|

مسیر سخت توسعه

جنگی آغاز شد که می‌توانست آغاز نشود؛ آغازی نه ناگزیر و نه ناگریز؛ آنجا که جان و حقوق انسانی و منفعت ملی و صلح جهانی کم‌رنگ می‌شود، خرد آدمی و گفت‌وگوی خردمندانه رو به نزول و غیبت می‌نهد و لهیب جنگ آغاز می‌شود.

  جنگی آغاز شد که می‌توانست آغاز نشود؛ آغازی نه ناگزیر و نه ناگریز؛ آنجا که جان و حقوق انسانی و منفعت ملی و صلح جهانی کم‌رنگ می‌شود، خرد آدمی و گفت‌وگوی خردمندانه رو به نزول و غیبت می‌نهد و لهیب جنگ آغاز می‌شود.

در این چند روزه از آغاز این جنگ ویرانگر تحلیل‌های بسیاری را شاهد بوده‌ایم؛ یک سو صدای صلح‌طلبان و اصلاح‌گران بوده است که بر خرابی‌ها و ویرانی‌های جنگ و جان‌های عزیزی که از دست می‌روند و زخم و جراحت‌های عمیق روحی و روانی که بر جای می‌گذارد، تأکید می‌کنند و متأسفانه صدایشان  کمتر و کمتر شنیده می‌شود و سوی دیگر جنگ‌طلبان و آخرالزمانی‌هایی که، به توجیه و تأیید این پدیده شوم در این روزهای زهرآلود و جان‌فرسا پرداخته و چه بسا منفعت‌های کلان می‌برند و شاید در رؤیای بهره‌برداری‌های کلان اقتصادی و سیاسی از قبل تحولات ناشی از این جنگ برای آینده فردی و جمعی خود نیز هستند. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان مبتنی بر خرد علمی و تجارب تاریخی، تصور دستیابی به توسعه و آزادی از طریق پایان سریع نظام‌های سیاسی با انجام عملیات نظامی آن‌هم در جنگ‌های فاقد برنامه مشخص و مبتنی بر حدس و گمان‌های ساده‌لوحانه در منطقه‌ای از جهان همچون خاورمیانه که از حساس‌ترین مناطق جهان و پیچیده در گره‌های تاریخی و جغرافیایی و منفعتی و راهبردی است، بسیار  خیال‌بافانه است...

... و متأسفانه جز به افزایش بی‌ثباتی‌ها و گسترش خشونت‌ها و تغییر موازنه قدرت در سطوح منطقه‌ای و حتی جهانی و شکل‌گیری و فعالیت گروه‌های گریز از مرکز و... منجر نخواهد شد.

گذار به دموکراسی و توسعه و عبور از بن‌بست تاریخی توسعه‌نایافتگی در کشورمان، امری بسیار پیچیده و زمان‌بر و در پرتو افزایش عاملیت انسان ایرانی ممکن است. انسانی که حدود یک و نیم قرن است که در مسیر تحول و گذار برای کسب آزادی و عدالت و حقوق شهروندی قرار دارد و تلاش کرده با مشروطه‌کردن قدرت و پاسخ‌گوکردن آن از طریق قانون، قانون برآمده از اراده و انتخاب مردم، فاعلیت خود را به اثبات برساند. تلاشی که متأسفانه هر از چند گاهی به‌واسطه برخورد با موانع سخت، دچار نکث و سستی شده و در قالبی آرمانی، گم‌گشته خود را در گذشته‌های تاریخی و جهان‌های ماورایی جست‌وجو کرده و گاهی فریاد «یافتم یافتم» سر داده است اما چه زود از کرده خود دچار شک، تردید، پریشانی و پشیمانی شده و باز تلاشی سیزیف‌وار را آغاز کرده تا بار دیگر سنگ بزرگ پیشرفت و ترقی را به سر منزل مقصود برساند.

ناکامی این تلاش‌ها شاید بیش از هر چیز ناشی از سنگینی و سترگی کاری است که می‌بایست انجام شود و انسان ایرانی را در مسیر مدرن‌شدن و این‌جهانی‌شدن قرار دهد و ملیت، مذهب و مدرنیته را در هم بیامیزد و یگانه و مجموع سازد و گفتاری را شکل دهد که امکان توسعه‌یافتگی را در مداری پایدار قرار دهد. از منظر توسعه اقتصادی این معضل تاریخی را می‌توان در فرایندی مشاهده کرد که طی آن هرگاه امکان بزرگ‌شدن اقتصاد و مستقل‌شدن بنگاه‌های اقتصادی و رشد، بلوغ و خروج آنها از محدوده بازارهای داخلی و حضورشان در بازارهای منطقه‌ای و شاید جهانی فراهم شده، دولت وارد شده و با انواع توجیه‌ها (حمایت از مردم و مصرف‌کنندگان و مقابله با کمبودها و تأمین منفعت عمومی و...) و البته تطمیع‌ها (توزیع انواع رانت‌ها و امتیازها و...) و با شعار خودکفایی این روند را متوقف کرده و با سرکوب خلاقیت‌ها، ابتکارات و به‌بندکشیدن یا نمایشی‌کردن ایده‌های خلاقانه و... جریان توسعه و آزادی‌خواهی اقتصادی را دوباره به جوی حقیر اقتصاد دولتی و معیشتی (اقتصاد سفره) منحرف کرده است؛ جوی حقیری که از آن مرواریدی صید نخواهد شد. این روزها شاید البته گفته شود که اگر امروز اقتصاد ایران می‌تواند در زیر ضربات دهشتناک جنگ تاب بیاورد و همچنان نیازهای اساسی جامعه را تأمین کند، همین ساختار و سازوکار اقتصادی و صنعتی درون‌گرایانه و مبتنی بر زنجیره تأمین داخلی است، وگرنه با دشمنی دشمنان و قطع واردات کالاهای اساسی، کشور مجبور به تسلیم و سر فرود آوردن در مقابل خصم می‌شد. استدلالی به‌ظاهر درست اما در واقعیت نادرست؛ چراکه در حقیقت یکی از دلایل وقوع جنگ فعلی را باید عدم حضور و مشارکت کشورمان در زنجیره‌های تولید و ارزش جهانی دانست که غیبت اقتصادی آن کمتر هزینه‌ای را متوجه اقتصاد جهانی کرده و حتی نقش نفت به‌ عنوان مهم‌ترین محصول صادراتی کشورمان نیز در این سال‌ها در بازارهای جهانی آن‌چنان تحلیل رفته که نبود آن برای بازارها قابل چشم‌پوشی بوده و آنچه این روزها قیمت جهانی نفت را بالا برده افزایش ریسک‌های نظامی و امنیتی در منطقه بوده است. گذر از این پیچ تاریخی، نه با جنگ خارجی و خشونت‌ورزی داخلی و جابه‌جایی صرف قدرت سیاسی، بلکه با باور به ضرورت گذار به دموکراسی و اقتصاد آزاد و رقابتی با افزایش توانمندی و عاملیت انسان ایرانی -که رفاه و آسایش خود را در گرو صلح و آشتی با درون و بیرون می‌بیند و مانایی این سرزمین، ایران عزیز، آمال اوست- ممکن است؛ امید که چنین شود.

 

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.