دسترسی به غذای سالم؛ ضرورتها و چالشهای اصلاح سیاست
برخلاف باور حاکم، امنیت غذایی به معنای تولید کافی یا خودکفایی در مواد غذایی نیست. امنیت غذایی زمانی محقق میشود که آحاد جامعه، همیشه به غذای کافی، سالم، مغذی و مقرونبهصرفه دسترسی داشته باشند. آخرین گزارش «وضعیت امنیت غذایی و تغذیه جهان» (SOFI-2026) نشان میدهد یکی از مهمترین چالشهای امروز جهان، نه کمبود غذا، بلکه ناتوانی بخش قابل توجهی از مردم در تأمین یک رژیم غذایی سالم است.
برخلاف باور حاکم، امنیت غذایی به معنای تولید کافی یا خودکفایی در مواد غذایی نیست. امنیت غذایی زمانی محقق میشود که آحاد جامعه، همیشه به غذای کافی، سالم، مغذی و مقرونبهصرفه دسترسی داشته باشند. آخرین گزارش «وضعیت امنیت غذایی و تغذیه جهان» (SOFI-2026) نشان میدهد یکی از مهمترین چالشهای امروز جهان، نه کمبود غذا، بلکه ناتوانی بخش قابل توجهی از مردم در تأمین یک رژیم غذایی سالم است. این گزارش تأکید میکند مانع اصلی دسترسی جهانیان به غذای سالم، افزایش هزینه آن و کاهش قدرت خرید خانوارهاست؛ موضوعی که در سایه تحریم و محاصرههای اقتصادی اخیر به یکی از مهمترین دغدغههای اصلی اجتماعی و امنیتی سیاستگذاران ایران تبدیل شده است. ایران طی دهههای گذشته در افزایش تولید محصولات اساسی کشاورزی دستاوردهای قابل توجهی داشته است. تولید گندم، محصولات باغی، لبنیات، مرغ و تخممرغ در بسیاری از سالها نیاز داخلی را تأمین کرده و حتی زمینه صادرات برخی محصولات را فراهم آورده است. با این حال، افزایش تولید بهتنهایی نتوانسته دسترسی همه اقشار جامعه به یک رژیم غذایی سالم را تضمین کند. رشد مستمر قیمت مواد غذایی، کاهش درآمد واقعی خانوارها و افزایش شکاف درآمدی موجب شده است بسیاری از خانوادهها، بهویژه دهکهای پایین درآمدی، مصرف مواد غذایی مغذی را در برنامه روزانه خود کاهش دهند. شواهد آماری سالهای اخیر نیز این روند را تأیید میکند. کاهش سرانه مصرف گوشت قرمز، لبنیات، آبزیان، میوه و حتی برخی سبزیجات در مقابل افزایش مصرف نان، برنج و سایر مواد غذایی ارزانتر، نشان میدهد بسیاری از خانوارها ناچار شدهاند کیفیت رژیم غذایی خود را فدای تأمین حداقل انرژی مورد نیاز کنند. این تغییر الگوی مصرف، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت نیاز کالری را تأمین کند، اما در بلندمدت پیامدهایی همچون سوءتغذیه پنهان، کمبود ریزمغذیها، افزایش چاقی، دیابت، بیماریهای قلبی-عروقی و سایر بیماریهای غیرواگیر را به دنبال خواهد داشت. مطالعات بینالمللی نشان میدهد هزینه بالای رژیم غذایی سالم، بیش از آنکه ناشی از فراهمی و کمبود تولید باشد، ریشه در مشکلات ساختاری نظامهای غذایی دارد. غذاهای سالم مانند میوه، سبزی، لبنیات، شیلاتی و محصولات پروتئینی، به دلیل فسادپذیری بالا، نیازمند شبکههای پیشرفته نگهداری، زنجیره سرد، حملونقل سریع، بستهبندی مناسب و نظام توزیع کارآمد هستند. هرگونه ضعف در این حلقهها، هزینه نهایی محصول را افزایش داده و قیمت پرداختی مصرفکننده را بالا میبرد.
این مسئله در ایران نیز بهخوبی مشاهده میشود. با وجود تولید قابل توجه بسیاری از محصولات کشاورزی، بخش قابل توجهی از آنها در مراحل برداشت، حملونقل، انبارداری و توزیع از چرخه مصرف خارج میشوند. فرسودگی ناوگان حملونقل، کمبود سردخانههای استاندارد، ضعف صنایع تبدیلی، تعدد واسطهها و ناکارآمدی نظام توزیع موجب میشود فاصله قیمت محصول از مزرعه تا سفره مصرفکننده بسیار زیاد باشد. در بسیاری از موارد، سهم کشاورز از قیمت نهایی اندک است، در حالی که مصرفکننده همان محصول را با چندین برابر قیمت خریداری میکند. بنابراین، بخش مهمی از افزایش قیمت مواد غذایی نه در مزرعه، بلکه در زنجیره پس از تولید تا مصرف شکل میگیرد.
از سوی دیگر، سیاستهای حمایتی بخش کشاورزی نیز نیازمند بازنگری است. طی سالهای گذشته، بخش عمده حمایتهای دولتی بر تولید محصولات اساسی و انرژیزا مانند گندم متمرکز بوده است؛ در حالی که تولید محصولات مغذی نظیر حبوبات، سبزیجات، میوهها و برخی محصولات پروتئینی کمتر مورد حمایت قرار گرفتهاند. اگرچه حمایت از تولید محصولات راهبردی برای حفظ امنیت غذایی ضروری است، اما امنیت غذایی امروز فقط به تأمین کالری محدود نمیشود و کیفیت تغذیه نیز باید به همان اندازه مورد توجه قرار گیرد. از منظر اقتصادی، تورم مزمن و کاهش قدرت خرید خانوارها، مهمترین عامل محدودکننده دسترسی به غذای سالم در ایران است. حتی اگر عرضه مواد غذایی افزایش یابد، تا زمانی که درآمد واقعی مردم با رشد قیمتها همگام نباشد، امکان بهرهمندی از یک رژیم غذایی متعادل برای بخش بزرگی از جامعه فراهم نخواهد شد. از این رو، سیاستهای حمایت از معیشت خانوارها، کنترل تورم و افزایش ثبات اقتصادی نیز بخشی جداییناپذیر از سیاستهای امنیت غذایی محسوب میشوند. یافتههای فائو و تجربه کشورهای موفق نشان میدهد کاهش هزینه رژیم غذایی سالم مستلزم اجرای همزمان سرمایهگذاریهای زیرساختی و اصلاحات نهادی است. در ایران نیز توسعه سامانههای نوین آبیاری، ارتقای بهرهوری مصرف آب، بهبود راههای روستایی، گسترش زنجیره سرد، توسعه صنایع تبدیلی و بستهبندی، سرمایهگذاری در تحقیقات کشاورزی، اصلاح بذرها، مکانیزاسیون و استفاده از فناوریهای نوین میتواند هزینه تولید و عرضه محصولات مغذی را کاهش دهد. این اقدامات علاوه بر افزایش بهرهوری، موجب کاهش ضایعات، افزایش درآمد تولیدکنندگان و کاهش قیمت نهایی برای مصرفکنندگان خواهد شد. در کنار این اقدامات، اصلاح ساختار بازار محصولات کشاورزی نیز ضروری است. توسعه قراردادهای مستقیم بین تولیدکنندگان و خردهفروشان، کشاورزی قراردادی، ایجاد و تقویت بازارچههای محلی، تقویت تعاونیهای تولید و بازاریابی، توسعه تجارت الکترونیک محصولات کشاورزی و کاهش واسطهگری غیرضروری میتواند فاصله قیمت مزرعه تا بازار مصرف را کاهش دهد. همچنین بازنگری در سیاستهای تعرفهای، تسهیل واردات نهادههای تولید، حمایت هدفمند از تولید محصولات مغذی و اصلاح نظام یارانهها میتواند به بهبود دسترسی خانوارها به غذای سالم کمک کند.
البته باید توجه داشت هیچ نسخه واحدی برای همه کشورها وجود ندارد. شرایط اقلیمی، محدودیت منابع آب، ساختار تولید، الگوی مصرف و ویژگیهای اقتصادی ایران ایجاب میکند سیاستهای امنیت غذایی متناسب با واقعیتهای کشور طراحی شود. در ایران، بحران آب، تغییرات اقلیمی، کوچکبودن اراضی کشاورزی، نوسانات نرخ ارز و وابستگی برخی نهادههای تولید به واردات، از جمله عواملی هستند که هزینه تولید مواد غذایی را افزایش میدهند. بنابراین برنامهریزی برای کاهش قیمت غذای سالم باید با در نظر گرفتن این محدودیتها و بر پایه شواهد علمی انجام گیرد. آموزش عمومی مردم به منظور آشنایی به ارزش غذایی و روشهای ارتقاء رژیم غذایی و بهبود سیستم تغذیه خانواده نیز از وظایف دولت و نظام تحقیقاتی، رسانهای و دانشگاهی کشور است که در سالهای اخیر کمتر مورد توجه قرار گرفته است. احیای برخی از غذاهای بومی و سنتی که از سوی فائو نیز توصیه شده از دیگر روشهایی است که میتواند در ایجاد تنوع و بهبود کیفی رژیم غذایی و کاهش هزینه تأثیر بسزایی داشته باشد.
در نهایت، باید پذیرفت امنیت غذایی پایدار بدون دسترسی اقتصادی مردم به غذای سالم تحقق نخواهد یافت. موفقیت نظام غذایی فقط با افزایش تولید سنجیده نمیشود، بلکه توانایی خانوارها در خرید و مصرف یک رژیم غذایی متنوع، مغذی و سالم، مهمترین شاخص کارآمدی آن است. از این رو، اصلاح سیاستهای کشاورزی، بهبود زیرساختهای زنجیره تأمین، کاهش ضایعات، افزایش بهرهوری، مهار تورم، حمایت هدفمند از اقشار آسیبپذیر و ارتقای قدرت خرید مردم باید بهصورت همزمان در دستور کار سیاستگذاران قرار گیرد. فقط با چنین رویکردی میتوان ضمن تقویت امنیت غذایی، سلامت جامعه را بهویژه در شرایط سخت جنگی تأمین کرد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.