|

مشکل نفوذ

از دو نوع نفوذ می‌توان سخن گفت؛ یک نوع از آن وقتی باشد، مشکل است و نوع دیگر وقتی نباشد، بحران است. نوع اول نفوذ خارجی است که مدتی است در مجلس کلیات آن تصویب شده و درباره آن سخن گفته شده که در این نوشتار به آن نمی‌پردازم.

حمزه نوذری جامعه‌شناس و استاد دانشگاه

از دو نوع نفوذ می‌توان سخن گفت؛ یک نوع از آن وقتی باشد، مشکل است و نوع دیگر وقتی نباشد، بحران است. نوع اول نفوذ خارجی است که مدتی است در مجلس کلیات آن تصویب شده و درباره آن سخن گفته شده که در این نوشتار به آن نمی‌پردازم.

اما نوع دیگری از نفوذ اگر نباشد، مشکل است و آن نفوذی است که کلمن، جامعه‌شناس معاصر، این‌گونه تعریف می‌کند: «مشکل و بحران پیاده‌کردن سیاست‌ها در سرتاسر جامعه از طریق حکومت مرکزی». مشکل پیاده‌کردن سیاست‌هایی که بر اساس آن، مقبولیت، مشروعیت و همبستگی اجتماعی افزایش یابد. اگر هم سیاست‌های دولت در جامعه پیاده می‌شود، به قول آلبرت هیرشمن، اقتصاد‌دان قرن بیستم، یا از هدف خود منحرف می‌شود، یا بیهوده جلوه‌گر می‌شود یا ارزش‌های دیگری را به مخاطره می‌افکند (انحراف، بیهودگی، مخاطره). اما چرا اغلب با مشکل پیاده‌کردن سیاست‌های اصلاحی یا به عبارت بهتر نفوذ در جامعه مواجه هستیم یا اگر هم اجرائی می‌شود، به ضد خود بدل می‌شود؟ به نظر می‌رسد مشکل نفوذ در درجه نخست به عدم در پیش‌ گرفتن سیاست و تلاش ناکافی برای تحقق‌بخشیدن به برابری برمی‌گردد. کلمن از چهار نوع برابری در جامعه سخن می‌گوید:

1. برابری توزیعی: منظور از برابری توزیعی فقط توزیع اقتصادی نیست، بلکه اندیشه شهروندی عام است؛ یعنی همه افراد جامعه احساس کننند شهروندان جامعه هستند که با همه شهروندان دیگر برابرند.

2. برابری حقوقی: قواعد عام حقوقی در روابط بین حکومت با شهروندان.

3. برابری فرصت‌ها: برقراری شاخص اکتساب در زمینه استخدام و تخصیص نقش‌های سیاسی و اجرائی.

4. برابری در مشارکت. امکان شرکت عامه مردم برای انتخاب‌کردن و انتخاب‌شدن.

تا زمانی که مشکل برابری در ابعاد چهارگانه وجود داشته باشد، مسئله نفوذ هم وجود دارد؛ یعنی نظام سیاسی قابلیت اجرای سیاست‌های اصلاحی در سراسر جامعه را نخواهد داشت. مشکل نفوذ به شکلی که در اینجا معنی کردیم، زمانی حل می‌شود که قابلیت نظام سیاسی افزایش یابد. افزایش قابلیت نظام سیاسی در مؤلفه‌های زیر متجلی می‌شود:

 میزان کارآمدی تصمیمات و اجرای آنها

 قابلیت حل‌وفصل مسائل و مشکلات. مهم‌ترین مشکل که نیاز به حل‌وفصل فوری دارد، مسئله تراست‌ها و انحصارات است که منافع ملی را هدر می‌دهند.

 نمایندگی منافع گروه‌های مختلف جامعه توسط تشکیلات 

و نهادهای سیاسی

 گسترش و دفاع از آزادی‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی.

زمانی که سیاست روشن و مشخصی برای تحقق برابری چهارگانه وجود ندارد و اجرای یک سیاست اصلاحی کوچک با انوع و اقسام موانع مواجه می‌شود و قابلیت حل‌وفصل مشکلات رو به کاهش باشد، فقدان‌هایی در جامعه احساس می‌شود که مهم‌ترین آنها عبارت‌‌اند از:

الف. فقدان همبستگی میان گروه‌های مختلف اجتماعی و تشکلات 

متنوع سیاسی

ب. فقدان رشد و توزیع عادلانه اقتصادی

ج. فقدان نفوذ

د. فقدان مقبولیت

حل بحران نفوذ موکول به این است که دولت تا چه حد بتواند ظرفیت‌ها و فعالیت‌های خود را به طور موفقیت‌آمیزی برای مقابله با این مشکلات عام تکامل بخشد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.