|

تنگه هرمز؛ فرصت یا تهدید

توافق‌نامه ۱۴ماده‌ای اخیر بین ایران و آمریکا که محصول مشترک مقاومت درخشان و رشادت‌های تحسین‌برانگیز نیروهای مسلح و پایداری مردم در مقابل تجاوز جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی از یک سو و دیپلماسی فعال و تلاش فراوان و کارساز و راهگشای وزارت امور خارجه و هیئت مذاکره‌کننده ایرانی از دیگر سو به دست آمد،

توافق‌نامه ۱۴ماده‌ای اخیر بین ایران و آمریکا که محصول مشترک مقاومت درخشان و رشادت‌های تحسین‌برانگیز نیروهای مسلح و پایداری مردم در مقابل تجاوز جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی از یک سو و دیپلماسی فعال و تلاش فراوان و کارساز و راهگشای وزارت امور خارجه و هیئت مذاکره‌کننده ایرانی از دیگر سو به دست آمد، اینک به دلیل ادعای طرفین مبنی بر نقض آتش‌بس به‌ویژه درخصوص تردد کشتی‌ها از تنگه هرمز (بند ۵ توافق‌نامه) به حالت تعلیق درآمده و همین امر موجب شده است که تنگه استراتژیک هرمز از یک فرصت تاریخی و مغتنم برای استیفای حقوق ملت ایران در مذاکرات با طرف آمریکایی به تدریج در حال تبدیل‌شدن به یک تهدید فرسایشی برای فروپاشی توافق‌نامه باشد. تصمیم شجاعانه و درخور ستایش شورای عالی امنیت ملی و به‌ویژه ریاست‌جمهوری در دست‌یابی به چنین توافق‌نامه‌ای که به اذعان اکثریت قریب به اتفاق کارشناسان برجسته داخلی و بین‌المللی آشنا با حوزه سیاست خارجی و حقوق بین‌الملل منافع قابل‌توجه و کم‌سابقه‌ای را برای ایران به ارمغان آورده و اقدام به امضای آن توسط رئیس‌جمهور که علی‌رغم فشارها و تهدیدها با فداکاری تاریخی و پذیرش مسئولیتی سنگین صورت گرفت، دستاورد بزرگی است که می‌تواند برای یک دوره طولانی از وقوع جنگ و تخاصم در منطقه پیشگیری و امنیت ملی و استقلال و تمامیت ارضی کشور را تضمین و فرصت بازسازی کشور را فراهم کند و موجب کاهش حوزه نفوذ اسرائیل در خاورمیانه شود. اما به زعم نگارنده با وجود اتهام طرفین به نقض آتش‌بس از سوی یکدیگر، آنچه بیشترین تهدید را متوجه تعلیق توافق‌نامه کرده، حضور و نقش‌آفرینی نیروهای افراطی و مشکوک در دو طرف معادله است. در آمریکا لابی گسترده رژیم صهیونیستی در محافل تأثیرگذار آمریکا و نظام حکمرانی آن برای ناکام‌گذاشتن اجرای توافق و همچنین در ایران نیز جریانی تندرو در تلاش است تا به هر نحو ممکن از به‌ثمرنشستن توافق‌نامه جلوگیری کند. اظهارات روشنگرانه و بی‌سابقه وزیر امور خارجه به عنوان یکی از عالی‌ترین شخصیت‌های سیاسی و مورد اعتماد نظام درخصوص وجود حفره‌های امنیتی که علاوه بر انتقال اطلاعات محرمانه به دشمن، نقش مهمی در فرایند تصمیم‌‌سازی ایفا می‌کنند، این نگرانی را تقویت می‌کند که نقش مخرب این جریان و حفره امنیتی در وقوع و استمرار جنگ و ترور رهبران کشور و پیشگیری از اجرای توافق‌نامه رو به افزایش است. تلاش گسترده برای دوقطبی‌کردن جامعه و تخریب و تضعیف مسئولان عالی‌رتبه و نهادهای اصلی کشور از سوی همین جریان را می‌توان در همین راستا ارزیابی کرد. در این میان نقش مکمل رسانه ملی در چنین فرایندی را باید بسیار مهم دانست. حذف بخش‌های مهمی از گزارش‌ آقای دکتر قالیباف به مردم و قطع سخنرانی ریاست‌جمهوری هنگام تبیین و توضیح درخصوص وضعیت کشور و آگاه‌سازی مردم از روند مذاکرات و توافق‌نامه و... و ارائه روایت‌های یک‌جانبه و تحریف‌شده و غیرواقعی از تلاش‌های انجام‌شده در راستای تأمین حقوق ملت در مذاکرات و توافق‌نامه‌ای که در مسیر اجرا قرار گرفت و بندهایی از آن عملی شد، گزاره‌های قابل توجهی است. بدون تردید بیشترین منافع فروپاشی توافق‌نامه و استمرار درگیری هدایت‌شده خارج از کشور را باید متوجه اسرائیل و نقش آنان در تحریک رئیس‌جمهور آمریکا برای ادامه جنگ دانست. در چنین شرایطی که ایران از منظر اقتصادی با دشواری‌هایی روبه‌روست و مردم با تورم و گرانی‌های افسارگسیخته و آثار زیان‌بار دو جنگ اخیر در تنگنا قرار دارند، کوبیدن بر طبل جنگ می‌تواند پیامدهای ناگوار اجتماعی و سیاسی را به دنبال داشته باشد بنابراین بر همه نیروها و شخصیت‌های سیاسی، فکری، فرهنگی و اجتماعی که دل در گرو سربلندی ایران دارند، احزاب، جمعیت‌ها، نهادهای مدنی و صنفی و رسانه‌ها فرض است که با حمایت از تصمیم درست و خردمندانه شورای عالی امنیت ملی، دولت و ریاست‌جمهوری زمینه‌ بازگشت به توافق‌نامه و استمرار آتش‌بس و توقف جنگ را فراهم کنند و اجازه ندهند که دستاورد‌های مقاومت در دو جنگ اخیر و نقش ممتاز و مهم تنگه هرمز از فرصت پدیدآمده به تهدیدی علیه امنیت ملی و استقلال و تمامیت ارضی کشور تبدیل شود. تنگه هرمز فارغ از اینکه یک آبراه بین‌المللی است یا در انحصار دو کشور ایران و عمان است و ترتیبات حقوقی ویژه‌ای باید بر آن اعمال شود، می‌تواند به تنگه صلح و ثبات خاورمیانه و غرب آسیا تبدیل شود. اگر از این تنگه استراتژیک صرفا به عنوان یک عامل مؤثر در جنگ و بازدارندگی تجاوز به کشور استفاده شود، می‌تواند در درازمدت نقش کاهشی داشته و حتی به بهانه‌ و تهدیدی علیه امنیت ملی ایران تبدیل شود، اما اگر از موقعیت مهم ژئوپلیتیکی و ظرفیت فراوان آن در تقویت تجارت بین‌المللی و انتقال انرژی به جهان و حسن روابط و امنیت منطقه‌ای و ارتقای همکاری با همسایگان و صلح و ثبات جهانی بهره‌برداری شود، به عنوان تنگه صلح منافع ارزنده‌ای فراتر از دریافت اندک عوارض عبور کشتی‌ها برای ایران به همراه خواهد داشت و زمینه تدریجی خروج ایران از تنهایی استراتژیک را فراهم می‌کند. تنگه هرمز هم‌زمان می‌تواند هم نمادی از مقاومت و ایستادگی یک ملت باشد و هم نقشی تاریخی در تأمین منافع ملی ایران ایفا کند و پیام‌آور آرامش و ثبات منطقه خاورمیانه و غرب آسیا و جهان باشد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.