|

تصمیم در بحران

1- تمرکز در تصمیم‌گیری و مهم‌تر از آن تعیین مسئول تصمیم‌گیری، یک امر اساسی است. تمرکز و تعیین مسئولیت سبب می‌شود که «تصمیم‌گیری جنگی» که یک تصمیم حیاتی است، اسیر دو جنبه افراط و تفریط نشود و مقام مسئول پاسخ‌گو باشد. یک سوی افراط این است که بدون برآورد فنی از میدان، کشور وارد مهلکه شود و سوی تفریط، آن است که «ترسوها» دایر مدار تصمیم‌گیری شوند و یک‌شبه همه چیز بر باد برود.

1- تمرکز در تصمیم‌گیری و مهم‌تر از آن تعیین مسئول تصمیم‌گیری، یک امر اساسی است. تمرکز و تعیین مسئولیت سبب می‌شود که «تصمیم‌گیری جنگی» که یک تصمیم حیاتی است، اسیر دو جنبه افراط و تفریط نشود و مقام مسئول پاسخ‌گو باشد. یک سوی افراط این است که بدون برآورد فنی از میدان، کشور وارد مهلکه شود و سوی تفریط، آن است که «ترسوها» دایر مدار تصمیم‌گیری شوند و یک‌شبه همه چیز بر باد برود.

2- ما در وضعیتی قرار داده شده‌ایم که راه گریز و گزیری جز مقاومت نیست؛ یعنی جنگی همه‌جانبه و تهاجمی تا پایان. ملاحظات تصمیم‌گیری کلان در این زمینه باید رعایت شود؛ یعنی تمرکز و مسئولیت‌پذیری در برابر تصمیم‌ها. در شوراها مسئولیت‌ها گم می‌شود. این به آن معناست که مسئول اصلی هدایت کشور باید مشخص شود. در غیر‌این‌صورت «تصمیم» به سوی افراط‌گرایی بی‌مسئولیت گرایش می‌یابد.

3- معلوم نیست که تصمیم‌گیری شورایی در بحران تا چه حد پاسخ‌گو باشد. توجه داشته باشید که حتی «شورای موقت مذکور در اصل 111» با «شورای رهبری» تفاوت دارد.

4- در بحران‌ها تعیین استراتژی خروج ضروری است. اما استراتژی خروج ضرورتا به معنی استراتژی صلح نیست و می‌تواند سناریوی تصاعد نیز باشد. سناریوی تصاعد، طرف مهاجم را هم‌تراز با طرف قربانی گرفتار و او را مجبور به تمکین می‌کند. برخی گزارش‌ها، اگر نه بسیاری، از موفقیت‌های ایران در سناریوی تصاعد حکایت دارد. شاید آمریکا، اسرائیل و جهانیان تصور نمی‌کردند که در این مدت کوتاه ایران بتواند منطقه را به کنترل درآورد. البته این بسته به اطلاعات فنی نظامی است که ما در اختیار نداریم. اگر چنین باشد، استراتژی خروج در راه درستی قرار دارد.

5- فضای تصمیم‌های اساسی باید از هوچی‌گری جدا شود. حفظ فضای حماسه، مقاومت و جنگندگی ضروری است. ایرانیان جنگ‌طلب نیستند اما جنگنده‌اند. دمیدن روح حماسه نباید فضایی فراهم کند که کسی را یارای ارائه تحلیل‌های فنی نباشد و کارشناس فنی با هوچی‌گری از میدان به در برود.

6- به‌شدت از حاکمیت فرقه‌های خودسر در تصمیم‌گیری جنگی احتراز کنید. ویژگی اصلی اینان «بی‌مسئولیتی» است و هیچ‌گاه به هیچ چیز راضی نمی‌شوند. اینان کارشناسی‌های فنی نظامی را اسیر تحلیل‌های جناحی می‌کنند و به‌ویژه قدرت‌طلبی و شهرت‌طلبی را در زیر لایه‌ای ضخیم از شعارها و ادعاهای ماورائی می‌پوشانند؛ تا جایی که امر، هم بر خودشان و هم بر مسئولان مشتبه می‌شود. اینان آفت تصمیم‌گیری‌اند و شعارهای تندشان روح تصمیم‌گیران را تسخیر می‌کند.

7- تصمیم‌گیری جنگی را به ترسوها واگذار نکنید. آنان نسخه شکست می‌پیچند و از ترس مرگ توصیه به خودکشی می‌کنند.

8- ایرانیان از هوش، شجاعت و تجربه جنگی برخوردارند. دشمن، ما را در راهی قرار داده است که چاره‌ای جز مقاومت نداریم. با وجود انتقاداتی که طی سال‌ها در این ستون داشته‌ام، معتقدم که ایران به‌ویژه در دو سال اخیر از حزم و احتیاط و مذاکره و صلح‌طلبی دوری نگزیده است. وانگهی، این جنگ در چارچوب رقابت‌های جهانی قابل تحلیل است و نه ضرورتا در سقف کوتاه اقدامات یک «دولت انقلابی». ازاین‌رو دشمنان عزم کلیت ایران، تخریب و تجزیه آن کرده‌اند تا بر منابع انرژی ایران سلطه یابند و حاکمیت گذرگاه حیاتی جهان در جنوب کشور را تصاحب کنند.

9- «سخن» نوعی تصمیم‌گیری است. هر سخن رئیس‌جمهور در شرایط جنگی می‌تواند هزینه‌زا باشد. رئیس‌جمهور سخنان خود را به صورت مکتوب و حتما با مشورت کارشناسان حقوق بین‌الملل ارائه دهد.

از منظری معنایی، یک سو روح پاک ایران است که از توحید، فرهنگ و تمدنی چند هزار ساله سرچشمه می‌گیرد و سوی دیگر روح ناپاکی است که در جزیره اپستین تسخیر شده است.

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.