ایران پس از عصر بحران
آیا اقتصاد بقا میتواند به اقتصاد تابآور تبدیل شود؟
اقتصاد ایران در دهههای گذشته آموخته است چگونه زیر فشار دوام بیاورد. تحریم، نوسان ارزی، تورم مزمن، محدودیت سرمایهگذاری، بحران انرژی، خشکسالی و تنشهای ژئوپلیتیک، هرکدام فشارهایی جدی بر اقتصاد وارد کردهاند؛ اما در ایران، بخش بزرگی از اقتصاد و جامعه بهتدریج سازوکارهایی برای ادامه زندگی در شرایط بیثباتی ایجاد کردهاند.
امیر احمد شیشهگر
اقتصاد ایران در دهههای گذشته آموخته است چگونه زیر فشار دوام بیاورد. تحریم، نوسان ارزی، تورم مزمن، محدودیت سرمایهگذاری، بحران انرژی، خشکسالی و تنشهای ژئوپلیتیک، هرکدام فشارهایی جدی بر اقتصاد وارد کردهاند؛ اما در ایران، بخش بزرگی از اقتصاد و جامعه بهتدریج سازوکارهایی برای ادامه زندگی در شرایط بیثباتی ایجاد کردهاند. بنگاهها بازارهای جایگزین یافتهاند، خانوارها الگوی مصرف خود را تغییر دادهاند و دولت بارها با ابزارهای اضطراری از اختلال شدید در بخشهایی از اقتصاد جلوگیری کرده است. در این مقاله میتوان این وضعیت را «اقتصاد بقا» نامید: اقتصادی که در برابر فشار نمیشکند، اما الزاما از فشار نیز قویتر بیرون نمیآید. امروز پرسش مهمتر این نیست که آیا اقتصاد ایران میتواند شوک بعدی را تحمل کند. پرسش آیندهپژوهانه این است: آیا میتوان از مرحله تحمل بحران عبور کرد و اقتصادی ساخت که نهفقط شوک را جذب کند، بلکه پس از آن بازسازی شود، خود را تطبیق دهد و مسیر رشد تازهای بسازد؟
تفاوت بقا و تابآوری
در ادبیات اقتصادی، تابآوری صرفا به معنای مقاومت نیست. OECD تابآوری اقتصادی را با توانایی اقتصاد برای تحمل شوکها، کاهش آسیبپذیری و بازیابی پس از آنها مرتبط میداند. بنابراین میان «دوامآوردن» و «تابآوربودن» فاصلهای اساسی وجود دارد. اقتصاد بقا معمولا کوتاهمدت فکر میکند. هدف آن تأمین ارز امروز، برق تابستان، جبران کسری بودجه امسال، کنترل قیمت این ماه یا حفظ تولید این فصل است. این اقدامات در شرایط اضطراری ضروریاند، اما اگر به شیوه دائمی اداره اقتصاد تبدیل شوند، هزینهای پنهان ایجاد میکنند: آینده برای حل امروز مصرف میشود. استهلاک زیرساخت، کاهش سرمایهگذاری، خروج سرمایه انسانی، فرسایش اعتماد، فشار بر منابع طبیعی و افزایش عدمقطعیت ممکن است در کوتاهمدت در آمار «دوامآوردن» دیده نشوند، اما ظرفیت اقتصاد برای مواجهه با شوک بعدی را کاهش میدهند. نشانههای هشدار نیز جدیاند. صندوق بینالمللی پول در تازهترین دادههای ۲۰۲۶ خود برای ایران، رشد اقتصادی منفی و تورم بسیار بالا را پیشبینی میکند. بانک جهانی نیز در ارزیابیهای خود، تحریمها، کمبود آب و انرژی و محدودیت سرمایهگذاری را از موانع رشد اقتصاد ایران دانسته است.
مسئله بنابراین فقط عبور از یک بحران نیست؛ خطر اصلی تبدیلشدن وضعیت اضطراری به وضعیت عادی است.
سه آینده برای اقتصاد ایران
از منظر آیندهپژوهی میتوان دستکم سه مسیر متفاوت را برای دهه پیشرو تصور کرد.
سناریوی اول: تداوم اقتصاد بقا
در این مسیر، هر بحران با پاسخی کوتاهمدت مدیریت میشود: کسری با منابع جدید، انرژی با محدودیت مصرف، ارز با مداخله، آب با انتقال و تولید با حمایتهای مقطعی. اقتصاد از بحران عبور میکند، اما بهرهوری پایینتر، سرمایهگذاری ضعیفتر و هزینه سازگاری بیشتر میشود. کشور دوام میآورد، اما فاصله آن با اقتصادهای در حال تحول افزایش مییابد.
سناریوی دوم: اقتصاد تابآور
در این آینده، هدف سیاستگذار فقط کاهش اثر شوک نیست؛ بلکه کاهش آسیبپذیری پیش از وقوع شوک است. تنوعبخشی به منابع انرژی، اصلاح تدریجی نظام مالی، تقویت بنگاههای رقابتپذیر، افزایش امنیت سرمایهگذاری، مدیریت پایدار آب، توسعه زیرساخت دیجیتال و سرمایهگذاری در مهارتهای آینده، جایگزین بخشی از مداخلات اضطراری میشوند. در چنین اقتصادی، انعطافپذیری مهمتر از کنترل کامل است. شبکه انرژی باید بتواند شوک را جذب کند؛ زنجیره تأمین باید مسیر جایگزین داشته باشد؛ بنگاه باید امکان تغییر بازار داشته باشد و نیروی کار بتواند مهارت خود را با فناوریهای جدید تطبیق دهد.
سناریوی سوم: اقتصاد تحولگرا
اما آیندهای فراتر از تابآوری نیز قابل تصور است. در این سناریو، بحران فقط تهدید نیست؛ پنجرهای برای بازطراحی اقتصاد است. کمبود انرژی میتواند محرک افزایش بهرهوری و توسعه انرژیهای نو شود. بحران آب میتواند الگوی استقرار صنعت و کشاورزی را تغییر دهد. محدودیت دسترسی به فناوری میتواند سیاست توسعه فناوری را هدفمندتر کند و هوش مصنوعی میتواند بهجای آنکه صرفا تهدیدی برای اشتغال تلقی شود، به ابزاری برای افزایش بهرهوری بنگاهها و دولت تبدیل شود.
در این مرحله، اقتصاد دیگر فقط در برابر بحران مقاومت نمیکند؛ از بحران برای تغییر مسیر توسعه استفاده میکند.
ظرفیت را باید پیش از بحران ساخت
اقتصاد تابآور در روز بحران ساخته نمیشود. همانطور که بیمارستان را هنگام وقوع زلزله نمیسازند، ذخایر نهادی، سرمایه انسانی، زیرساخت، اعتماد و قابلیت تصمیمگیری نیز باید پیش از شوک ایجاد شوند. به همین دلیل، گذار از بقا به تابآوری بیش از آنکه به یک «بسته اقتصادی» نیاز داشته باشد، به تغییر منطق سیاستگذاری نیاز دارد. شاید یک پرسش ساده بتواند معیار بسیاری از تصمیمهای اقتصادی باشد: این سیاست، توان ایران برای مواجهه با شوک بعدی را بیشتر میکند یا کمتر؟ اگر برای حل مشکل امروز، سرمایهگذاری فردا متوقف شود، تابآوری کاهش یافته است.
اگر برای تأمین انرژی امروز، منابع نسل بعدی فرسوده شوند، بحران فقط به آینده منتقل شده است. و اگر بنگاه، خانوار و دولت هیچ حاشیه امنی برای شوک بعدی نداشته باشند، آنچه ظاهرا ثبات نامیده میشود، ممکن است چیزی جز تعویق بحران نباشد.
بعد از بقا چه میآید؟
اقتصاد ایران شاید یکی از مهمترین قابلیتهای خود را در سالهای دشوار گذشته اثبات کرده باشد: توان ماندن. اما در جهان پرریسک آینده، ماندن بهتنهایی مزیت نیست. اقتصادهایی موفقتر خواهند بود که بتوانند شوک را زودتر ببینند، ظرفیت جذب آن را بسازند، سریعتر بازیابی شوند و از بحران برای اصلاح ساختارهای ناکارآمد استفاده کنند. بنابراین پرسش آینده ایران این نیست که «آیا بحران دیگری خواهد آمد؟». در جهانی که با تغییرات اقلیمی، رقابت ژئوپلیتیک، انقلاب هوش مصنوعی و نوسانات اقتصادی روبهرو است، شوکها بخشی از واقعیت خواهند بود.
پرسش درست این است: آیا بحران بعدی دوباره ما را به نقطه آغاز بازمیگرداند یا ما را یک گام به اقتصادی قویتر نزدیک میکند؟ اقتصاد بقا هنر دوامآوردن است؛ اقتصاد تابآور هنر بازیابی و سازگارشدن است؛ اما اقتصاد آینده، اقتصادی است که بتواند از دل بحران، ظرفیت تازهای برای رشد بسازد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.