|

فیلترینگ بالسویّه عدل فی الرعیه!

‌درباره‌ داستان سیم‌کارت‌های سفید

نظامی گنجه‌ای، شاعر قرن ششم هجری شمسی، در «اسکندرنامه» هنگامی که از کشتار سپاهیان داریوش به دست اسکندر سخن می‌گوید، خسرانی بزرگ را به تصویر می‌کشد که چون فراگیر است، کسی شکایت و ناله نمی‌کند.

نظامی گنجه‌ای، شاعر قرن ششم هجری شمسی، در «اسکندرنامه» هنگامی که از کشتار سپاهیان داریوش به دست اسکندر سخن می‌گوید، خسرانی بزرگ را به تصویر می‌کشد که چون فراگیر است، کسی شکایت و ناله نمی‌کند.

«سخن‌گو سخن سخت پاکیزه راند‌/ که مرگ به انبوه را جشن خواند

به مرگ همه شهر ازین شهر دور‌/ نگرید کس ارچه بود ناصبور»

نظامی در این ابیات مرگ دسته‌جمعی را جشن می‌خواند. این مصرع که اکنون به ضرب‌المثل تبدیل شده، به یکی از جنبه‌های روان‌شناختی و اجتماعی انسان اشاره دارد. اگر ستم و فشاری بر مردم وارد شود، چنانچه برای همه یکسان باشد و تبعیضی وجود نداشته باشد، مردم آن را راحت‌تر تحمل می‌کنند. در این جنگ یونان و ایران، اسکندر نه‌تنها مردم معمولی را کشته‌ بلکه داریوش و سران سپاهش را نیز از بین برده است. در اذهان مردم اگرچه این شکست، سخت و ناصور است، اما مرگ به مساوات تقسیم شده و مشمول خواص نیز شده است. در ستون «مسعودنامه‌»‌ امروز، توجه رئیس‌جمهور را به حکمت رعایت مساوات، جلب می‌کنیم و از‌ سیم‌کارت‌های سفیدی می‌گوییم که عدم مساوات در آن داستان‌ساز شده است. از آنجا که مسعود پزشکیان با متون عربی قرابت بیشتری دارد، این یادداشت را با مثال‌هایی از ادبیات عربی ادامه می‌دهم تا موضوع برایشان ملموس و قابل درک باشد. نزدیک‌ترین مصداق عربی برای حکمت نظامی گنجه‌ای، این مثل است: «ظلمِ بالسویّه، عدل فی الرعیّه»؛ ظلم اگر به تساوی بین مردم قسمت شود، عین عدل است و مردم آن را مانند عدالت می‌پذیرند‌ یا دست‌کم تحمل آن آسان‌تر از ظلمی است که با تبعیض همراه باشد. 

این عبارت بیش از آنکه یک حکم فقهی یا حقوقی باشد، یک حکم روان‌شناختی است. انسان‌ها بیش از آنکه از «کمبود» رنج ببرند، از «تبعیض» رنج می‌برند. وقتی همه اعضای یک جامعه در فقر یا سختی باشند، کسی احساس بی‌عدالتی مضاعف نمی‌کند؛ اما اگر عده‌ای در رفاه باشند و عده‌ای دیگر تحت فشار، احساس ظلم بیدار می‌شود. این مفهوم در ادبیات عرب معادل‌ دیگری نیز دارد: «البَلیّةُ اِذا عَمَّتْ طابَتْ»؛ بلا و مصیبت وقتی همگانی باشد، خوش و گوارا می‌شود. این مثل معمولا در موقعیت‌های انتقادی‌ یا طنز تلخ به کار می‌رود. هنگامی که جامعه رو به افول است و مدیرانی ضعیف میدان‌دار شده‌اند، روزنه‌ای از گره‌گشایی و عدالت وجود ندارد ولی همه به یک اندازه آسیب می‌بینند، مردم دلخوش به وضع موجود می‌شوند. در این وضعیت، افراد برای دلداری‌دادن به یکدیگر می‌گویند: «ناراحت نباش، ظلم بالسویه عدل است!». حکایت سیم‌کارت سفید نیز چنین است؛ عده‌ای از خواص از آن بهره‌مند‌ هستند و مردم بی‌بهره. به‌خصوص عده‌ای که با خاکساری، مردم را ولی‌نعمت خود می‌دانند. همان‌ها که تلاش می‌کنند طوری فیلتر کنند که هیچ‌‌جوره باز نشود. آقای پزشکیان اگرچه سیم‌‌کارت‌های سفید در زمان شما توزیع نشده‌اند اما اکنون که از آن به سیم‌کارت‌گیت یاد می‌شود، وظیفه شماست که تناقض پیش‌آمده را حل کنید.

اگر فیلترینگ ظلم، بلا ‌یا مرگ است، خطر آن را دفع کنید و بگذارید مردم نفس بکشند. اگر شهد است و نوش و نعمت، به مردم، همان ولی‌نعمتان‌تان که شما را به این جایگاه رسانده‌اند‌ نیز ارزانی دارید. چه بهتر که شما پا پیش بگذارید و از خود شروع کنید. سیم‌کارت سفیدتان را پس دهید تا با مصائب و مشکلات مردمان عادی آشنا شوید. از فیلترشکن استفاده کنید و مبلغی را ماهانه به آن اختصاص دهید. البته ممکن است اطرافیان به شما بگویند استفاده از فیلترشکن خطرناک است؛ که خطرناک هم است، اما اخلاقی نیست که مردمت در خطر باشند و تو در امان. از اخلاق هم که بگذریم، از نظر فنی، ویروسی که جامعه ۹۰میلیونی را آلوده می‌کند، به صاحبان سیم‌کارت‌های سفید نیز سرایت می‌کند. آقای رئیس‌جمهور، نگذارید مجلس‌نشینان که حالا مشخص شده از سیم‌کارت سفید استفاده می‌کنند، با یک فرار رو به جلو، به سنگ‌اندازی در ابزارهای رفع تحریم و فیلتر بپردازند. شما با وعده فریبنده رفع فیلترینگ به میدان آمده‌ا‌ید و بارها تکرار کرده‌اید که اگر دروغ گفتم مرا کنار بگذارید؛ اگر اراده یا توان رفع فیلترینگ را به تنهایی ندارید، دست‌کم این وضعیت را بر تمام منصب‌داران ارزانی دارید‌ تا بدانند که مردم چه می‌کشند. در نهج‌البلاغه حتما درس‌ها در‌این‌باره آمده است. آن را خوانده‌اید؟

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.