|

خوش‌بینان و بدبینان

این روزها کارمان شده بالا و پایین‌کردن فرسته‌ها در کانال‌های مشترک فضای مجازی که هر‌کدام از ما با اسامی مختلف با دوستان و آشنایانش دارد. البته کاری است خسته‌کننده و ملال‌آور که دانستن اینکه «چه خواهد شد؟» همه ما را به سمت آن کشانده است.

احمد شیرزاد استاد دانشگاه و فعال سیاسی

این روزها کارمان شده بالا و پایین‌کردن فرسته‌ها در کانال‌های مشترک فضای مجازی که هر‌کدام از ما با اسامی مختلف با دوستان و آشنایانش دارد. البته کاری است خسته‌کننده و ملال‌آور که دانستن اینکه «چه خواهد شد؟» همه ما را به سمت آن کشانده است.

کسانی را که در این کانال‌ها به گفت‌وگو و مبادله مطلب می‌پردازند، می‌شود از حیث‌های مختلفی دسته‌بندی کرد؛ مثلا بنا بر سلیقه سیاسی یا نگاه عقیدتی و امثال آنها. اما به‌خصوص در این ایام‌ که اخبار جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل بر ضد مردم ایران داغ است، افراد از حیث نگاه خوش‌بینانه و نگاه بدبینانه به‌طور ویژه‌‌ای از هم تفکیک می‌شوند. جماعتی هستند که مواردی که دشمن به ما ضربه زده، نقاطی که آسیب دیده‌اند و خساراتی را که وارد شده است، یک به یک دنبال می‌کنند؛ «کجا را زد»، «چند نفر کشته شدند»، «چقدر خرابی به بار آمد» و امثال این موارد موضوع کنجکاوی این دسته از افراد است. در مقابل اینها، کسانی هستند که بر روی ضرباتی که از سوی نیروهای ما به دشمن وارد شده است، تمرکز دارند؛ با علاقه اخبار یک به یک حمله‌های رزمندگان کشورمان را دنبال می‌کنند و آمار آسیب‌های طرف مقابل را از بر هستند. شاید این دو دسته آفریده خدا‌ در میان بندگان هر دو لازم و مفید باشند. اگر جماعت اول نباشند، سهل‌انگاری‌ها و خوش‌خیالی‌ها کار دست جامعه می‌دهد. 

آن‌طور که باید و شاید، پیش‌بینی خطرات و قدرت تاب‌آوری جامعه صورت نمی‌گیرد و تصمیم‌گیرندگان بدون در نظر گرفتن مخاطرات موجود، دست به انتخاب‌های پر‌خطر می‌زنند. از سوی دیگر، اگر گروه دوم یعنی آدم‌های مثبت‌اندیش، خوش‌بین و امیدوار نباشند، جامعه جلو نمی‌رود و ترس از خطرات، کشور را دچار محافظه‌کاری افراطی می‌کند‌؛ به‌طوری که از توانمندی‌های خود و نقاط ضعف دشمنان غافل می‌شود و در همان ابتدای کار دست‌ها را بالا می‌برد.

جامعه مدام در کش‌وقوس میان این دو نوع نگاه است. در سطوح بالاتر تصمیم‌‌گیری نیز همین دو نوع نگاه بین مدیران و تصمیم‌‌گیرندگان کلان یک کشور وجود دارد؛ مسئولانی داریم جسور و بی‌باک که از خطرات پروایی ندارند و مسئولانی هم ممکن است محافظه‌کار و محتاط باشند و به‌راحتی دست به تصمیم‌های کارساز و بزرگ نزنند. چه‌بسا وجود هر دو دسته از انسان‌ها و چالشی که با هم دارند‌، نعمت خدا باشد. گروهی جامعه را به جلو می‌برند و گروه دیگر مراقب هستند ‌ارابه جامعه به دره‌ها سقوط نکند. چالش میان این دو دسته باعث می‌شود ‌یک کشور هم با سرعت مناسب به پیش رود و هم تا حد ممکن از مخاطرات در امان باشد. اگر به این امر توجه کنیم، کمتر از اظهارنظرهایی که مطابق میل ما نیست رنجیده‌خاطر می‌شویم. پر واضح است که افراط در هر دو دیدگاه مخرب و خطرناک است؛ هر‌چند تعیین حد تعادل و موازنه صحیح بین خوش‌بینی و بدبینی هم کار راحتی نیست.

با وجود این، به خود جرئت می‌دهم و می‌گویم در جامعه ما، به‌‌ویژه در فضاهای بین فرهیختگان ایرانی، چگالی جماعت بدبین به‌طور درخور توجهی بیش از حد تعادل است. این گروه در شرایطی مثل اکنون، روحیه‌کش هستند و بیش از آنکه جامعه از مزیت هوشمندی آنها در توجه به مخاطرات استفاده کند، دچار یأس و نگرانی می‌شود. ما اکنون نیاز به تقویت روحی جامعه و ایجاد حس سلحشوری و مقاومت در میان مردم داریم. این جنگ، جنگ اراده‌هاست. باید کمر ما زودتر از حریف خم نشود. لازم نیست دروغ بگوییم و واقعیت‌ها را کتمان کنیم؛ مهم آن است که روی کدام بخش از واقعیت‌ها تأکید می‌کنیم.

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.