فوتبال ایرانی علیه آزادی بیان
وضع آزادی بیان و آزادی رسانه در ایران به جایی رسیده است که حتی اشاره یک مربی فوتبال به تصمیم برای مسدودسازی یک سایت قانونی ورزشی منجر میشود.
وضع آزادی بیان و آزادی رسانه در ایران به جایی رسیده است که حتی اشاره یک مربی فوتبال به تصمیم برای مسدودسازی یک سایت قانونی ورزشی منجر میشود.
امیر قلعهنویی، مربی تیم ملی فوتبال ایران در جلسهای که فیلم آن منتشر شده است میگوید: «میکروفون دست کسانی است که زمان جنگ برنامه خود را تعطیل کردند و داخل غار نشستند. در جام جهانی پیدا شدند. سؤالم از مسئولین این است؛ چطور به کسانی که در زمان جنگ داخل غار بودند تریبون دادید تا هر روز تیم ملی را بزنند و نابود کنند؟... این آدمها را پیدا کنید. تعجب من از حاکمیت و دولتمردان است که چطور به این آدمها تریبون میدهند؟».
او ابتدا به یک امر سیاسی و غیرورزشی متمسک میشود که مخاطبان خاص خود (بخشی از مدیران!) را از نظر عاطفی و روانی و سیاسی آماده کند. سپس با این جمله که چطور به این آدمها تریبون داده شده است، تلویحا همان مدیران را تشویق به بستن تریبون یعنی همان حق آزادی بیان «این آدمها» میکند.
کمتر از یک روز بعد، سایت معتبر و قانونی «فوتبال 360» از دسترس خارج میشود که از منتقدان کیفیت فوتبال ایران در جام جهانی و مربیگری امیر قلعهنویی است و عادل فردوسیپور آن را اداره میکند.
اینجا مسئله اصلی نه فوتبال که نزول وضعیت حق آزادی و امنیت رسانه است که حتی انتقاد به تیم و مربی آن نیز بهانه مسدودسازی یک سایت مهم ورزشی میشود.
انتقاد حق بنیادین و اساسی هر رسانه است. در فوتبال نیز همیشه جریان نقد جاری است. انتخاب زبان و شیوه نقد از حقوق منتقد است. فقط کافی است در نقد توهین و افترا نباشد و خبر دروغ گفته و نوشته نشود.
عدهای برای تحدید حق آزادی بیان و انتقاد با سوءاستفاده از مادۀ 3 قانون مطبوعات به تعبیر «انتقاد سازنده» متمسک میشوند. این نوع تعابیر دستاویزیاند برای نفی آزادی بیان.
منتقد مکلف نیست به سوژه خود کار یاد بدهد و مثلا به بازیکن یا آن مربی که میلیاردها و دهها میلیارد پول میگیرد، فوتبال و مربیگری یاد بدهد. بخش مهمی از سازندهبودن انتقاد موکول به شخصیت سوژه است که چقدر صادق و انتقادپذیر باشد. ترس از انتقاد به این دلیل است که میتواند منافع فرد یا گروه خاصی را به خطر اندازد.
در ورزش و مهمتر از همه در فوتبال نیز وقتی انتقاد برای حفظ منافع فردی یا گروهی خطرناک میشود، واکنشهای حذفی شکل میگیرد. از اینجا به بعد آنها موضوع را از ورزش و فوتبال به حوزه سیاست میکشانند و با ابزار قدرت به مقابله با نقد و منتقد میروند.
خارجشدن سایت فوتبال 360 از دسترس نشان میدهد که فوتبال ایرانی در جهان سیاست تنفس میکند و انتقاد را مانع از کسب منافع پنهان در شبکه قدرت میبیند.
در تمام کشورهای صاحب فوتبال، اطلاعات مالی قراردادهای بازیکنان و مربیان افشا میشود. در ایران اما چنین نیست. اقتصاد فوتبال ایرانی چه در باشگاهها و چه در تیمهای ملی اقتصاد پشت پرده و پنهان است. مراجع رسمی نمیگویند که بازیکنان و مربیان، مانند مربی تیم ملی چقدر دستمزد میگیرند مگر آنکه بعد از انتشار اخبار غیررسمی مجبور شوند. مثلا مراجع رسمی صریحا نمیگویند آیا این خبر که امیر قلعهنویی چیزی معادل 140 میلیارد تومان دستمزد برای جام جهانی گرفته راست است یا نه.
در ایران بازیگری و مربیگری فوتبال هم سیاسی است. در سالهای اخیر چندین بازیکن و مربی بودهاند که رسما یا عملا بهخاطر برخی مواضع سیاسی قانونی یا تحت فشار قرار گرفتند یا برای مدتی از کار محروم شدند.
حالا امیر قلعهنویی نیز به تبعیت از رویه جاری ساختار پنهان فوتبال ایرانی در برابر انتقادات از منطق فوتبال به سیاست تغییر مسیر میدهد. او برای بهرهبرداری از قدرت سیاسی و منکوبساختن منتقدان آنها را «کسانی که در زمان جنگ داخل غار بودند» مینامد و به تریبونداشتن یا همان حق آزادی بیان و آزادی رسانه منتقدان حملهور میشود. او خیلی زود نتیجه سخنش را دریافت میکند و سایت فوتبال 360 از دسترس خارج میشود تا منتقد دیگر تریبون نداشته باشد. معمولا پنهانشدن پشت سیاست و برچسبزدن نشانه ضعف و نداشتن استدلال و ترس از روشنشدن حقیقت است. اهمیت و ارزش آزادی رسانه و آزادی بیان بسیار برتر از فوتبال و منافع فردی و گروهی آن است که به این راحتی نقض شود.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.