|

تدبیر گمشده

در هفته گذشته، موضوع عدم شناخت کافی و تدابیر لازم برای مقابله با پدیده‌ها را در حد امکانات ذکر کردیم و گفتیم حتی در مورد پدیده‌ای مثل زلزله که در کشور ما کاملا شناخته شده است، نه‌تنها تدبیر نکرده‌ایم، بلکه آنچه کرده‌ایم، در جهت تقویت تخریب و حوادث حاصل از زلزله بوده است و نیز پرداختیم به شناخت یک دشمن حیله‌گر، توسعه‌طلب، بی‌رحم و کودک‌کش به نام اسرائیل.

در هفته گذشته، موضوع عدم شناخت کافی و تدابیر لازم برای مقابله با پدیده‌ها را در حد امکانات ذکر کردیم و گفتیم حتی در مورد پدیده‌ای مثل زلزله که در کشور ما کاملا شناخته شده است، نه‌تنها تدبیر نکرده‌ایم، بلکه آنچه کرده‌ایم، در جهت تقویت تخریب و حوادث حاصل از زلزله بوده است و نیز پرداختیم به شناخت یک دشمن حیله‌گر، توسعه‌طلب، بی‌رحم و کودک‌کش به نام اسرائیل.

اینک می‌خواهیم بپردازیم به دشمن متجاوز دیگری که از آن سوی دنیا به منطقه ما آمده و به کشور و مردم ما تجاوز مسلحانه می‌کند. می‌خواهیم بدانیم چه شناختی از این کشور و نظم حاکم بر آن و عکس‌العمل‌های آن کشور در برابر دیگران داریم و چه تدابیری اندیشیده‌ایم.

البته شناخت جغرافیایی و طبیعی ایالات متحده مسئله پیچیده‌ای نیست، اما به ‌هر حال می‌تواند به آشنایی با توان طبیعی آن، یعنی دسترسی به اقیانوس‌ها، منابع طبیعی زیرزمینی، ترکیب جمعیتی، توانایی‌های نیروی انسانی و مسائل مشابه بینجامد که بالمآل در تصمیم‌گیری‌ها می‌تواند مؤثر باشد.

می‌دانیم که مهاجران اروپایی اولین ساکنان ایالات متحده بودند که پس از قلع‌وقمع بی‌رحمانه بومیان‌ با توسل به سلاح‌های مخرب اروپایی، در آن سکنا گزیدند و سپس با انتقال تعداد کثیری از آفریقاییان (حدود پنج میلیون نفر) و بردگی آنان، به توسعه کشاورزی و صنعتی پرداختند. ایالات متحده کشوری است که با توسل به زور و اسلحه تأسیس شده و این فرایند به‌طور جوهری در تاریخ این کشور دیده می‌شود. آموزش در این کشور براساس «کشمکش آمریکایی» 

(American challenge) است و به همین دلیل ورزش‌های با رقابت بالا و بدون محدودیت اعمال خشونت مثل فوتبال آمریکایی، کشتی‌کج و بوکس حرفه‌ای در این کشور نهادینه شده است.

گواینکه در قانون اساسی آمریکا این کشور یک کشور لیبرال و صلح‌طلب نامیده شده است و دموکراسی آمریکایی را به‌عنوان یکی از افتخارات آمریکا می‌شناسند، اما کیست که نداند احزاب در آمریکا تفاوت چندانی با هم ندارند و سیاست‌های کلی آنان واحد است. به‌ظاهر حزب دموکرات، جناح کبوتر و حزب جمهوری‌خواه جناح باز است، اما همین جناح کبوتر و رئیس‌جمهور آن یعنی هری ترومن در سال 1945 در عکس‌العمل به حمله ژاپن به بندر پرل‌ هاربر و نابودی سه هزار سرباز آمریکایی، دستور بمباران اتمی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی ژاپن را صادر کرد و اسرائیل در زمان همین رئیس‌جمهور پدید آمد. بمبارانی که موجب شد 400 هزار ژاپنی نابود شوند و امپراتور (مقدس) ژاپن سند تسلیم ژاپن را در یک کشتی به یک ژنرال آمریکایی تقدیم کند.

بعد از بمباران ژاپن و پایان جنگ جهانی دوم، هری ترومن برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم به کشورهای فقیر، برنامه کمک به کشورهای عقب‌مانده معروف به اصل چهار را تدوین کرد که موجب گسترش نفوذ مادی و معنوی آمریکا در دیگر کشورها شد. یعنی آمریکا به پشتوانه زور و قدرت خود، توانایی‌های نرم خود را در دیگر کشورها گسترش داد. هزچند بودند کشورهایی مثل ویتنام (ویت‌کنگ‌ها) که سال‌ها با آمریکا جنگیدند و لطمات فراوانی به ارتش آمریکا وارد کردند و البته خسارت بسیار زیادی دادند، اما سرانجام می‌بینیم که اینک به‌عنوان یک کشور صنعتی صادرکننده، خود از اقمار آمریکا شده‌اند.

در دوران ظهور و پاگیری شوروی به‌عنوان یک قدرت فائقه، تعادلی در جهان بین قدرت سرمایه‌داری آمریکا و کمونیسم شوروی برپا بود که نتیجه آن در اعمال نظر شوروی در مقابل آمریکا و غرب در بحران کانال سوئز و کوبا دیده شد، اما پس از فروپاشی شوروی، آمریکا قدرت واحد در دنیا شد و حتی چین به‌عنوان یک قدرت اتمی و با اقتصاد بسیار نیرومند، در مقابله با آمریکا به‌اصطلاح دست‌به‌عصا راه می‌رود و چنانچه می‌بینیم، آمریکا به راحتی عراق را تصرف کرد و اینک بی‌شرمانه به جمهوری اسلامی ایران تجاوز نظامی می‌کند و کشورهای دنیا یا جانب آمریکا را گرفته‌اند یا حداکثر به یک بیانیه و اظهار‌نظر نیم‌بند اکتفا کرده‌اند.

‌فلسفه وجود آمریکا، ادامه حیات آمریکا بر اساس زور و استفاده از قوه قهریه است و درباره خاورمیانه ایجاد یک پایگاه نظامی به نام اسرائیل است که از قضای روزگار این پایگاه خود عاملی در سیاست‌گذاری‌های آمریکا در منطقه شده است. تدبیر ما در برابر این قدرت بی‌رحم که در انتقام از قتل سه هزار آمریکایی در بندر پرل هاربر، بیش از 400 هزار نفر افراد عادی را با بمب اتمی به قتل رساند، چه بوده است؟

وزیر خارجه آمریکا می‌گوید ایران جنگ را شروع کرد و نه ما. ایران در 47 سال قبل جنگ با آمریکا را شروع کرد (اشاره به تصرف سفارت آمریکا در تهران که به‌زعم آنان به منزله خاک آن کشور است). آمریکا در طول 47 سال در برابر شعار مرگ بر آمریکا و در مقابله با آن هواپیمای مسافربری ما را نابود کرد، تحریم‌های بسیار وضع کرد، سپاه پاسداران را سازمان تروریستی معرفی کرد، قاسم سلیمانی و دیگر فرزندان میهن را شهید کرد، اموال ایران را مصادره کرد و از مراودات فرهنگی و علمی جلوگیری کرد و اینک رسما تجاوز نظامی کرده و رهبر کشورمان و بسیاری دیگر از دانشمندان و مدیران و فرماندهان‌مان را شهید کرده است.

آیا تدبیر ما منحصرا به شعارهای سیاسی و فرهنگی بازمی‌گردد؟ آیا تدابیر ما براساس شناخت از آمریکا و سیاست‌ها و جوهر وجودی آن بوده است یا آنکه بدون شناخت لازم، اقداماتی را به انجام رسانده‌ایم‌؟ مطالعه تاریخ، چه تاریخ صدر اسلام که در آن مقاومت و شهادت و تدبیر توأما به کار می‌رفته و تاریخ ملل و تاریخ ایران و آمریکا می‌تواند در اتخاذ سیاست لازم و تدابیر عملی، مفید واقع شود. اما در واقع در راهی قدم گذارده‌ایم که تدبیر جدیدی شاید نتوان کرد. حتی اگر بخواهیم تفاهم‌نامه 14بندی اخیر ایران و آمریکا را که عملا کان‌لم‌یکن شده است ادامه دهیم و بند 2 آن را که طرفین متعهد به احترام به حاکمیت تمامیت ارضی یکدیگر شده‌اند به انجام برسانیم، مگر شعار مرگ بر آمریکا با احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی آمریکا می‌تواند وجود داشته باشد؟

شاید محافظه‌کارانه باشد و تصویری از یک تفکر ضدانقلابی یا غیرانقلابی را نشان دهد، آنجا که ما در ضرب‌المثل فارسی می‌گوییم «پا را روی دم سگ نگذارید»، حتی این تدبیر را نداریم که این تفاهم‌نامه را که در تاریخ آمریکا بی‌سابقه است و نیز در تاریخ ایران این‌چنین به نفع ایران نوشته نشده، به اجرا درآوریم. حال گیریم بتوانیم؛ با اسرائیل، پادگان آمریکا در خاورمیانه چه کنیم؟ اسرائیل که همان موقع امضای تفاهم‌نامه اعلام کرد که من آن را قبول ندارم.

می‌خواهیم به فرمایش آقای میرباقری نیمی از جمعیت‌مان را به کشتن دهیم و به‌زعم فرد بی‌مسئولیت دیگری منافع ملی خود را قربانی کنیم؟ سؤال بسیار پیچیده‌ای است. آیا ما به ایران، جمهوی اسلامی و ملت ایران علاقه‌مندیم؟ این کلام نه به معنی دست‌کشیدن از اندیشه عدالت‌خواهی جهانی است. مقاومت با جنگ‌طلبی تفاوت دارد. با تمام قدرت به مقاومت در مقابل دشمنان و نیز صرفه‌جویی و نظام‌بندی و حل مسائل داخلی و تدبیر بر آنها باید بپردازیم و هم‌زمان تدابیر لازم برای همه امور را متناسب با آن به انجام برسانیم اما از سخنان وهم‌آلود مثل سخنان آقای منوچهر متکی که می‌گوید باید به کشورهای عربی حمله زمینی کنیم و از آنان اسیر بگیریم و اموالشان را به غنیمت گرفته و به ایران بیاوریم، به‌شدت پرهیز کنیم. مقاومت و تدبیر شیوه ائمه اطهار و کاملا عقلانی است و مهم پرهیز از نامعقول است.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.