|

صحنه‌ای ماندگار

در این روزها صحنه‌هایی آفریده شده که برای تکرار آن عمری به اندازه یک تاریخ لازم است. دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ در یکی از ساعت‌های بعدازظهر: دشمن نابکار مرکز شهر اصفهان در نزدیکی میراث فرهنگی گرانبهای این شهر، که متعلق به تمام بشریت است را هدف قرار داد.

احمد شیرزاد استاد دانشگاه و فعال سیاسی

در این روزها صحنه‌هایی آفریده شده که برای تکرار آن عمری به اندازه یک تاریخ لازم است. دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ در یکی از ساعت‌های بعدازظهر: دشمن نابکار مرکز شهر اصفهان در نزدیکی میراث فرهنگی گرانبهای این شهر، که متعلق به تمام بشریت است را هدف قرار داد.

ظاهرا مسافران مترو بر اثر این حادثه خارج از یک ایستگاه از مترو پیاده شده‌‌اند و از روی ریل‌ها تا اولین ایستگاه پیاده آمده‌اند. بالا آمدن از سکوی یکی دو متری ایستگاه برای خانم‌ها کار آسانی نیست. یکی از کارکنان شریف مترو روی زانوها و دست‌ها خم شده تا خانم‌های وحشت‌زده پا بر کمر او بگذارند و خود را به بالای سکو برسانند. 

این صحنه را که در فضای مجازی دیدم ناخودآگاه ندا برآوردم که: این ملت شکست نمی‌خورد مگر آنکه (نعوذ بالله) خدا دروغ گفته باشد! عاجزم از توصیف این صحنه که هیچ نقاشی نمی‌تواند آن را به تصویر بکشد و هیچ حماسه‌سرایی توان توصیف آن را ندارد. العظمه لله! 

ابتکار عمل این مرد بزرگ و تواضع بی‌مثال او در برابر مردم به کنار، حیا و پاکدامنی او توصیف‌ناشدنی است. هر جای دیگری از دنیا بود نیروهای امدادگر، بی‌خیال آنکه امدادجوی آنها زن است یا مرد، او را به بر می‌گرفتند و به بالای سکو می‌رساندند. اما او کمرش را حائل کرد تا مجبور نباشد برای کمک به خواهران هموطن‌اش دست به بدن آنها بزند. صحنه زیبای کمک ایثارگرانه این کارمند شریف متروی اصفهان ظرفیت آن را دارد که در یک تصویر زیبای هنری در یک ایستگاه پرتردد مترو جاودانه شود.

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.