جنگ؛ مجازی یا حقیقی
به نظر میرسد تجاوزهای 12روزه و 40روزه و آنچه از صدمات به کشور وارد شده است و شهادت رهبر شهید، فرماندهان نظامی، کودکان مینابی و سایر شهدا و همچنین حضور تجاوزگر آمریکا و اسرائیل و نقشههای متجاوزانه و جنایتکارانه آنها جهت آینده برای برخی افراد همچون مطالب فضای مجازی یا بازیهای جنگی ویدئویی جلوه میکند و به این باور نرسیدهاند که درندهخویی تجاوزکاران حسب آنچه واقعیت دارد و تاریخ نشان داده، همچنان باقی است و ما باید به مقاومت ادامه داده و شرایط مقاومت را برای کشورمان فراهم کنیم.
به نظر میرسد تجاوزهای 12روزه و 40روزه و آنچه از صدمات به کشور وارد شده است و شهادت رهبر شهید، فرماندهان نظامی، کودکان مینابی و سایر شهدا و همچنین حضور تجاوزگر آمریکا و اسرائیل و نقشههای متجاوزانه و جنایتکارانه آنها جهت آینده برای برخی افراد همچون مطالب فضای مجازی یا بازیهای جنگی ویدئویی جلوه میکند و به این باور نرسیدهاند که درندهخویی تجاوزکاران حسب آنچه واقعیت دارد و تاریخ نشان داده، همچنان باقی است و ما باید به مقاومت ادامه داده و شرایط مقاومت را برای کشورمان فراهم کنیم.
برخی از مجازیاندیشان در اندیشه جنگ آخرالزمانی و ظهور حضرت حجت(عج) هستند و میگویند ظهور شروع شده و حتی با قربانیکردن 50 درصد جمعیت باید به جنگ ادامه دهیم و دنیا را فتح کنیم. برخی دیگر میگویند باید شرایط آمریکا را پذیرفت و سازش کرد. هر دو نظریه از عداد نظرات مجازی است که حقیقتی را در بر ندارد. در این میان، دولتمردان و سیاستگذاران نیز بدون آنکه دقیقا به حقایق کنونی و آینده بیندیشند، سیاستهای مبهم و بیمنطق در یک اقتصاد شلخته را که حتی در زمان صلح نیز مسئلهآفرین است، در پی گرفتهاند و آخرین آن هم نظرات بانک مرکزی درباره مسائل ارزی است.
ریاست محترم بانک مرکزی اعلام کردند که بهزودی مبلغ دو میلیارد دلار ارز به بازار تزریق خواهد شد تا حباب قیمت ارز از بین برود. برای کسانی که چنین حرفهایی تاکنون نشنیدهاند، مثل کودکان دبستانی، ممکن است این نوع سخنان قابل باور باشد، اما کسانی که دهههای متوالی از این نوع سخنان شنیدهاند، فقط لبخندی از ناباوری بر لبانشان مینشیند. حال ببینیم آیا این حرفی که ریاست بانک مرکزی زدهاند، ماهیتا خوب است یا بد.
از همان اوایل پیروزی انقلاب و بهخصوص در زمان دفاع مقدس، دولت برای اینکه کسری بودجه را تأمین کند، نسبت به فروش اسکناس دلار و سکه طلا در بازار به صورت غیررسمی و بدون اعلام و حتی آگاهی هیئت وزیران اقدام میکرد. البته ظاهرا مخفی نگه داشته میشد، اما مردم بازار میدانستند و معمولا وقتی میگفتند بانک مرکزی از سوی دولت چنین میکند، حتی برای اعضای دولت قابل پذیرش نبود؛ زیرا چنین مسائلی در صحن دولت هرگز مطرح نمیشد. آهستهآهسته فهمیدیم که این عمل واقعا انجام میشود. پس از مدتی برای آنکه مسئله ترمیم مالی دولت مطرح نشود، گفتند برای یکسانسازی ارز، به بازار ارز تزریق میکنیم. دهها سال است که دولت مرتب به بازار ارز تزریق میکند و هیچگاه قیمت ارز در کشور یکسان نشده و روز به روز پول ملی کشور در مقابل دلار تضعیف شده است. نتیجه این عمل آنکه مرکز پژوهشهای مجلس در سال 1402 اعلام کرد در ۱۰ سال گذشته بیش از 280 میلیارد دلار خروج سرمایه از کشور داشتهایم. این فقط یک سوی قضیه است. وجود ارز آزاد در بازار و تأمین آن از سوی بانک مرکزی، قاچاق کالا را در امان نگه میدارد؛ زیرا قاچاقچیها درمییابند که امکان تبدیل ریال حاصله از فروش کالای قاچاق به ارز خارجی در بازار ارز تهران کاملا میسور و ممکن است. پس میبینیم که در دورههای مختلف بانک مرکزی همواره به کمک خارجکنندگان سرمایه و قاچاقچیان میشتافته است، حال با استدلال یکسانسازی نرخ ارز یا تأمین کسری بودجه دولت و جالب است که همیشه خود را مبتکر مینامیدند؛ مثل فروش دو هزار دلار به هر کدملی یا ارز چهارهزارو 300 تومانی به هر واردکننده. از آن سو، سیاستهای مختلف و ضدونقیض بانک مرکزی درباره واردات کالا و نیازهای کارخانجات به استفاده از ارز صادراتی یا... آنچنان دچار نوسان و تغییر بوده که شاید مشابه آن در هیچ کشوری یافت نشود. اینک که علاوه بر تحریم و قطع روابط بانکی بینالمللی، به محاصره دریایی (و شاید بعدا زمینی) رسیدهایم و نیازهای ارزیمان فزونی یافته، اعلام بانک مرکزی مبنی بر ورود به بازار ارز، علاوه بر اینکه ماهیتا نمیتواند روش مناسبی باشد، فقط بهعنوان یک ژست ضد افزایش قیمت ارز تلقی میشود و عملا نیز بینتیجه خواهد بود. بیان ریاست بانک مرکزی به معنای پربودن خزانه ارزی است، اما از سوی دیگر در جراید بسیار مطرح است که بانک مرکزی نتوانسته ارز کالای اساسی خریداریشده توسط بخش خصوصی را که ظاهرا یک قلم آن 7/1 میلیارد دلار است، به واردکننده مربوطه بپردازد.
در جراید نیز از سوی واردکنندگان اعلام شده به دلیل عدم تسویه ارزی با ایشان و پرداختنکردن به طرفهای فروشنده خارجی، امکان تداوم تأمین کالای اساسی بهشدت کاهش یافته است. چگونه جمع امور متضاد میتواند صورت گیرد؟ از یک سو دو میلیارد دلار ارز میخواهیم به بازار تزریق کنیم و از سویی ارز کالای اساسی را نمیدهیم. از این گذشته، ادای دِین در دین ما و در فرهنگ ما بر هر کاری حتی به تعبیری بر نمازخواندن مقدم است و کسی که دین به گردن دارد، بهتر است قبل از برپایی نماز به ادای دین خود بپردازد.
این بهانهای شد که بار دیگر مسئله حراست از ارز کشور را که در حقیقت خون زندگی ملت است، به مسئولان بانک مرکزی یادآوری کرد. هرچند در کشور هیچکس متوجه ارزش ارز در سیاستهای اقتصادی کشور نیست، درواقع ارز گلوگاه اقتصاد کشور است که باید از هر ذره آن حراست شود و ما برعکس در طول سالیان دراز با آن به مثابه ابزاری برای توجیه خود و سیاستهای اقتصادی خود استفاده کردهایم. هرچند امید چندانی به تغییر اساسی این سیاستها نیست، اما بانک مرکزی حداقل باید بتواند نسبت به تسویهحساب ارزی با همه طلبکاران ارزی بهویژه با کسانی که برحسب اعتبار خود کالای اساسی به کشور وارد کردهاند، اقدام کند. این فقط یکی از سیاستهایی است که به آن اشاره شد. آقایان مسئول در حکمرانی، تجاوز و نقشههای پلید دشمن را نه به عنوان یک امر مجازی، بلکه یک حقیقت و واقعیت عینی قبول و سازوکار لازم برای اداره جامعه را بدون ترس از مردم و براساس منافع کشور تنظیم کنید. اگر نمیتوانید این کار را بکنید، بهتر است بدون اتلاف ثروت جامعه از قبیل نیروی انسانی و منابع طبیعی با دشمن از سر سازش درآیید. توجه شود که سیاستهای جاری نهتنها در شرایط جنگی که در آن هستیم، حتی در زمان صلح قراردادی نمیتواند کشور را به ثبات برساند و سراشیبی جامعه و کشور امتداد خواهد یافت؛ پس چه بهتر اینک که در شرایط جنگی یا آمادهباش جنگی هستیم، به اصلاح سیاستها بپردازیم والا آن میشود که هنری کیسینجر، رهبر صهیونیسم بینالمللی اعلام کرد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.