عبرت شهریور 1401 برای 1405
وقتی قانون مغایر با فرهنگ و باورهای عمومی یا بخشهای بزرگی از جامعه باشد، اعمال زور برای اجرای آن جز منازعه و رودررویی مردم و دولت، حاصلی نخواهد داشت که در اولین فرصتها بروز خواهد کرد.
وقتی قانون مغایر با فرهنگ و باورهای عمومی یا بخشهای بزرگی از جامعه باشد، اعمال زور برای اجرای آن جز منازعه و رودررویی مردم و دولت، حاصلی نخواهد داشت که در اولین فرصتها بروز خواهد کرد.
در سالگرد جانباختن مهسا امینی باز هم حرکتهای تحریکآمیز به بهانه الزام به حجاب آغاز شده و احتمال شکلگیری تقابلهای پرمخاطره اجتماعی را بالا برده است. چهار سال پیش با انتشار خبر مرگ دختر بیگناه جوان در یکی از مراکز نیروی انتظامی، کشور به مدت حدود سه ماه درگیر اعتراضاتی گسترده شد.
اخبار رسمی میگفتند مهسا بر اثر بیماری زمینهای قبلی درگذشته است. عدهای نیز به استناد برخی شواهد فرضیه قتل را مطرح کردند. بین قتل و مرگ طبیعی فاصله بسیاری است. قتل داغ عمیقتر و سوزانتر و ماندگارتری بر دل و جان پدر و مادر و خانواده میگذارد. مرگ حق است ولی قتل ناحق. اما نکتهای مهمتر از هر دو فرضیه وجود دارد. مهسا امینی به ادعای نیروی انتظامی به دلیل عدم رعایت حجاب دستگیر شد، به مقر نیروی انتظامی اعزام شد و در آنجا به هر علت جان باخت.
مهم این است که این حادثه تلخ و دردناک بر بستری رخ داد که رفتارهای گشت ارشاد با برخی دختران و زنان و تبلیغات وسیع و گاه توهینآمیز علیه زنانی که پوششی غیر از دستورات فرهنگ رسمی داشتند، عملا فضای عمومی را ملتهب و حساس کرده بود.
این فضا فقط به جرقهای نیاز داشت و جانباختن مهسا در مقر نیروی انتظامی همان جرقه شد.
در ۱۲ آذرماه همان سال شورای امنیت کشور تعداد جانباختگان حوادث ۱۴۰۱ را ۲۰۰ نفر اعلام کرد که هم از نیروهای حافظ امنیت بودند و هم از معترضان. چه فرق میکند؛ هر دو سو از مردمان همین مملکت بودند.
بگذریم که در صحت این آمار تشکیک هم شد. تعدادی بسیار بیش از این به انواع جراحتها دچار شدند، عدهای اعدام شدند و بنا بر برخی اخبار بین از ۱۰ تا ۲۰ هزار نفر به زندان افتادند که با اقدام هوشمندانه عفو در بهمن همان سال بحران زندانیان تا حد زیادی کاهش یافت.
آثار و نتایج اجتماعی و سیاسی حوادث 1401، چه به روایتی آشوب نامیده شود یا به روایتی دیگر اعتراض مدنی، آسیبهای سخت و عمیقی را هم بر نظام سیاسی وارد کرد و هم بر پیکر جامعه و هم به روابط میان ملت و دولت. این حوادث نمونه برجستهای بود از سالها تشدید فزاینده تعارض در موضوع پوشش زنان بین فرهنگ رسمی که در قالب قوانین و دستورالعملهای متعدد دستور داده میشود و در اجرای آنها نقض قانون مکرر هم رخ میدهد، با فرهنگ عمومی که ریشه در نظامات اخلاقی جامعه دارد.
برای درک این واقعیت که فعالکردن تضادها به نام حجاب الزامی در تجربه سیاسی روز، براساس مدلهای تحلیلی جامعهشناسی حقوقی و به اتکای تجربه تاریخی، اقدامی زیانبار است که جز بحرانهای اجتماعی که به سرعت به سیاست گره میخورد، حاصلی نخواهد داشت.
در شرایط فعلی که با مشکلات عمیق اقتصادی، آثار وقایع دیماه 1404، کاهش امید به آینده، ادامه خطر گسترش جنگ با دشمن متجاوز و مشکلات دیگر، ایران بهوضوح بیش از همیشه نیاز به آرامش دارد، ازسرگیری اعمال زور به بهانه پوشش زنان واقعا چه هدفی را دنبال میکند؟
پیش از آنکه دیر شود، دولت و دستگاه قضا باید همت و جدیت فراوان را برای جلوگیری از ادامه این تحریکها از سوی جریانهای شناخته و ناشناخته پرنفوذ به کار بگیرند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.