|

طنین تعلیق در حافظه خیابان؛

جغرافیای صوتی در گذار از بحران

بسیاری از متخصصان علوم اعصاب بر این باورند که شنوایی، نگهبان همیشه بیدار مغز است. سیستم عصبی بدن به این صورت کار می‌کند که در دوران بحران جنگ تحت تاثیر ترشح مدام کورتیزول، در وضعیتی قرار می‌گیرد که به آن اصطلاحا گوش‌به‌زنگی مفرط می‌گویند. این وضعیت باعث می‌شود آمیگدال یا مرکز پردازش ترس در مغز، حساسیت غیرمعمولی پیدا کند. در دوران پس از بحران، جغرافیای صوتی شهر برای شهروندانی که در طول جنگ به افراد ترومازده تبدیل شده‌اند، به یک میدان مین شبیه می‌شود.

جغرافیای صوتی در گذار از بحران
ریحانه جولایی خبرنگار شرق

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

دنیایی که ما در آن زندگی می‌کنیم قبل از آنکه با چشم‌ها دیده شود، با گوش‌هایمان شنیده می‌شود. زندگی روزانه ما به فضایی گره خورده که پر از نشانه‌های صوتی است و این نشانه‌ها برای ما هویت مکان‌ها و امنیت فضا را تعریف می‌کند. با تمام این تفاسیر وقتی که یک جامعه از دالان‌های باریک و تنگ بحران عبور می‌کند، رابطه بین گوش و محیط دچار تغییرات بنیادین و اساسی می‌شود. پژوهشگران از این پدیده به عنوان جغرافیای صوتی یاد می‌کنند. این پدیده در زمان آتش‌بس و ثبات شکننده، تبدیل به یکی از  حساس‎ترین شاخص‌های سنجش سلامت روان جمعی می‌شود. در حقیقت شهری که ما در آن ساکن هستیم و سال‌ها در آن رفت‌وآمد داشتیم و خاطرات ساختیم تنها یک کالبد فیزیکی شامل خیابان و ساختمان نیست، در واقع شهر ما مجموعه‌ای از فرکانس‌هاست که می‌تواند به ما این پیام را بدهد که در وضعیت آرامش قرار داریم یا باید برای فاجعه هوشیار باشیم.

هویت‌بخشی صوتی به مکان و تجربه زیسته

معنای جغرافیای صوتی همان مطالعه چگونگی تعامل انسان با محیط از طریق صداست. زمانی که شهروندان در شرایط عادی قرار دارند، صداهای شهری نظیر بوق خودروها، زمزمه دست‌فروشان و حتی پارازیت‌های شهری، بخشی از ریتم حیات هستند و همین صداهای عادی و روزمره به ما این اطمینان را می‌دهند که زندگی با آرامش و بدون هیچ تهدیدی در جریان است. اما زمانی که شهر در دوران بحران قرار دارد، این نقشه صوتی بازنویسی می‌شود. در حقیقت صداهای عادی حذف می‌شوند و جای خود را به صداهای استراتژیک و اضطراب‌آور می‌دهند. درست در زمانی که شیپور آتش‌بس یا پایان جنگ نواخته می‌شود، جامعه با نوعی خلاء صوتی مواجه می‌شود. در این مرحله، گوش‌های ما که برای هفته‌های طولانی برای شنیدن صدای انفجار، عبور جنگنده‌ها و... آماده شده‌اند، نمی‌توانند به‌سادگی و سرعت به تنظیمات پیش‌فرض خود برگردند و دقیقا همینجاست که جغرافیای صوتی از یک مفهوم انتزاعی به یک بن‌بست بیولوژیک تبدیل می‌شود.

گوش‌به‌زنگی دائمی و تروماهای شنیداری

بسیاری از متخصصان علوم اعصاب بر این باورند که شنوایی، نگهبان همیشه بیدار مغز است. سیستم عصبی بدن به این صورت کار می‌کند که در دوران بحران جنگ تحت تاثیر ترشح مدام کورتیزول، در وضعیتی قرار می‌گیرد که به آن اصطلاحا گوش‌به‌زنگی مفرط می‌گویند. این وضعیت باعث می‌شود آمیگدال یا مرکز پردازش ترس در مغز، حساسیت غیرمعمولی پیدا کند. در دوران پس از بحران، جغرافیای صوتی شهر برای شهروندانی که در طول جنگ به افراد ترومازده تبدیل شده‌اند، به یک میدان مین شبیه می‌شود. به همین دلیل است که با گذشت بیش از یک هفته از آتش‌بس با هر صدایی مثلا صدای ترمز ناگهانی یک اتوبوس یا صدای بلند یک موتورسیکلت در خیابان، افتادن یک وسیله فلزی در کارگاه ساختمانی یا حتی صدای باد و رعدوبرق از جا می‌پریم و دوباره ترس جنگ را احساس می‌کنیم. بعد از بحران‌های این چنینی، صداهای ساده اطراف دیگر صرفا یک صدای شهری نیست. در این میان اتفاقی که رخ می‌دهد این است که مغز فرکانس‌ها را با الگوهای صوتی زمان بحران تطبیق می‌دهد و بلافاصله واکنش جنگ یا گریز را فعال می‌کند. این تداخل صوتی باعث می‌شود که حتی در لحظاتی که بیشترین امنیت را داریم، روان‌مان احساس آرامش نمی‌کند. 

سکوت به مثابه تهدید

احتمالا در زمان جنگ، وقتی برای مدت طولانی سکوت می‌شد، شما هم کمی ترس احساس می‌کردید. این موضوع در میان بسیاری از مردم مشترک است. آن‌ها می‌گویند زمانی که سکوت بیش از چیزی که انتظار داشتند می‌شد، ترسی را تجربه می‌کردند که بسیار طاقت‌فرسا بوده و منتظر حمله یا اتفاقی سنگین می‌شدند. یکی از عجیب‌ترین جنبه‌های جغرافیای صوتی در دوران پساجنگ، همین هراس از سکوت است. سکوت در شرایط عادی نشان‌دهنده آرامش و تمدد اعصاب است، اما برای جامعه‌ای که به صداهای ممتد و اخبار نگران‌کننده و محیط پر از التهاب عادت کرده‌، سکوت‌های ناگهانی و طولانی‌مدت می‌تواند پیام‌های هولناکی داشته باشد؛ چیزی شبیه آرامش پیش از طوفان. به عبارت دیگر سکوت در جغرافیای صوتی جدید برای جامعه درگیر تروما، دیگر خلاء صدا نیست بلکه سنگینی انتظار است.  شهروندان در دوران آتش‌بس و روزهای ابتدایی پایان جنگ مدام در حال گوش دادن به اطراف هستند تا مبادا صدایی باعث شود این سکوت و آرامش بشکند و طبق گفته روانشناسان این نوع از اضطراب انتظار، فرساینده‌ترین بخش تجربه صوتی در دوران بعد از جنگ یا تعلیق است که به فرد اجازه نمی‌دهد تا به روتین‌های زندگی برگردد.

بازسازی رژیم شنیداری در فضاهای عمومی

به هر روی جامعه نیاز دارد تا از این تروماها خارج شود و برای عبور از تروماهای جغرافیای صوتی، نیازمند بازپس‌گیری فضاهای عمومی از طریق صداهای صلح‌آمیز است و این موضوع مهم و سنگین، در این بازه به عهده مدیریت شهری و نهادهای فرهنگی است. این نهادها می‌توانند با برنامه‌ریزی رویدادهای جمعی که در آن صداها، موسیقی و ریتم‌های آرام‌بخش غالب باشد، کمک کنند تا به‌تدریج حافظه صوتی شهر بازسازی شود. شهروندان ترسیده، امروز به دیدن بازگشت دوباره زندگی در شهر و شنیدن صداهای عادی و روزمره نیاز دارند تا لایه‌های صوتی جنگ را در ذهن و روان خود دفن کنند. در صورتی که جغرافیای صوتی یک شهر فقط به خبرهای نظامی و تحلیل‌های درست و نادرست سیاسی اختصاص پیدا کند، فرایند بهبود روان جمعی جامعه یا بسیار کند می‌شود یا در برخی موارد با بن‌بست مواجه خواهد شد. 

مسئولیت اجتماعی رسانه در این فضا

یکی از مسئولیت‌های مهم رسانه‌ها تاثیرگذاری با کلمات و تصاویر است اما نقش داشتن در فضاسازی صوتی هم از موارد مهمی است که رسانه می‌تواند به آن بپردازد و جهت‌دهی کند. رسانه‌ها بهتر است در دوران آتش‌بس و آرامش، از موسیقی‌های حماسی تند، افکت‌های صوتی هشداردهنده در برنامه‌های خبری و بازنشر مدام ویدئوهای حاوی صدای انفجار استفاده نکنند. استفاده از این موارد عملا به معنای استمرار تروما در جغرافیای صوتی ذهن مردم است. رسانه مسئول در این دوران تلاش می‌کند تا به صورت آگاهانه از تولید کردن آلودگی‌های صوتی اضطراب‌زا پرهیز کند.  

خانه در یک صلح صوتی

بی‌تردید جغرافیای صوتی به خیابان و محیط‌های خارجی محدود نمی‌شود و عمیق‌ترین لایه‌های آن در خانه و حریم خصوصی افراد شکل می‌گیرد. خانه پناهگاه است و در دوران بحران نیز باید پناهگاه بماند، اما این روزها به واسطه استفاده زیاد از رادیو و تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی تبدیل به میدان جنگ شده است. حالا که در دوران تعلیق و آتش‌بس قرار داریم، بازتعریف مرزهای صوتی خانه امری حیاتی و ضامن سلامت روان اعضای خانواده است. به عنوان مثال جایگزین کردن صدای تلویزیون با موسیقی‌های آرام و بی‌کلام یا حتی تمرین آگاهانه سکوت کردن از گا‌های موثری است که کمک می‌کند تا امنیت به جغرافیای صوتی خانه برگردد. فراموش نکنیم، تنها زمانی افراد وارد پروسه بازسازی روانی می‌شوند که خانه و فضای بیرونی از صداهای تهدیدآمیز پاکسازی شود.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.