پیامی در میانه بحران؛ وقتی روایتها میدان را میگیرند
در میانه یک بحران امنیتی، هر جملهای که از سوی رهبران سیاسی بیان میشود، دیگر صرفا یک جمله نیست؛ بلکه بهسرعت وارد میدان سیاست رسانهای میشود؛ میدانى که در ادبیات ارتباطات سیاسی از آن بهعنوان «میدان روایتها» یاد میشود؛ جایی که پیامها تنها شنیده نمیشوند، بلکه بازخوانی، تفسیر و گاه بازتعریف میشوند.
سعید دلفانی - سرپرست پیشین دادسرای فرهنگ و رسانه و قاضی دیوان عدالت اداری
در میانه یک بحران امنیتی، هر جملهای که از سوی رهبران سیاسی بیان میشود، دیگر صرفا یک جمله نیست؛ بلکه بهسرعت وارد میدان سیاست رسانهای میشود؛ میدانى که در ادبیات ارتباطات سیاسی از آن بهعنوان «میدان روایتها» یاد میشود؛ جایی که پیامها تنها شنیده نمیشوند، بلکه بازخوانی، تفسیر و گاه بازتعریف میشوند.
امروز نیز چنین وضعیتی شکل گرفت. رئیسجمهور کشورمان، در پیامی که در بحبوحه تنشهای منطقهای منتشر شد، ضمن تأکید بر اینکه مطالبه آمریکا برای «تسلیم بیقیدوشرط» ایران یک «خیال و رؤیا» است، اعلام کرد که ایران آماده دفاع از خود است، درعینحال برای کاهش تنشهای منطقهای نیز سیگنالهایی ارسال کرد؛ ازجمله عذرخواهی از برخی کشورهای منطقه که در جریان درگیریها متأثر شدهاند و اعلام توقف موقت برخی حملات در صورت توقف تحریکها.
اگر این پیام را در چارچوب ادبیات دیپلماسی بحران بخوانیم، میتوان آن را نوعی سیگنال دوگانه سیاسی دانست: از یک سو تأکید بر مقاومت و رد فشار حداکثری، و از سوی دیگر تلاش برای مدیریت دامنه بحران در سطح منطقهای. در بسیاری از موقعیتهای مشابه در جهان، دولتها از طریق چنین سیگنالهایی تلاش میکنند نشان دهند که با وجود شرایط ملتهب، همچنان منطق عقلانیت سیاسی و کنترل بحران در دستور کار قرار دارد.
با این حال، یک نقد کوتاه اما مهم نیز به نحوه گفتار رئیسجمهور وارد است. در فضای جنگی و بحران، بیان عذرخواهی یا تأکید بر مسئولیت در مقابل کشورهای منطقه میتواند بهراحتی از سوی رقیب یا دشمن بهعنوان نشانهای از ضعف یا عقبنشینی تعبیر شود. همانطور که هنری کیسینجر در سیاست خارجی بارها تأکید کرده است: «معنای پیام را دشمن تعبیر میکند، نه گوینده آن». از این منظر، بیان چنین لحنی در متن بحران، بدون یک چارچوب رسانهای محکم، میتواند برداشتهای نامطلوب ایجاد کند و پیام واقعی را تحتالشعاع قرار دهد.
اما این پیام بلافاصله وارد میدان روایتهای سیاسی شد. چند ساعت بعد، دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی خود تفسیری کاملا متفاوت از این پیام ارائه داد. او نوشت که ایران «از همسایگان خود عذرخواهی کرده و عملا تسلیم شده است» و این اتفاق را نتیجه «حملات بیامان آمریکا و اسرائیل» دانست؛ حتی با لحنی طعنهآمیز افزود که ایرانیها گفتهاند: «متشکریم رئیسجمهور ترامپ» و او پاسخ داده است: «خواهش میکنم».
اینجا دقیقا همان نقطهای است که تحلیل سیاست رسانهای اهمیت پیدا میکند. واقعیت این است که آنچه ترامپ ارائه داد، بیش از آنکه بازتاب دقیق پیام رئیسجمهور ایران باشد، یک بازخوانی سیاسی و رسانهای از آن پیام بود. در ادبیات ارتباطات سیاسی، این پدیده را «بازقاببندی روایت» مینامند؛ یعنی تبدیل یک پیام چندلایه دیپلماتیک به روایتی ساده و سیاسی که بتواند در افکار عمومی اثرگذاری سریعتری داشته باشد.
پیام رئیسجمهور ایران، در متن خود حاوی سه عنصر بود:
۱. رد مطالبه تسلیم
۲. تأکید بر دفاع
۳. ارسال سیگنال کاهش تنش منطقهای
اما روایت ترامپ عملا عنصر سوم را از متن جدا و آن را به نشانهای از عقبنشینی کامل تبدیل کرد. این نوع بازتعریف پیامها در سیاست بینالملل امر جدیدی نیست. در بسیاری از بحرانها، رهبران سیاسی تلاش میکنند پیام طرف مقابل را در قالبی روایت کنند که با روایت پیروزی یا برتری سیاسی خودشان سازگار باشد. درواقع، در جهان امروز جنگها فقط در میدان نظامی رخ نمیدهند؛ بلکه در میدان روایتها نیز جریان دارند.
از این منظر، برداشت ترامپ بیشتر یک موضعگیری سیاسی-تبلیغاتی به نظر میرسد تا یک تحلیل دقیق از محتوای پیام. با این حال، در کنار این نقد، یک نکته مهم نیز درباره پیام رئیسجمهور ایران وجود دارد که نمیتوان از آن عبور کرد. در جهان رسانهای امروز، صرف بیان یک پیام دیپلماتیک کافی نیست. هر پیام سیاسی، بهویژه در شرایط بحران، نیازمند پیوست رسانهای است.
یعنی باید بلافاصله با توضیح، تبیین و چارچوببندی رسانهای همراه شود تا معنای آن بهدرستی برای افکار عمومی داخلی و خارجی روشن شود. در غیر این صورت، خلأ روایت بهسرعت از سوی بازیگران دیگر پر میشود؛ درست همان اتفاقی که در واکنش ترامپ دیده شد. به بیان سادهتر، رئیسجمهور ایران پیامی ارسال کرد که میتوان آن را در چارچوب مدیریت تنش فهمید، اما چون این پیام فاقد یک روایت رسانهای قدرتمند و منسجم بود و لحنی از عذرخواهی و مسئولیتپذیری در شرایط جنگی داشت، خیلی زود در روایت رقیب بازتعریف شد.
در ادبیات ارتباطات سیاسی جملهای معروف وجود دارد: در سیاست، اگر شما روایت خود را نگویید، دیگران آن را بهجای شما خواهند نوشت. شرایط کنونی نیز دقیقا نمونهای از همین واقعیت است. یک پیام دیپلماتیک بیان شد، اما پیش از آنکه روایت رسمی و رسانهای آن تثبیت شود، وارد میدان رقابت روایتها شد؛ میدانی که در آن، برداشت ترامپ توانست نسخه متفاوتی از همان پیام را به افکار عمومی عرضه کند. در جهان سیاست رسانهای، این یک قاعده شناختهشده است: پیام بدون روایت، نیمهکاره است. و هر پیام نیمهکاره، دیر یا زود در روایت رقیب معنا پیدا میکند.
آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.