقای کیفیت خیابان و ایجاد شرایطی مناسب برای همراهی را لازم دانستند. اُرد عدل‌پرور، از نسل سوم‌های لاله‌زار، تاریخچه کوچ گروه تولیدکنندگان لباس و کت و شلوار از لاله‌زار به پاساژ القانیان (ساختمان پلاسکوی امروز) را گفت و آمادگی خود برای خرید دوباره مغازه پدربزرگش در چهارراه کنت را ابراز کرد. عدل‌پرور، باشخصیت، مغرور و موفق، نمونه خوبی از کسانی است که پیوندی عاطفی و تاریخی با خیابان لاله‌زار دارد. سخنران دیگرمان، جعفر علیزاده از کسبه خیابان نیز از احساس مشابهی سخن گفت و معتقد بود این خود اهالی لاله‌زار هستند که هم بیشترین میزان علاقه و اهمیت را برای لاله‌زار قائل‌اند، هم بیشترین میزان قدرت تأثیرگذاری در آن را در دست دارند. علیزاده بعد از 10 سال تحصیل و زندگی در آمریکا به لاله‌زار بازگشته تا کار پدرش را دنبال کند و می‌خواهد فرزندانش نیز همین‌جا کار کنند. اینهایند ریشه‌هایی که لاله‌زار را از نو بارور خواهند کرد و به چهره آن تنوع خواهند بخشید.

از جلسه سوم (پنجم مرداد) فقط به اشاره‌ای بسنده می‌کنم تا به‌زودی صحبت‌های دوستان سینمایی و هنرمندمان را همین‌جا نقل کنم. در جلسه سوم، جواد طوسی‌ منتقد سینمایی و فرهاد توحیدی‌ از نویسندگان برجسته سینمای ایران، بهنام ابوترابیان معمار و متفکر جذاب شهر، علی شهیدی استاد دانشگاه پژوهنده لاله‌زار و داوود قهردار با عکس‌های بی‌نظیرش از سینماهای خالی‌شده خیابان، بیشتر به سیر حیات فرهنگی لاله‌زار در قرن گذشته پرداختند که همه را هفته آینده خواهم نوشت.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.