|

مرگ میلیون‌ها انسان و افول هژمونی آمریکا

اثرات قطع و کاهش کمک‌های خارجی ایالات متحده

کاهش و قطع گسترده کمک‌های خارجی آمریکا در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، صرفا تغییر یک سیاست بودجه‌ای یا اداری نبود، بلکه نشانه‌ای عمیق از تغییر نگاه واشنگتن به قدرت، نقش جهانی و مسئولیت بین‌المللی خود به شمار می‌آید.

کاهش و قطع گسترده کمک‌های خارجی آمریکا در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، صرفا تغییر یک سیاست بودجه‌ای یا اداری نبود، بلکه نشانه‌ای عمیق از تغییر نگاه واشنگتن به قدرت، نقش جهانی و مسئولیت بین‌المللی خود به شمار می‌آید.

یک سال پس از این تصمیم، پیامدهای آن نه‌تنها در آمارهای مالی، بلکه در زندگی میلیون‌ها انسان و در افول قدرت نرم ایالات متحده قابل مشاهده است. آنچه در ظاهر با شعار «اول آمریکا» توجیه شد، در عمل به تضعیف یکی از مهم‌ترین ابزارهای قدرت نرم آمریکا و شتاب‌گرفتن افول هژمونی این کشور انجامیده است.

این پدیده زمانی شدت یافت که این کشور یک سال بعد و در ابتدای سال میلادی جدید از 66 معاهده بین‌المللی خارج شد و با سازمان جهانی قطع همکاری کرد. آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا (USAID) دهه‌ها یکی از ستون‌های اصلی سیاست خارجی ایالات متحده بود. این نهاد، با تأمین مالی برنامه‌های بهداشتی، غذایی و توسعه‌ای در فقیرترین مناطق جهان، نه‌تنها به کاهش رنج انسانی کمک می‌کرد، بلکه تصویری از آمریکا به‌عنوان قدرتی مسئول، قابل اتکا و رهبری‌کننده نظم جهانی ارائه می‌داد. فروپاشی عملی این نهاد پس از کاهش شدید بودجه‌ها، ضربه‌ای مستقیم به شبکه جهانی کمک‌رسانی وارد کرد؛ شبکه‌ای که بسیاری از جوامع آسیب‌پذیر حیات خود را به آن وابسته کرده بودند. پیامدهای انسانی این تصمیم به‌سرعت آشکار شد.

در کشورهای درگیر جنگ و بحران، از سودان تا جمهوری دموکراتیک کنگو، مراکز توزیع غذا تعطیل شدند، داروهای حیاتی به دست بیماران نرسید و برنامه‌های مقابله با بیماری‌هایی مانند مالاریا، ایدز و سل متوقف یا محدود شد. پژوهش‌های منتشرشده در مجلات معتبر پزشکی، ازجمله لنست، هشدار داده‌اند که تداوم این روند می‌تواند تا پایان دهه جاری به مرگ میلیون‌ها انسان منجر شود؛ مرگ‌هایی که بخش بزرگی از آنها کاملا قابل پیشگیری بوده‌اند. با‌این‌حال، دولت ترامپ این پیامدها را نه به‌عنوان فاجعه، بلکه به‌مثابه هزینه‌ای اجتناب‌ناپذیر برای اصلاح نظم جهانی توصیف کرد.

از نگاه این دولت، نظام کمک‌رسانی بین‌المللی پیشین، فرهنگی از «وابستگی» ایجاد کرده و منابع آمریکا را هدر داده بود. این دیدگاه که در اظهارات مقامات ارشد کاخ سفید نیز بازتاب یافت، بر این فرض استوار بود که قدرت آمریکا باید عریان‌تر، مستقیم‌تر و کمتر مقید به نهادها و قواعد چندجانبه اعمال شود. اما قطع کمک‌های خارجی، تنها یک تصمیم غیر انسانی یا غیر اخلاقی نبود؛ این اقدام پیامدهای ژرف ژئوپلیتیکی نیز به همراه داشت. کمک‌های خارجی آمریکا طی دهه‌ها، بخشی جدایی‌ناپذیر از معماری هژمونی این کشور بود. این کمک‌ها اعتمادساز بوده و‌ باعث اعتبار این کشور می‌شد و به واشنگتن امکان می‌داد در بحران‌ها نقش محوری ایفا کند. تضعیف این ابزار، خلأیی ایجاد کرد که نه آمریکا توان پرکردن دوباره‌ آن را دارد و نه متحدانش. در نتیجه، بسیاری از کشورها -حتی نزدیک‌ترین شرکای آمریکا در اروپا و آمریکای شمالی- به‌ تدریج به سمت متنوع‌سازی روابط خارجی خود حرکت کرده‌اند. کاهش اتکا به واشنگتن، افزایش همکاری‌های منطقه‌ای و نگاه محتاطانه‌تر به تعهدات آمریکا، همگی نشانه‌هایی از تغییر موازنه اعتماد جهانی هستند.

در چنین فضایی، رقبای آمریکا، به‌ویژه چین، فرصت یافته‌اند تا با سرمایه‌گذاری، وام‌دهی و دیپلماسی فعال‌تر، جای خالی واشنگتن را در برخی مناطق پر کنند. منتقدان سیاست‌های ترامپ این رویکرد را نوعی «هژمونی غارتگرانه» توصیف کرده‌اند؛ مفهومی که استفن والت، نظریه‌پرداز برجسته روابط بین‌الملل، برای توضیح آن به کار برده است. در این چارچوب، آمریکا به‌‌جای سرمایه‌گذاری در همکاری‌های بلندمدت و نهادسازی جهانی، می‌کوشد از موقعیت برتر خود برای کسب امتیازات کوتاه‌مدت استفاده کند؛ حتی اگر این کار به قیمت تضعیف اعتماد متحدان و فرسایش نظم بین‌المللی تمام شود. قدرت آمریکا همواره ترکیبی از سخت‌افزار نظامی و نرم‌افزار مشروعیت، جذابیت و اعتماد بوده است. 

ارتش قدرتمند، بدون شبکه‌ای از متحدان، نهادهای بین‌المللی و تصویری مثبت از رهبری آمریکا، نمی‌تواند به‌تنهایی هژمونی را حفظ کند. کنار گذاشتن «دستکش مخملی» قدرت، شاید در کوتاه‌مدت احساس اقتدار ایجاد کند، اما در بلندمدت به انزوای راهبردی و تضعیف نفوذ می‌انجامد. در جهانی که به‌سرعت به سوی چندقطبی‌شدن حرکت می‌کند، این نوع هژمونی نه‌تنها کارآمد نیست، بلکه خطرناک است. رقابت فزاینده قدرت‌های بزرگ‌ به کشورها امکان می‌دهد گزینه‌های بیشتری پیش‌روی خود ببینند و وابستگی‌شان به آمریکا را کاهش دهند. اگر ایالات متحده نتواند نقشی سازنده، پیش‌بینی‌پذیر و مبتنی بر همکاری ایفا کند، نه‌تنها رقبایش تقویت خواهند شد، بلکه امنیت، رفاه و نفوذ جهانی خود آمریکا نیز آسیب اساسی  خواهد دید.

در نهایت، کاهش کمک‌های خارجی آمریکا را می‌توان هم‌زمان به‌عنوان عامل مرگ میلیون‌ها انسان و نشانه‌ای از افول هژمونی این کشور تحلیل کرد. این تصمیم، پیوند دیرینه میان اخلاق، قدرت و رهبری جهانی آمریکا را گسست و نشان داد که افول هژمونی، بیش از آنکه نتیجه فشار خارجی باشد، محصول انتخاب‌های داخلی و تغییر در درک نخبگان حاکم از معنای قدرت است. اگر این مسیر ادامه یابد، جهان نه‌تنها شاهد رنج بیشتر انسان‌ها، بلکه شاهد آمریکایی ضعیف‌تر و تضعیف نظم بین‌المللی خواهد بود.

 

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.