راه دشوار پیشرو
لحظه اعلام رسمی خاتمه جنگ همیشه در طول تاریخ خوشحالکنندهترین لحظه برای مردمی است که زخمخورده جنگ هستند. این لحظه خوشحالی که برای مردم ما نیز سرانجام فرا رسید، هم یک نقطه عطف مهم است و هم سرآغاز یک دوره دشوار دیگر. در دورهای که گذشت، آمریکا و اسرائیل حاصلی جز شکست از جنگ تجاوزکارانه و غیرقانونی علیه کشورمان نبردند.
لحظه اعلام رسمی خاتمه جنگ همیشه در طول تاریخ خوشحالکنندهترین لحظه برای مردمی است که زخمخورده جنگ هستند. این لحظه خوشحالی که برای مردم ما نیز سرانجام فرا رسید، هم یک نقطه عطف مهم است و هم سرآغاز یک دوره دشوار دیگر. در دورهای که گذشت، آمریکا و اسرائیل حاصلی جز شکست از جنگ تجاوزکارانه و غیرقانونی علیه کشورمان نبردند. شکست آنها و بنبست در جنگ ثابت کرد چنین جنگهایی هیچگاه راهحل نبوده و نیست و این مهم میتواند نویدبخش عدم تکرار جنگ در آینده باشد.
هدف اصلی تفاهم حاصله بین ایران و آمریکا، ایجاد فرصت برای مذاکرات اصلی است. متن تفاهم که هنوز منتشر نشده، ظاهرا تنها حاوی قرارهایی درباره مسائل حادی مانند خاتمه جنگ در همه جبههها و همزمان بازکردن تنگه هرمز و رفع محاصره اقتصادی و نیز برخی امتیازات اقتصادی برای ایران است. همانطور که برخلاف برخی تصورات از قبل روشن بود، نه تاکنون مذاکرهای بر سر برنامه موشکی ایران و محور مقاومت انجام شده و نه چنین موضوعاتی در دستور کار است. ایران اکنون با دو دستور کار مهم و بسیار دشوار مواجه است؛ دستور کار اول به نتیجه رساندن مذاکرات اصلی بین ایران و آمریکا در مورد برنامه هستهای و لغو تمام تحریمهاست که اگرچه کاری بسیار دشوار خواهد بود، اما قطعا دشوارتر از دستور کار دوم، یعنی بازسازی ویرانیهای جنگ و قراردادن کشور در مسیر توسعه اقتصادی نیست.
کار در جریان مذاکره به دو دلیل آسان نخواهد بود:
1. ترامپ تا حداکثر ممکن تلاش خواهد کرد خروجی مذاکره برای او فراتر از برجام باشد و به این دلیل بر تعلیق غنیسازی در ایران و تعیین تکلیف موجودی غنیسازیشده اصرار خواهد کرد. مبنای کار دولت اوباما در برجام، گریز هستهای یکساله بود. به این معنی که اگر ایران تصمیم به ساخت بمب گرفت، حداقل به یک سال زمان برای فراهمکردن اورانیوم 90درصدی که برای ساخت یک بمب ضروری است، نیاز داشته باشد. سقف 300 کیلو اورانیوم 3.67 در ایران و سقف 5050 سانتریفیوژ نسل اول و... با این هدف تعیین شده بود. زمان گریز هستهای ایران اکنون در حدود دو هفته است؛ یعنی حتی اگر تنها توافقی مانند برجام نیز مدنظر باشد، خیلی کارها باید انجام شود.
2. در طول مذاکرات، یک عامل شرور سوم نیز وجود دارد که مصرانه در پی اخلال در مذاکرات خواهد بود. نتانیاهو در جریان برجام حداکثر تلاش ممکن را برای تخریب روند کرد تا حدی که در 15 مارس 2015 در یک نشست کنگره که توسط اکثریت جمهوریخواه ترتیب داده شده بود، علیه دولت اوباما سخنرانی کرد و بدون تماس با کسی در دولت آمریکا، به اسرائیل برگشت. این توافق ضربهای بزرگ به هدف استراتژیک اسرائیل تحت عنوان «تغییر چهره خاورمیانه» و اعمال هژمونی اسرائیل بر منطقه از طریق فروپاشی ایران است. مهمتر اینکه این بار توافق ایران و آمریکا یک شکست شخصی برای نتانیاهو نیز هست. او در آستانه انتخابات اسرائیل، در داخل به خاطر شکست در پیشبرد پروژهاش در مورد ایران و نیز ناتوانی از تأثیرگذاری بر دولت ترامپ و مهمتر از همه به دلیل رقمزدن شکستی برای اسرائیل در افکار عمومی آمریکا و جهان سخت مورد انتقاد است. شکست او در انتخابات تنها به از دست دادن قدرت ختم نخواهد شد، بلکه با توجه به پروندههای فساد او، زندان و بدنامی نیز میتواند در انتظارش باشد. بنابراین، او که چیزی برای باختن ندارد، از هیچ تخریبی در مذاکرات فروگذار نخواهد کرد؛ خاصه آنکه در تفاهم بین ایران و آمریکا که متن آن هنوز علنی نشده، با تأکید بر توقف جنگ در همه جبههها، تلویحا نقشی به اسرائیل نیز برای خرابکاری داده شده است.
اگرچه با توجه به موانع فوق، کار ایران در مذاکرات پیشرو دشوار خواهد بود، اما آنچه مهم است و همزمان در صورت نگاه جامع ایران میتواند کار را راحتتر کند، این است که دستور کار مقامات ایرانی در مذاکرات فراتر از نیل به توافقی محدود در مورد غنیسازی و رفع تحریمهای هستهای باشد. اکنون وقت آن رسیده که مسئولان نظام اهداف عالیتری و در رأس آن توسعه پایدار کشور و رفاه مردم را به محور اصلی دغدغههای خود ارتقا دهند؛ اهدافی عالی که در چندین دهه گذشته به خاطر جنگ و تنش در سیاست خارجی و تحریم پیوسته در محاق بوده است.
مذاکرات در ماههای آتی در صورتی بهعنوان موفقیتی برای ایران در تاریخ ثبت خواهد شد که علاوه بر حل مسائل هستهای و تحریمی، موانع موجود را از سر راه توسعه پایدار کشور نیز از میان بردارد. برای این منظور لازم است مذاکرات بهگونهای سازماندهی شود که بتواند به رفع جامع اختلافها با آمریکا و اروپا بینجامد و امکان دهد تا انرژی کشور بر داخل و مسائل اقتصادی و رفاهی متمرکز شود. برای این منظور لازم است طیف گسترده مشکلات سیاست خارجی که طی چند دهه بر هم تلنبار شدهاند، مدنظر مذاکرهکنندگان باشد و کار به شکلی پیش برده شود که شکلگیری یک سیاست خارجی متوازن که همزمان بر توسعه روابط با شرق و غرب و شمال و جنوب عالم متمرکز باشد.