چرا اعتراضات دیماه به اینجا رسید؟
حدود سه هفته از رویدادهای غمانگیز دیماه میگذرد. این رویدادها بیش از 400 شهر و قصبه را درگیر خود کرد و چند هزار نفر کشته و زخمی برجای گذاشت. با گذشت سه هفته از این رویدادها، هنوز هیچ گزارش دقیق، مشخص و مستندی از ابعاد این رویداد هولناک بهصورت کلی و کشوری و نیز بهطور استانی و شهرستانی منتشر نشده است.
حدود سه هفته از رویدادهای غمانگیز دیماه میگذرد. این رویدادها بیش از 400 شهر و قصبه را درگیر خود کرد و چند هزار نفر کشته و زخمی برجای گذاشت. با گذشت سه هفته از این رویدادها، هنوز هیچ گزارش دقیق، مشخص و مستندی از ابعاد این رویداد هولناک بهصورت کلی و کشوری و نیز بهطور استانی و شهرستانی منتشر نشده است.
وقوع چنین رویداد پرتلفات و پرهزینهای، افزون بر ابعاد انسانی سنگین خود که به کشتهشدن چند هزار نفر و داغدارشدن گروه درخور توجهی از هموطنان و خانوادههای ایرانی در جایجای کشور منجر شده است، پیامدهای سیاسی، اجتماعی، امنیتی و بینالمللی گستردهای در پی داشته و خواهد داشت. شواهد موجود نشان میدهد بخش بزرگی از قربانیان این حوادث را جوانان زیر 30 سال تشکیل میدهند و جوانان و نوجوانان زیر 18 سال نیز آمار شایان توجهی از تلفات و زخمیهای این رویدادها را به خود اختصاص دادهاند.
1. اگرچه آمار تلفات رویدادهای اخیر درخور توجه و بیسابقه است، اما بنا بر شواهد در دسترس، میزان تلفات انسانی در نقاط مختلف کشور لزوما یکدست نیست. در برخی نقاط تلفات انسانی قابل توجهی روی داده و در برخی نقاط و شهرستانها تلفات کمتر بوده است. آیا این امر نشانهای از برخورد سلیقهای با موضوع اعتراضات در مناطق مختلف کشور است؟ یا اینکه حجم خشونت تابعی از عوامل دیگر بوده است؟ چرا در برخی شهرستانها تلفات بسیار زیاد و در برخی نقاط به نسبت کمتر است؟ نقش دولت و دیگر نهادها درباره رویدادهای اخیر به چه صورت بوده؟
2. گزارشهای رسانهای فراوانی درباره ابعاد خشونتهای رویداده منتشر شده است. تا این لحظه درباره این موضوع کمتر پاسخ مستند و مستدلی ارائه شده است. فاجعهای پرتلفات و بیسابقه در کشور روی داده و در سکوت داخلی در قبال ابعاد موضوع، رسانههای بیرون از ایران درباره ابعاد و ویژگیهای خشونتهای رویداده، تصاویر و فیلمهای فراوانی منتشر کردهاند. در این گزارشهای تکاندهنده، موضوعاتی مطرح شده که روشنگری درباره آنها بسیار ضروری است.
3. بر اثر رویدادهای اخیر، هزاران خانواده ایرانی داغدار شدهاند. در چنین شرایطی وظیفه رسانههای داخلی برای همدردی با خانوادههای عزادار و آگاهیبخشی ملی چیست؟ آیا صداوسیمای کشور یا رسانههای دولتی و سایر رسانههای کشور نباید به این مهم ورود پیدا کنند و با ارائه گزارش مستند و همدلانه با خانوادههای عزادار، مرهمی بر دردهای بزرگ و رنجهای فروخفته این هموطنان باشند؟ آیا سکوت درباره مراسم عزاداری و ختم این داغداران قابل دفاع است؟ این سکوت به تعمیق زخمها و دردها و خشم منجر نمیشود؟
4. در صدها شهر کشور اعتراضات خیابانی روی داده و حتی در برخی نقاط نخستین اعتراض خیابانی در تاریخ معاصر این مناطق بود که البته در کمتر از سه روز با حجم گسترده تلفات روبهرو شد. بررسی ابعاد رویدادی موضوع یعنی اتفاقات میدانی و خیابانی بسیار مهم است.
5. حضور گسترده جوانان و نیز بروز خشونت در برخی مناطق که ساختار سنتی دارند، بروز اعتراضهای خیابانی در شهرهایی همچون مشهد یا آنطورکه یکی از مسئولان کشوری گفته که در بیش از صد نقطه تهران اعتراضات خیابانی ثبت شده است، دقیقا چه معنایی دارد؟ برای این پدیده تأملی صورت گرفته است؟ از مسئولان کشور کسی یا کسانی نقشی برای خود در این حوادث قائل هستند؟ آیا کسی حاضر به پذیرش مسئولیت است یا اینکه فاجعهای به این بزرگی با سکوت پشت سر گذارده میشود؟ کسی هست که پاسخ دهد چرا اعترضات دیماه به اینجا رسید آنهم با چنین تلفات و هزینههایی؟
در دوره پس از جنگ، بهویژه در سه دهه اخیر، بخش بزرگی از ملت ایران تلاش کرد با امید به اصلاحات و راهحلهای قانونی، با پرهیز از خشونت و تندروی، راهی برای عبور از مصائب و مشکلات کشور بیابد؛ دریغ که بر اثر مقاومت و سنگاندازی گروهی، این مسیر پرسنگلاخ به نتیجه نرسید. بااینحال، در این روزها ملت ایران در حالی که با خطر تهاجم خارجی روبهرو است و تصوری از فردای پس از بروز جنگ احتمالی ندارد، همزمان داغدار هزاران نفری است که در رویدادهای اخیر کشته شدهاند و نگران هزاران نفر دیگری است که زخمی یا بازداشت شدهاند. در چنین شرایطی سخنگفتن با ملت ایران چندان ساده نیست. در این شرایط دشوار بهجز آرزوی شکیبایی و صبوری و مهربانی با یکدیگر و پناهبردن به عقل و تدبیر متین بر منافع ملی چیزی برای گفتن باقی نمانده است.
آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.