|

در جست‌وجوی فضاهای جمعی جدید

در این دوران پرتلاطم که سران جنگ‌افروز آمریکا و اسرائیل خاورمیانه را به آتش کشیده‌اند، ما مردم عادی نیز بیکار ننشسته‌ایم و در فکر یافتن روزنه‌هایی از امید و فضاسازی برای تنفس هستیم؛ فضاهایی که بتوان در اتمسفر کلی جنگ و خشونت، درون آنها مثبت عمل کرد و تا حدودی آرام گرفت.

در این دوران پرتلاطم که سران جنگ‌افروز آمریکا و اسرائیل خاورمیانه را به آتش کشیده‌اند، ما مردم عادی نیز بیکار ننشسته‌ایم و در فکر یافتن روزنه‌هایی از امید و فضاسازی برای تنفس هستیم؛ فضاهایی که بتوان در اتمسفر کلی جنگ و خشونت، درون آنها مثبت عمل کرد و تا حدودی آرام گرفت.

شک ندارم که ما می‌توانیم در دایره همین جو پرالتهاب جنگ و بلاتکلیفی، هر یک به فکر خلق فضایی مناسب و قابل زندگی برای رشد اجتماعی خود و نزدیکان قومی، محله‌ای و حرفه‌ای‌مان باشیم و خوشبختانه نشانه‌هایی از این تلاش‌ها را نیز در این یکی، دو‌ ماه اخیر شاهد بوده‌ام و هر روز در این دنیای بدون اینترنت، در همین رسانه‌های ضعیف موجود، جوانه‌زدن‌شان را دنبال کرده‌ام. البته گروه‌های موازی با ساختارهای دولتی، برای کمک به مردم محلات در دوران جنگ زودتر از بقیه جمع‌های محلی مستقل‌تر  صنفی-حرفه‌ای یا محلی شکل گرفته‌اند. اما جمع‌های خودجوش غیرسیاسی و مستقل نیز توانسته‌اند در موضوعات مختلف ابراز وجود کنند و چراغ راهی برای عبور از بحران و برساختن آینده‌ای بابرنامه‌تر و ماندگارتر در برخی زمینه‌ها را روشن کنند. برای نمونه، فعالان برخی محلات جنوب شهر تهران که مثلا گروهی از آنها یک کانال به اسم سرای محله باغ آذری روی «بله» تشکیل داده است و زیرگروه‌هایی مثل آموزش‌های شهروندی ناحیه 6، خانه سلامت، خانه دوام و ایمنی، کانون گردشگری، صدای محله، کانون دختران، کانون پسران و روابط عمومی دارند. این در وضعیتی است که سراهای محلات 352گانه تهران ظاهرا از ابتدای جنگ رمضان رسما تعطیل‌اند و هنوز هم در کمال تعجب درهای‌ خود‌ را بر روی فعالیت‌های روزمره محلی مانند مهد کودک و کلاس‌های مختلفی که در سراهای محلات برگزار می‌شوند، باز نکرده‌اند.

تشکیلات بزرگ دیگری که برای ارتقای تاب‌آوری شهری و محلات ایجاد شده و خیلی سریع 10 هزار عضو به خود جذب کرده و تحت عنوان «همتا»  -‌هسته‌های محلی تاب‌آور- در 22 منطقه تهران فعال شده، از همین نوع است. ایجاد هسته‌ها توسط این تشکیلات که از قرارگاه مردمی شهید باقری تهران مدیریت می‌شود، توسط وزیر کشور و رئیس سازمان امور اجتماعی کشور طی بخش‌نامه‌ای به استانداری‌های سراسر کشور ابلاغ شده است. این هسته‌ها در مساجد مستقر می‌شوند و به کمک معتمدین و جوانان متعهد محل، خود را برای کمک به مردم در شرایط جنگی آماده می‌کنند. کمیته‌های همتا در محلات برای رسیدگی به امور روان‌سازی ترافیک و بازگشایی معابر، امداد و نجات در لحظه حادثه، شناسایی پناهگاه‌های امن برای محلات، دیده‌بانی و گشت‌زنی در نقاط بی‌دفاع محله، کمک به پایداری فعالیت اصناف مهم مانند نانوایی‌ها و سوپرمارکت‌ها، کمک به انجام نظافت عمومی محله، تأمین اقلام غذایی برای نیازمندان محله، آموزش‌های عملی شهروندی و اجرای برنامه‌های افزایش مهارت شهروندان محله در مواجهه با بحران و بالاخره کمک به بهداشت روان و حمایت از خانواده‌های آسیب‌پذیر، قرار است تشکیل شوند. اگر این امور همه یکسان انجام شوند و کار هسته‌های محلی مردمی به کارهای پلیسی محدود نماند، می‌توان به مثبت‌بودن این هسته‌ها برای ایجاد شوراهای مستقل محلی در زمان صلح امیدوار بود. ‌

البته، هسته‌های همتای قرارگاه‌های شهرداری، حمایت‌شده از سوی دولت رسمی هستند و در کنار نهادهایی مانند بسیج، کمک و نظارت خود را در دوران جنگ ارائه می‌دهند، اما جمع‌های جالب و نوینی هم هستند که از دل فعالان محلی قدیمی، دانشگاهیان، سمن‌های محلی قدیم، شورایاران محلی موفق و... برآمده‌اند و ‌اکنون در شرایط بحرانی جنگ دوباره در کنار هم قرار گرفته‌اند و با دیدی علمی‌تر و بلندمدت برای فعال‌سازی مشارکت‌های محلی جلساتی را در شهرک اکباتان و محلات دیگر تدارک می‌بینند، تا چاره‌هایی برای ایجاد تشکل‌های اجتماعی با عقاید متکثر نیز برای محلات تدارک دیده شود.

به‌هرحال، جمع‌های مردمی محلی، همیشه در طول تاریخ گذشته کشورمان در محلات وجود داشته‌اند. گروه‌هایی مانند عیاران و لوطی‌های دوران قاجار که در زمان جنگ و قحطی و بیچارگی به کمک مردم فقیر شهرها می‌شتافتند و مردم شهر از فقیر و غنی نیز به‌نوعی نقش‌شان را به رسمیت می‌شناختند. کاری که لوطی‌های جوان با رفتارهای خاص جمعی، هوشمندانه برای خود انتخاب کرده بودند، در جامعه تعادل ایجاد می‌کرد. آنها جوانمردانی بودند قابل احترام در محلات مختلف شهرهای قدیم که از یک سو با بازاریان و حاکمان ارتباط داشتند و از سوی دیگر با مردم فقیر محلات، اما نقشی رسمی نداشتند و در کتاب‌های قدیم بیشتر از آنها به‌عنوان دزد و بیکار و حقه‌باز یاد شده است. آنها با اخلاق پهلوانی در زورخانه‌ها و قهوه‌خانه‌ها وقت می‌گذراندند و در هدایت اعتراضات و شورش‌های شهری نقش داشتند. روایت شده که ایدئال آنها داشتن شخصیتی مشابه قهرمانان شاهنامه بوده که شرح فداکاری‌هایشان را هر شب در پرده‌خوانی‌های قهوه‌خانه‌ها و پاتوق‌های شهر می‌شنیدند. آنها به خاطر قدرت جذب مردمی‌شان دارای قدرتی واقعی ولی غیررسمی بودند و در دوران بحران همیشه طرف مردم را می‌گرفتند. امروز و در شرایط جنگی، اگرچه هیچ مقایسه‌ای نمی‌توان بین این گروه‌های قدیم و جدید کرد، اما در حوزه‌های تخصصی شهری پویش‌هایی در حال شکل‌گرفتن هستند که به‌تدریج اینجا در مورد آنها خواهیم نوشت. یقین دارم که ما مردم ایران می‌توانیم راه‌های امن‌تر و عاقلانه‌تری را ترسیم کنیم و در کنار تشکیلات موجود، 

به نوعی شکوفایی اجتماعی در سطوح غیردولتی و مردمی‌تر دست یابیم؛ همان‌طور که در تمام کشورهای دیگر جهان این گروه‌ها به شکل انجمن‌های محلی یا حرفه‌ای سال‌هاست به وجود آمده‌اند و برای مردم و به دست مردم، به فعالیت خود ادامه می‌دهند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.